۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

معنی آب چیست

421
15/4/69
معنی آب چیست
×
1
2

217
تمام خواب : ساعت هفت صبح. یک صحنه این‌طور یادم است که در مکانی بودم و می‌‌‌دانستم در کوچه جنب این محل عده‌ای دارند شعار می‌دهند و می‌روند. می‌دانستم اینها کسی را بین خوشان راه نمی‌دهند. حتی دیدم کسانی می‌خواستند وارد شعار دهندگان شوند آنها به طرفشان سنگ پرتاب کردند. من در فکر فرو رفتم و اینطور برداشت کردم که این شعار دهندگان طرفداران حکومتند. حتماً جایی کاری به ضرر دولت شده این‌ها که گروه فشار هستند دارند می‌روند مخالفین را سرکوب کنند. اما چون عده شان کم است و می‌دانند مردم طرفدار حکومت نیستند ترس دارند که اگر مردم دنبالشان راه بیفتند کار خودشان زمین بماند و مردم نگذارند آنها کارشان را انجام دهند. به همین جهت نمی‌گذارند مردم بین آنها یا دنبال آنها بروند و هر کس می‌خواست وارد جمعیت آنها شود آنها با سنگ پرانی مانع می‌شدند. به‌نظرم می‌رسد این حرکت و شعار در اول وقت صبح داشت انجام می‌شد. من خودم قاطی نشدم ولی داشتم می‌رفتم وارد شوم که اینطور برداشت کردم. ضمناً من جمعیت را ندیدم ولی می‌دانستم از توی کوچه بغلی که پشت دیوار گلی بود داشتند می‌رفتند و بعد تعدادی سنگ هم دیدم که به طرف ما پرتاب شد. موقعی که جمعیت مقداری راه از ما دور شده بود کسانی را که مرد بودند دیدم می‌خواستند بروند داخل جمعیت ولی طرف آنها سنگ پرتاب شد. یک صحنه دیگر که نمی‌دانم قبل از این صحنه بود یا بعد از آن، من در اتاقی که حالتی تاریک داشت مشغول کار پستی بودم. ولی اتاق و میز کار و بقیه وسایل با هیچ ابزار کار و محل کار زمان بیداری‌ام مطابقت نداشت. همه چیز با مشابه زمان بیداری فرق داشت حتی فضا هم فرق داشت. نور مانند نور بارهای زمان شاه بود. یعنی تاریک و گاهی یک چراغ در محلی روشنایی می‌داد. من یک لامپ در سقف دیدم که مانند لامپ‌های جیوه‌ای بود که درون محوطه‌ای قرار می‌دهند و اطراف سیاه بود و فقط نور لامپ پیدا بود. مثل اینکه یک نفر هم برای کار پستی که فکر می‌کنم فرستادن جنس به خارج بود به من مراجعه کرد ولی یادم نیست چی شد. یک جا هم تصمیم داشتم تغییراتی در میز و وسایل کار خودم با میز و وسایل کار رئیس اداره مان بدهم که باز یادم نیست. صحنه‌های زیادی در اینجا اتفاق افتاد و همچنین خواب‌های زیاد دیگری دیدم که یادم نیست. صبح هر چه فکر کردم یادم نیامد و علت آنرا اینطور می‌دانم که صحنه‌های دیده شده با واقعیات روزانه مطابقت نداشت، به همین جهت در ذهنم باقی نمانده و به یاد نمی‌آید ... .
افکار و رفتارهای قبل از خواب : ساعت ده و ربع شب. سؤال بالا را نوشتم و کمی روی آن فکر کردم. بعد یادم آمد یک قرص جوشان کلسیم بخورم. وقتی قرص کلسیم را در آب انداختم و شروع به جوشیدن کرد آنرا بهانه‌ای برای تثبیت سؤال در مغزم دانستم و به جوشش آب توجه کردم و سؤال بالا را در ذهنم تکرار کردم. بعد یادم افتاد که اگر بخواهم خواب ببینم چی خواب خواهم دید. از آنجا که می‌دانم نور در بعضی خواب‌ها به‌صورت آب نمایان می‌شود این حدس را زدم که امشب باید در خواب نور ببینم و در مغزم دنبال خاطرات این چند روز گشتم که ببینم چه مسئله روانی در باره نور هست که بتواند امشب بهانه‌ای برای معنی کردن سؤال معنی آب چیست باشد. یادم افتاد که بهترین مسأله روانی می‌تواند عکس گرفتن از ته چشمم در تهران باشد که سی و شش بار درون چشمم فلاش زده شد و واقعاً اگر آب نشانه‌ای از نور باشد باید امشب خواب نور ببینم و بهترین آمادگی روانی همان عکس گرفتن از ته چشمم و خاطرات تهران است. چون این خاطرات یعنی مسافرت به تهران و عکس گرفتن از ته چشم تا حال در رؤیاهایم مجسم نشده. البته ممکن است مغز من جوابی دیگر بدهد ولی تجربه به من ثابت کرده که برای معنی‌دار کردن سؤال‌ها مغز من در وحله اول از خاطرات و مشاهدات روز مره استفاده می‌کند و اگر موضوعی نداشت به سراغ مفاهیم دیگر می‌رود. ولی با شناختی که دارم خاطرات رفتن تهران و عکس گرفتن می‌تواند بهترین بهانه برای به تصویر کشیدن معنی آب باشد. پس می‌رویم تا امشب بفهمیم معنی آب چیست و آب چه معنی می‌دهد.
یافته‌ها : همانند و یکی بودن : شنیدن شعار توی کوچه : : دیدن پرتاب سنگ 2.39 . . تفسیرها : -  . .

هیچ نظری موجود نیست: