۱۳۹۵ خرداد ۱۴, جمعه

توهم در خواب ، چرخ و فلک

668
22/1/70
توهم در خواب ، چرخ و فلک

1
2

361
تمام خواب : ساعت چهارو چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر . امروز ساعت یک ونیم از اداره آمدم . فکر کردم نیم ساعتی بخوابم و بلند شوم ، اما نزدیک به دو ساعت خوابیدم . در این مدت مرتب خواب و بیدار میشدم و رادیو هم در کنارم برنامه پخش میکرد . دلیل نوشتن این یادداشت خوابی است که در این فاصله دیدم . نزدیکی های آخر این خواب و بیداری ، بصورت کُپ روی تشک خوابیده بودم و طبق معمول یک دستم زیر سرم و دست دیگرم در کنارم بود . در آن حال میدانستم خواب هستم و فشار بدن خودم را روی دستم حس میکردم . دوسه بار قبل از آن تصمیم گرفته بودم بیدار و بلند شوم ولی دوباره خواب میرفتم . یک جا خواب دیدم توی یک صف ایستاده بودم . به نظرم میآید مکان خواب من خیابان خُرم سرکوچه الیادران به طرف فلکه صارمیه باشد . من ایستاده بودم و پشت سرم هم کسانی بودند ، میدانستم بعد از توقف جلو میرویم . گاهی جلوتر بودم و میدانستم یک چمدان در کنار و سمت راست من است . مثل اینکه آنرا هم با خودم جلوتر میآوردم . یادم هست یک صف دیگر هم سمت چپ من بود و آدمها به فاصله ایستاده بودند . یک جا یادم است در سمت جلو و راست خودم توی هوا یک چرخ و فلک دیدم ( مانند چرخ و فلک هائی که دارای یک نیمکت است با دو زنجیر که بصورت بالا و پائین دایره وار تاب میخورد ) . چرخ و فلکی که من دیدم بجای داشتن نیمکت بصورت یک بالاخانه چهارگوش و فضای روبروی من باز بود ولی میدانستم پنج طرف دیگر آن گرفته است . یعنی یک جعبه مستطیل شکل که یک طرف آن باز باشد و من این را به تعداد زیاد بصورت یک چرخ و فلک میدانستم . دیدن این چرخ و فلک توی هوا دوسه بار تکرار شد . فقط یک بار یادم است توی آنها بجای آدم تعدادی چرخ میدیدم که یا تایر عقب و یا تایر جلو آنها از توی این چرخ و فلک پیدا بود ، من فکر کردم وقتی این چرخ و فلک تاب بخورد حتماً دو چرخه ها از توی این چرخ و فلک پائین خواهند افتاد و فکر میکردم چرا آنها را آنجا گذاشته اند .
یک صحنه دیگر هم در همان مکان یادم است توی صف جلوتر آمده بودم ولی چمدانم در عقب سرم مانده بود . یک جا هم یادم است توی صف سمت چپ خودم و جلوتر بودم . یک صحنه یادم است میدانستم خوابم و چون دست چپم در زیر سرم فشار رویش میآمد میخواستم بیدار شوم . مانند یکی دو خواب گذشته کوشش کردم خودم خودم را از خواب بیدار کنم . در اینجا یادم است ذره ذره دستم را پائین آوردم و به دست دیگرم که پائین بود رساندم و احساس تماس بین دو دستم کردم . بعد متوجه شدم آب دهانم کمی به چانه ام ریخته با دست آنرا هم پاک کردم و دیدم پاک شد و دیگر نیست . در اینجا این نتیجه را گرفتم که بیدار شده ام و فکر کردم اگر بیدار نشده بودم آب چانه ام پاک نمیشد . بعد که بیدار شدم متوجه شدم خواب میدیده و بیدار نشده بودم . من قبلاً دوبار دچار توهم زمان خواب شده بودم و هر دوبار موقعی که میخواستم بیدار شوم مکان برایم شناخته شده بود ولی امروز در لحظه ای که دچار توهم و رؤیا شدم مکان برایم مفهوم نبود و مثل اینکه صدای رادیو را هم متوجه نبودم . در صورتیکه قبل و بعد ازآن رؤیا صدای رادیو و مکان برایم شناخته شده بود .  
یافته ها : . . تفسیرها : 1/7/70 - . . همانند و یکی بودن : چرخ و فلک در این خواب 22/1/70  که من دیدم بجای داشتن نیمکت بصورت یک بالاخانه چهارگوش و فضای روبروی من باز بود ولی میدانستم پنج طرف دیگر آن گرفته است : : جعبه چهار گوش خیلی باریک و دراز به اندازه یک خودکار که روی آن کار قلمکاری و خاتم کاری انجام شده بود در خواب 11/1/70 با سؤال معنی دوچرخه . 22/5/91 . . همانند ویکی بودن : دوتا صف که یکی از صف ها من توی آن بودم و یک چمدان در کنار و سمت راست من بود : : دوتا تایر دوچرخه های دیده شده . . گفتمان خواب و بیداری : دوتا تایر دو چرخه ها : : اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک . 22/5/91 . .

هیچ نظری موجود نیست: