۱۳۹۳ شهریور ۷, جمعه

با افکار مربوط به یادداشت امشب می خوابم

2522
4/3/77
با افکار مربوط به یادداشت امشب می خوابم
×
1
2

1402
چکیده خواب : ساعت شش و چهل دقیقه صبح . دیشب خوابی طولانی با داستانهای مشخص دیدم که یادم نیست . فقط میدانم تمام ماجراهای خواب در ... اتفاق افتاد و این در حالی بود که از کلمه ... و منظره واقعی کوچه های آن چیزی در خواب ندیدم . صحنه های خواب زیاد بود ولی خیلی کم یادم است . روبروی من کودکی بود که میدانم پسر بود ولی قیافه ای دخترانه داشت و با محبت بود . یادم است او مشغول صحبت شد و در صحبت هایش معلوم بود مرا می شناسد . من او را نمیشناختم و وقتی خواستم بدانم او کیست او اینطور حالی من کرد که فرزند زن ... است . من در خواب کودک را نشناختم ولی او میدانست من با خانواده آنها دوست هستم . با تعریف او در خواب توجه من به خاطرات خودم از مادر او که زن دوستم بود جلب شدو در نظرم بود او زن دوستم است و دختر دائی است . نمیدانم حرفهایمان چی بود ولی یادم است آن کودک در بین حرفهایش این مساله هم بود که گفت مادرش خودکشی کرده و از حرف او اینطور فهمیدم که مادرش با خوردن قرص خودکشی کرده . البته حرف او وخبر داده شده او مربوط به گذشته و گذشته دور بود ولی از مردن یا نمردن مادر او چیزی به ذهنم نرسید . من از دیدن آن کودک خوشحال بودم و او هم در حال صحبت با من از دیدن من خوشحال بود . بعد در صحنه ای که آنرا در رابطه با همین خواب و دنباله آن میدانستم یادم است داشتم به سمت منزل میرفتم . یادم بود قبلاً آنجا بوده ام و الان باز به آنجا میرفتم . یادم است در جائی وارد اطاقی نیمه تاریک شدم . در این اطاق را دیدم ، نمیدانم در دو صحنه او را دیدم یا در یک صحنه . یک صحنه اینطور یادم است که او را در جمع یکی دو سه نفر دیگر دیدم و اینطور میدانستم که او سیصد تومان  از گذشته دور به من بدهکار است ، در صحنه ای هم اینطور یادم است که او ایستاده یا نیمه ایستاده بود . در اینجا یک نفر جلو او و یک نفر پشت سر او بود و داشتند در پشت پائین کمر او قسمت نخاع کاری میکردند . من با دیدن این منظره مثل اینکه بیرون آمدم تا کارشان تمام شود و پیش آنها بروم . ... .
یافته ها : . . تفسیرها : - . . 
# این خواب تکمیل خواهد شد #

هیچ نظری موجود نیست: