|
209 |
4/9/68 |
کار سلول های دو قطبی در ناحیه فوأی شبکیه |
1 |
1 |
108 |
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و ربع صبح . خوابی خیلی طولانی با صحنه های خیلی
روشن دیدم ولی خیلی کم از آن یادم است . یک صحنه من تغییر مکان ( منزل ) داده به
خانه ای جدید رفته بودم . شکل و منظره اتاق یادم نیست . فقط این یادم است که
میدانستم جدیداً به این اتاق آمده ام . مثل اینکه ♀ با دیگران مشغول درست کردن اتاق
بودند . یک جای دیگر مثل اینکه ♂
میخواست بچه ای را قنداق کند و روی زمین پارچه ای پَهن کرده بود که من میدانستم
میخواهد بچه ای را ببندد . در این موقع دیدم مقداری خاک یا علف یا پِهن روی آن
پارچه ریخت و من تعجب کردم برای چی اینها را روی آن پارچه میریزد چون میدانستم
میخواهد کودکی را بپیچد . من میدانستم توی این خانه (اتاق ) شخص دیگری بوده و ما
تازه آمده بودیم . یک بار دیدم کرایه نشین قبلی آمده دم در اتاق و بدون توجه به
اینکه زن و دیگران توی اتاق هستند دارد دور و بر اتاق را نگاه میکند . من دیدم
مردی است بلند قد با کت و شلوار تمیز و تقریباً خاکستری ، آمدم به طرف او بروم
دیدم رفت و دیگر نبود . یک بار دیگر هم دوباره دیدم همان صحنه تکرار شد و آمد دم
اتاق و داشت مثل دفعه قبل توی اتاق را نگاه میکرد . من آمدم به او گفتم چهکار دارد ، او مثل اینکه گفت
چیزی جا گذاشته . البته در خواب اسم آن چیز را گفت و فهمیدم ولی اکنون نمیدانم
چی گفت جا گذاشته . من به او حالی کردم که وقتی ما آمدیم چیزی در اتاق نبوده .
در بین همین خواب میدانستم ♂
پسر ♀ دارد اسباب کشی میکند
برود ده خودشان . در خواب نمیدانم فرقون یا وانت یا ماشین بود دیدم که ♂ وسایل خانه اش را ریخته توی آن برود
ده خودشان . فکر میکردم آنجا که ما هستیم شهر است . این بار و وسایل خانه ♂ چیز جالبی بود . من یک بار دور
ماشین لوازم خانه او گشتم . یک طرف تصمیم داشتم از توی آن بادام زمینی بردارم
بخورم ولی ندیدم . ارتفاع بار از قد من هم بالاتر و فضا تقریباً تاریک بود . این
بار طرف دیگر دیدم یک جا سیب زمینی پاره شده
و فکر کردم ♂ اینها را آورده شهر
بفروشد و توی خانه اش بوده و حالا که دارد میرود ده دوباره بر میگرداند . طرز
بار زدن هم اینطور بود که سیب زمینی ها پشت طوری ای که خانه های چهار گوش بزرگ
داشت قرار داشت و من فکر کردم در بین راه با تکان ماشین یا گاری آن سیب زمینی ها
خواهد ریخت . غیر از سیب زمینی که شکل بخصوصی داشت خیلی چیزهای دیگری هم که من
وسائل خانه میدانستم بود . اما نمیتوانم بگویم چه چیز های دیگری بود . یک جا هم
مثل اینکه دو سه تا زن میخواستند فرش بتکانند یا بشویند و من فکر کردم دیوار گلی
است و اگر فرش را بشویند به دیوار گلی آب میریزد . ♠ توضیحات : 1 - در این خواب یادم نیست ♂ را دیده باشم ولی میدانستم چیزها مال ♂ است . 2 - مثل اینکه دور این
وسایل خانه گشتم . 3 - در هر دو جا ارتفاع بار بالاتر از سر من بود . 4 - مسیر
سیب زمینی ها خیلی روشن و مسیر بادام زمینی کمی تاریک بود . 5 - در مسیر سیب
زمینی ها تقریباً نزدیک قد من آن وسیله یک سکوی خیلی کوتاه داشت که میدانستم و
دیدم سیب زمینی ها گاهی یکی روی آن ریخته . میدانستم با تکان ماشین سیب زمینی ها
از پشت آن طوری روی این سکو و روی زمین خواهد ریخت . 6 - اتفاقات و صحنه های
روشن دیگری هم بود ولی یادم نیست . 7 - جهت حرکت من دور وسیله نقلیه عکس حرکت
عقربه های ساعت بود . 8 - در پایان میتوانم اینرا اضافه کنم که من انتظار داشتم
در این خواب آن موسیقی را گوش کنم ولی مثل اینکه چیز دیگری شد . یافتهها : . ¶ . همانند و یکی بودن : ♀ : : قنداق بچه 2.3
. ¶ . همانند و یکی
بودن : پهن خاک علف : : کودک 2.4 . ¶ . همانند
و یکی بودن : پهن خاک علف : : سیب زمینی بادام زمینی 2.13 . ¶ . همانند و یکی
بودن : قنداق بچه : : طوری چهار خانه درشت 2.14 . ¶ . همانند و یکی
بودن : قنداق بچه : : فرش و طوری چهار خانه درشت 2.14 . ¶ . همانند و یکی
بودن : تکان طوری چهار خانه : : تکان فرش 2.14 . ¶ . همانند و یکی
بودن : : فرش: : دیوار گلی 2.18 . ¶ . همانند
و یکی بودن : پِِهن : : بادام زمینی 2.55 . ¶ . همانند و یکی
بودن : علف : : سیب زمینی 2.55 . ¶ . درستی
دیدگاه : پهن و علف همان خاک و دوچرخه خوابهای من است : : لحظاتی پیش در یادداشت
تفسیرخواب سلول های دو قطبی 4/9/68 نوشتم و متوجه شدم خاک نمادی برای تمام پیام
های آمده از درون ( پهن ) برگشت شده به درون ( علف ) میباشد . یعنی خاک را نمادی
برای مجموعه پهن و علف دانسته ام . حال با دیدن شناخت شماره 107 - 15/2/71 در
ستون یکی بودن تصاویر خواب که دو چرخه و خاک را یکی و جانشین هم دانسته ام متوجه
میشوم چرا خاک نمادی همانند دوچرخه است . پهن یا پیامهای آمده از درون به سمت
بیرون یک چرخ دو چرخه ، علف یا پیام های آمده از بیرون به سمت درون یک چرخ دیگر دوچرخه
9/9/73 - 5.30 . ¶ . تفسیرها :
23/5/71 - 8/6/71 - 9/9/73 - . ¶ . ذرات بنیادی
: پِهِن : : ذرات بنیادی موج . ∞ . علف : : ذرات بنیادی جاذبه . ¶ . |
|||||
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر