۱۳۹۶ فروردین ۲۱, دوشنبه

تفسیر خواب سلول‌های دو قطبی شبکیه چشم

404
19/3/69
تفسیر خواب سلول‌های دو قطبی شبکیه چشم



×

تمام تفسیر و یافته‌ها : ساعت نه و پنجاه دقیقه شب. روی خواب کار سلول‌های دو قطبی 4/9/68 بیشتر مطالعه کنم. یادداشت کاملی در این باره بنویسم و موارد زیر را در نظر بگیرم . 1 - من در این خواب یک بار خواب دامن زرد 11/12/65 و سنگ پرتاب شده در خواب کار سلول‌های کیاسما 14/9/68، و یک بار چوب پرتاب شده توسط در خواب دامن زرد، و اشعه پرتاب شده در خواب کیاسما بوده‌ام. در این خواب دفعه اول که کرایه نشین قبلی را دیدم و حرف نزده رفت، من همان و سنگ، و دفعه دوم که با او صحبت کردم همان چوب و اشعه بوده‌ام . 2 - معنی تغییر مکان و به خانه جدید رفتن، یعنی از سلول‌های مخروطی به سلول‌های دو قطبی وارد شدن. 3 - معنی کار و دیگران را نمی‌دانم چیست . 4 - قنداق کردن بچه توسط همان کودک را به‌صورت سنگ در آوردن است که می‌تواند توسط سلول دو قطبی انجام شود و شاید کارهای و دیگران آماده کردن اشعه برای دادن به سلول بعدی باشد . 5 - علف یا پِهِن ریختن روی پارچه قنداق بچه می‌تواند کُد یا عمل خاصی باشد که فعلاً نمی‌دانم چیست . 6 - بودن کرایه نشین قبل از ما در این خانه یعنی بودن خود من که تکرار شده‌ام . 7 - دیدن کرایه نشین دَم در، به معنی رفتن من به سلول بعدی است یعنی من که در اینجا بچه قنداق شده بوده‌ام به سلول بعد به‌صورت سنگ پرتاب شده‌ام . 8 - کت و شلوار نو و تمیز یعنی همان قنداق جدیدی که دور من پیچیده شده و نو بوده. 9 - چون در اینجا نوشته‌ام کت و شلوار خاکستری بوده و در خواب کار سلول‌های مخروطی 2/6/68  من شلوار کُردی طوسی پوشیده و می‌خواسته‌ام وارد اتاق شوم، و چون در خواب دامن زرد در آن اتاق موسیقی شنیده‌ام می‌توانم پیش بینی کنم که شنیدن موسیقی باید در سلول بعد از سلول دو قطبی باشد. 10 - در باره دیدن آن کرایه نشین قبلی و صحبت کردن با او نشانه حرکت دو باره من به سلول بعدی منتها این بار به‌صورت اشعه خواب کیاسما و چوب خواب دامن زرد. 11 - در باره موضوع بعدی که می‌دانستم می‌خواهد به دِه برود و وسایل خانه‌اش را دیدم فعلاً درکی ندارم غیر از این که کلمه مسیب دارای معنی است و معنی مُسیب آن‌طور که در فرهنگ عمید آمده یعنی آزاد گذاشته شده، کودک یا چهار پا که آزاد و بدون نگهبان باشد و به هر کجا خواهد برود. به این ترتیب در اینجا موضوع معنی خواهد داشت یعنی من یا همان مُسیب یا همان کودک قنداق شده و یا سنگ پرتاب شده آزاد هستم هر کجا می‌خواهم بروم. ساعت ده و ده دقیقه شب.

هیچ نظری موجود نیست: