۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه

رؤیا پیوند دهنده یِ خواب و بیداری است

1621
29/11/72
رؤیا پیوند دهنده یِ خواب و بیداری است



×

تمام یادداشت و یافته ها : ساعت هفت و بیست دقیقه شب . امروز توی منزل بودم . صبح تا حالا یکی دو یادداشت پاکنویس کرده ام . در این مدت متوجه مسائلی در رابطه با خواب پرواز روح 25/11/72 و خواب یاددادن به من چگونه از خواب بیدار شوم 28/11/72 شده ام که بصورت کوتاه و خلاصه یادداشت کرده ام . الان تصمیم دارم یادداشت کاملی در رابطه با مسائل بیاد آمده بنویسم . درخواب 28/11/72 اینطور به من گفته شده که اگر بالای قوزک پایم را فشار بدهم و یا ابرو هایم را ماساژ دهم از خواب بیدار میشوم . بهتر است من این موضوع را در بیداری تجربه کنم ببینم آیا شخص خوابیده ای را میشود با چنین عملی از خواب بیدار کرد یا نه . البته فعلاً فکر میکنم جواب مثبت باشد زیرا به تجربه معلوم شده هنگام خستگی چشم و خواب آلودگی ، اگر چشمها ماساژ داده شود در صد خواب آلودگی کم میشود و بینائی روشنتری پیدا میکنیم ، من فکر میکنم این مساله بدلیل ماساژ نورون های اعصاب سمپاتیک چشم باشد . البته باید این دو مساله روی اشخاصی که خواب هستند امتحان شود . 2 - در صحنه ای از خواب دیشب کودکی در بغلم بود و او با ماساژ دادن ابروهایم مرا بیدار کرد . به نظر من همانطور که خود او در صحنه ای از خواب گفته ، او مرحله بیداری و من در آن لحظه مرحله خواب بوده ام ، بودن او در بغل من یکی بودن خواب و بیداری است و من این مساله را اینطور توجیه میکنم . الف : بنظر من مغز تصمیم گیرنده ما که همان پایه مغزی یا تشکیلات مشبک است دارای دو مرحله فعالیت کاری است . یکی زمانی که ما بیداریم و این سیستم در چهارچوب این شناخت دارای فعالیت است ، و یکی زمانی که ما خوابیم و در آن مرحله این سیستم در چهارچوب مراحل خواب فعالیت دارد . ب : در مرحله بیداری تجزیه و تحلیل مغز میانی با دسترسی به بایگانی اطلاعات مغزی مربوط به زمان بیداری است . در این مرحله اطلاعات گرفته شده از پیرامون با اطلاعات بایگانی شده همین سیستم تجزیه و تحلیل شده  برای ما مفهوم میگردد ( برای مرحله بیداری ) . ج : در مرحله خواب باید تجزیه تحلیل مغز میانی با دسترسی به بایگانی اطلاعات مغزی مربوط به زمان خواب باشد ، در این مرحله سیستم بایگانی زمان بیداری غیر فعال است و ما آگاهانه نمیتوانیم به این مسائل دسترسی پیدا کنیم ولی در این مرحله اطلاعات مردانه سیستم درونی با همکاری اطلاعات مردانه بایگانی شده همان سیستم در ارتباط قرار دارد و مورد تجزیه تحلیل قرار میگیرد . دال : به نظر من مرحله قبل از بیداری و دیدن رؤیا مرحله ای است که اطلاعات مردانه موجود مربوط به زمان خواب هر دو فعال هستند و سیستم تشکیلات مشبک پایه مغزی هر دو این اطلاعات را بررسی و تجزیه تحلیل میکند . این موضوع در تصویر مقابل نمایش داده شده ( ) . هه : الان یادم به خواب معنی چیست 24/10/69 افتاد که در آن خطوطی بصورت زیکزاک ( ) دیده ام . شاید بتوان رابطه ای بین آن خطوط شکسته و این نقشه کشیده شده فعلی من بدست آورد ضمناً یاد خواب ... .
در حاشیه : الان داشتم توی فهرست مطالب میگشتم خواب 14/4/70 با سؤال خواب دیدن چگونه احساسی است نظرم را جلب کرد . آنطور که در فهرست مطالب نوشته ام در این خواب کار گذاشتن سویچ زنگ درب منزل و تک زنگ بلند و تک زنگ یواش و پاشنه درب و سیم خواب دیده ام . بنظر من باید این صحنه چیزی مثل خواب کارکروموزوم شماره دو از گروه a  تاریخ 22/4/68 باشدکه توپی به طرف من میآمد و ومن به گفته کسی آهسته یا تند با پایم به آن میزدم .
دنباله یادداشت : یاد خواب چند نوع اطلاعات بایگانی شده در وجود خودمان داریم 9/5/70 افتادم که در آن دیده ام دو گروه بودیم و به درسی گوش میدادیم و در فهرست خلاصه مطالب نوشته ام ( آخر وقت ، شب ، ماندن من برای گوش دادن دوباره به درس ، خطوط در هم با قائده و قانون ). بهر صورت من قکر میکنم اینها و خواب های دیگر مانند این مثل خوابی که توی کوچه بودم و میدانستم چیزی از اینور به آنور میرود دلیلی باشد بر اینکه ما دو گونه اطلاعات در وجود خودمان داریم که مرحله رؤیا زمان درهم بودن این دو گونه اطلاعات است . : و این موضوعات میتواند دلیل دیگری باشد بر اینکه خوابهای ما در رابطه با مسائل درونی و کارسلول ها و بافتهای بدن ماست . ز : نتیجه اینکه در مرحله رؤیا ، ما ، هم خواب هستیم هم بیدار ، هم به اطلاعات بایگانی شده از مسائل درونی دسترسی داریم وهم به اطلاعات بایگانی شده از مسائل پیرامونی ، حاصل این دو دسترسی به اطلاعات درونی با زبان و شناخت بیرونی و زمان بیداری است . 3 - موضوع خواب پرواز روح 25/11/72 و خواب دیشب مرا یاد که بعضی شبها در خواب دچار کابوس میشود انداخت ، به گفته بهترین کار برای بیدار کردن او کشیدن بالش از زیر سر او است ، چون آنطور که میگوید اگر برای بیدار کردن دست به او بگذاریم و او را تکان بدهیم امکان گرفتن ما توسط یا حمله به ما از طرف او میباشد . من فکر میکنم این کشیدن بالش از زیر سر نوعی وارد کردن ضربه به اعصاب سمپاتیک بینائی و اعضاء سر است و همین باعث میشود در جا بیدار شود یعنی بنظر من این حرکت چیزی مانند همان دست کشیدن به ابرو در خواب 28/11/72 و یا مالیدن چشمها برای بر طرف کردن خواب آلودگی در زمان بیداری است . 4 - نظر به اینکه در خواب یاد دادن به من ... 28/11/72 آن کودک با کشیدن شست به ابروهایم آنرا تا گردن و پشت ادامه داد ، و باز نظر به اینکه من این حرکت او را فعال شدن یا فعال کردن سیستم اعصاب سمپاتیک میدانم ، باید مسیر طی شده توسط دست آن کودک در خواب ، مسیر واقعی نورون های اعصاب سمپاتیک در بدن باشد ، زیرا میدانم اعصاب پیش عقده ای سمپاتیک بعد از ورود به نخاع ( طبق عکس موجود در سیبا صفحه 70 ) از مهره اول پشتی بیرون آمده و به سمت بالا رفته به اولین عقده سمپاتیک وارد میشود ، و بعد از آن نقطه توسط نورون های پس عقده ای به چشم و جسم مژگانی کشیده میشود . از نظر من این مسیر همان مسیر دست کشیده شده آن کودک در خواب دیشب است که البته طبق گفته آن کودک او در مقابل من که خواب بوده ام بیداری بوده . 5 - امروز هنگام پاکنویس خواب یاد دادن به من 28/11/72 متوجه شدم در صحنه ای از کسانی میخواستم بیدارم کنند ، همچنین یادم آمد در خواب پرواز روح هم باز با فریاد زدن میخواستم کسانی متوجه من شده نگذارند به خواب بروم . بنظر من این هر دو صحنه نظیر هم بوده و آن اشخاص ، یا سمبل و نمادی برای عقده های سمپاتیک طناب سمپاتیک بوده اند و یا نماد و سمبلی برای بافتهای درونی مرتبط با سیستم اعصاب سمپاتیک ، مانند دستگاه تناسلی ، کلیه ها ، قلب ، معده و یا دیگر موارد درونی بدن . الف : البته چون آن کودک را در مرحله آخر سمبل و نمادی برای چشمهایم میدانم ، میدانم میتواند نظر دوم من صحیح باشد ، به این صورت که آن افراد نماد هائی از اعضاء درونی من بوده اند . البته در هر دوخواب یاد شده . الف یک : در خواب پرواز روح 25/11/72 بنظر من خواب رفتن من همانطور که از صحنه های خواب بر میآید از اول پا بوده ، در ذهنم است پای من و در اصل قوزک پای من روی بالش بود و اولین چیزی که شروع به بالا رفتن بر اثر آن باد و طوفان کرد همان پای من همراه با بالش زیرآن و پتوی روی آن بود ، بهر صورت آن لحظه شروع خواب رفتن اعصاب سمپاتیک بوده که این شروع از قوزک پا و پا بوده . الف 2 : بیدار شدن من آنطور که از خواب یاد دادن به من 28/11/72 بر میآید از طریق پا نبوده بلکه از طریق بینائی بوده ، یعنی سیستمی که درخواب پرواز روح آخرین مرحله خواب رفتن من بوده ، البته در آن مرحله دیگر من پذیرفته ام بیدار نخواهم شد . نتیجه : نتیجه ای که میخواهم بگیرم این نظر قبلی ام است که جسم ما برای خواب رفتن از انتهای پا خواب میرود و برای بیدار شدن و شروع بیداری از چشمها . ب : درخواب ، اول داد زدن و سپس فریاد زدن من نشان دهنده دور شدن من از اعضاء و احشاء دورتر از مغز و تشکیلات مشبک پایه مغزی است . برای مثال وقتی از سمت پا شروع به خواب رفتن کرده ام (اعصاب سمپاتیک شروع به خواب رفتن کرده ) ، به ترتیب که این مرحله خواب بالا میآمده مغز من از طریق نخاع در تماس با اعضاء تازه خواب رفته میخواسته جلو خواب رفتن من گرفته شود و همین عمل بوده که در خواب بصورت داد زدن تصویر شده ، هر چه این مسیر به بالا کشیده میشده و من از اعضاء پائین تر دور تر میشده ام از نظر اصولی باید داد من به فریاد تبدیل میشده که شده . ساعت نه شب . تا دیوانه نشده ام فعلاً این بحث را تمام میکنم . شب خوش .

هیچ نظری موجود نیست: