۱۳۹۳ آذر ۱۰, دوشنبه

با غم واندوه فراوان می خوابم

2252
21/9/75
با غم واندوه فراوان می خوابم
×
1
1

1203
تمام خواب : ساعت یازده و سی و پنج دقیقه ظهر . دیشب خوابی بخصوص دیدم ولی یادم نیست . بیشتر در نظرم است در جائی مثل بالاخانه بودم . در این فضا اسباب و وسایل غیر مصرف زیادی بصورت انبوه و پراکنده روی زمین ریخته شده بود . من قصد خوابیدن در آن مکان را داشتم ولی جائی پیدا نمیشد . اگر جائی هم بود مسیر جریان جوی آبی یا سرازیری بود که باز در همین جاها هم وسایلی به تعداد کم ریخته شده بود . خواب من چیز خاصی بود که نمیتوانم آنرا بصورت داستانی بنویسم .
 افکار و رفتارهای قبل از خواب : ... ،
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: