|
47 |
2/4/68 |
اتفاق فردا، امیدوارم یکی از اتفاقاتی را که فردا برایم
پیش میآید را خوا ... |
2 |
2 |
36 |
|
♣ تمام خواب
اول : ساعت
دو بعد از نیمه شب ، خواب میدیدم در کشور اسرائیل هستم . در یک محل اجتماعات
مانند سینما یا سالن سخنرانی . مردم روی مبل یا صندلی نشسته بودند . چهره ها و
لباسها تماماً مُد بالا بود ، یعنی مانند این بود که در یک سالن اجتماعات خیلی
خیلی مد بالا حضور داشته باشم . مردم با کت و شلوار و کراوات با چهره هائی آخرین
تیپ حاضر بودند . تا آنجا که یادم است چهره ها میانسال و بالای سن و سال بود .
کودک و نو جوان ندیدم . نمیدانم منتظر سخنرانی یا تماشای مسابقه بودم . بهر صورت
صدای خاله فاطمه را از پشت سر میشنیدم که داشت صحبت میکرد . طرف صحبت او و
همچنین خود او را ندیدم ولی صحبتهای او را میشنیدم . نمیدانم چی میگفت ولی بیشتر
طرف صحبت او به نظرم مادرم بود . اما این یادم است که همه سکوت کرده بودند و او
در سکوت بقیه داشت صحبت میکرد . در آن حال من فکر میکردم در این جمع که همه
منتظر اجرای برنامه یا سخنرانی ویا هر چیز دیگری هستند صحبت خاله فاطمه زیادی
است ولی به او چیزی نگفتم . صدای خاله فاطمه از بین جمعیت پشت سرم میآمد و به
نظرم مادرم هم پشت سرم بود . اما او و مادرم را ندیدم . در این حال نمیدانم کسی
برایم تعریف کرد یا چه جوری بود که فهمیدم منطقه یا جائی که من بودم یک منطقه سلطنتی
است . محلی با خانه های مسکونی زیاد متعلق به خانواده سلطنتی ولی بعد از انقلاب
افراد آن مجتمع های مسکونی را صاحب شده توی آنها نشسته اند . آن شخص که این
اطلاعات را میداد میگفت دولت برای مبارزه با مصادره این خانه ها بجای اینکه آنها
را از خانه ها بیرون کند اصلاً هیچ نگفته و آنها را در دسته های پنج نفری گرسنگی
داده تا مجبور شوند از آن محل ها بیرون روند . من در خواب فکر کردم اگر ما هم
میدانستیم آمده بودیم یکی از آن خانه ها را مصادره کرده بودیم چون دولت کاری
نداشته و ایراد نمیگرفته . ♠ توضیحات : 1
: به نظرم تمام این خواب در یک کشور خارجی اتفاق افتاد که به نظرم اسرائیل بود .
/ 2 : بیشتر خاله فاطمه بود داشت تعریف میکرد و من فکر میکردم او متوجه نیست دیگران
غیر از مادرم حرف او را میشنوند . / 3 : مثل اینکه خاله فاطمه برای مادرم داشت
از یک کشور دیگر یا از یک دنیای دیگر حرف میزد . / 4 : حرف های خاله فاطمه بصورت
اطلاعات و یک مجموعه خبر بیان میشد . / 5 : چهره ها در خواب آخرین تیپ بود ولی
یادم نیست در بین چهره ها زن دیده باشم . چهره ها یک سالن سخنرانی دانشمندان و
پزشکان بود . 6
: با وجودیکه صحنه ها در یک خواب اتفاق افتاد ولی دنبال هم نبود . اول یک صحنه
دیدم مثل اینکه باشخصی دیگر وارد آن اجتماع میشدم . صحنه بعد چهره ها بود که
دیدم و احساس اینکه در یک کشور خارجی مثل اسرائیل هستم . صحنه سوم که یادم است
تعریف زنی که فکر میکنم خاله فاطمه بود و طرف صحبت او که فکر میکنم مادرم بود .
صحنه بعد در یک جای دیگر ولی باز در یک کشور خارجی و موضوع خانه های مصادره شده
. البته در خواب کلمه مصادره شده بنظرم نیامد . صحنه بعد اینکه گفته شد دولت در
دسته های پنج خانواده ای آنها را گرسنگی میداده ولی به آنها در مورد نشستن توی
آن خانه ها هیچ نگفته . ساعت دو و نیم شب تمام خواب دوم : ساعت چهارو ده دقیقه شب است . اکنون خواب میدیدم به یکی
از دفاتر روستائی منتقل شده ام به نظرم فلاورجان بود . وقتی صبح رفتم دفتر را
باز کنم دیدم دفتر باز است و چند مشتری آنجا هستند و کار دارند . یک نفر کارمند
قد کوتاه خپله که وسط سرش هم کم مو و طاس بود آنجا میخواست مردم را راه بیاندازد
رفتم به او گفتم شما کی هستید .گفت مرا مدیرکل به اینجا منتقل کرده . من کمی
ناراحت شدم چون انتظار داشتم مدیرکل حکم مدیر دفتری را برای من میزد و اکنون
حتماً میخواهد حکم مدیر دفتری را به او بدهد و فکر کردم من اینجا چه کاره میشوم
. گفتم خوب حالا شما چطوری درب دفتر را باز کرده و داخل آمده ای . گفت من باز
کردم و قبلاً اینجا بوده ام . میخواستم بپرسم از قبل کلید داری که یک جوان دیگر
صحبت کرد و فهمیدم او هم به آنجا منتقل شده . دوباره از اولی پرسیدم خوب چطوری
داخل آمدی و او دوباره جواب سرراستی
نداد و من متعجب بودم که او چگونه درب دفتر را باز کرده و داخل آمده . یک
بار هم در مقابل سوال من گفت برو از توی آشپزخانه بپرس . من فهمیدم منظور او این
است بروم از زنم بپرسم و فهمیدم او نمیداند زن ندارم . خلاصه به من حالی نکرد
چطوری توی دفتر آمده و کلید داشته یا نه . بعد یادم هست به یک مشتری تمبر دادم
او یک سکه یک ریالی به من داد ، متوجه شدم تمبر نامه یک ریالی نیست به دومی نگاه
کردم و گفتم پنج ریال میشود . یادم نیست پنج ریال داد یا نه ولی دوباره متوجه
شدم تمبر پنج ریالی هم نیست و بیست ریالی شده . صحنه بعد اینکه در یک لحظه
نمیدانم چی شد آن کارمند دوید توی اتاق دیگر دفتر که به نظر من یک دفتر پست
روستائی بود و در حالی که یک فانوسقه به کمرش بود یک کوله پشتی به کول انداخت . من فهمیدم آماده باش زده اند
و او برای عملیات رزمی به سرعت دارد آماده میشود . در این لحظه محمد باقر حبیب
الهی را دیدم که چهره اش را سیاه کرده و
دارد به من نگاه میکند و میخندد . من حدس زدم که او هم جزو افراد آماده باش است
و او بوده به آن کارمند گفته آماده باش است و اینطور فهمیدم که آن کارمند و حبیب
الهی همکارمان از طرف اداره دوباره به بسیج مأمور شده اند و عملیات نظامی دارند
. من به حبیب الهی که چهره اش را سیاه کرده بود گفتم دو باره تو را فرستادند ولی
او با لبخند نگاهم کرد و میخواست برود . ♠ ///////////////////////////////////////////// شرح و بیان این
خواب و تاریخ تفسیرهای انجامشده : // 28/10/68 -
28/11/69 - 29/11/69 - 6/1/70 - 17/9/70 - 30/10/70 - 9/12/70 - 20/3/71 -
7/10/72 - 15/10/72 - 6/3/73 - 16/5/74 - // // خواب در پاسخ به سؤال، و در رابطه با پیامهای حسی ی بیداری
گرفته شده از پیرامون، بایگانی شده در ستونهای سلولی قشر منتشر مغز است. // ///////////////////////////////////////////// نمادهای مطرحشده
در خواب، و معانی و مفاهیم آنها در مراحل اول : الف : // در این خواب : اسرائیل ستونهای سلولی قشر منتشر مغز بوده که
اطلاعات وارد شده به درون آنها بصورت چوب کبریت های روی هم بایگانی میشوند. برگرفته
از مفاهیم خواب 9/5/70 با سؤال چند نوع اطلاعات بایگانی شده در وجود خودمان
داریم. // در این خواب گفتمان ( مُد بالا ) : به روز شدنِ قشر منتشر مغز
و پرده های مغز بوده. // اسرائيل و فلاورجان در این خواب : هر دو نماد کل فضای
مغز بوده اند. اسرائیل نماد خاموشی و
بیحرکتی، و فلاورجان نماد بیداری و جنب و جوش. // نوشته ام مثل اینکه خاله فاطمه داشت برای مادرم از یک کشور دیگر
یا از یک دنیای دیگر حرف میزد : در ادیان، ادبیات، فلسفه، وفرهنگها، همیشه موضوع
یک دنیای دیگر وجود داشته و بود و نبود آن همیشه مورد بحث و جدل بوده، هرچند خود
من از افرادی بودهام که دنیائی غیراز دنیای معمول زندگی و حیاتمان را قبول
نداشتم اما اکنون با افتخار می پذیرم که چنین دنیائی وجود دارد اما نه با شکل و
صورت دنیای بیداری وحیات، بلکه با شکل و صورت دنیای خواب و ممات. // دنیای بیداری و حیات، دنیای ذرات بنیادی موج است که کوچکترین
آن در خواب خانواده عاطفیها تاریخ 4/11/69
بصورت امواج نور (♣ ) و یک ذره سفید
مطرح شده، بزرگترین آنهم بخش در حال جنب و جوش و گردش کائنات میباشد، البته این
دنیا در وجود ما از بخش تحتانی مغزمیانی تا نوک شست پاها است. ب : // 31/5/71 / آمدن نام کشور اسرائیل در این خواب با
سؤال اتفاق فردا به دلیل شناخت ذهنی من از کلمه اسرائیل است که آنرا کشوری
مصادره کننده زمین میشناسد 8.1 . // 31/5/71 / باتوجه
به این مسئله که یافتهام سینما در این خواب نمادی است برای ناحیه حسی حرکتی
قشرمنتشر مغز میتوان پذیرفت سینما محلی برای دریافت پیام، و سالن سخنرانی محلی
برای ارسال پیام باشد. // 19/9/71 / در این خواب آمده که در خانههای مصادره
شده خانوادههایی در دستههای پنجنفری نشستهاند، دولت هم هرچند آنها را گرسنگی
داده ولی از خانهها بیرون نکرده. این گفتمان نشان دهندهی این است که اطلاعات
بایگانیشده در قشر منتشر مغز مردههایی هستند که تغذیه نمیشوند. 11.2 . // 27/3/77 / با توجه به معانی و مفاهیم خواب 7/10/72
با سؤال معنی ی کشور اسرائیل. در این خواب اتفاق فردا 2/4/68 کشور اسرائیل نمادی
بوده برای ناحیهی حرکتی حسی ی قشر منتشر مغز که میتواند با نماد بانک صادرات در
خواب ظاهر شود. 2.204 . // 27/3/77 / در این خواب ناحیه سلطنتی همان کشور
اسرائیل و هر دو نمادی بوده برای ناحیه حسی حرکتی و حرکتی حسی قشر منتشر مغز.
2.205 . // 27/3/77 / در این خواب سینما ناحیه حسی حرکتی و سالن
سخنرانی ناحیه ی حرکتی حسی ی قشر منتشر مغز بوده. 12.524 . // 28/3/77 / باتوجه به اینکه دریافتهام سینما در این خواب
نمادی است برای ناحیه حسی حرکتی قشرمنتشر مغز، میتوان پذیرفت سینما محلی برای
دریافت پیام و سالن سخنرانی محلی برای ارسال پیام باشد. 3.53 . // 30/3/77 / با توجه به شناختهای جدید از خواب اتفاق
فردا تاریخ 2/4/68 و اطلاعات قبلی به دست آمده از کتابهای پزشکی و به دلیل مطرح
شدن دستههای پنج نفری در این خواب میتوانم قبول کنم هر صندلی دیده شده در سالن
سینما یا سخنرانی نمادی بوده برای یک ستون سلولی در پنج لایه ناحیه حرکتی ی قشر
منتشر مغز و شخص پزشک یا داشمند نشسته روی صندلی لایه ششم آن ستون سلولی بوده.
توجه شود از دید و نگاه درون بیرونی ترین لایه قشر منتشر مغز لایه ششم و درونی
ترین آن لایه اول است. این دیدگاه در خواب 24/8/70 با عنوان طنابهای موئی پست
طبقه ششم مطرح شده. 12.529. // 8/9/89. / خواب
در پاسخ به سؤال و در رابطه با بایگانی شدن اطلاعات در ستونهای سلولی قشر منتشر
مغز است. // 8/9/89 / در این خواب اینطور آمده : «خانه هائی
مصادره شده ، و خانواده هائی در دسته های پنج نفری در آنها نشسته اند و دولت
آنها را گرسنگی داده ولی از آن خانه ها بیرون نکرده.» این به این معنی است که
خانواده های مطرح شده در دسته های پنج نفری مرده هائی هستند که در قشر منتشر مغز
بایگانی شده اند و محتاج غذا نیستند. // 2/11/89 / اسرائيل همان سينما و سالن سخنراني بوده. // 5/11/91 / دنیای خواب و ممات دنیای ذرات بنیادی
جاذبه است که کوچکترین آن در خواب خانواده ♂ ها بصورت میانه
تاریک امواج نوسان کننده نور و یک ذره سیاه مطرح شده بود. // 6/11/91 / با توجه به یافتههائی که اکنون به
آنها رسیدهام برایم معلوم و اثبات است
ذرات بنیادی جاذبه موتور حرکت، و ذرات بنیادی موج وسیله حرکت میباشند. این موتور
و وسیله حرکت در خواب خانواده عاطفیها بهصورت کوانتومهای نور ، و در خواب
20/10/72 با سؤال کار سربرال پدونکل بصورت یک انسان کامل مرده اینگونه مطرح شده
: « ... یک جا یادم است در جائی شکل سرداب مانند بودم . کسان دیگری
هم بودند و اتفاقاتی افتاد که یادم نیست . یک جا یادم است جلو من مرده ای دراز
بود و شخصی داشت آن مرده را میشست ، مرده بصورت گوشت و پوست و استخوان روبرویم
بود ولی سر او را نمیدیدم ، کسی هم طرف سر او بود و با کیسه ای که در دست داشت
آن مرده را میسائید و میشست ، آن مُرده همانند یک مردهی واقعی دست و پایش و
بدنش خشک شده بود و با فشار هائی که آن شخص ( مرده شوی ) میآوردآن مرده به همان
شکل اولیه اینطرف آنطرف غلطیده میشد ، آن شخص با سختی و فشار ، بدن آن مرده را
میسائید ، همانطور که نوشتم خودش طرف سر مرده بود ( تقریباً پشت دیواری ) و مرده
به طرف سمت راست دید من دراز بود » ///////////////////////////////////////////// تغییرات و یافتههای
جدید : // 30/9/98 / با توجه به این معانی و مفاهیم از فلاورجان مطرح شده در خواب : {( فلاور + جان ) : ( فلاور بامعنی و مفهوم « دستپاچگی،
سراسیمگی ، دستپاچه کردن، گیج کردن، آشفتن، مضطرب کردن، عصبانی کردن » ). و جان
( بامعنی و مفهوم « روح حیوانی، و نیرویی که تن به آن زنده است » ) } نماد بیداری
ی فضای مُخ (مغز سر) در زمان دیدن رؤیا بوده. // 17/11/98 / در این خواب. دولت نماد مغز میانی بوده در
حالی که مدت زمانی است پذیرفته ام رئیس جمهور نماد ریز دانههای متراکم عنکبوتی
ی مغز در سینوس ساژیتال تحتانی ی مغز است. ///////////////////////////////////////////// مطالب انتقال دادهشده
از پایاننامه ... تعداد دیگری از همانندیهای مطرحشده در خوابهایم که زبان
گفتمان درونی ی من بودهاند : در
خواب دیدهشدهی 2/4/68 با سؤال «اتفاق فردا.
امیدوارم یکی از اتفاقاتی که فردا برایم پیش میآید را خواب ببینم» صحبتی
از کشور اسرائیل، و سینما و سالن سخنرانی شده : در
این خواب کشور اسرائیل نماد قشر منتشر مغز. سینما نماد ناحیهی حسی حرکتی. سالن
سخنرانی نماد ناحیه حرکتی حسی. نهایت همگی قشر منتشر مغز بودهاند. 19/9/71 : در گفتمان خواب 2/4/68 آمده که در خانههای مصادره شده
خانوادههایی در دستههای پنجنفری نشستهاند، دولت هم هرچند آنها را گرسنگی
داده ولی از خانهها بیرون نکرده. این گفتمان نشاندهندهی این است که اطلاعات
بایگانیشده در قشر منتشر مغز مردههایی هستند که تغذیه نمیشوند. 23/3/77 : میتوان پذیرفت که در خوابهای ما سینما و سالن سخنرانی
نمادی برای دریافت و ارسال پیام مانند قشر منتشر، و به عبارتی قشر خاکستری ی مغز
باشند. |
|||||
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر