|
415
|
1/4/69
|
ورود به خانه یک پیرزن
|
|
1
|
2
|
|
214
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و سی و پنج
دقیقه صبح. خواب میدیدم با فرامرز ... بودم و از توی کوچهای روستایی با هم
مشغول رفتن بودیم. در خواب میدانستم کجا میرویم و چرا میرویم. در بین راه
رسیدیم به در یک خانه. که البته کوچه و خانه و تمام صحنههای این خواب منظره
خانه و کوچههای گِلی قدیمی و خاکی را داشت. من میدانستم که از توی این خانه میشود
به کوچه پشتی این خانه وارد شد. و در خواب میدانستم چندین بار از اینجا رفتهام.
این را هم میدانستم که باید احتیاط کنیم تا پیر زنی که در خانه است ما را نبیند.
مثل اینکه این اطلاعات خودم را به فرامرز منتقل کردم. وارد دالان شدم و منظره
حیات و اتاقها را دیدم که گلی و خاکی بود. میدانستم باید جلوتر برویم تا برسیم
به صحن حیات. سپس به سمت چپ به پیچیم و از توی یک اتاق سمت چپ یا یک فضای طاق دار
از سوراخی به آن طرف برویم که یک کوچه است. و از آن کوچه به راه خودمان ادامه
دهیم. وقتی وارد دالان شدیم دیدم یک زن دهاتی در حالی که با یک دستش یک طرف
دامنش را بالا داشت و مثل اینکه داشت شلوارش را، ور میکشید، توی دالان ظاهر شد
و داشت به طرف ما میآمد. یک مرتبه من متوجه شدم که نباید داخل میآمدیم. ولی
خودم را از تا نینداختم و گفتم میشود ما از اینجا به آن کوچه برویم، او که
نزدیک ما رسیده بود فکری کرد و اشاره کرد برویم. ما رفتیم ته منزل و یادم هست
داشتم دنبال سوراخی میگشتم که میدانستم باید اینجا به دیوار باشد ولی سوراخی
ندیدم. نمیدانم از کی پرسیدم شاید همان پیره زن بوده. مثل اینکه اینجا او را
ندیدم اما جایی از پایین دیوار و روی زمین را دیدم و متوجه شدم اینجا سوراخ بوده
و این سوراخ با گِل بسته شده . فکر کردم اگر در این قسمت، دیوار را هل بدهم میشود
و میتوانم به کوچه آنطرف بروم و همین کار را هم کردم. یعنی با پایم آن قسمت
دیوار را هل دادم دیدم دیوار نرم است و متوجه شدم تازه این سوراخ را گرفتهاند و
سوراخ باز شد. صحنه بعد یادم است میخواستم از توی سوراخ به آن طرف توی کوچه
بروم. خوابیده بودم روی زمین و نصف تنهام توی سوراخ بود. متوجه بودم به دلیل
چاقی قسمت میانه هیکلم، هیکلم از سوراخ بد رد میشود. درک کردم سوراخ تنگ است و
دیوار روی کمرم فشار میآورد. چون میدانستم این سوراخ دیوار تازه گرفته شده کمر
خودم را به قسمت بالای سوراخ فشار دادم تا کمی سوراخ بازتر شود. این فشار دادن
کمرم به دیوار نرم و آرام صورت گرفت و احساس سختی دیوار یا احیاناً احساس اینکه
ریگ یا سنگ به کمرم فشار آورد نبود. بلکه فشار دیوار بر کمرم خیلی نرم بود. فکر
کردم چون من چاق هستم از این سوراخ بد رد میشوم و فرامرز برای رد شدن مشکلی
ندارد. مثل اینکه در اینجا بود که کوچه را هم دیدم. یک کوچه بنبست باریک که ما از
سوراخ ته کوچه داخل شده بودم. همینطور که از سوراخ وارد ته کوچه شدم سمت راست
ادامه کوچه بود. در این بنبست شخص یا درب خانه ندیدم فقط دیوار گلی و کوچهای
بن بست و باریک بود. صحنه بعد یادم است توی کوچه نشسته بودیم و سوراخی را که از
آن بیرون آمده بودیم داشتیم درست میکردیم. یعنی میدانم من و فرامرز توی کوچه
بودیم و با دست داشتیم خاکها را هل میدادیم تا دیواری جلو سوراخ بگیریم. در
این موقع یک پیر زن دیگر از توی خانه آمد و من برای اینکه از این سوراخ، توی
کوچه نیاید یا اینکه به آمدن ما از آن خانه اعتراض نکند مشغول صحبت با او شدم.
اینطور میدانستم که او به این کار ما اعتراض دارد. من با او مشغول صحبت بودم و
در عین حال داشتم خاکهای دیوار را با چسب جلو سوراخ بهصورت دیوار در میآوردم.
این یادم است که آن پیر زن در مقابل ترس ما که از آنجا آمده بودیم خواست اگر باز
هم خواستیم بیاییم از آنجا برویم طوری نیست. ما در موقع جمع کردن خاک برای دیوار
سازی جلو سوراخ متوجه شدم که چیزهایی مثل مورچه دارند توی خاکها میلولند. من
آنها را مورچههایی ریز دانستم ولی مثل اینکه فرامرز گفت اینها شپش هستند. من
فکر کردم شکل اینها شکل شپش نیست و آنها را چیزی در حدود مورچه میدانستم. بعد
بیدار شدم.
صحنههای روشن : منظره دالان ورودی که دالان عریضی بود، چهره و ریخت آن
زن که توی دالان دیدم، سوراخ بسته شده دیوار که ... سوراخ و دیوار و سوراخ بسته
شده را دیدم، خاکها که با دست داشتیم عقب میزدیم، دیواری خاکی که روی زمین در
امتداد سوراخ به وجود آورده بودیم و داشتم آن را کامل میکردم، حتی فکر کردم خاک
کم است و شاید نشود سوراخ را کاملاً گرفت، چهره پیره زن دوم که بلند قدتر و ما
مشغول صحبت با او بودیم، منظره وول خوردن مورچهها یا به گفته دیگری که شاید فرامرز
بود شپشها در خاکها. ♠
توضیحات و یافتهها : 1 - این خواب به دفعات در سالهای
قبل برایم تکرار شده، ولی در هیچ کدام از آن خوابها کسی همراهم نبوده و سوراخ
دیوار هم گرفته نبود، یادم است در یکی از خوابهای سالها قبل موقعی که وارد
خانه شدم و میخواستم توی کوچه پشتی شوم، از یک سوراخ وسط دیوار آنطرف رفتم که
سوراخ گرفته و روی زمین نبود و کمی از سطح زمین بالاتر بود. 2 - در خوابهای قبل
پیرزن توی دالان و پیرزن صاحب خانه ندیدم، ولی میدانستم یک پیرزن در اتاق خودش
است و مواظب بودم نبیند که من از سوراخ منزل او رد میشوم. 3 - در خواب دیشب فکر
میکنم کف دالان و حیاط از کف کوچه کمی بلندتر بود ولی در خوابهای قبلی چنین
چیزی یادم نیست. 4 - زنی که توی دالان به او برخوردیم از نظر رفتار و لباس طوری
بود که انتظار نداشت ما را آنجا ببیند، رفتار او رفتار معمولی یک زن توی خانه
خودش بود، و انتظار هم نداشتیم او ما را ببیند . 5 - پیر زن دوم را بعد از اینکه
از سوراخ رد شدیم دیدم و مشغول صحبت با او شدم. 6 - میتوانم مسیر خودم را با فرامرز
اینطور بنویسم که توی کوچه به طرف شرق میرفتیم. وارد خانهای که دالان آن رو
به شمال بود شدم. توی خانه به طرف اتاقهای سمت غرب رفتیم. از سوراخ دیوار غربی
توی کوچه رفتیم. ته کوچه در جنوب بن بست بود، ادامه کوچه رو به شمال بود. میدانستم
در این کوچه کمی که جلوتر برویم کوچه بهطرف غرب پیچ دارد.
تمام خواب دوم : این خواب دوم در اصل خواب اول است یعنی این خواب قبل از خواب قبلی
که نوشتم اتفاق افتاد. خواب دیدم منظره دید من جایی بود مثل خیابان ورودی ... .
از فلکه داروخانه ... تا فلکه جلو شهرداری. خواب دیدم خانههای سمت شرقی این
خیابان را خراب کرده بودند (خانه ♂ و خانههای روبروی محل سابق بانک ملی). یک صحنه
دیگر فکر میکردم میخواهند اینجا را اتوبان کنند. یک صحنه دیگر دیدم خیابان
آسفالت فعلی را بستهاند و دارند داخل آن کارهای ساختمانی میکنند. میخواهند
محل خانههای خراب شده که بهصورت یک خیابان خاکی در آمده بود محل رفت و آمد
باشد. یکجا دیدم وسط آسفالت این خیابان مشغول ساختمان هستند که از شکل آن فهمیدم
میخواهند یک پاسگاه ژاندارمری بسازند. صحنههای درستی از این خواب در نظرم نیست
. ♠
توضیحات و یافتهها : 1 - اولاً این خواب قبل از خواب
اول بود، دوم اینکه صحنههای زیادی دیدم که همینها یادم است. 2 - این دو خواب
جنبههای روانی این چند روزه را ندارد، غیر از اینکه میدانم قرار است اطراف
خیابان جلو مکان سابق بانک ملی در ... خراب شود و بهصورت اتوبان در آید. در
مورد خواب اول هم همانطور که نوشتم تا کنون چند بار این خواب را دیدهام منتها
بهصورتهای مختلف. همین اکنون هم صحنههایی از خوابهای سالهای قبل در نظرم
است که از توی سوراخ خانهای به کوچه پشتی رفتهام . 3 - با شناختی که از خواب و
خواب دیدن دارم میتوانم برداشت مقدماتی خودم را اینطور از خواب اول بنویسم. ¶ کلاً من در این خواب سیستمی هستم
که از بین یک سلول (از درون یک سلول) به آن طرف میروم. یعنی میتوانم بگویم در
بدن ما بافتی هست که لازم است به درون یک سلول آن نفوذ کرده از آن خارج شوم تا
بتوانم به مسیر جدید بیفتم. باید مطالعه کنم کدام بافتهای بدن است که نفوذ در
درون سلول و خروج از آن امکان پذیر است.
نکته ها : 1 - ¶ دیدن پیر زن اولی، ورود به سلول. و دیدن پیر زن آخری خروج
از سلول است. 2 - ¶ سلول جنسیتی زنانه (یعنی
...) و من و ♂ جنسیتی (...) یا مردانه داریم. 3 - در اینجا ♂ معنی فرزند من یا
همان خود من را میدهد. چون در خوابهای دیگرکسی دنبالم نبوده، شاید خواب به این
دلیل اینطور تنظیم شده که سوراخ گرفته بوده، در صورتی که یادم نیست دفعات قبل
سوراخ گرفته بوده باشد.
اطلاعات این چند روز : پریروز نوشتن یادداشتهایم در
کلاسور تمام شد. دیروز موضوع زلزله در مناطق غرب یعنی زنجان و رشت و طارم و
قزوین فکرم را مشغول داشت. عصر دیروز یک ساعتی توی اداره با ♂ (♂ ) در باره ... و
مسائل ... بحث کردم. دیشب اول اخبار راجع به زلزله را گوش دادم و آخر شب کمی به
کتابهای بافت شناسی و فیزیولوژی گایتون قسمت تشکیلات مشبک پایه مغزی مراجعه و
مطالعه کردم. اما نمیدانم خواب دیشب من در چه رابطهای بوده. با دیدن خواب دیشب
به یاد بعضی خوابهایم افتادم که سالهای قبل دیدهام و یادداشت نکردهام اما کم
و بیش در ذهنم باقی هستند. فکر میکنم اگر آنها را هم روی کاغذ بیاورم مفید
خواهد بود. مثل همین خواب دیشب که یادم است سالها قبل چندین بار دیگر این خواب
را دیدهام. 1/4/69 .
یافتهها : . ¶ . همانند و یکی بودن : دیوار گلی : : پیرزن 2.15 . ¶ . همانند و یکی بودن : صحبت با پیرزن : : درست کردن دیوار 2.16 . ¶ . همانند و یکی بودن : چسب : : مورچه یا شپش 2.16 . ¶ . معانی و مفاهیم : فرامرز : : در این خواب با فرامرز از درون
دیوار خانه پیرزنی به آنطرف توی کوچه بن بستی رفتهایم، با توجه به داستان خواب
و اتفاقاتی که افتاده فرامرز باید در خواب من با معنی آنسوی مرز
و سوی دیگر مرز آمده باشد 3.2 . ¶ . احساس حس شده در خواب : احساس فشار نرم بر کمرم : : در این خواب
هنگام عبور از سوراخ دیوار احساس سختی نکرده بلکه فشار دیوار بر کمرم خیلی نرم
بوده و آنرا نرم احساس کردهام 14/10/71 - 7.4 . ¶ . تفسیرها : 1/5/70 - . ¶ . معانی و مفاهیم : فرامرز : : آن سوی مرز . ¶ . گفتمان خوابوبیداری / تحقیق شود : نوشتهام «میتوانم بگویم در بدن من بافتی هست که لازم
است من به درون یک سلول آن نفوذ کرده از آن خارج شوم تا بتوانم به مسیر جدید بیفتم.
باید مطالعه کنم کدام بافتهای بدن است که نفوذ در درون سلول و خروج از آن امکان
پذیر است» : : اَلآن بعد از حدود بیست
سه سال متوجه شدم سلولهای دستگاه عصبی سلولهایی هستند که مدام پیامهایی وارد
آنها شده خارج میگردند 16/11/92 . ¶ . درستی دیدگاه / معانی و مفاهیم : فرامرز
و من : : از یافتههای من در رابطه با خواب و رؤیا یکی این است که نمادهای مطرح
شده در رؤیاها دارای معنی و مفهوم است. برای نمونه در این خواب فرامرز همراه شده
با من با معنی آن سوی مرز یک برنامهیِ همراه شده با من برای گذشتن از دیوار بوده
حال باید (پیدا کنیم پرتقال فروش را) که من و پیرزن و دالان و اتاق و دیوار و مورچه
و کوچه و ... هر کدام، کدام یک از ذرات وجودی من بوده. توضیح اینکه خود من هنگام
گذشتن از دیوار مورچه این خواب بودهام 12/11/95 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سهشنبه
ورود به خانه یک پیرزن
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر