2727
|
20/8/91
|
بوسیدن وسط سر پدرم در خواب
|
1
|
1
|
1519
|
||
♣
تمام خواب : ساعت یک و سی و هشت دقیقه بامداد
شنبه . دیشب با ... و داماد و عروسهایش منزل ♂
دعوت شام بودیم . امروز پیش از ظهر رفتم منزل ♂
برای درست کردن ماهواره شان و بعد از ظهر به ویلاشهر آمدم .امشت ♂ و ♀ و ♂ به
منزلم آمدند و تا نه و نیم شب اینجا بودند و رفتند ، من نرسیدم با کامپیوتر کار
کنم و بعد از دوازده شب خوابیدم . قبل از اینکه خوابم ببرد یک لحظه به نظرم رسید
در مغز سرم محدوده ملاج سرآخر لوب پیشانی حالتی پدید آمد که مرا یاد سرگیجه ها ی
وضعیتی چند سال پیشم انداخت ، البته سرگیجه ای پیدا نکردم ولی احساسی پیدا کردم
نزدیک به آن ، بعد خوابم برد و لحظه ای یادم است رو به جنوب شاید روی صندلی پشت
میزی نشسته بودم ، در شرایطی یادم است کسی ( مردی میانسال ) در نیمه تاریکی سمت
راست من طرف غرب بود ولی کی بود و چکاره بود یادم نیست . بعد یادم است در همان
نقطه که بودم از طرف سمت چپ خودم توجهم به پشت سرم جلب شد و در دو سه متری دور
تر در نیمه تاریکی ، و پیدائی و ناپیدائی پدرم را دیدم ، لحظات اول چهره و تیپ
او معلوم نبود ولی کم کم نگاه او و لبخند او به سمت من مرا مجذوب خود کرد . اول
به نظرم رسید دارم عکسی از او را میبینم ولی خیلی زود صحنه به سمت روشنتر شدن و
پیداتر شدن پدرم شد که با لبخند به من نگاه میکرد و تمام توجهش با شادی و
خوشحالی به سمت من بود . اول به نظرم رسید دارم عکسی از او را نگاه میکنم ولی
خیلی زود هر چه بیشتر به سمتش جذب میشدم میپذیرفتم که خود پدرم است و لحظه ای
رسید که با اشتیاق به سمت او و سر او رفتم و سرش را در بغل گرفتم و با اشتیاق
محدوده گودی وسط جمجمه سر اورا بوسه زدم واز سر ذوق چند بار کلمه بابا را تکرار
کردم در لحظه ای که سر و لبهایم را برای
بوسیدین سر او جلو میبردم به نظرم رسید الان پوست بدون موی سر او را بوسه خواهم
زد ولی در حالی که داشتم به سر او بوسه میزدم متوجه شدم سر او موهای کم پشتی
دارد ، اما در همین حال که رویم به سمت شمال و در حال بغل گرفتن و بوسیدن فرق سر
پدرم بودم وبوسیدنم تمام شد دیدم که آن مرد در سمت غرب این لحظه در سمت چپ من در
همان جای قبلی اش است و مانند صحنه قبل توجهش به من میباشد . ♠
توضیحات
و یافتهها :
1 - هیچ یادم
نمیآید در زمان زنده بودن پدرم او را بوسیده باشم آنهم با این شوق و ذوق .
2 - یادم است
کلمه بابا را با شوق و ذوق تمام چند بار تکرار کردم .
3 - وقتی
بیدار شدم بیاد این عقیده خرافی افتادم که اگر درخواب مرده ای دیده شود و فلان
اتفاق بیفتد امکان بردن ما توسط آن مرده هست ، یعنی ما خواهیم مرد .
4 - بعد یادم
به این آمد که توی رختخواب قبل از خواب رفتن توجهم به همان نقطه سرم جلب شد و
اینکه در آن نقطه اتفاقی افتاده که من احساس کرده ام ممکن است آن حرکت در رابطه با
سرگیجه وضعیتی باشد.
5 - به همین دلیل
بلند شدم و بعد از دو سه سالی که خوابهایم را یادداشت نکرده ام بهتر دیدم خوابم را
بنویسم تا اگر اتفاقی برایم افتاد نکتهی جالب برای دیگرانی باشد که مطالعات مرا
دنبال خواهند کرد.
6 - توضیح
اینکه اَلآن در شرایط روحی و جسمی خیلی خوب و سالمی هستم و هیچ مشکلی نیست و شاد و
سرحالم . ساعت دو و پنجاه و دو دقیقه بامداد شنبه بیستم آبانماه سال نود ویک
ویلاشهر خیابان ... خانه ماقبل آخر سمت راست.
/////////////////////////////////////////////
معانی و مفاهیم، و نمادهای مطرحشده در خواب :
الف :
//
30/7/94
/
امشب هشت ونیم شب به این پیشبینی خود رسیدم که عقیده داشتم در وجود ما جعبه
سیاهی بمانند جعبهیِ سیاه هواپیما هست.
الف : این جعبه
سیاه که در خواب 1/9/71 با عنوان «فضای سرپوشیده راهرو مانند و ...» بهصورت
گنجه توی دیوار، و در خوابِ 20/8/91 با عنوان «بوسیدن وسط سر پدرم
...»
بهصورت پدر نمایان گشته سینوس ساژیتال
فوقانی پردههای مغز است.
//
5/8/94
/
... در خواب 20/8/91 با عنوان «بوسیدن وسط سر پدرم ...». پدر نماد سینوس
ساژیتال فوقانی ی پردههای مغز، و گور پدر در خواب 19/6/72 با سؤال «کار پوست آلت
تناسلی در محل ختنهگاه ... »، نماد فضاهای غاری پنیس بوده. // در تاریخ
5/9/96 ویرایش و تکمیل گردید.
ب :
/////////////////////////////////////////////
تغییرات و یافتههای جدید :
|
|||||||
۱۳۹۳ تیر ۲۹, یکشنبه
بوسیدن وسط سر پدرم در خواب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر