|
668
|
22/1/70
|
توهم در خواب ، چرخ و فلک
|
|
1
|
2
|
|
361
|
|
♣ تمام خواب : ساعت چهارو چهل و پنج
دقیقه بعد از ظهر . امروز ساعت یک ونیم از اداره آمدم . فکر کردم نیم ساعتی
بخوابم و بلند شوم ، اما نزدیک به دو ساعت خوابیدم . در این مدت مرتب خواب و
بیدار میشدم و رادیو هم در کنارم برنامه پخش میکرد . دلیل نوشتن این یادداشت خوابی
است که در این فاصله دیدم . نزدیکی های آخر این خواب و بیداری ، بصورت کُپ روی
تشک خوابیده بودم و طبق معمول یک دستم زیر سرم و دست دیگرم در کنارم بود . در آن
حال میدانستم خواب هستم و فشار بدن خودم را روی دستم حس میکردم . دوسه بار قبل
از آن تصمیم گرفته بودم بیدار و بلند شوم ولی دوباره خواب میرفتم . یک جا خواب
دیدم توی یک صف ایستاده بودم . به نظرم میآید مکان خواب من خیابان خُرم سرکوچه
الیادران به طرف فلکه صارمیه باشد . من ایستاده بودم و پشت سرم هم کسانی بودند ،
میدانستم بعد از توقف جلو میرویم . گاهی جلوتر بودم و میدانستم یک چمدان در کنار
و سمت راست من است . مثل اینکه آنرا هم با خودم جلوتر میآوردم . یادم هست یک صف
دیگر هم سمت چپ من بود و آدمها به فاصله ایستاده بودند . یک جا یادم است در سمت
جلو و راست خودم توی هوا یک چرخ و فلک دیدم ( مانند چرخ و فلک هائی که دارای یک
نیمکت است با دو زنجیر که بصورت بالا و پائین دایره وار تاب میخورد ) . چرخ و
فلکی که من دیدم بجای داشتن نیمکت بصورت یک بالاخانه چهارگوش و فضای روبروی من
باز بود ولی میدانستم پنج طرف دیگر آن گرفته است . یعنی یک جعبه مستطیل شکل که
یک طرف آن باز باشد و من این را به تعداد زیاد بصورت یک چرخ و فلک میدانستم .
دیدن این چرخ و فلک توی هوا دوسه بار تکرار شد . فقط یک بار یادم است توی آنها
بجای آدم تعدادی چرخ میدیدم که یا تایر عقب و یا تایر جلو آنها از توی این چرخ و
فلک پیدا بود ، من فکر کردم وقتی این چرخ و فلک تاب بخورد حتماً دو چرخه ها از
توی این چرخ و فلک پائین خواهند افتاد و فکر میکردم چرا آنها را آنجا گذاشته اند
.
یک صحنه دیگر هم در همان مکان یادم است توی صف جلوتر آمده بودم ولی
چمدانم در عقب سرم مانده بود . یک جا هم یادم است توی صف سمت چپ خودم و جلوتر
بودم . یک صحنه یادم است میدانستم خوابم و چون دست چپم در زیر سرم فشار رویش
میآمد میخواستم بیدار شوم . مانند یکی دو خواب گذشته کوشش کردم خودم خودم را از
خواب بیدار کنم . در اینجا یادم است ذره ذره دستم را پائین آوردم و به دست دیگرم
که پائین بود رساندم و احساس تماس بین دو دستم کردم . بعد متوجه شدم آب دهانم
کمی به چانه ام ریخته با دست آنرا هم پاک کردم و دیدم پاک شد و دیگر نیست . در
اینجا این نتیجه را گرفتم که بیدار شده ام و فکر کردم اگر بیدار نشده بودم آب
چانه ام پاک نمیشد . بعد که بیدار شدم متوجه شدم خواب میدیده و بیدار نشده بودم .
من قبلاً دوبار دچار توهم زمان خواب شده بودم و هر دوبار موقعی که میخواستم
بیدار شوم مکان برایم شناخته شده بود ولی امروز در لحظه ای که دچار توهم و رؤیا
شدم مکان برایم مفهوم نبود و مثل اینکه صدای رادیو را هم متوجه نبودم . در
صورتیکه قبل و بعد ازآن رؤیا صدای رادیو و مکان برایم شناخته شده بود . ♠
یافته ها : . ¶ . تفسیرها
: 1/7/70 - . ¶ . همانند و یکی بودن : چرخ و فلک در این خواب 22/1/70 که من دیدم بجای داشتن نیمکت بصورت یک
بالاخانه چهارگوش و فضای روبروی من باز بود ولی میدانستم پنج طرف دیگر آن گرفته
است : : جعبه چهار گوش خیلی باریک و دراز به اندازه
یک خودکار که روی آن کار قلمکاری و خاتم کاری انجام شده بود در خواب
11/1/70 با سؤال معنی دوچرخه . 22/5/91 . ¶ . همانند ویکی بودن : دوتا صف که یکی از صف ها من توی آن بودم و
یک چمدان در کنار و سمت راست من بود : : دوتا تایر دوچرخه های دیده شده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دوتا تایر دو چرخه ها : : اعصاب
سمپاتیک و پارا سمپاتیک . 22/5/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۱۴, جمعه
توهم در خواب ، چرخ و فلک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر