|
2521
|
4/3/77
|
تفسیرخواب با توجه به افکار مربوط
به هزارپا
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : ساعت پنج و چهل و دو دقیقه
عصر . مشغول مطالعه خواب 26/2/77 با سؤال با افکار مربوط به هزارپا بودم ، در
مرحله اول چیزی از خواب سر در نیاوردم فقط یک یادداشت شناخت مکان در باره بیابان
دالان کوه نوشتم ( یادداشت شناخت رؤیا و مکانها شماره ( 425 ) . بعد در یک لحظه
یاد یادداشت شناخت نمادهای خواب بافتهای بدن شماره 23.6 و 2308 افتادم ¶ که فهمیده
ام در خواب تله پاتی تاریخ 20/2/70 غده چغندر نمادی برای کره
چشم و ¶
ریشه چغندر نمادی
برای اپتیک بینائی است . در اینجا در یک لحظه بنظرم رسید نکند ... و ¶ بالاخره با
شادی تمام فهمیدم گَوَن معلق که با نمادهای خرچنگ و زمین هم دراین خواب مطرح شده
نمادی
بوده برای پرده شبکیه چشم و¶ آن
سوراخ توی زمین همراه با آن راهرو به سمت شمال نمادی بوده برای
اپتیک بینائی و ... و ... و ده ها شناخت دیگرکه بدنبال این شناخت اولیه به ذهنم
رسید . فعلاً بدلیل خسته بودن و اینکه میخواهم برای شام ماکارونی بپزم ادامه این
یادداشت را موکول میکنم به ساعات آینده .
ساعت ده وچهل وشش دقیقه شب . بعد از پختن ماکارونی و ...
، 1 - ¶
بنظر من بیابان دراول این خواب نمادی بوده برای اپی تلیوم رنگین شبکیه
چشم . 2 - ¶
دالان کوه همان سوراخ توی زمین به سمت شمال و در اصل اپتیک بینائی بوده . 3 - ¶ کوه نمادی
بوده برای لوب پس سری ¶ و دالان کوه یا دالان منتهی شده به این کوه
اپتیک بینائی بوده . 4 - ¶ به این ترتیب بیابان دالان کوه نمادی
بوده برای اپی تلیوم رنگین شبکیه در تماس با اپتیک بینائی . 5 - ¶ بوته های
گَوَن معلق نمادی
بوده برای سلول های استوانه ای و مخروطی شبکیه ¶ ومعلق بودن
آن ، وارونه بودن این سلولها نسبت به اپی تلیوم رنگین شبکیه بوده ¶ که با نماد
زمین بیابان در خواب ظاهر شده . 6 - نوشته ام متوجه فرو رفتن حیوانی درون زمین
شدم . ¶
بنظر من این حیوان میتواند جمع شده پیامهای بینائی شبکیه باشد که در مسیر اپتیک
بینائی به بالای مغز ارسال میشود ¶ ویا میتواند مجموعه سلولهای شبکیه
مثل سلولهای استوانه ای ، مخروطی ، دوقطبی وگانگلیونی با تجمع آکسون این سلول ها
در نقطه ای مانند نقطه کور شبکیه و تشکیل عصب بینائی باشد . 7 - ¶ به نظر من
کنار سمت جنوب غربی آن نقطه نمادی بوده برای محل خروج عصب بینائی از
شبکیه یا همان دهانه سوراخ دیده شده توسط من . 8 - ¶ حیوان گرد
تخت با دست و پاهای زیاد همان خرچنگ بزرگ و همان گَوَن دایره ای معلق بوده که
این هر سه میتواند نمادی برای پرده شبکیه باشد . 9 - نوشته ام کلاً آن حیوان وخاک
و زمین را چیزی مثل یک گَوَن دایره ای معلق دیدم که دست و پاهای زیادی داشت .
الف : ¶ آن
حیوان بصورت یک گَوَن دایره ای معلق نمادی بوده برای پرده شبکیه چشم همراه با
اپتیک بینائی . ب : ¶ بنظر من زمین نمادی بوده برای
اپی تلیوم رنگین شبکیه ¶ وخاک زمین نمادی بوده برای
افکار رسیده به این لایه . ¶ در اصل این خاک پیامهای حرکتی آمده از بالای مغز
( در مسیر ماهیچه های چشم ) به این لایه رنگین شبکیه بوده . ج : ¶ دستهای
زیاد این حیوان دندریت سلولهای مخروطی استوانه ای ¶ وپاهای
زیاد این حیوان آکسون سلولهای گانگلیونی بوده که در مجموع پرده شبکیه و اپتیک
بینائی پدید میآمده . 10 - نوشته ام شاید بتوان گفت پشت آن حیوان همان گَوَن بود
ولی دست و پای زیادی شکل خرچنگ داشت . الف : ¶ پشت آن
حیوان میتواند بخش داخلی پرده شبکیه چشم یا کلاً کره چشم باشد . ب : ¶ دست و پای
زیاد شکل خرچنگ ، دندریت و آکسون های این سیستم بوده . ج : در اینجا یاد خواب
مرد شدن پرنده غاز مانند تاریخ 17/12/69 افتادم که در آن در صحنه ای پاهای کودکی
را در دست داشتم و او را سرازیر توی جوی آبی کرده بودم . در آن جوی کلجنگ هائی
بصورت سالم و تکه های جدا شده از هم در حال حرکت و حرف زدن دیدم . ¶ هرچند در
تفسیر آن خواب کلجنگ ها و تکه های جدا جدای آنها را در درون آب خطوط روی کاغذ
دانسته ام ¶
ولی الان میتوانم قبول کنم آن کودک افکار ارسال شده از بالای مغز به چشم یا
خاکهای این خواب بوده . ¶ به نظر من آن کلجنگ ها و تکه های جدا جدای آن
میتواند پیامهای بینائی در حد فاصل دندریت سلول های مخروطی و استوانه ای با اپی
تلیوم رنگین شبکیه باشد . 11 - ¶ هر کدام از نوع خیلی کوچک آن حیوان جمع بندی شده
یک پیام بینائی در حال ارسال به بالای مغز بوده 12 - ¶ توی زمین
رفتن نوع کوچک این حیوان پیامهای بینائی شبکیه ارسال شده به بالای مغز بوده . ¶ در اصل با
تعریف انجام شده در خواب درستی این نظر من اثبات میشود که پیامهای بینائی بصورت
عکس یا دسته بندی به بالای مغز ارسال میشود و بصورت جدا جدا برای هر سلول نیست .
13 - ¶ سوراخ
توی زمین به سمت شمال نمادی بوده برای اپتیک بینائی از شروع
پرده شبکیه و ادامه آن تا لوب پس سری قشر منتشر مغز . ساعت دوازده و پنج دقیقه
شب . بهتر است بقیه این یادداشت را فردا بنویسم .
سه شنبه 5/3/77 ساعت چهار وچهل وسه دقیقه عصر .
فعلاً دنباله این یادداشت . 14 - ¶ در خواب
کار میتوکندری و بخش خارجی سلولهای مخروطی 30/11/73 یک وانت و راننده ای در سمت
راست خودم دیده ام که با توجه به مفاهیم خوابهای دیگر فهمیده ام وانت میتواند نمادی
برای چشم باشد ( یادداشت شناخت نمادهای خواب بافتهای بدن شماره 1241 - 13/11/75
) و با این فکر برای اینکه بفهمم منظور خواب از وانت چیست ¶ در تاریخ
7/11/75 سؤالی کرده ام با عنوان وانت یعنی چه . در این خواب تعدادی عروس با قد
کشیده و یک خر دیده ام که آن خر به سمت من آمده و هنگام گذشتن از کنار من هر دو
به هم گفته ایم بائو . ¶ البته من با توجه به سؤال مطرح شده فهمیده ام
این خر همان وانت یا سؤال انجام شده است . 15 - از طرفی خرچنگ در خواب 26/2/77
میتواند به مفهوم خری باشد که چنگ دارد یا خری باشد که به چیزی چنگ میزند . بنظر
من با توجه به خواب کار میتوکندری و بخش خارجی سلول مخروطی 30/11/73 و تصویر شدن
این بخش از سلول های مخروطی بصورت وانت و یکی بودن وانت وخر ومسائل دیگر ¶ خرچنگ در
خواب 26/2/77 پرده شبکیه و در اصل سلول های استوانه و مخروطی چشم بوده که قسمت
خر بودن و بار بردن آن ارسال پیام به بالای مغز و قسمت چنگ بودن آن بخش خارجی
سلول های مخروطی بوده . 16 - با توجه به این شناخت میتوانم بپذیرم ¶ درخواب
وانت یعنی چه تاریخ 7/11/75 عروسها با قد کشیده و پیراهن های سفید نمادی
بوده برای بخش خارجی ( دندریت ) سلولهای مخروطی و خر آمده به سمت من دندریت سلول
های بخش داخلی لایه رنگین شبکیه بو ده . 17 -
¶ به
این ترتیب میتوان پذیرفت بین بخش خارجی پرده شبکیه - بخش خارجی سلول های مخروطی
و استوانه ای - و اپی تلیوم رنگین شبکیه یک مبادله پیام بصورت دادن و گرفتن وجود
دارد . ¶
پیامهای داده شده به اپی تلیوم رنگین ، نور وارد شده به چشم ، و پیامهای داده
شده به بخش خارجی شبکیه پیامهای حرکتی حسی آمده به چشم از طریق ماهیچه های محرک
چشم میباشد . 18- اگر بخواهم این اطلاعات را به خواب 26/2/77 با سؤال با توجه به
افکار مربوط به هزارپا تعمیم دهم میتوانم بگویم ¶ مکان من
دراین خواب در شرایط دیدن زمین و خاک زمین از طرفی و دیدن زیرآن گَوَن یا خرچنگ
از طرفی دیگر همان دیدن عروسها با قد کشیده در سمت راست من و آمدن خری به سمت من
در خواب وانت یعنی چه تاریخ 7/11/75 است . ¶ در اصل آن
عروسها با قد کشیده دستهای زیاد خرچنگ یا دندریت سلول های مخروطی و استوانه ای
پرده شبکیه بوده . 19 - ¶ گفتن بائو به خر و جواب دادن خر به من ارتباط
بین اپی تلیوم رنگین شبکیه و بخش خارجی سلولهای استوانه ای بوده که در خواب
26/2/77 این عمل بصورت قاطی شدن آب وخاک تصویر شده . ¶ آب نور
خورشید وارد شده به چشم و خاک پیامهای حرکتی حسی آمده به اپی تلیوم رنگین شبکیه
توسط ماهیچه های محرک چشم . 20 - ¶ فعلاً نمیدانم حرارت مطرح شده در
بین آب و خاک چیست و چی بوده . شاید منظور خواب گرم شدن اپی تلیوم رنگین توسط
نور خورشید بوده . ¶
توجه شود که نورخورشید توسط اپی تلیوم رنگین جذب میشود و ممکن است به همین دلیل
این اپی تلیوم گرم شود . 21 - نوشته ام وقتی توی آن سوراخ توی زمین به سمت شمال
نگاه کردم یک سوراخ روشن ( قهوه ای روشن ) کشیده شده به سمت شمال توی زمین دیدم
. الف : ¶ در
اینجا در حال نگاه کردن توی آن سوراخ ، خود من کوچک شده آن خرچنگ یا پیامهای
بینائی ارسال شده به بالای مغز بوده ام و آن سوراخ توی زمین اپتیک بینائی بوده .
ب : ¶
مکان من در اینجا درست نقطه کور پرده شبکیه بوده که تمام آکسون سلولهای پرده
شبکیه به این نقطه میرسد ( شروع سوراخ توی زمین به سمت شمال ) . ج : ¶ نگاه کردن
من به سمت شمال و دیدن مسیر سوراخ با شروع اول سوراخ و رفتن به جلو تر همان حرکت
پیام در مسیر اپتیک بینائی به سمت بالای مغز بوده . دال : یادم است وقتی بیدار
شدم سوراخ توی زمین با نگاه از اول آن به درون ، وکشیده شدن نگاه در امتداد و
درون به سمت شمال برایم خیلی زیبا و قشنگ بود . ¶ هر چند
نوشته ام آن سوراخ قهوه ای روشن بود ولی رنگ آن مانند رنگ نور خورشید پس از
گذشتن از یک بافت یا لایه عروقی بود . برای اینکه خواننده این یادداشت منظور مرا
درک کند بهتر است جلو خورشید چشمان خود را ببندد و به خورشید نگاه کند ، نور
عبور کرده از پلکها و رسیده به چشم رنگی خاص دارد . منظور من همین رنگ است یعنی
من مسیر آن سوراخ توی زمین را به این صورت و رنگ دیدم . 22 - بعد نوشته ام برای
اینکه جلو حرکت آن حیوان کوچک را بگیرم شروع به زیرو رو کردن خاک در آن نقطه
دهانه سوراخ کردم و یادم است با یک بیل دسته کوتاه مرتب خاک و گَوَن و خرچنگ
درشت جثه را مرتب زیرو رو میکردم و جائی هم به این کار سرعت دادم بطوری که یک
بار قاطی این مسائل آب دیدم و متوجه بودم آب همراه با خاک بصورت گِل در آمد ، یک
بار هم متوجه آتش قاطی خاک وآب وآن حیوان شدم . یعنی میدیدم خاک و بقیه مسائل
دارد قاطی میشود و توی بیل من روی زمین درمحل شروع آن سوراخ سر هم میخورد . الف
: ¶
خاک در خوابهای من نمادی برای افکار است و در اینجا خاک افکار آمده به اپی تلیوم
رنگین شبکیه توسط ماهیچه های محرک چشمها بوده . ب : ¶ زیرو رو
کردن خاک و گَوَن و خرچنگ درشت عبارت بوده از انتقال افکار از اپیتلیوم رنگین به
پرده شبکیه و بازگشت دوباره به اپیتلیوم رنگین . ج : ¶ آب دیده
شده قاطی خاک و گَوَن و خرچنگ نور وارد شده به چشم و رسیده به اپی تلیوم رنگین
شبکیه بوده . دال : ¶ آب همراه با خاک بصورت گل نمادی
بوده برای نور خورشید و افکار رسیده به پرده شبکیه . هه : در رابطه با آتش همراه
با آب و خاک و آن حیوان و گَوَن ، در شماره بیست این یادداشت مطلب نوشته ام . و
: فعلاً نمیدانم بیل نماد چه سیستمی است و در اینجا چه معنی میدهد . 23 - ¶ خوردن گرما
و بخار آب به چهره من و احساس آن و فرو رفتن آب و آتش به دهان من به این معنی است که دهان من همان شروع سوراخ
توی زمین یا درست نقطه تجمع آکسون سلول های گانگلیونی بوده که پس از آن اپتیک
بینائی تشکیل میشده . ¶ در این صورت چهره من میتوانسته پاپی بینائی باشد
که به نام نقطه کور شناخته میشود . 24 - نوشته ام ساقه های گَوَن بطرف ساقه اصلی
شکل پاهای خرچنگ بود . ¶ به نظر من
ساقه های کوچک گَوَن و به ترتیب ساقه های بزرگتر تا ساقه اصلی نمادی
بوده برای آکسون سلول های مخروطی و استوانه ای ، آکسون سلولهای دو قطبی وآکسون
سلولهای گانگلیونی که در این مرحله تجمع این آکسون ها ساقه اصلی یا اپتیک بینائی
را تشکیل میدهد . 25 - بعد خوابی دیگر دیده ام که فعلاً شناختی در باره آن ندارم
اما در باره همین خواب اگر نکاتی به ذهنم رسید مینویسم . 26 - ¶ چندین سال
است متوجه شده ام زمین در خوابهای من نمادی است برای پیرامون بدن ومن حد فاصل
آن پیرامون و درون را محل تبادل احساس بین بیرون و درون میدانستم . ¶ در این
میان برای چشم که نور وارد آن میشود دلیلی نداشتم و در فکرم بود زمین خوابهای
مربوط به چشم در شرایط گرفتن احساس از پیرامون کجای چشم است . بعد با توجه به
پیش فرض خود حدس میزدم باید در خواب حد فاصل بین پرده شبکیه و پیرامون آن با نماد
زمین ظاهر شود اما میدیدم این حد فاصل در درون چشم قرار دارد و خارج از بدن نیست
و در فهم آن مانده بودم . ¶ الان با توجه به موارد مطرح شده میتوانم بپذیرم
اپی تلیوم رنگین شبکیه میتواند در خوابهای من با نماد زمین ظاهر شود که به این
ترتیب در خواب کار میتوکندری و بخش خاجی سلول مخروطی 30/11/73 آب محصور در زمین
خشک وخاکی نمادی
خواهد بود برای حد فاصل بین بخش خارجی سلولهای مخروطی و اپی تلیوم شبکیه . ¶ در اصل
زمین خاکی همین اپی تلیوم رنگین بوده . 27 - ¶ در جائی از
خواب 30/11/73 تصویر زمین محل آب محصور را زمینی خاکی آفتاب خورده گفته ام .
بنظرمن این حرف ضمن درست بودن درستی این نظر من را اثبات میکند که آب دیده شده
همان آفتاب بوده چون در صحنه قبل آن در این زمین آب محصور دیده ام .
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۷, جمعه
تفسیرخواب با توجه به افکار مربوط به هزارپا
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر