2251
|
17/9/75
|
بیشترین و لذت بخش ترین احساس
امروز من چی بوده
|
×
|
2
|
2
|
1202
|
|
♣ چکیده خواب اول : ساعت یک و پنجاه و دو دقیقه بعد از نيمه شب ، خواب ديدم
توي کوچه اي شمالی جنوبی بودم . منظره يك منظره سر شب و مهتابي بود ، داشتم به
سمت جنوب ميرفتم ، مثل اينكه از مكاني داشتم ميآمدم ، فكر ميكردم بي جهت بيرون
آمده ام اما ... ، ديدم دوسه تا زن آشنا مثل♀و
احياناً ♀ و ♀
دارند به سمت من ميآيند ، متوجه بودم از بالاتنه پوشيده و از پائين تنه لخت هستم
، روپوش سفید روی دست چپم ، دنباله آن روي تناسلي ام ، بعد در مسيري شايد به سمت
شمال بودم ، در اينجاها كوچه جور بخصوصي بود . مثل اينكه بصورت كوتاه كوتاه پلكاني
در عرض بود . يعني خيلي كم به چپ و بعد به راست و بعد دوباره به چپ بصورت زاويه
نود درجه ميرفتم ، شخصي از پشت سر من داشت ميآمد و ميخواست مرا نشان دكتر دهد
ولي من ميخواستم از دست او فرار كنم ، يادم است با شخصي در افتاده بودم ، زدن
میله ای باریک و دراز به شخص مقابل از بالا به پائین بصورت ضربدر ، ...
چكيده خواب دوم : ساعت شش و
پنجاه و شش دقیقه صبح . خواب ديدم يك جا توي يكي دو اطاق بغل هم بوديم ، توي يكي
از اين اطاقها شخصي مثل آقاي ♂ همکار ... روي صندلي نشسته بود و
داشت با سوزن و نخي روي جلو شلوار خود كاري ميكرد ... ، سرش را توي خشتك شلوارش
برده بود ، چرخ خياطي ، دوختن زیپ شلوار ، شلوار خانم آقای ... ، سوراخ سوزن ،
كوشش داشتم بخيه هاي چرخ خياطي درست روي لبه پارچه باشد ، زیپ بیست سانتی ، ...
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۱۰, دوشنبه
بیشترین و لذت بخش ترین احساس امروز من چی بوده
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر