۱۴۰۰ خرداد ۱۰, دوشنبه

 

210

5/9/68

معنی یوسف چیست / یک

  3

  3

   111

تمام خواب اول : ساعت سه و پنج دقیقه بعد از نيمه شب . اکنون بیدار شدم داشتم خواب خیلی روشن و جالبی میدیدم . در تمام خواب صحنه ها معلوم و مشخص و روشن بود . صحنه های قبلی هم یادم بود اما به محض اینکه حالت بیداری به من دست داد خیلی از موضوع خواب یادم رفت ولی اصول آن یادم ماند . چیزی که یادم مانده این است که من در خواب ميخواستم بدن يك گنجشك را بخیه بزنم . بنظرم كساني مثل و بودند . يك صحنه يادم است يك سوزن بخيه را كه كمي نيم دايره بود ( و سوراخ اين سوزن را ديدم ) برداشتم و ميخواستم آنرا ضد عفوني كنم . بعد از اينكه اين سوزن را بر داشتم ، از جائي كه بوديم به جاي ديگر رفتيم . يك جا زخم بدن گنجشك را ديدم . زخم روي شانه هايش بود . البته خون نديدم ولي پارگي زخم را كه ميخواستم بدوزم بود . چند بار گنجشك بصورت پركنده و گوشتالو مثل مواقعي كه در زمان بچه گي گنجشك ميكشتم و سر و پرهاي آنرا ميكندم و روي آتش ميگرفتم بود ، يعني گنجشك پر و سركنده سرازير توي دو تا دستهايم بود و با زور ميخواست از دستهايم بيرون بيايد . من وقتی که يك كمي از دستم بيرون ميآمد ، براي اينكه نيفتد و از دستم بيرون رود دست بعدي را بالاي آن ميگرفتم و همينطور اين كار تكرار ميشد . يعني من دو دستم را به حالت مشت دور گنجشك داشتم و او زور ميزد از دستم بيرون بيايد . كمي كه بيرون ميآمد و من میدیدم نزدیک است از دست زیری ام بیرون رود آن دست زیری را دوباره دور بدن گنجشک در بالا حلقه میزدم و میگرفتم و دوباره همین کار تکرار میشد . وقتی گنجشک سرازیر و با آن وضع بود چندین بار این کار تکرار شد ، چند بار هم گنجشک سربالا بود ، مثل زمانی که یک گنجشک حقیقی را انسان در دست میگیرد بود . در اینجا هم همان صحنه تکرار میشد یعنی گنجشک میخواست از بین دو دست من فرار کند ولی من جای دستهایم را عوض میکردم و دو باره گنجشک زور میزد فرار کند . موقعي كه گنجشك سرازير بود من اينطور ميدانستم كه اورا روي آتش گرفته ام كه زورش كم شود تا بتوانم آنرا بخوابانم و زخمش را بخيه كنم ، اما متوجه شدم که اگر زیاد حرارت ببیند پخته میشود و دیگر نمیشود بدن او را بخیه کرد . موقعي كه او سربالا بود اول گوشتالو بود ولي كم كم سر پيدا كرد و يك جا هم مثل بچه هاي گنجشك پر داشت و چشمانش بسته بود . در اینجا که پر در آورد من دنبال تیغ گشتم که ( مثل بدن انسان موقع بخیه کردن که موها را میتراشند ) آن پرها را بتراشم و یک تیغ صورت تراشی نصف دیدم . بر داشتم و با ساولُن ضد عفونی کردم ، متوجه بودم که ضد عفونی نمیشود و الکل میخواهد . مثل اینکه به که پهلویم بود و میخواست به من کمک کند نمیدانم گفتم تیغ بیاورد یا الکل و تقریباً آماده بودم با آن تیغ که دستم بود پرهای محل زخم گنجشک را بتراشم . البته در اینجا زخم ندیدم ولی محل آنرا میدانستم و اینرا هم میدانستم که در آن محل زیر پرهای نرم گنجشک زخم هست که میخواهم بدوزم .  

اقکار و رفتار قبل از خواب :

1 - دیشب غروب من دفتر ... بودم و با در رابطه با اخلاق و جنبه های روانی بحث میکردیم . من رفتار خانم دکتر بیمارستان را گفتم که گفت اگر موهای ابروی یک مرد را بزنیم زشت میشود .

2 - دیشب توی اتاق سمت آشپزخانه دستم را که توی جیبم کردم یک نصفه تیغ ناست که از توی کاغذ در آمده بود و ته جیبم بود بر داشتم و آن نصفه تیغ را گذاشتم روی یخچال ، فکر کردم این تیغ نو است و بعد از آن استفاده کنم .

تمام خواب دوم : ساعت پنج صبح . بعد از نوشتن آن خواب خوابیدم . یک خواب دیدم بلند نشدم بنویسم . اکنون دوباره خواب میدیدم وارد اتاقی شدم که چند نفر از آشنایان خوابیده بودند . یک اتاق بالاتر از این اتاق بود که از توی همین اتاق پله میخورد و میرفت توی آن اتاق . من نیمه های راه پله نصف هیکل یک زن را دیدم که توی آن اتاق خوابیده بود . گفتم کسی هست گفت بله ما دو نفر هستیم ، من بر گشتم . صحنه بعد یادم هست رفتم توی اتاق . و خوابیده بودند . من نمیدانم بیدارشان کردم یا خودشان بیدار شدند ، دیدم صورت مو در آورده و این موها به فاصله و ضخیم و درشت در صورت او روئیده . پایه موها توی پوست مثل پر مرغ که در بدن مرغ است بود . من گفتم چرا صورتت مو در آورده . نگاه کردم دیدم صورت هم مو در آورده . گفتم نکند خوابیم و داریم خواب میبینیم . دست بردم و با دو انگشت لپ را نیشگون گرفتم و گفتم دردت میآید گفت نه ، دست دراز کردم لپ را نیشگون گرفتم و گفتم دردت میآید ( یا فهمیدی ) گفت نه . مثل اینکه یک بار دیگر هم این عمل را با کردم و گفت نه . من دو باره دست بردم برای و این دفعه سینه و پستانش را در دست گرفتم . در اینجا میدانستم خواب هستیم و طوری نیست جلو به ور بروم . با وجودیکه میدانستم هست با دست راست سینه و پستان را توی دست گرفته و مالش میدادم . هم خودش را توی دست و نزدیک بغل من ولو کرد بود و گفت مثل اینکه وقت پائیدی . همینطور که میدانستم هست مقداری به ور رفتم . در این حال لذت جنسی به من دست داد و داشتم بطرف لذت میرفتم که بیدار شدم . ساعت پنج و پنج دقیقه صبح .  

تمام خواب سوم : ساعت هفت صبح . ساعت شش و نیم بیدار شدم . موقع بیدار شدن این خواب را میدیدم که داشتم از کوچه ای به در خانه خواهر میرفتم . صبح بود و میدانستم و شاید دیشب آنجا بوده اند . من وقتی در زدم انتظار داشتم بیاید در را باز کند . بعد از اینکه گفت کی است و برای باز کردن در آمد دیدم با مشغول صحبت است و با هم آمدند . من متوجه شدم که دیشب منزل خودشان نرفته و آنجا مانده .  

توضیحات : 1 - و را ندیدم ولی صدایشان را شنیدم . 2 - میدانستم دارد میآید در را باز کند ولی صورت آنها را ندیدم . 3 - سؤالی از من کرد که هرچه فکر میکنم یادم نمیآید چی گفت . 4 - در این خواب صبح قبل از آفتاب زدن و موقعی که تازه هوا دارد روشن میشود بود .

یافته‌ها : . . همانند و یکی بودن : نیمه های راه پله : : نصف هیکل آن زن 2.31 . . همانند و یکی بودن : پله : : زن 5.13 . . درستی دیدگاه : پله در گروه جسم و زن قرار دارد : : قبلاً دانسته و نوشته بودم زن و راه پله در خوابهای من یکی است ، امروز با خواندن این خواب درستی این نظر ثابت شد چون نوشته ام از راه پله ای بالا رفتم و در نیمه های راه پله نیمه زنی را خوابیده توی اتاق دیدم و او گفته ما دو نفر هستیم . این با تفسیری که امروز نوشتم نشان دهنده زن بودن و گروه جسم بودن راه پله است 1/5/72 - 5.13 . . گفتمان خواب و بیداری : و : : گلانس پنیس / فضای غاری میانی 12.347 . . تفسیرها :1/5/72 - 29/5/73 - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است - با توجه به تفسير اين خواب در تاريخ 1/5/72 و نكته هاي مطرح شده در آن كه در اينجا با همان ترتيب آورده ميشود 17/11/89 . . نكته ها : ( 1 ) : : مجموعاً امروز اينطور برداشت كردم كه در خواب فوق من همان بوده ام و شناخت هاي منهم در رابطه با معني تا كنون درست بوده . . نكته ها : ( 2 ) : : در اصل من يا همان گم شده يا نبوده و يا هيچ بين دو جسم بوده ايم كه در اين خواب بصورت : زخم ، نيشگون ، مالش ، صحبت ، نيمه راه پله ، و حد واسط بين "دو نيمه يك زن" نمايش داده شده ام . . نكته ها : ( 3  ) : : با توجه به مسائل اين خواب اين نظر من اثبات ميشود كه گروه مرد و روح در خوابهاي من همان حد فاصل بين دو جسم، يا فضاي خالي بين دو جسم، و يا همان هيچ ها و نبودن هاي وجودمان است . . نكته ها : ( 4 ) : : نوشته ام از راه پله بالا رفتم و در نيمه راه پله نيمه زني را خوابيده توي اتاق ديدم و سؤال كردم كسي هست ؟ گفته شد ما دونفريم ، اين جمله نشان دهنده اين است كه حد فاصل بين دو نيمه يك زن و ربط دهنده دو نيمه يك جسم است ، البته در صحنه بعدي اين خواب اين دو نيمه بصورت و ظاهر شده اند و من كه همان هستم ربط دهنده بين آنها بوده ام . . نكته ها : ( 5  ) : : بعد نوشته ام در اتاق و را ديدم ، به نظر من در اين صحنه يك نيمه از زن قبل و نيمه ديگر آن زن و من ربط دهنده بين آنها يا همان نيشگوني بوده ام كه به لپ آن دو گرفته ام ، در اينجا نيشگون جانشين من يا جانشين شده . . نكته ها : ( 6  ) : : اين مسائل و اين افكار اين نظر مرا تقويت ميكند كه جسم حد واسط بين دو روح ، و روح حد واسط بين دو جسم است ، اگر بخواهم با شناخت كلاس كامپيوتر ديروز نظر بدهم زن خط است و مرد نقطه يا فاصله خالي بين آن خط و خط ديگر ، زن چراغ روشن است و مرد چراغ خاموش ، زن هست است و مرد نيست . . نكته ها : ( 7  ) : : دو سه روز است ياد خواب دامن زرد 11/12/65 و موضوع چوب پرتاب شده به طرف خودم افتاده ام ، در آنجا ميدانستم دو سر چوب پرتاب شده نوك تيز بوده و اين توجه خودم به دو سر آن چوب را اينطور توجيه ميكردم كه آن چوب پرتاب شده جسم يا ماده و آن دو سر چوب بايد روح باشد كه در اين صورت چيزي برعكس خواب معني ميشود زيرا در خواب معني من روح بين دو جسم بوده ام در حاليكه درخواب دامن زرد جسم بين اين دو روح . . نكته ها : ( 8  ) : : كلاً اين دو موضوع مرا ياد خوابي مياندازد كه در آن خواب چيزي مثل اين شكل ديده ام ( ) ( خواب 24/10/69 با سؤال معني اميني چيست ) من  بعد ها اين شكل را خطوط و الفباي مغزم دانسته ام ، توضيح اينكه خطوط در خوابها بصورت جسم يا زن و محل شكستگي خطوط بصورت روح يا مرد ظاهر ميشود . . تحقیق شود : تحقیق شود چه ربطی هست بین تیغ صورت تراشی نصف در این خواب برای تراشیدن پرهای گنجشک و ماشین ریش تراشی در خواب 2/7/74 که آنراهسته قرمز دانسته ام . 30/8/90 . .

هیچ نظری موجود نیست: