|
699
|
23/2/70
|
قبرستان سرپل ، احمد ... ، کارگران
|
|
1
|
1
|
|
378
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و چهل و پنج
دقیقه صبح . دیشب خوابهای دنباله دار و طولانی دیدم . یک جا یادم است احمد ... را
دیدم . او چهره ای جوان داشت . میدانستم خیلی سال است او را ندیده ام و اکنون
بعد از سالها او را می بینم . قیافه او را درشرایط سنی فعلی او میدانستم ولی بنظرم
خوب مانده بود و میدانستم او هم زن ندارد ، صحبت هائی با هم کردیم و کسانی هم
بودند . شاید یک جا در جائی بالاتر از زمین هم بودیم ، اما صحبت هایمان و مسائل
خواب یادم نیست . یک صحنه دیگر یادم است درون کوچه ای قدیمی و گِلی میرفتم ،
دیدم جلوتر ازمن آقای ♂ ( کارمند دادگاه ) دارد میرود . من میدانستم خیلی راه
دیگر باید برویم و فکر بودم یواش بروم به او نرسم ، و باز فکر بودم تندتر بروم
از او رد شوم . مکان این خواب جائی بنظرم بعد از قبرستان سرپل ... به طرف ... و
توی آن کوچه ها بود . یک جا دیدم آقای ♂ ایستاده و دوتا دست خود را روی
یک دیوار کوتاه گذاشته و سر خود را هم روی دستهایش گذاشته و دارد زیر چشمی مرا
که دنبال او بودم یواشکی نگاه میکند . من هنوز به او نرسیده بودم و او کمی جلوتر
از من بود ولی میدانستم مقصد ما یکی است . صحنه ای دیگر یادم است جلوتر از این
نقطه به طرف ... به مکانی رسیده بودیم که اطرافمان خانه و باغ بود ، توی کوچه ای
هم که داشتیم میرفتیم ( من و شاید ♂ ) زمین کنده شده بود و قبرهائی نمایان بود ، ♂ اینطور حالی من کرد
که قبر پدرش آنجاست و اکنون پیدا شده . من میدانستم اینجا قبرستان بوده و خیلی
قدیمی تر از قبرستان قدیمی سرپل ( نزدیک حمام سرپل ) ، و میدانستم ما اکنون از
قبرستان سرپل رد شده ایم و به این قبرستان رسیده ایم . من اینطور میدانستم که
قبرستان سرپل را بلد بودم قدیمی است ولی دیگر این قبرستان را نمیشناختم و نمیدانستم
اینجا هم قبرستان است اما آقای ... میدانسته چون قبر پدرش آنجا بوده و اینرا به
من حالی کرد ، مثل اینکه او فقط میدانست قبر پدرش آنجا است ولی خودش آنجا را
ندیده بود . بهر صورت این خوابها طولانی بود و یادم نیست . ♠
افکار و رفتارهای قبل از خواب : 1 - توضیح : در تاریخ
30/2/70 این خواب عیناً از روی چرکنویس یاداشت و کلمات آن عوض نشد . 2 - ساعت 12
شب : بادام زمینی یعنی بادامی که باید توی هوا باشد ولی از توی زمین در میآید .
هوا یعنی درون بدن و بادام زمینی یعنی بادامی که از توی زمین در میآید . ...
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : آقای ♂ کارمند
دادگستری : : احمد ... احضار کننده روح 2.37 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ کارمند دادگستری : : در این خواب
آقای ♂ کارمند دادگستری را خواب دیده ام ، نظر به اینکه در این خواب
کاری مثل کندن زمین و بیرون آوردن مرده دیده ام باید آقای ♂ با
معنی کسی یا کسانی باشد ک مسؤول کندن زمین و بیرون آوردن مرده است 3.16 . ¶ . درستی دیدگاه : مرده در خوابهای ما همان روح است : Sc
: تا کنون تصاویر خوابهایم را در سه گروه قرار
داده وشناخت پیدا کرده ام که در خوابهای ما جسم بصورت زن ، و روح بصورت مرد و
مرده تصویر میشوند . ولی برای کلمه روح دلیلی پیدا نکرده بودم تا الان که این
خواب را میخواندم ، متوجه شدم احمد ... در این
خواب با توانائی احضار روح ظاهر شده و به دلیل اینکه خواب قبرستان و زمین کنده
شده و پیدا شدن قبر دیده ام باید مرده توی قبر همان روح باشد که توسط احمد ...
احظار شده 8/3/72 - 5.12 . ¶ . نکته ها و دلایل : احمد ... و احضار روح : : در این خواب یک جا احمد
... را دیده ام و بعد توی قبرستانی بوده ام در حالی که زمین کنده شده و قبر هائی
نمایان بوده . به نظر من احمد ... همان قبرها و در اصل همان مرده ها بوده چون هر
چند سال ها است من او را ندیده ام ولی سراغ دارم او کار احضار روح میکند و در
این راه توانائی هائی دارد . فکر میکنم و اطمینان دارم احمد ... به دلیل همین
توانائی احضار روح در این خواب ظاهر شده 8/3/72 - 8.4 . ¶ . درستی دیدگاه / نکته ها
و دلایل : در ستون درستی دیدگاه 8/3/72 اثبات شده روح همان مرده خوابهای ماست
8/3/72 - 11.8 .
¶ . تفسیرها : 28/4/73 - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۹, یکشنبه
قبرستان سرپل ، احمد ... ، کارگران
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر