۱۳۹۵ آذر ۱۷, چهارشنبه

درباره‌یِ خواب دیشب با سؤال معنی ناهید و ...

468
28/6/69
درباره‌یِ خواب دیشب با سؤال معنی ناهید و ...



×

تمام یادداشت و یافته‌ها : دیروز افکار مغشوشی داشتم. با دوستم یک و بدو زیاد کردیم و عاقبت با دلخوری از هم جدا شدیم و او از‌اینجا رفت. به همین جهت افکار من بیشتر در حول و حوش مسائل با او دور می‌زد. دیشب موقع خوابیدن افکار زیادی برای سؤال به ذهنم رسید که عاقبت معنی ناهید را نوشتم و روی آن به خودم تمرکز حواس دادم. خوابی دیدم که صبح یادداشت کرده‌ام. بعدازاین خواب و یادداشت به افکار جدیدی دست‌یافتم و تصمیم گرفتم زیر عنوان یک یادداشت به ترتیب شماره آنها را بنویسم . 1 - دیروز غیر از مسائل دیگر مقداری هم کتاب خواب و رؤیا از دیدگاه پزشکی ( قسمت نظرات ابن‌سینا ) را در باره رؤیا و جسم و روح خواندم، دیشب یکی از سؤال‌هایی که به نظرم آمد معنی روح بود ولی معنی را انتخاب کردم و خوابی دیدم که نوشته‌ام . بعد از نوشتن آن خواب تا اَلآن مسائلی به نظرم رسیده که می‌خواهم برای اولین بار موضوع روح را در یادداشت‌هایم بیاورم. من تاکنون اعتقادی به روح نداشته و اکنون هم ندارم ولی با افکاری که صبح تا حالا به مغزم رسیده در این فکرم شاید بتوان به روح یک بُعد مادی داد و آن را در چهارچوب مادی مورد‌بحث قرار داد. این فکر به این دلیل برایم پیش‌آمده که در خواب دیشب دیدم زمان برای افرادی متوقف‌شده ولی در همان حال برای فردی زمان متوقف نیست. و باز وقتی زمان برای آن افراد جریان دارد آن شخص پیدا نیست. من صبح تا حالا در مغزم این‌طور تجزیه‌وتحلیل کرده‌ام که می‌باید این یک مسئله زیستی در زندگی باشد. و وقتی بیشتر روی آن فکر کردم به نظرم رسید روح می‌تواند چنین باشد. یعنی روح می‌تواند آن موجودی باشد که در زمان توقف زمان حرکت داشته باشد. اما ازآنجا که من آنچه را در خواب می‌بینم مربوط به زندگی درون خودم و کار بافت‌ها و نقاط مادی جسمم می‌دانم، پس خواب دیشب هم می‌تواند یک حرکت از زندگی درون من و معنی‌دار باشد. فعلاً آنچه را می‌توانم قبول کنم همان روح است. البته منظور من از روح یک روح مادی است نه یک روح روحانی. درنتیجه از این پس کوشش خواهم کرد این مسیر را بیشتر مطالعه کرده نهایت آن را اثبات یا به‌طور کامل رد نمایم. بازمی‌گویم روحی که منظور من است یک روح مادی است نه یک روح الهی و فلسفی. برای بهتر مفهوم شدن موضوع یادداشت دوم را می‌نویسم . 2 - با وجودی ‌که قبلاً نوشته‌ام ولی باز در اینجا برای کامل شدن بحث می‌نویسم. تصویرهایی که ما در خواب می‌بینیم نشانه و سمبل یک حرکت یا جسم مادی است و اصولاً لزومی ندارد آن جسم مادی یا آن نقطه مادی حتماً محدود به غشاء یا دیواره‌ای باشد. برای مثال چند بافت محدود به غشاء که یک کار انجام دهند، در خواب می‌تواند به‌صورت یک انسان و یا چیزی دیگر نمایان شود. و باز هر بافت تشکیل‌دهنده آن بافت بزرگ‌تر می‌تواند به‌صورت یک انسان یا چیزی دیگر در خواب نمایان شود. مثلاً در خواب کار میتوکندری در سلول 4/6/68 هر میتوکندری را به‌صورت یک انسان در کلاس درس دیدم و باز در خواب‌هایی مانند معنی 30/9/68 یا در خواب دامن زرد 11/12/65  یک سلول استوانه‌ای را با داشتن میتوکندری‌های زیاد به‌صورت یک انسان دیدم. در اینجا می‌خواهم این مطلب را بگویم که برای سمبل سازی در خواب‌های ما احتیاجی به این‌که بافت یا نقطه مادی موردنظر حتماً دارای یک غشاء بوده یا جمع شده در یک نقطه باشد نیست. می‌تواند یک حرکت مادی و موضوع دارای مفهوم مادی به‌صورت یک انسان در خواب نمایان شود. برای مفهوم شدن بیشتر یک مثال بیداری می‌زنم. برای مثال اگر من بگویم اتومبیل، شما یک جسم محدود در فضا را در نظر مجسم می‌کنید و می‌فهمید من چه می‌گویم. این اتومبیل در خواب می‌تواند به‌صورت یک انسان نمایان شود. حال اگر من بگویم جعبه‌دنده اتومبیل، باز شما یک مجموعه محدود را در نظر می‌آورید و همین جعبه‌دنده باز در خواب می‌تواند به‌صورت یک انسان نمایان شود. حال هرچقدر ما وسایل کوچک‌تر این اتومبیل را جدا از قسمت‌های بزرگ‌تر آن در نظر بگیریم باز چون برای ما یک مفهوم قابل‌درک دارد در خواب می‌تواند به‌صورت یک انسان یا چیزی دیگر نمایان شود. مثال دیگری می‌زنم : این مثال با وجودی ‌که برای ما قابل‌درک و مفهوم است باز نمی‌توانیم آن را محدود به فضا یا مکانی بکنیم مثلاً کلمه کارگزینی برای ما دارای مفهوم است ولی دیوار یا حدودی برای آن نمی‌توانیم متصور شویم ... 3  موضوع دومی که در رابطه با یادداشت اول می‌خواهم بنویسم این است که من در خواب‌های قبلی‌ام را در شرایطی دیده‌ام که می‌توانم با تجزیه‌وتحلیل آن خواب‌ها و خواب دیشب، را در خواب‌هایم روحی بدانم که در زمان توقف زمان برای بافت موردنظر در حرکت است و هرگاه زمان برای آن بافت جریان یابد آن روح وجود نخواهد داشت. به عبارتی دیگر در خواب‌های من سمبل زندگی و حیات در زمان توقف زمان است و نمونه کامل آن در خواب کار زوج کروموزوم شماره یک 21/4/68 نمایان شده. ... . البته ممکن است این نظر من بعد اشتباه از آب در آید ولی اکنون فکر می‌کنم قدمی به جلو گذاشته و موضوع جدیدی را پیش کشیده باشم. به این صورت که اگر ما برای ماده‌یِ دارای حرکت و فعالیت، یک روح و حرکتی برای زمان توقف آن بشناسیم پس جسم مرده انسان هم می‌تواند دارای یک روح درحرکت باشد. درصورتی‌که این روح در زمان حرکت و زندگی جسم طبق خواب دیشب وجود نخواهد داشت ... . 4 - تا اینجا نوشته بودم که لحظه‌ای به فکر فرورفتم و فکر کردم اگر هر چیزی دارای یک روح باشد و مجموعه‌ای از چند چیز هم دارای روح باشد و به همین ترتیب جلو برویم پس زمین و دنیا هم دارای روح است. به این فکر که رسیدم کله‌ام سوت کشید و دیدم روح دنیا غیر از خدا موجود دیگری نیست. بلند شدم به رختخواب رفتم و کمی خوابیدم و اکنون دارم این یادداشت شماره چهار را می‌نویسم ....
ساعت یازده و بیست‌وپنج دقیقه صبح چهار شنبه 28/6/69 ... .

هیچ نظری موجود نیست: