|
37 |
21/3/68 |
چگونه تصاویر در ذهن ما مستقیم است |
1 |
1 |
33 |
|
♣ تمام خواب
: ساعت یک و
نیم شب . خواب میدیدم سوار بر یک موتور بودم و در جائی برفی مشغول رانندگی ، ترک
موتورِ من ♀ و ♀ نشسته بودند ، مثل اینکه ♀ هم بود . من توی برفها رانندگی میکردم
و مواظب بودم زمین نخورم . بعد از یک سوراخ در سربالائی که به دیوار بود به سرعت
با موتور به آنطرف دیوار پریدم . آنطرف زمین پر از برف بود و ما پیاده شدیم از
روی زمین برف جمع کنیم بخوریم . وقتی پیاده شدیم دیدم یک نفر مرد جلو سوراخ
دستهایش را به طرفین باز و به دیوار تکیه داده . اینطور حدس زدم که این شخص
مواظب است وسیله های نقلیه ای که از دو طرف سوراخ رد میشود با هم تصادف نکنند . تکیه
دادن به دیوار در جلو سوراخ و باز کردن دستها به طرفین و چسباندن آنها به دیوار
و نگاه او به سوراخ نشان دهنده این موضوع بود که او مواظب آن سوراخ است تا تصادف
نشود . ما هم وقتی از آن سوراخ رد میشدیم نمیدانستیم ممکن است تصادف کنیم ولی
وقتی رد شدیم و به سوراخ نگاه کردم متوجه شدم که ممکن است تصادف شود . البته باز
بگویم که آن سوراخ بصورت سربالائی بود و موتور ما با حالت پرش از آن سوراخ گذشت
. بعد مشغول نگاه کردن روی زمین برای جمع آوری برف برای خوردن شدیم . روی زمین
بصورت پشت بام بود و گودال و بلندی پشت بام مانند داشت . البته شاید هم بوسیله
برف اینطور شده بود ولی حس میکردم روی پشت بام هستیم . این پشت بام بنظر من خیلی
دور بود و فکر میکردم مثلاً در قطب جنوب هستیم . خلاصه موقعی که برای جمع آوری
برف به زمین نگاه میکردیم اول دقت کردم از جائی برف جمع کنم که دست نخورده باشد
چون بعضی جاها جای پنجه هائی که برفها را جمع کرده بود روی زمین بود . نمیدانم
برف جمع کردیم یا نه ولی هرچه بود احساس سرما نکردم . حتی در دستهایم هم که به
برفها زدم احساس سرما نکردم . صحنه بعد یادم هست در منزلی بودم و افرادی هم
بودند ولی یادم نیست چه کسانمی بودند . فقط میدانم یک نفر از کسان ♀ حالت روانی داشت و یک نفر دیگر
هم از آنها داشت حالت روانی پیدا میکرد ، و من بنظرم میرسید که او هم مانند اولی
دیوانه میشود . بعد یادم هست سوار موتور بودم و زمین بارانی و گل آلود بود . در
تمام این صحنه من مواظب بودم زمین نخورم . ترک موتور من یک نفر نشسته بود که فکر
میکنم ♂ بود . بعد ♂ هم میخواست سوار شود من
همینطورکه روی موتور نشسته بودم جلوتر آمدم تا جای ♂ هم بشود . دوتا حدس اینجا زدم و انجام نشد یکی
اینکه وقتی خودم را روی موتورجلو کشیدم فکر کردم باید به اول باک موتور برسم و
وجود باک را که با بدنم تماس برقرار میکند حس کنم ولی حس نکردم . دوم اینکه ♂ ( فکر کردم ) که برای نشستن ♂ جلوتر میآید باید بدنش با بدن من
تماس بر قرار کند ومن وجود اورا پشت سر خودم حس کنم که نکردم . بهر صورت ♂ هم نشست و رفتیم ولی مثل اینکه
چیزی در آن خانه جا گذاشته باشیم برگشتیم آنرا بر داریم . منظره این صحنه ها چه اتاق
و چه موتور سواری فعلی ما و بارانی بودن زمین ، شب بود و در شب اتفاق میافتاد .
وقتی بر گشتیم ♂ پیاده شد و خودش را قایم
کرد و جلو خانه نیامد و نمی خواست کسی او را ببیند . ما به در خانه رفتیم ، حالا
نمیدانم با موتور یا پیاده توی خانه رفتیم یانه ولی صحنه ای در خانه دیده ام که
یادم نیست چی بود . بهر صورت مثل اینکه یک ساک به ما داده شد . صحنه بعد اینطور
به نظرم آمد که دور از خانه ♂
آمد سوار موتور شد . مثل اینکه روی موتور داشت یادداشت بر میداشت و کارش را
یادداشت میکرد . من صدایش را میشنیدم که با خودش صحبت میکرد . بنظرم چیزی مینوشت
و آن کارهای روزانه اش بود . بعد توی کوچه ها و خیابانها من موتور میراندم و
آنها پشت سرم بودند . خیلی مواظب بودم زمین نخورم زیرا زمین تر و گلی و خیس بود
. بعضی جاها پستی و بلندی جوی مانند داشت که من بیشتر مواظب بودم زمین نخورم .
آخر این صحنه منظره روز بارانی و از نظر نور حالت مواقع ابری را داشت . من وارد
خیابان شده بودم و میخواستم از روی یک پل باریک که اطرافش بنظرم میله آهنی بود
با موتور رد شوم . باز میگویم مواظب بودم لیز نخورده و زمین نخورم . اول این پل
یک نفر به پشت سری من که قبلاً به نظرم ♂ بود گفت آقای ♂
و به نظرم میآید آقای ♂ نماینده روزنامه ... در
... بود . خلاصه من از روی این پل باریک با مواظبت زیاد رد شدم و درست در آخر پل
وارد کیوسک لوازم فروشی شدم . آخر پل با موتور وارد یک کیوسک که اطرافش شیشه ای
بود شدم و ♂ توی این کیوسک مشغول
فروختن چیزهائی بود که نمیدانم آنها چی بود . در اطراف این کیوسک شیشه ای منظره
شهر و خیابانهای شهر پیدابود ، که البته نمیدانم چه شهری بود . ♠ توضیحات و یافتهها : 1 - با توجه به سؤالی که کرده ام فکر میکنم در مغز
ما جائی کنترل تعادل بدن و تصویر های دیده شده را به عهده دارد و این تصویر ها
را تعادل داده و آنها را برای ما با واقعیت آنها وفق میدهد . / 2 - این موضوع هم
برای چندمین بار به من ثابت شد که تماس با بدن در خواب حس نمیشود . / 3 - آنچه
ما خواب میبینیم الگو و برداشتی از کارها و تفکرات روز قبل ما میتواند باشد .
مثلاً امروز عصر سوار موتور ♂
شدم به منزل استاد ♂ رفتم و شب هم که با ♀ دور هم بودیم صحبت مادر پیش آمد
که مریض روانی شده بود و چیزهائی میدید که وجود نداشت . / 4 - ما خواب را یک
واقعیت میبینیم . البته حرکاتی در خواب هست که احساس میکنیم با واقعیت جور نیست
مثلاً همین حس نکردن شخص پشت سرم . ولی بهر صورت تمام خوابی که میبینیم برایمان
در آن لحظه حقیقت است و حس نمیکنیم خواب هستیم و واقعیت ندارد . / 5 - وجود ♂ ( شوهر ♀ ) را من با صدایش تشخیص دادم و خودش را پشت سرم روی موتور
ندیدم . یافتهها : . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ : : کلمه ♂ ( ... + ... ) در این خواب به معنی
جد خوب ، پدر بزرگ خوب ، پدر مادر و پدر پدر خوب و نیکوست 3.19 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: سوراخ در میانه کوه : : مغزمیانی 12.13 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: ♂ : : مغزمیانی
12.13 . ¶ . تفسیرها :
22/7/73 - . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : موتور : : پنیس 22/9/89 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : جائی برفی :
: ختنه گاه و گلانس پنیس در دوران خواب . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : پرده های مغز
در ارتباط شبانه دوران خواب با پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♀ ( دختر♀ ) : : پیامهای آمده
از پرده های مغز به پنیس در دوران خواب . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : مغزمیانی در ارتباط
با پنیس در دوران خواب . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری / زبان رؤیا : ترک موتور من ♀ و ♀ نشسته بودند ، مثل اینکه ♀ هم بود : : ترک
موتور من که همان گذشته موتور من یا پشتیبانان من میباشد عبارت بوده از پرده های
مغز و مغزمیانی با نماد های ♀ و ♀ ، ♀ در این میان پیام
آمده از پرده های مغز به پنیس در دوران خواب بوده . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : سوراخ در سربالائی که به دیوار بود : : سوراخ پیشابراه در نوک گلانس
پنیس . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : پشت بام : : پوست غشاء گلانس پنیس . ¶ . زبان رؤیا : بعد
از یک سوراخ در سربالائی که به دیوار بود به سرعت با موتور به آنطرف دیوار پریدم
: : من پیام آمده از پرده های مغز به پیشابراه انتقال یافته به "پوست
غشاء" گلانس پنیس از سوراخ پیشابراه در دوران خواب بوده ام . ¶ . همانند و یکی
بودن : یک نفر مرد در جلو سوراخ با دستهای باز شده در این خواب : : خود من با
دستهای باز شده در سینه کشی جلو لکوموتیو قطار در خواب 7/7/76 با عنوان انسان
حیوان نما 22/9/89 .
¶ . من یا
دیگران : من توی برفها رانندگی میکردم و مواظب بودم زمین نخورم : : من اولین
پیامهای بیداری سیستم اعصاب خود مختار آمده از پرده های مغز گذشته از مغزمیانی (
ترک موتور بودن ♀ ) رسیده
به دستگاه تناسلی در دوران خواب بوده ام 1/11/90 . ¶ . من یا دیگران /
نکته ها و دلایل : حس میکردم روی پشت بام هستیم اما این پشت بام بنظر من خیلی
دور بود و فکر میکردم مثلاً در قطب جنوب هستیم : : روی پشت بام برفی دیده شده نمادی
بوده برای پوست غشاء گلانس پنیس در دوران خواب ( حالت شبانه فضای خواب ) و من
درحال راندن موتور نظارت و مدیریت پرده های مغز بوده ام که به دلیل وجود برف و
دوری راه بین پرده های مغز و گلانس پنیس آنجا را قطب جنوب دانسته ام . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : برف : : اطلاعات و احساسهای فعلاً در خواب ، قبلاً گرفته شده در
دوران بیداری ، انبار شده در میتوکندریهای سلول های دستگاه تناسلی . ¶ . معانی و مفاهیم
: سوار موتور بودم : : من همان موتور بوده ام . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : موتور : : اعصاب خودمختار سمپاتیک و پارا سمپاتیک . ¶ . معانی و مفاهیم
: ترک موتور من : : عقبه موتور من ، نقطه شروع حرکت موتور ( پرده های مغز ) تا
این لحظه . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♀ : :
بیداری پرده یِ عنکبوتیه مغز . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♀ : :
بیداری پرده یِ نرم شامه مغز . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♀ : :
بیداری مغزمیانی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری / معانی و
مفاهیم : ترک موتورِ من ♀ و ♀ نشسته بودند : : مسیر اعصاب خود مختار از پرده های مغز
تا مغزمیانی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری / معانی و
مفاهیم : ترک موتور ِمن ♀ و ♀ نشسته بودند مثل اینکه ♀ هم بود : : مسیر
اعصاب خود مختار از پرده های مغز تا مغزمیانی و بعد ازآن . ¶ . پرسش و پاسخ :
پرسش من این بوده که چگونه تصاویر در ذهن ما مستقیم است : : به نظر من پاسخ داده
شده مغز این بوده که مدیریت ، نظارت و اجرا ی برنامه مستقیم بودن تصاویر در ذهن
ما با پرده های مغز و سیستم اعصاب خود مختار میباشد . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : یک سوراخ در سربالائی : : سوراخ پیشابراه با نگاه از درون پیشابراه
به آن . ¶ . من یا دیگران :
بعد از یک سوراخ در سربالائی که به دیوار بود به سرعت با موتور به آنطرف دیوار
پریدم : : من اولین پیامهای بیداری دوران خواب آمده از پرده های مغز در مسیر
اعصاب خود مختار به پیشابراه انتقال یافته به نمای لب مانند غشاء پیشابراه در
نوک گلانس پنیس بوده ام . ¶ . معانی و
مفاهیم : وقتی پیاده شدیم : : وقتی اولین مجموعه پیامهای بیداری دوران خواب شامل
پیامهای پرده های مغز و مغزمیانی به پوست غشاء گلانس پنیس میرسد . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : دیدم یک نفر مرد جلو سوراخ دستهایش را به طرفین باز و به دیوار تکیه
داده : : نمای لب گونه غشاء پیشابراه با جنسیت مرد ( ذرات بنیادی جاذبه ) در نوک
گلانس پنیس که دستهای او پوست غشاء گلانس پنیس بوده . 1/11/90 . ¶ . معانی و مفاهیم /
همانند و یکی بودن : ♂ در این
خواب با معنی زنده و فانی : : همان ♂ با معنی نیای نو و نیای جدید است . 26/11/90 . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری / همانند و یکی بودن / معانی و مفاهیم : ♂ : : ♂ با معنی نیک بخت و خوشبخت شده همان
بهتر شده نیای ♂ و زنده و
به روز شده ♂ بوده . در
اصل ♂ به روز
شده اطلاعات و احساسهای بایگانی شده در میتوکندری های
سلولهای پوست پنیس و فضاهای غاری وگلانس پنیس بوده . 26/11/90 . ¶ . |
|||||
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر