|
2196
|
26/5/75
|
با توجه به یادداشت امروز و امشب می خوابم
|
×
|
1
|
1
|
|
1175
|
|
♣ چکیده خواب : ساعت هفت و ده دقیقه صبح . دیشب خواب دیدم برای زیارت به
روستایی رفته بودیم ، من با عده ای دیگر وارد محوطه باز روستا که بطور پراکنده
درخت و کمی هم حالت بیابانی کوهستانی داشت شدم . شاید یک حالت دره ای رودخانه ای
هم داشته ولی آبی نبود و همان دره ای رودخانه ای هم حالت بیابانی ریگی داشت . ما
از شمال به سمت جنوب و آن محوطه آمدیم و میدانم امامزاده میباید در سمت چپ ما
یعنی شرق بوده باشد . در اینجا چیزی از امامزاده ندیدم فقط سمت چپ به طرف شرق
بیابانی سربالائی و احیاناً گاهی هم درخت بود . در محوطه وارد شده ما یادم اس ♂ را
با کس و کارش دیدم یعنی میدانم ♂ با فامیل و اقوام خود آنجا بود و من
شاید با ♀ و کس و کار ♀
رفته باشم . در موقع وارد شدن به محوطه که میدانم در آن لحظه همه پیاده بودیم ♂
شروع به دست دادن و احوالپرسی با دیگران کرد ولی من جلو نرفتم و پیچیدم به سمت
چپ خودم و در سمت شرق دورتر از ♂ قرار گرفتم . قصدم این بود که ...
امامزاده بالای تپه ، سوراخ طاقچه مانند نزدیک زمین ، یک
کودک تپل قد کوتاه ،
# این خواب تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۲۵, سهشنبه
با توجه به یادداشت امروز و امشب می خوابم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر