|
1637
|
12/12/72
|
توی دالان و دیدن مرد و زنی با هم
|
|
1
|
2
|
|
892
|
|
♣ تمام خواب : دیشب وقتی خوابم برد یک صحنه خواب دیدم توی سالن پست به همین شکل و صورت فعلی آن و پشت
میزم بودم و بیشتر فکر میکنم بعد از ظهر و خارج از وقت اداری بود ، جوانانی
چندتا چندتا از در ورودی وارد میشدند و من مشغول گرفتن شاید پاکاتی از آنها و
مشغول کاری بودم . نحوه کار من همانند گرفتن پاکات کنکور بود . غیر از من
اطراف منهم کسانی بودند و نمیدانم کمکم میکردند یاکار آنها را راه می انداختم .
خیلی گنگ در نظرم است شاید ♂ هم بود ولی درست نمیدانم . در صحنه
ای دیگر یادم است توی سالنی در جنوب همین سالن مراجعه کنندگان بودم ( جای خیابان
بغل دیوار جنوبی پست ) . دیدم اطراف سالن تخت خوابهائی بصورت مرتب و تمیز وجود
دارد ، از وسایلی که روی تخت ها بود فهمیدم این تخت ها مال دانشجویان دختر است
که میآیند اینجا میخوابند و باز متوجه شدم اداره این سالن را برای خوابیدن در
اختیار دانشجویان دختر قرار داده . البته در آن لحظه کسی توی سالن نبود اما
تختخوابها خیلی مرتب و تمیز بغل هم بغل هم دور سالن و شاید حتی وسط سالن چیده
شده و روی آنها مرتب بود ، اما من از وسائلی که روی بعضی تخت ها دیدم متوجه شدم
باید محل خواب دانشجویان دختر باشد . در صحنه ای دیگر یادم است خودم روی زمین
روی دست راست خوابیده بودم و دختری درست در کنار من خوابیده بود . چهره او آشنا
نبود و نمیتوانم او را شکل کسی مثال
بزنم ، حتی میتوانم بگویم آشنا هم نبود ، او برای خودش و من برای خودم خوابیده
بودیم . من چهره او را یکی دوبار دیدم و تقریباً اورا دختری خیلی با هوش ندیدم و
کمی از نظر روانشناسی او را زیر نرمال شناختم . حدس میزنم به ترتیب شاید کسان
دیگری هم خوابیده بودند ولی چیزی یادم نیست . من اول فقط چهره او را یکی دوبار
دیدم و در باره او خیلی طبیعی فکر کردم ، یک لحظه متوجه شدم همینطور که خوابیده ایم
دست او بغل من است و من احساس تماس دست او را با دست خودم کردم . در این حال
خیلی با احتیاط من دستم را در تماس با دست او قرار دادم و میخواستم اگر عکس
العمل نشان داد خیلی معمولی این کار شده باشد ، دیدم او بی تفاوت نسبت به این
مساله است و من فکر کردم او را در محدوده شکم و ... قرار دهم که باز عکس العملی
انجام نداد . من لحظاتی همینطور دستم روی دست او و هر دو روی شکمم بود . بعد فکر
کردم دست او را با دست خودم بطرف ناحیه ... حرکت دهم و همین کار را کردم ، اما
احتیاط میکردم و در این حال ... من از بردن و بودن دست او به سمت ... ، مثل
اینکه بیدار شدم و دیگر چیزی از این صحنه نمیدانم .
در صحنه ای دیگر اینطور یادم است وارد دالانی جنوبی شمالی
شدم و دالان روشن و بزرگ و زیبا بود . قصد من گذشتن و رفتن توی منزل بود و
میدانستم در آخر دالان باید به سمت راست بپیچم و توی حیاط منزل بروم و میدانستم
قرار بوده آنجا بروم . تقریباً دالان حالت دالان منزی قدیمی ♂ و ♀ را
داشت ولی روشن و زیبا بود ، وقتی وارد دالان شدم و داشتم میگذشتم ، سمت چپ دالان
زن و مردی را دیدم ایستاده بودند و داشتند حرف میزدند . حرفهای زن بیشتر حالت
گله مندی و دادن اطلاعات داشت ، یعنی داشت برای آن مرد تعریف میکرد . زن تقریباً
نزدیک به دیوار سمت چپ دالان و مرد روبروی او و در طرف وسط دالان . زن و مردی با
تیپ شیک و مرتب . من کمی از تعریفهای زن را شنیدم ولی الآن یادم نیست و همانطور
بصورت معمولی از میان دالان رد شدم . تقریباً میدانستم آن دو ، زن و شوهر نیستند
. وقتی از آنها رد شدم کمی دورتر از آنها در سمت راست دالان دیدم جوانی ایستاده
. اینطور متوجه شدم این جوان پسر آن زن است و برای اینکه مساله ای برای مادرش
نباشد اینجا دورتر از آنها ایستاده .
منظور من این است چون مادرش با یک مرد ایستاده بود و به تنهائی توی دالان حرف
میزد پسرش برای اینکه مساله ای از دید دیگران نباشد اینجا دور تر ازآنها ایستاده
بود . من همینطور که میگذشتم حرفها و تعریف های آن زن را هم که بصورت گِلِه ( گِلِه
از دیگری یا دیگران ) گفته میشد میشنیدم . یک جا اینطور یادم است آن زن به آن
مرد داشت میگفت این مهم نیست ... و باز شنیدم آن زن حرفی از سه دفعه یا سه بار
زد . البته چیز دیگری یادم نیست . ♠
توضیح : نظر به
اینکه در بیخوابی دیشب توجه من به خواب پرواز به دبی جلب شده ... و به فکر
افتاده ام ممکن است آن خواب در رابطه با خود ارضائی باشد و افکاری روی تناسلی و
آن مورد داشته ام فکر میکنم این کلمه ... در خواب دیشب بدلیل همان افکار بوده و
شاید این خواب هم مسائلی در باره خود ارضائی داشته باشد . فعلاً چیزی نمیدانم .
پیش از شروع به یادداشت خواب : ساعت شش صبح . دیشب
ساعت سه بعد از نیمه شب بیدار شدم و یک ساعتی بیداری کشیدم . یکی دو پشه مزاحم
شده بود که آنها را کشتم و خوابیدم . چون بیخوابی ام افتاده بود. روی بعضی مسائل
فکر کردم از جمله خوابی که دیشب آنرا دیدم و در آن دیده بودم توی هواپیما هستم
دارم به طرف دبی میروم ، و در صحنه ای دیگر از آن خواب جائی مثل جای آرایشگاه ♀
بودم و به سمت خروجی درب میرفتم ولی با احتیاط و میخواستم کسی مرا نبیند ، بعد
هم جلو در میدانستم دو کودک دختر و پسر اینطرف آنطرف بیرون درب نشسته اند و با
هم حرف میزنند و در همان حال ... در دستم بود و مطالب دیگر . دیشب وقتی بیخوابی
ام افتاد روی این خواب فکر کردم و به دلیل مسائل آن حدس زدم آن خواب شرایط یک
خود ارضائی را بصورت تصاویر به من نمایانده و بعد که خوابم برد خوابی دیدم که
صحنه ای توی آن بود و فکر میکنم آن صحنه در رابطه با همان فکر من و خود ارضائی
باشد ... ،
یافته ها : . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دالان : : تناسلی زن 12.46 . ¶ . تفسیرها : 12/12/72 - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه
توی دالان و دیدن مرد و زنی با هم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر