|
40 |
23/3/68 |
حس ششم کدام است |
1 |
1 |
34 |
|
♣ تمام خواب
: ساعت شش
ربع کم صبح چهار شنبه . نمیدانم ساعت دوازده یا یک شب بود که با دیدن یک خواب
نسبتاً ترسناک از خواب بیدار شدم . در آن حال خوابم یادم بود ولی یادداشت نکردم
و فعلاً یادم نیست . اکنون خوابی دیده ام که قسمتی از آن یادم است و مینویسم . خواب
میدیدم توی یک اتاق بودم که تاریک بود و چراغی روشن نبود ، به دیوار این اتاق یک
سوراخ شکاف مانند بود و من از این شکاف دیوار ، اتاق دیگر را میدیدم . درآن اتاق
عده ای زن و مرد بودند و یک نفر داشت سخنرانی میکرد ، من سخنران را ندیدم ولی
حرفهای او را میشنیدم ، آن اتاق روشن بود و میدانستم آنها مرا نمی بینند ، چون
این اتاق تاریک بود و من در تاریکی قرار داشتم و آنها در روشنائی . افرادی
را که در آن جمع شناختم یکی زهرا خواهر ایزدی بود با دخترش معصومه و یکی هم بتول خواهر خودم و
یکی مهناز و عده ای دیگر هم بودند . در موقع سخنرانی هر چند لحظه یک بار دسته
جمعی کف میزدند و شعری میخواندند و آخر آن با صدای بلند میگفتند هِی ، قیافه مهناز
تقریباً قیافه دو سه سال پیش او بود و قیافه معصومه دختر زهرا تقریباً دوازده تا
چهارده سال پیش و قیافه زهرا تقریباً پانزده یا بیست سال پیش او بود . جالب
این است که من در خواب وقتی معصومه و مادرش را دیدم در همان حال حس کردم که این
چهره فعلی آنها نیست و این چهره مال سالهای قبل است . در خواب نتیجه گرفتم شاید
این صحنه که دارم میبینم حقیقی نباشد و یک فیلم باشد ، ولی کاملاً متوجه بودم که
اینها حقیقی هستند و خودشانند . چهره بتول را هم دیدم چهره بیست سال پیش او بود
. مورد
جالب دیگر این خواب این بود که بتول تعریفی کرد که من از خنده روده بُر شدم و خودم را از جلو شکاف
دیوار کنار کشیدم تا متوجه خنده های من نشوند . و کوشش هم میکردم صدای خنده هایم
را نشنوند اما خنده هایم صدا نداشت و در دل میخندیدم . تعریف بتول این بود که
گفت : به قول هوشنگ وقتی آدم زن میگیرد باید زنش شب اول مسلمان باشد که چادر
داشته باشد ، وقتی هم عروس چشمش به چول مرد میافتد میگوید این چی چی یِس . و این
جمله را با لهجه غلیظ اصفهانی گفت که من بی اندازه در خواب خنده ام گرفت و تا
کنون بیاد ندارم در خواب اینطور خندیده باشم . ♠ توضیحات : /
اتاق من تاریک و اتاق دیگر روشن بود ، / خنده من زیاد و بدون صدا بود. / دیدن
چهره های زمانهای گذشته و درک آنها که مال گذشته است در خواب ( در صورتی که قبلاّ
یادم نیست چنین درکی داشته باشم. / خواندن یک شعر دسته جمعی و گفتن هِی در آخر
آن. / ندیدن سخنران و ندانستن اینکه او کیست. / با خواندن و دست زدن و دیدن چهره
جوانهای پسر در خواب حدس زدم باید خوزستانی باشند. / دیروز یادم هست که اصلاّ به
فکر ز ... و مع ... دخترش نیفتاده ام و بت ... و مه ... را هم ندیده ام . فقط دیروز عصر یک بار طی
... زنگ زد و گفت عب ... نیامده آنجا گفتم نه کاری داشتی گفت نه و خدا حافظی
کرد. بعد از نیم ساعتی دوباره زنگ زد و وقتی گفتم زنگ زدی و سراغ عب ... را
گرفتی گفت من نبودم شاید لیلا بوده من از این حاشا کردن او خیلی خنده ام گرفت و
پشت تلفن خیلی خندیدم. طی ... گفت چرا میخندی من نبودم و لیلا بوده من زیاد
خندیدم و در همان حال کوشش میکردم جلو خنده خودم را بگیرم. نتیجه
: با آن سؤال و این خواب، من حدس زدم حس ششم باید حس تجسم باشد. یعنی ما
میتوانیم دیدنی ها و شنیدنی های گذشته خود را مجسم کنیم با وجودی که در زمان حال
هستیم . حس تجسم در خواب فعال تر از احساسهای دیگر است ( از حسهای رابط دیگر ) حس
تجسم زمانی فعال است که حسهای رابط در حد اقل عمل خود باشند. یعنی موقعی که پنج
حس به کار است حس تجسم ما خیلی خفیف است ولی وقتی میخواهیم موضوعی را در ذهن
مجسم کنیم برای اینکه بهتر تجسم شود یکی از کارهایی که میکنیم بستن چشمان خومان
است. ///////////////////////////////////////////// شرح و بیان این
خواب و تاریخ تفسیرهای انجامشده : // حس ششم یک مجموعهی احساس متافیزیکی مانند درد، غم، شادی،
ترس، ناراحتی، خنده، گریه، غصه، و ... میباشد که از طریق فضاهای خالی و هیچ وجود ما دریافت و توسط
فضاهای خالی و هیچ درونِ ذرات خدای هستی، کرمچالههای ریسمانی و اَبَرریسمانی،
و رشتههای انرژی درک و مدیریت میشوند. این شناخت در تاریخ 10/11/97 تکمیل و بهروز
شد. // ///////////////////////////////////////////// نمادهای مطرحشده
در خواب، و معانی و مفاهیم آنها در مراحل اول : الف : ب : // 10/7/71 / در این خواب با سؤال حس ششم کدام است خنده
ام گرفته و بی اندازه خندیده ام. 17.1 . // 10/7/71 / خواب در رابطه با سؤال و احساس پدید آمده
در مغزمیانی است 10.2 . // 27/4/72 / در این خواب اتاق تاریک نماد ناحیهی حسی
حرکتی قشر منتشر مغز بوده 12.529 ≥ . // 15/3/73 / نوشتهام یکی از یافتههای من یکی شدن
احساسهای گرفته شده از پیرامون در درون است . اکنون باخواندن یادداشت تفسیرخواب
حس ششم 27/4/72 متوجه درستی این نظر خود شدم زیرا در این خواب تعدادی جوان
آبادانی در حال دست زدن دیدهام که با هم یک مرتبه کلمه هِی میگفتند از آنجا که
میدانم جوانان آبادانی هر کدام نماینده یک حس پیرامونی و جمع آنها مجموعه
احساسهای دریافتی از پیرامون است. هِی گفتن آنها با هم ، یکی شدن احساس های
گرفته شده از پیرامون در درون است. 5.37 . // 10/9/90 / با توجه به موارد جدید شناخته شده در
رابطه با پوست بدن و خواب حس ششم تاریخ 23/3/68 امروز متوجه شدم حس ششم احساس
خنده و عمل به آن است . بخش مغزی درک احساس خنده هم مغزمیانی است . ≥ // 10/1/92 / با توجه به مفاهیم خواب 28/10/69 با موضوع من و دادخواه مشغول نقشه برداری و
تفسیر آن در تاریخ 27/8/74 . امروز متوجه شدم حس ششم در وجود ما حس دیدن رؤیا
است . ≤ ≥ . // 21/3/92 / با توجه به مجموعه خوابهای دیده شدهام از
جمله این خواب 23/3/68 . و خواب دیده شده خواهرم 11/5/68 با سؤال حس ششم میتوان نتیجه گرفت که حس ششم در وجود ما احساس غم و
شادی باشد . ≤ . // 16/7/92 / با توجه به یافتهها ی امروز در رابطه با
جگن های دیده شده در خوابهایم ، اکنون این شناخت به ذهنم رسیده که حس ششم در
وجود ما نتیجه و میانگینی از بینائیهای میتوکندریها در رابطه با اطراف و
پیرامون بدن باشد. ≥ . ///////////////////////////////////////////// تغییرات و یافتههای
جدید : // 26/7/96 / یکی دو رورز است توجهم به این یافته جلب شده
که موهای ما گیرندههای حسی ی حس ششم (نگاه درون به پیرامون و پیرامون به درون)
است که در رابطه با کرمچالههاست. کرمچالهها یا ریسمانهایی که با تجمع ذرات
خدای هستی به وجود آمدهاند. 28/7/96 : در خواب دیدهشده در تاریخ 23/3/68 با سؤال «حس ششم کدام است»، اتاق روشنی که
در آن عدهای زن و مرد بودند و یک نفر داشت سخنرانی میکرد بخش پُنسِ مغزمیانی ی
من در زمان دیدن خواب، و اتاق تاریکی که من توی آن بودم و از یک سوراخ شکاف
مانند به دیوار، اتاق روشن را میدیدم، نگاه موهای پوست بدن به مغز میانی در
زمان دیدن خواب بوده // در تاریخ 25/8/99 بهروز گردید. 28/7/96 : حس ششم که یک مجموعه احساس
متافیزیکی ی عکسالعملی مانند : درد، غم، شادی، جنسی، ترس، ناراحتی، خنده، گریه،
غصه، و ... میباشد، بَر رویهم عکسالعملهای مغزمیانی و پوست بدن نسبت به
یکدیگر در زمانهای بیداری و دیدن خواب است. // در تاریخ 25/8/99 تکمیل و بهروز
گردید. ///////////////////////////////////////////// مطالب انتقال دادهشده
از پایاننامه ... تعداد دیگری از همانندیهای مطرحشده در خوابهایم که زبان
گفتمان درونی ی من بودهاند : 28/7/96 : در خواب دیدهشده در تاریخ 23/3/68 با سؤال «حس ششم کدام است»، اتاق روشنی که در آن عدهای زن
و مرد بودند و یک نفر داشت سخنرانی میکرد بخش ( pons ) مغزمیانی ی
من در زمان دیدن خواب، و اتاق تاریکی که من توی آن بودم و از یک سوراخ شکاف
مانند به دیوار، اتاق روشن را میدیدم، نگاه موهای پوست بدن به مغزمیانی در زمان
دیدن خواب بوده // در تاریخ 25/8/99 بهروز
گردید. 28/7/96 : حس ششم که یک مجموعه احساس متافیزیکی ی عکسالعملی مانند
: درد، غم، شادی، جنسی، ترس، ناراحتی، خنده، گریه، غصه، و ... میباشد، عکسالعملهای
مغزمیانی و پوست بدن نسبت به یکدیگر در زمانهای بیداری و دیدن خواب است. // 25/8/99 تکمیل و بهروز شد. در حاشیه / یک / توجهم به این
نکته جلب شده که شِعر به معنی ی / زلف، / گیسو، / و مو هم، معنی شده درنتیجه میباید
یافتههای در رابط با خوابِ دیدهشده در تاریخ 23/3/68 با سؤال «حس ششم کدام است» یافتههای صحیح و درستی باشد. 3/10/99 . در حاشیه / دو / همچنین با
توجه به موارد مطرحشده در خواب، خود من در زمان نگاه کردن به آن فضای روشن که
بخش پونس مغزمیانی بوده، مو و موهای ناحیهی تناسلی بودهام. 3/10/99 . |
|||||
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر