|
2195
|
26/5/75
|
تفسیرخواب معنی آشغال و زباله/ یک
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : ساعت یازده و پنجاه و یک
دقیقه صبح . در رابطه با خواب معنی آشغال و زباله 6/10/70 یادداشتهائی دارم ،
آنها را مطالعه کردم مطالبی به نظرم میرسد . 1 - ¶ منزل ♂ نمادی
برای کل بدن پرسلولی و همان زباله دانی است که درآخر خواب با نماد زن
و کتابدار ظاهر شده . ¶ آشغال این خواب هم ♂ یا
مرد دیده شده آخر خواب است که همان کتاب مطرح شده بوده . 2 - ¶ فکر میکنم
منظور مطرح شده در اول خواب ، زمان دیدن رؤیا و آمدن پیام از مغز به چشمها باشد
، دلیل من وجود آفتابه است که میتواند نمادی برای چشم
باشد . همچنین توالت نکردن و بیرون آمدن نشانه پیام نفرستادن به خارج از بدن است
. یعنی در آن موقع ( زمان دیدن رؤیا ) پیامی از چشمها به بیرون بدن ارسال نشده .
¶ پس
در اینجا مدفوع میتواند نمادی برای افکار آمده از مغز برای دفع
شدن به پیرامون بدن باشد . 3 - از موضوع
پل زیر جاده در نزدیکی منزلمان و خراب شدن آن فعلاً چیزی نمیدانم . در
یادداشتهای گذشته هم چیزی راجع به آن ننوشته ام . 4 - ¶ فکر میکنم
مفهوم رفتن با دو چرخه از روی جاده به سمت نجف آباد در حالی که اطراف جاده
بیابانی بود زمان انتقال افکار از طریق پوست صورت به گیرنده های حسی صورت مثل
دهان ، بینی و امثال آن باشد . ¶ در این لحظه من و دوچرخه ام پیام های
مغزی آمده به پوست صورت بوده ایم که با توجه به دنباله خواب میباید از طریق
گیرنده های حسی صورت دوباره به مغز برگردیم . ¶ شاید بتوان
گفت من در این لحظه ♂ خوابِ گرفتن توده گرد مرغابی از هوا
در تاریخ 9/4/74 بوده ام . 5 - من هنوز در این مساله مانده ام که افکار ما چگونه
در پوست جابجا میشود . ¶ از طرفی میدانم امواج مغز از طریق پوست به
گیرنده های حسی در پیرامون بدن میرسد . از طرفی هم میدانم پوست بدن توسط سیستم
اعصاب عصبی میشود . ¶ الان به ذهنم رسید شاید مساله به این
صورت باشد که افکار و پیامهای مغزی از طریق اعصاب به پوست بدن برسد و بعد امواج
مغزی در حال گردش در پوست پیامهای انتخاب شده یا به عبارتی زباله های موجود هر
گیرنده حسی را به حرکت در آورده در پوست جابجا کند . ¶ در اینجا
ریختن زباله توسط ♂ شیرین درآب ، در خواب بیشترین افکار
روز تاریخ 10/4/73 معنی دار میشود . ¶ البته جدیداً متوجه شده ام ♂
شیرین در خوابهای من نمادی برای غشاء و پوست بدن است . برای
مثال ¶ در
خواب کار سلولهای مخروطی 2/6/78 خانه ♂ شیرین نمادی
برای غشاء سلولهای مخروطی ، ¶ وخانه ♂ نمادی
برای بستر سلول های مخروطی بوده . ¶ دو چرخه در این صحنه پیامهای آمده
از مغز انتقال داده شده به گیرنده های حسی صورت و دهان در دوران خواب rem از طریق سیستم حرکتی و دو باره به مغز
برگشت شده است ، ¶
یعنی در این خواب rem
صورت و دهان کاملاً بیدار است ولی این بیداری اختیاری نیست . ¶ این سیستم
زمانی اختیاری میشود که هسته قرمز بیدار و پیامهای اختیاری زمان بیداری را به
اعصاب مربوطه برساند . 7 - ¶ به سمت جنوب رفتن یعنی رفتن به سمت بیرون ، ¶ قصد من
برای رفتن توی مسجد هم برنامه من برای رفتن توی دهان بوده . ¶ من
در آن لحظه پیامهای امواج مغزی بوده ام که از طریق پوست صورت در دوران خواب rem به سمت دهان و گیرنده های حسی صورت میرفته
ام ، همان♂ سوار بر دو چرخه در خواب گرفتن توده گرد مرغابی از هوا
9/4/74 . 8 - ¶
فکر میکنم پله یا پل در اینجا گذشتن امواج از حیطه و پایانه های یک عصب مشروب
کننده پوست بوده . این نظر اگر درست باشد باید پیامهای بیدار کننده پوست توسط
عصب تری گمینال ( عصب سه قلو ) به پوست صورت برسد و بعد امواج مغزی آمده از طریق
پوست به این مناطق رسیده پیامهای انتخابی احساسی پوست صورت را جارو کرده به
گیرنده های حسی حرکتی داده این گیرنده ها این پیامها را از طریق مسیر خود به قشر
منتشر ببرند . 9 - نوشته ام جوی آبی در سمت راست من در کنار کوچه باغ بود ولی
آبی در آن سراغ ندارم . ¶ در اینجا بالای نود در صد من همان آب در حال
جریان در جوی بوده ام یعنی همان امواج مغزی در حال جریان در پوست . 10 - ¶ میدانم
درخواب کار زبان تاریخ 25/8/68 انگور و درخت انگور میتواند در رابطه با دهان و
دندانها باشد ، ¶ در
اینجا با توجه به دیدن شاخه درخت مو و هلو میتوانم بالای نود درصد اطمینان بگویم
این شاخه های درخت مو و هلو خم شده روی زمین پایانه های اعصاب آمده به دهان و
دندانها است ¶
چون یکی از کارهای دندانها لِه کردن غذا و هل دادن غذا به اینطرف آنطرف است و
هلو میتواند نماد
هُل دادن ولِه کردن باشد . 11 - پیاده رفتن یعنی به یک سمت رفتن بدون برگشتن اما
دو چرخه به معنی رفتن و برگشتن است . نوشته ام از روی آن شاخه ها بصورت پیاده و
دو چرخه رفته اند . ¶ به نظر من پیاده رفتن زمانی بوده که امواج مغزی
از طریق پوست به این پایانه های اعصاب رسیده ولی پیامی برگشت نداده ( خواب کار
سلول های پوست سر تاریخ 11/5/70 ) . ¶ اما دو چرخه زمانی است که امواج مغز
بعد از عبور از روی پایانه های این اعصاب در پوست پیامهائی از طریق سیستم حرکتی
به مغز میفرستد . 12 - ساعت نه و چهل دقیقه شب ... ، یک جا اینطور نوشته ام .
چند بار در مسیر حرکتم این شاخه های میوه دار سرازیر شده روی زمین را دیدم و هر
بار که به یکی از این شاخه ها میرسیدم صدائی مانند صدای رادیو به گوشم میرسید که
میگفت مردم مواظبت از این شاخه ها و میوه ها نکرده اند و توصیه میشد مواظب این
شاخه ها باشیم البته منظور صدای رادیو بیشتر حفاظت از شهر و شاید آثار باستانی
شهر بود ، یکی دوجا من متوجه شدم منظور گوینده شهر اصفهان و آثار باستانی آن است
و باز موضوع را در رابطه با همان شاخه های درخت میدانستم و میدانستم منظور
گوینده آن شاخه های پر میوه درخت است . این کار هم چندین بار تکرار شد . نمیدانم
وقتی به شاخه ای میرسیدم این حرف زده میشد یا وقتی از آن رد میشدم . الف : ¶ الان این
نظر دارد بیشتر برای من جا میافتد که من در آن لحظه امواج مغزی در حال حرکت در
پوست صورت بوده ام و آن شاخه های درخت پایانه های اعصاب رسیده به پوست صورت بوده
. ب : ¶ هر
شاخه یک عصب بوده که منطقه ای از پوست را عصبی میکرده . ج : ¶ تا آنجا که
میدانم رادیو در خوابهای من نمادی برای دندریت سلول و چیزی مانند
چمدان رمزی در خوابهای من است . ¶ شنیدن صدای رادیو درک پیامهای آمده به پوست توسط
امواج مغزی درگردش در پوست است . دال : در اینجا صحبتی از آثار باستانی شده ،
الان یادم آمد در خواب کار بینی 23/7/72 ، ¶ بینی آثار
باستانی روی دیوار و در صحنه ای دیگر سلول های بویائی وگیرنده های حسی دندانها و
مسائل دهان باشد . هه : ¶ درخت مطرح شده که صحبت از شاخه های آن در این
خواب شده بنظر من تمام سیستم عصبی عصب داده به صورت در دوران خواب rem است . و : ¶ نوشته ام نمیدانم وقتی به شاخه ای
میرسیدم این حرف زده میشد یا وقتی از آن رد میشدم . با شناخت من در هر دو مورد
بوده . در اصل میشود گفت وقتی امواج مغزی به ناحیه مشروب شده یک قسمت از پوست
توسط عصبی میرسیده با آن سیستم تماس بر قرار میکرده تا زمانی که از آن قسمت پوست
خارج میشده ، و چون میدانم امواج مغزی با نبض و ضربان حرکت میکند باید یک نبض و
یا ضربان پس از رسیدن به یک قسمت پوست مشروب شده توسط یک عصب با آن در تماس باشد
( تا زمان گذشتن از آن منطقه ) و این همان حرف من است که نوشته ام نمیدانم وقتی
به شاخه ای میرسیدم این حرف زده میشد یا وقتی از آن رد میشدم . ز : ¶ فکر میکنم
این صدای رادیو همان زباله ریخته شده در آب توسط ♂
شیرین در خواب بیشترین افکار روز تاریخ 10/4/73 است که در اصل احساس های انتخابی
گرفته شده اعصاب از پیرامون است . ح : ¶ تا حالا
پایانه های اعصاب پوست را ریشه های درخت میدانستم و فکری بودم چرا این پایانه ها
شاخه درخت مطرح شده . ¶ بعد به ذهنم رسید باید پایانه های اعصاب حرکتی حسی
در پوست شاخه های درخت و شروع اعصاب حسی حرکتی ریشه درخت باشد . 13 - ¶ در این
خواب شهر اصفهان نمادی بوده برای پوست بدن و آثار تاریخی آن گیرنده های حسی و
شروع اعصاب حسی حرکتی در پوست است ، یعنی شهر و اصفهان پوست بدن بوده و اطراف
بدن نبوده . 14 - ¶
بنظر من میوه های مطرح شده برای این شاخه پیامهای حسی انتخاب شده ( عکس ) گیرنده
های حسی در پوست است . ¶ مثل هندوانه خواب بیشترین بیشترین افکار روز
تاریخ 10/4/73 که نمادی بوده برای تصاویر گرفته شده چشم در دوران بیداری . 15 - ¶ بنظر من
پیچ های کوچه ها همان شاخه شاخه های درخت بوده . 16 - ¶ فکر میکنم طاق دیده شده کامیون درآخر خواب نمادی
بوده برای پوست تناسلی که پایان مسیر امواج مغزی است ( باتوجه به خواب فرق بین
حمام و قبرستان 24/2/71 ) . ¶ یعنی امواج مغزی در پایان راه از طریق پوست تناسلی
وارد فضاهای غاری میشود ، شاید به همین دلیل است که بیشتر خوابهای ما در رابطه
با دستگاه تناسلی است . 17 - ¶ زن و مرد دیده شده ، به ترتیب کتابدار و کتاب یا
میز جلو خودشان و زباله دانی و زباله بوده اند . ¶ در اصل خود
من زباله و کتاب ، وآن مرد نمادی بوده برای افکار و امواج مغزی در
گردش در پوست ، ¶ آن
زن یا کتابدار یا زباله دانی مطرح شده در سؤال نمادی بوده برای
جسم پر سلولی من . 18 -☺بهترین نتیجه امروز من این بود که فهمیدم امواج
مغزی بعد از رسیدن به گیرنده های حسی در پوست پیام های انتخابی آنها را با خود
به جلو برده وارد دستگاه تناسلی میشود . 19 - امروز توجهم به خواب توی پست و
رُکِه رفتن کودکان تاریخ 15/5/72 جلب شده و ¶ میتوانم
بپذیرم کودکان در حال رُکه رفتن از روی لباسهای پهن شده کنار دیوار پست امواج
مغزی بوده که به صورت موج یا کوانتوم در پوست جریان یافته ، ¶ بیرون آمدن
آنها از اطاق صندوقهای شخصی هم بیرون آمدن از قشر منتشر مغز است .
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۲۵, سهشنبه
تفسیرخواب معنی آشغال و زباله/ یک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر