۱۳۹۳ تیر ۲۸, شنبه

تفسیر خواب : میخواهم امشب کوانتوم های نور و رفتار آنها ....

2732
23/5/92
تفسیر خواب : میخواهم امشب کوانتوم های نور و رفتار آنها ....



×

تمام تفسیر و یادداشت : دیشب ساعت دو و نیم بعد از نصف شب که ساعات اولیه بامداد امروز باشد خوابیدم . تمام وقت دیروز من به فکرکردن روی تکمیل نمودن جهان‌بینی و حیات گذشت . قبل از خواب توجهم به این مساله جلب بود که هرچند اتمها عناصر هستند ولی در اصل این عناصر همان بخش غشاء و پوسته یا دست وپای اتم هستند که اگر با نگاه محدود کوانتوم به آن نگاه کنیم آن عناصر هنوز هم امواج نور خواهند بود و برای اینکه این مطلب را در جهان‌بینی و حیات بگنجانم در آخرین دقایق قبل ازخواب نوشتم « اگر بتوانیم نگاه خود را آنقدر نزدیک به دیدن یک کوانتوم نور ببریم جهان هستی وتمام کائنات را کوانتوم های نورخواهیم دید » و این صحنه را در نظر مجسم کردم که که تمام جهان و کائنات کوانتوم های نور باشند . بعد هرچند مدتهای مدیدی است هنگام خواب سؤالی نکرده خوابیده ام این سؤال را روی کاغذ نوشتم که میخواهم امشب در خواب کوانتوم های نور و رفتارآنها را ببینم و خوابیدم ، دفتری را هم که سؤال توی آن بود کنار تختم گذاشم تا بعد از دیدن خواب بلند شوم آنرا بنویسم . من ساعت دو و نیم شب خوابیدم و ساعت سه بعد از نیمه شب بیدار شدم . یادم است در حال دیدن خواب بودم که به سمت بیدار شدن آمدم . در آن لحظات اول که داشتم بیدار میشدم چیزهائی درحال دیدن بودم و این لحظه ها یادم است که از مرحله خواب داشتم به مرحله بیدار شدن از خواب وارد میشدم از مسائل خواب چیزی یادم نیست ولی این یادم است که در لحظات اول بیدار شدن متوجه شدم در مرکز سینه ام ذرات وجودم دچار لرزشهای ریز و سریعی است که داشت به سرعت توسعه می یافت و به تمام سینه و زیر بغل هایم کشیده میشد من در همان اول متوجه شدم این ذرات وجودم کوانتوم های وجودم هستند که دارند در جای خود میجنبند هر چند دوست داشتم در همان شرایط بمانم ولی دیدم اگر این شرایط لرزیدن به تمام ذرات وجودم برسد ممکن است ذرات وجودم از هم متلاشی شود ، حتی خیلی سریع این فکر به ذهنم رسید ممکن است یک انفجار اتمی واقع شود و من منفجر شوم و اینجا بود که فکر کردم اگر چنین اتفاقی بیفتد ... و داشتم مطمئن میشدم چنین خواهد شد و آنوقت ممکن است تمام جهان و کائنات منفجر شود و با این افکار بود که سریع خودم را ازآن فکر بیرون آوردم و از رختخواب بیرون آمدم در حالی که خیلی ترسیده بودم . باید بگویم این جنبش ذرات وجودم با شروع از ناحیه سینه که آنرا جنبش کوانتوم های نور میدانستم ( یعنی همان چیزی که با فکر آن خوابیده بودم ) طوری در من قوت گرفته بود که اطمینان داشتم اگر ادامه یابد و به تمام ذرات وجودم برسد همان جنبش دسته جمعی هم میتواند ذرات وجودم را فرو ریزد و مرا متلاشی کند بهر صورت بطور خلاصه اینکه 1 - خواب دیده شده پاسخ به سؤال و دیدن کوانتوم های نور و رفتار آنها بوده . 2 - برای توضیح رفتار آنها اینطور یادم است که در مرحله دیدن خواب ، روبروی من ( که وقتی بیدارشدم پذیرفتم نگاه به سینه‌ام و آن حدود بوده ) در یک سطح روی زمین ذرات جنبنده دست وپا داری در کنار هم در حال وول خوردن و جنباندن دست و پای خود بودند ( نمیدانم چند تا دست و پا داشتند ولی شاید بتوان گفت دست و پاهای هر کدام از آنها در محدوده ده تا و بالاتر بود ) 3 - هرچند هرکدام برای خود میجنبیدند من متوجه قانون و قائده ای در اینباره نشدم و لی این جنبیدن و لرزش آنها یک ضرباهنگ و لرزش یکنواخت داشت که فکر کردم اگر تمام ذرات وجودم شروع به این کار کنند یا به آن مرحله برسد ، از صدا و لرزش این جنبیدن تمام ذرات وجود من فرو خواهد ریخت ... نمیتوانم مسائل خواب‌وبیداری و دنباله آن را توضیح دهم بعداً اگر نکاتی به ذهنم رسید مینویسم .
یافته‌ها : . .

هیچ نظری موجود نیست: