|
1839
|
4/9/73
|
خواب ♀ ، خواب من
|
|
1
|
1
|
|
986
|
|
♣ تمام خواب♀: ساعت سه و سی دقیقه
عصر . دیشب ... ، همانطور که نوشتم ♀ خوابِ اطاقی و دیواری و ♂ را دیده ، البته او
خوابش طولانی تر بود ولی یادم نیست چه چیزهائی از خواب خود گفت . فعلاً چون نکته
بخصوصی در خواب ♀ یافته ام آنرا مطرح میکنم . دیشب و دیروز حتی امروز بعد
از بیدار شدن بحث ما اجاره کردن خانه برای ♂ و ♀ و ♂ و ♀ در ... بود زیرا با
اتفاقاتی که این چند روز افتاده ♀ تصمیم گرفته خانه ای در ... برای
♂ و♂ اجاره کند ، امروز هم
قرار بود بروند قرارداد ببندند . ¶ بنظر من چون مشعولیات فکری ♀ روی بستن قرار داد
برای اجاره خانه بوده او دیشب آن خواب را دیده و خواب او همان افکار روز او بوده
، ¶ یعنی آن اطاق با آن
دیوار وسط ♀ و بچه هایش بوده اند ، ¶ دو اطاق دیده شده ♀ و ♀ ودیوار وسط خود او
بوده . اما چون دیروز فکر قرارداد در مغزش بوده و مرتب از قرارداد حرف میزده ¶ دیدن ♂ ( پسر خواهرش ) در
خواب همان دیدن قرار داد بوده ¶ یعنی او ♂ را با
معنی قرارداد خواب دیده و ♂ با معنی قرارداد در خواب او ظاهر شده . موضوع بعدی
که باعث نوشتن این یادداشت شد خواب دیدن خودم است . همانطور که نوشتم دیشب همه
توی یک اطاق خوابیدیم و چون برای نوشتن خواب لازم بود چراغ اطاق را روشن کنم
بلند نشدم و خوابم فراموشم شد اما خوابی طولانی با داستانی مشخص و جالب دیدم . ♦
تمام خواب من : صحنه ای که صبح یادم بود و هنور هم در ذهنم است
این است که جائی سوار بر وسیله ای مثل موتور سیکلت کوچک بودم و یادم است در سمت
راست من احیاناً ♀ و ♀ هم بودند .البته درست یادم نیست
که حتماً این دو نفر بوده اند ولی بیشتر بنظرم میآید باید ♀ و ♀ بوده باشند . ما سوار
بر آن چیز داشتیم میرفتیم ( به سمت غرب ) و یک جا یادم است ایستاده بودیم و دو
باره مثل اینکه من سوار شدم و میخواستم حرکت کنم . در اینجا دیدم روبرو و بالای
سر من شاخه های سفت بدون برگی از درختچه ای حدود پیشانی و سر من هست و یکی دوتا
از چوبهای این شاخه ها به پیشانی و حدود سر من فرو میرود . یادم است اول دست
بردم یکی از این شاخه ها را که مزاحم بود شکستم و انداختم . بعد شاخه دوم را به
همان صورت از خودم دور کردم و بعد به راه خودم ادامه دادیم تا جائی رسیدیم و
ایستادم . در آنجا وقتی میخواستم پیاده شوم دیدم تنها هستم و دو نفر دیگر یعنی ♀ و ♀ همراهم نیستند اول
خیلی تعجب کردم و فکری شدم زیرا کاملاً میدانستم آنها همراهم بوده اند و برایم
تعجب آور بود چرا آنها نیستند . تا اینجا یادم است که توی خواب فکری بودم چرا
نیستند در شرایطی که که میدانستم با من بوده اند . بعد از این صحنه یادم نیست
بیدار شدم یا در همان شرایط خواب یادم است همانند زمان بیداری که روی مسائل
خوابهایم فکر میکنم تا موضوعی را دریابم داشتم روی این خواب فکر میکردم ، یعنی
میدانستم خواب دیده ام با دو نفر دیگر بوده ام و در پایان راه آن دو نفر با من
نبوده اند داشتم همانند زمان بیداری فکر میکردم علت آنرا دریابم و با همین فکر
کردن بود که یادم آمد توی راه من دوعدد شاخه سفت یک درختچه روبرو و بالای سرم را
به دلیل احساس فرو رفتن در پیشانی و سرم کنده و انداخته ام و ¶ باید آن دو شاخه چوبی که دور
انداخته شده همان دو نفر باشند که همراهم بودند و الان نیستند ( ♀ و ♀ ) ، خلاصه اینکه در
خواب و بیداری روی خواب دیده شده فکر کردم و دلیل آنرا پیدا کردم و این اولین
بار بود که چنین مساله ای برایم پیش میآمد ، البته یادم است فکر اولیه اینکه چرا
همراهم نیستند مربوط به خواب و دنباله خواب بود ولی این را درست نمیدانم که
دانستن جواب آن در خواب بود یا بیداری . شاید در دنباله همین صحنه از خواب این
موضوع را فهمیده ام و شاید هم بیدار شده و موضوع برایم مفهوم شده و دو باره خواب
رفته ام ، بهر صورت بعد از آن صحنه باز خوابهائی در دنباله آن دیدم که همانند
صحنه های دیگر فراموشم شده . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : دیوار بین دو اطاق : : ♂ / قرارداد 2.93 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ : : در
این خواب♀ ، ♂ با
معنی قرارداد ظاهر شده 3.21 . ¶ . من یا دیگران : : ♀ در
خواب خود ♂ و دیوار وسط اطاق بوده 4.18 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . معانی و مفاهیم : دیوار
کوتاه نیمه کاره وسط اتاق : : از آنجا که این دیوار نیمه کاره افکار ♀ برای
نوشتن یک قرارداد اجاره خانه برای ♀ و ♀ بوده
که هنوز به واقعیت عمل نرسیده بوده دیوار بصورت نیمه کاره در خواب ظاهر شده . ¶ . اولین ها : خواب دیدم و در خواب برایم سؤال پیش آمد ، روی آن
فکر کردم و در همان خواب به جواب رسیدم : : در پایان یادداشت خواب نوشته ام :
... یادم است همانند زمان بیداری که روی مسائل خوابهایم فکر میکنم تا موضوعی را
دریابم داشتم روی این خواب فکر میکردم ، یعنی میدانستم خواب دیده ام با دو نفر
دیگر بوده ام و در پایان راه آن دو نفر با من نبوده اند و داشتم همانند زمان
بیداری فکر میکردم علت آنرا دریابم و با همین فکر کردن بود که یادم آمد توی راه
... ،. 4/2/92 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه
خواب ♀ ، خواب من
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر