|
1840
|
4/9/73
|
تفسیرخواب باز شدن چتر و بستن آن
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها :
ساعت شش و شانزده دقیقه عصر . در تاریخ چهار شنبه 2/9/73 در رابطه با خواب
12/11/69 با موضوع باز شدن چتر و بستن آن مطلب کوتاهی نوشته ام ( بیاد آمده ها
34.9 ) حال بهتر دیدم دو باره آن خواب خوانده شده مفصل تر مفاهیم آن بررسی شود .
1 - ¶ کلا ً در آن شب دو خواب
طولانی دیده شده که از نظر من هردو یکی و دارای یک مفهوم است ، هر
دو مسائلی مانند هم دارد منتها با نمادهای متفاوت . 2 - آنطور که در یادداشت
آمده در دنباله خواب اول نوشته ام¶ افکار قبل
ازخواب من در باره ستونهای سلولی ششگانه قشر منتشر مخصوصاً ستون ششم بوده که کار
سلولهای آن را تخلیه اطلاعات پنج ستون دیگر به نواحی دیگر مغز دانسته ام ، ¶ تمام آنها دنباله
افکار من در باره خواب خانواده ♂ ها 4/11/69 بوده . 3 - هرچند افکار من در باره قشر
منتشر و مسائل آن بوده ولی ¶ با بررسی مفاهیم خواب باز شدن و بستن چتر داستان آن خواب
را در رایطه با پنیس و شناخت خودم از این عضو میدانم ¶ فکر میکنم مساله به
این صورت باشد که مغز من در آن شب با نشان دادن کار و فعالیت پنیس ، کار و
فعالیت قشر منتشر را به نمایش گذاشته . 4 - ¶ بنظر من آقای ♂ در این خواب نمادی
برای پنیس در حالت خوابیده بوده و پرت کردن کلوخ یا سنگی بطرف او دادن پیام و
احساس به او برای بیرون آمدن از تواضع بوده ( بلند شدن پنیس ) . 5 - ¶ همانطور که قبلاًبحث
کرده ام موتور در خوابهای ما دو گانگی حرکت و فعالیت یک سیستم میباشد . ¶ برای مثال در این خواب
یکی از چرخهای موتور دادن احساس توسط پنیس به واژن و چرخ دیگر گرفتن احساس از
واژن و پیرامون است ¶ پس سوار موتور بودن آقای♂ در شرایط دادن و
گرفتن احساس از پیرامون توسط پنیس است . 6 - ¶ در خوابهای من دانشگاه
نمادی برای بایگانی مغزی و قشر منتشر مغز است و ¶ شاید دبستان نمادی
برای سیستم دریافت احساس از پیرامون توسط گیرنده های حسی باشد ¶ در این خواب بخصوص
مدرسه و دانش آموزان آن ، سیستم دریافتی احساس پنیس از پیرامون است . 7 - ¶ آنطور که تا کنون
دانسته ام پشت به معنی محل تماس یک سیستم با سیستم دیگر است و در پشت چیزی بودن
یعنی در شرایطی که از سیستم مقابل خود احساس دریافت میکنیم . ¶ در این خواب رد شدن از
پشت ساختمان مدرسه یعنی گذشتن از مرحله دریافت احساس که میتوانم بگویم ¶ من در آن لحظه احساسی
بوده ام که از پنیس به بیرون رفته آماده بوده ام توسط سیستمی دیگر مثلاً واژن
دریافت شوم .8 - نوشته ام ساختمان ( ساختمان مدرسه ) مثل ساختمانهای دیگر محوطه
بزرگی را اشغال کرده بود . ¶ بنظر من این بزرگی مدرسه همان بزرگی سطح محل تماس پنیس با
اطراف خودش است ¶ و این مدرسه تمام
سیستم گیرنده ای احساس موجود در پوست پنیس بوده . 9 - ¶ دیوار در خوابهای من
با معنی مرز ، حد ، مانع ، ♂
، قیچی و امثال آن ظاهر میشود ، ¶ در اینجا پشت دیوار به معنی مرز یا پشت مانع و یا محلی است
که دو سیستم از هم جدا میشود . ¶ در اصل در اینجا من چرخ دوم موتور بوده ام که احساس دریافت
میکرده ام . ¶ برای بهتر درک شدن
میتوانم بگویم در اینجا احساسی بوده ام که از پیرامون دریافت شده بودم ¶ کلاً نمادی مانند آن کودکان
مدرسه و بالطبع معلم آنها بوده ام . توضیح : ¶ در خوابهای من معلم
میتواند نمادی برای جمع دانش آموزان باشد ¶ در این خواب وقتی
نوشته ام معلم حرفی زد یعنی تمام آن دانش آموزان آن حرف را زده اند . ¶ تا اینجا برداشت من
این است که من احساس داده شده پنیس به پیرامون و بعد احساس دریافت شده پنیس از
پیرامون بوده ام . 11 - نوشته ام یکی از آن جمع شاید معلم حرفی زد که آن حرف را
در رابطه با آقای ♂ میدانم ولی یادم نیست
چی گفت . الف : ¶ همانطور که نوشته ام
معلم در اینجا یعنی مجموعه دانش آموزان ( معلم یکی از آن جمع = تمام آن جمع ) . ¶ حرف گفته شده چیزی
مانند سنگ یا کلوخ پرتاب شده است ¶ و چون سنگ یا کلوخ پرتاب شده احساس داده شده به
پیرامون بوده برگشت آن نیز چیزی مانند سنگ یا کلوخ بوده . توضیح یک : ¶ الان اینطور متوجه شدم
که احساس داده شده به پیرامون کلوخ و احساس گرفته شده سنگ بوده به این دلیل که
احساس داده شده پنیس به پیرامون پخش میشود و این همان خوردن کلوخ روی زمین و پخش
شدن آن است ¶ اما احساس گرفته شده از پیرامون در سیتم اعصاب ما
تمرکز پیداکرده جمع میشود و این همان سنگ است . توضیح دو : ¶ بهر صورت کلوخ یا
احساس داده شده به پیرامون یکی از تایرهای موتور و سنگ یا احساس گرفته شده از
پیرامون تایر دیگر بوده . دال : ¶ بیادم نماندن حرف معلم ، همان متوجه نشدن ♂ هنگام پرت شدن کلوخ به طرف او
بوده . نتیجه : ¶ نتیجه این بحث تا
اینجا این بوده که پنیس در این شرایط مشغول دادن و گرفتن احساس به همان صورت
تواضع بوده ( به حالت خوابیده ) و بلند و ستبر نشده بوده . 12 - دیدن صحنه های
بعدی یعنی ¶ بودن چیزی مانند چتر
در دستم که شکل استوانه و سر آن مخروطی بود دیدن پنیس خودم با همان وضع ظاهری اش
بوده ، یعنی در اینجا ¶ آن چتر توی دستم همان خود من و در اصل همان ♂ بوده ¶ و باز شدن و بستن چتر
هم بلند و ستبر و خوابیده شدن بوده . ¶ یعنی در اینجا پنیس گاهی ستبر و گاهی خوابیده بوده
. 13 - ¶ نوشته ام چتر توی دست
راستم باز میشد و من با دست چپ آنرا جمع میکردم . الف : ¶ همانطور که قبلاً
نوشته ام دست به معنی جسم و ماده وجود ما است و توی دست راست بودن یعنی همان جسم
و ماده بودن است . ¶ در اینجا آن چتر با آن
شرایط باید جسم و ماده پنیس باشد . ب : ¶ سمت راست درخوابهای من
در مجموع ، نماد گروه مرد و روح ، ¶ و سمت چپ نماد جسم و ماده وجود ما است ، ¶ این جمله که نوشته ام
چتر توی دست راستم باز میشد و من با دست چپ آنرا جمع میکردم به این معنی است که
پنیس با کمک روح وگروه مرد وجود من ( سنگ ، کلوخ ، دانش آموزان ، معلم ) باز
میشده ( ستبر و بزرگ میشده ) ¶ و باکمک دست چپ یعنی با کمک جسم و ماده وجود من کوچک میشده
( از حالت ستبر بیرون میآمده ) . 14 - در دنباله نوشته ام تقریباً میشود گفت آن
چیز شکل یک لوله استوانه ای که شاید نیمه آخر آن مخروطی بود و قد یک چتر که من
آنرا تقریباً یک چتر میدانستم . ¶ این تعریف از آن وسیله توی دستم را که در اصل تعریف از
خودم بوده نشان دهنده من بودن است ¶ . 15 - بعد نوشته ام آن شخص گفت حالا میآید عکس ما
را میگیرد و مثل اینکه آن چیز در دست من را دوربین عکاسی گفت . الف : ¶ در رابطه با دریافت
احساس از پیرامون توسط گیرنده های حسی ، روی این مساله مانده ام که کار این
گیرنده ها کاری سریال و بلا انقطاع یا کاری است مانند عکس برداری . ¶ تا کنون در رابطه با
چشم فهمیده ام کار این عضو بصورت عکس برداری است ولی فکر نمیکردم دیگر گیرنده
های حسی هم کارشان عکس برداری باشد . بنظر من احساس های دریافت شده از پیرامون
بصورت مجموعه هائی ( یک عکس ) به مغز ارسال میشود ¶ که در این رابطه
میتواند آن سنگ کوچک یا کلوخ همان عکس باشد . توضیح : ¶ به این مساله توجه شود
که آن دانش آموزان جمعاً یک سنگ یا کلوخ بوده اند ( یک عکس ) ¶ به این ترتیب میتوان پذیرفت کار دریافت احساس توسط پنیس کاری
مانند عکس برداری از پیرامون است ¶ یعنی پنیس یک دوربین عکاسی است و احساسهای دریافت
شده از پیرامون عکسهای گرفته شده توسط این دوربین . ب : ¶ و آن سنگ یا کلوخ یا
معلم یا دانش آموزان همان عکس گرفته شده ¶ و آقای ♂ یا چتر توی دستم و یا
دوربین عکاسی پنیس من . ساعت نه و دو دقیقه شب . تا ساعت هفت و نیم شب مطالب
بالا را نوشتم و از آن ساعت تا کنون مشغول خوردن شام و استراحت و دیدن تلویزیون
بودم . در این مدت اول به این فکر افتادم که ¶ چرا خواب من بجای
داستانی در باره کار مغز و کار سلولهای قشر منتشر کار پنیس را به نمایش گذاشته و
این را مغایر با اطلاعات تا کنون خودم دانستم . بعد وقتی بیشتر فکر کردم دیدم
کار مغز من صحیح بوده و اصول کلی آن درست است ، زیرا در آن شب افکار من روی قشر
منتشر ، ستونهای ششگانه سلولی و خواب ♂ ها و کوچه ای متمرکز بوده که با
میهمانهایم در حال رفتن به سمت شرق و گشتن توی جیبم دنبال کلید بوده ام . ¶ درآن خواب و تفسیر آن
، آن کوچه و خانواده ♂ ها را پیامهای ارسال شده از قشر منتشر به مراکز مغز
دانستنه ام ¶ . الان متوجه شدم
اینها با هم منافات ندارد بلکه تکمیل کننده همدیگر است و¶ خواب آن شب من در
رابطه با مسائل فکری قبل از خواب خانواده ♂ ها و سطوح ششگانه قشر
منتشر بوده . الف :¶ بنظر من پیامهائی که
پنیس به پیرامون داده و دوباره دریافت کرده همان پیامهای وارد شده به ستون ششم
قشر منتشر ... ، ¶ باین ترتیب ♂ ها در آن خواب
پیامهایی هستند که از قشر منتشر وارد سطح ششم آن سلولها شده و از آن طریق به
گیرنده های حسی پیرامون رفته اند ¶ یعنی در آن خواب ، من و میهمانهایم پیامهائی بوده
ایم که برای رسیدن به گیرنده های حسی پیرامون از قشر منتشر خارج شده ایم . ج : ¶ فکر میکنم دیدن خانه
دو طبقه در سمت غرب ( پایان ) دوگانگی این پیام در گیرنده های حسی باشد که البته
در خواب باز شدن و بستن چتر بصورت موتور تصویر شده . دال : با این شناخت اکنون
کار سطح اول قشر منتشر ( از روی پوست سر ) که در خواب معنی گودال و گودی توی
زمین 16/6/70 بصورت راهروئی تصویر شده و من فکری از آشپزخانه داشتم معلوم میشود
مسیری برای رفتن پیام به مغز میانی و سطح ششم از این سطوح ششگانه مسیری برای
رفتن پیام به گیرنده های حسی پیرامون است . بهتر است نوشتن دنباله این مسائل را
بگذارم برای بعد و بپردازم به ادامه تفسیر خواب باز شدن و بستن چتر . 16 : در
دنباله خواب مطلبی طولانی در رابطه با تخلیه چیزی از درون خودم نوشته ام و حرفی
از چیزهائی مثل موتور لباسشوئی به میان آمده که پشت آنها به من بوده و من
میدانسته ام آنها وسیله ای برای تخلیه من هستند و حرفی از دو چرخه و گازوئیل توی
آن گفته شده و بالاخره مسائلی در رابطه با تخلیه است . الف : ¶ این داستان بنظر من
همان بیرون فرستادن پیامهای گروه مرد آمده از مغز به پیرامون است و هر چند در
این خواب همه جا گفته ام آن سیستم ها آن چیزی که من میخواستم نبودند و در رابطه
با من نبود ولی کلاً میتوانم بپذیرم که تمام آنها در رابطه با من بوده و این من
بوده ام که چیزی نبوده ام ( روح یا گروه مرد ) . ب : ¶ با شناختی که دارم
پنیس تخلیه های متعدد دارد . ب یک : یکی تخلیه ادرار است که از طریق مثانه وارد
پیشابراه و از آن راه به بیرون میرود . ب دو : یکی دیگر تخلیه انزال است که وارد
پیشابراه شده بعد به خارج تخلیه میشود . ب سه : یکی از تخلیه های دیگر منافذ
خروج عرق از تمامی پوست است . ب چهار : ¶ - در دنباله یادداشت آن خواب
مطالبی در باره افکار قبل از خواب آن شب نوشته ام ¶ که به این ترتیب معلوم
میگردد خواب من در رابطه با افکار قبل از خواب من بوده هرچند در ظاهر امر چیز دیگری
بیان شود . 18 - ¶ خواب بعدی تماماً همان
خواب و دنباله خواب اول است یعنی خواب اول در خواب دوم بصورتی دیگر تکرار شده .
در خواب قبلی حرفی از سیستمی بود که کارش تخلیه بوده و بعد آن سیستم بصورت چیزی
مثل دوچرخه تصویر شده و بعد من میدانستم توی آن گازوئیل است اما در خواب دوم
حرفی از خیاطی یا پمپ بنزین بوده که از نظر من همان نماد های خواب اول و در اصل
نمادهای آخر خواب اول است . 19 - ¶ موضوع سه نفری که در دنباله آمده و طرز نشستن آنها
و نوجوان بودن نفر وسطی و اینکه آنها میخواسته اند لذت جنسی ببرند همان خواب من
و ♂ و
دیگری روی هم بوده 29/8/68 . ¶ . الف : ¶ نوجوان بودن نفر وسطی
همان کودکان یا سنگ تصویر شده در خواب اول بوده . ب : ¶ در دنباله خواب نوشته
ام آن سه نفر حالت نشستن روی موتور را داشتند که البته حرکت نداشتند ، بنظر من
این همان صحنه اول خواب اول است که ♂ را سوار بر موتور دیدم . ج - ¶ قصد بردن لذت جنسی
توسط نفر وسط ( فضای غاری میانی ) همان لذت جنسی بردن پنیس است . ¶ این صحنه در خواب من و
♂
29/8/68 بصورت احتلام شدن ♂ تصویر شده . 20. - ¶ در بعضی از خوابهایم
متوجه شده ام که وقتی صحنه ای از خواب تمام میشود و صحنه ای دیگر پدیدار میگردد
صحنه دوم جانشین صحنه اول و من در صحنه دوم همان نماد اول بوده ام .21 - در
اینجا هم مانند خواب اول دنبال ... . 22 - ¶ پرت شدن چیز کوچکی
بطرف من در این خواب دوم همان پرت کردن سنگ یا کلوخ در خواب اول و یا زدن حرف
توسط آن معلم بوده . 23 - ¶ بعد متوجه شده ام ♂ همکار پستی ام آن چیز کوچک را
پرت کرده . این صحنه همان صحنه حرف زدن معلم در رابطه با ♂ در خواب اول است
. 24 - ¶ هنگام پرت کردن آن چیز
کوچک بطرف من از پشت دیوار حالت خفیف ترس به من دست داده . الف : ¶ پشت دیوار یعنی پشت
مرز یا پشت مانع ، در اصل منظور خواب رسیدن حرف معلم به من و یا پرت کردن کلوخ
توسط من به سمت ♂ بوده . ب : ¶ حالت خفیف ترس همان
متلاشی شدن کلوخ بوده یعنی کلوخ انداخته شده
به خاکه های کلوخ که در اصل همان کودکان بوده اند تبدیل شده . ¶ البته با این توجه که
من فهمیده ام ترس در خوابهای ما دیگرگون شدن و از چیزی به چیزی دیگر شدن است . ج
: ¶ و بعد متوجه شدن من که
موضوع پرت کردن آن چیز شوخی بوده همان جمع شدن دوباره آن خاکه کلوخ ها و یکی شدن
آنها ( سنگ کوچک پرتاب شده یا حرف گفته شده معلم ) بوده . توضیح : ¶ اگر درست دقت شود تمام
نکات خواب دارای معنی و مفهوم است . مثلاً در اینجا نوشته ام از پشت دیوار چیزی
بطرف من پرت شد و بعد دیدم ♂ با چهره بشاش همیشگی آمد روبرویم و فهمیدم که او
بوده از پشت دیوار آن جسم کوچک را بطرف من پرتاب کرده . ¶ در اینجا بنظر من ♂ همان جسم کوچک یا
همان معلم و جمع آن کودکان بوده ، ¶ در اصل ♂ در اینجا همان احساس رفته و
برگشت شده به پیرامون پنیس بوده که اگر بخواهم با مفاهیم خواب معنی رؤیا 1/1/69
و خواب تله پاتی 20/2/70 و خانواده ♂ ها 4/11/69 مثال بزنم ¶ ♂ همان اسلحه های داده
شده به عراق و برگشت آن ، یا همان جاسوسی کودکان و برگشت آن در خواب تله پاتی
... و یا همان خانواده ♂ ها و برگشت آن بوده . 25 - بعد نوشته ام فضای کلی
این خواب یعنی آن مغازه خیاطی روبرو یا پمپ بنزین و خیابان این طرف که من بودم و
الان که از ساختمان داشتم بیرون میرفتم همه بنظرم یک فضای بیرون شهر و توی
بیابان را تداعی میکرد . الف : ¶ این مطلب مرا یاد خواب کارگاهی ساختمانی از شهرداری در
خارج شهر انداخت 22/12/72 که آنرا در رابطه با سیستم بینائی ¶ وآن فضای کارگاه
ساختمانی خارج شهر را حد فاصل بین سلول های مخروطی و ملانوسیت ها دانسته ام ¶ یعنی فضائی که در آن
فضا پیامهای رسیده از درون با پیامهای گرفته شده از پیرامون یکی شده به مغز بر
میگردند . ¶ در اینجا هم فکر میکنم
این فضای بیابانی و بیرون شهر چیزی مانند آن صحنه از آن خواب باشد ، منتها در
سیستم تناسلی و گیرنده های حسی . ¶ البته در سیستم بینائی دقیقاً این فضا برای من
شناخته شده است وآن حد فاصل و فضای خالی بین سلولهای استوانه و مخروطی از یک طرف
و سلولهای ملانین دار از طرف دیگر است ¶ ولی در این خواب
دقیقاً نمیدانم این فضا کدام حد فاصل است . ¶ بنظر من این فضا باید
محل تماس اطراف پنیس با واژن باشد ¶ یعنی این فضای بیرون شهر و توی بیابان همین حد فاصل
باید باشد . 26 - روی نماد کافه و پمپ بنزین توی راه بعداً فکر شود . 27 - چون
خسته شده ام و حوصله فکر کردن روی مسائل بعدی را ندارم فقط این مطلب را در رابطه
با صحنه آخر خواب بنویسم . نوشته ام مثل اینکه بعد از این صحنه متوجه شدم خواب
هستم و بنا کردم کوشش کنم بیدار شوم ، بهمین جهت سعی در تکان دادن دست و پا و
باز کردن چشمهایم کردم که یادم است مثل اینکه نوری هم به چشمانم خورد ، فکر کردم
دارم بیدار میشوم و مثل اینکه بعد هم کودکی را در بغل گرفتم و میخواستم از او
لذت جنسی ببرم . الف : همین چند خط آخر خواب دارای معنی و مفهوم زیادی است که
فعلاً خسته ام و حوصله نوشتن ندارم ب : موضوع جالب این صحنه این است که کودک را
در بغل گرفته میخواستم از او لذت جنسی ببرم . ¶ بنظر من این صحنه همان
صحنه قبلی است که نوشته ام سه نفر روی صندلی نشسته بودند و میخواستند از نفر
وسطی که کودکی بود لذت جنسی ببرند . ج : در پایان خوابهایم من صحنه های این
خیابان را توهم نام گذاری کرده ام و این صحنه هم از آن توهم ها است زیرا در خواب
فهمیده ام خواب هستم و کوشش در بیدار کردن خود داشته ام . ¶ آنچه از این صحنه
نتیجه گیری میکنم این است که خوابهای توهم گونه هم دنباله ای از دیگر خوابهای
همان شب ما است و موضوع آن از بقیه موضوعات خواب جدا نیست . ... ،
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه
تفسیرخواب باز شدن چتر و بستن آن
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر