۱۳۹۵ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

احساس غرور و افتخار یعنی چه

880
13/7/70
احساس غرور و افتخار یعنی چه
×
2
2

467
 تمام خواب اول : ساعت سه و چهل و هفت صبح . یادم است با بودم و یک جوی آب بصورت چهار گوش دایره وار جریان داشت که میدانستم این جوی آب سربالائی هم دارد . میدانستم آب توی آن گردش دارد و همین آب که میرود دوباره بر میگردد . میدانستم شکل جوی چهار گوش است و دایره نیست . مثل اینکه کمی از آب آن خوردم متوجه شدم کثیف شده ، نمیدانم به گفتم یا چگونه بود که من را مسؤول میدانستم ولی تصمیم داشتم خودم راه آب را باز کنم . یک جا وقتی به دنباله جوی نگاه کردم توی سر بالائی جوی ، که میدانستم آب در این مسیر سر بالا است ، متوجه شدم روی آب در حال جریان خرده های ریز و درشت هویج ریخته شده و کثیفی آب بخاطر این تکه های هویج روی آب است . من قشنگ میدیدم همینطور که آب در سر بالائی میرود هویج ها روی آب است و از بس زیاد است خرده هویج های روی آب تا نزدیک ما پس زده است . در اینجا من تصمیم گرفتم بروم راه آب را باز کنم تا خرده هویج ها رد شود و آب تمیز تر شود . در این حال دیدم دورتر از من توی سربالائی یک پایش را اینور جوی و یک پایش را آنور جوی گذاشته و دارد با دو دست هویج های روی آب را فشار میآورد تا رد شود . میدانستم اینجا یک مسیر خروجی است که این هویج ها با این کار خارج میشوند و آب تمیز میشود . رویش به طرف من بود و من داشتم در امتداد جوئی که آب توی آن به طرف سر بالا میرفت نگاه میکردم . میدانستم میخواستم من جوی را باز کنم ولی دیدم دارد این کار را میکند . جوی آب حالت یک مربع داشت که فکر نمیکنم هر طول آن ده متر بیشتر بوده باشد .
در اینجا متوجه شدم خانواده منزل آمدند . اول را دیدم و بعد و و بچه ها را . مثل اینکه زنگ زدند ولی یادم نیست چطوری . فقط یادم است من پائین تر از آنها بودم وآنها بالای سربالائی بودند . من در اینجا متوجه شدم با تنهائی توی خانه هستم و باز متوجه شدم زیر شلواری پایم است و فکر کردم اگر مرا به این صورت نمیدیدند بهتر بود . فکر کردم بروم شلوار بپوشم ولی دیدم دیر است و آنها دیگر آمده اند . بهر صورت اینجا ناراحت شدم که آنها مرا با تنها توی خانه میبینند ولی میدانستم پدر و مادر میدانند ما تنها هستیم . آنها قبلاً آنجا بودند و میدانستم بعد رفته اند . در اینجا متوجه شدم رفته بود و از طرفی دیگر توی خانه آمده بود و از محلی در سمت چپ من سر در آورد .    
توضیحات و یافته ها : این خواب صحنه های زیادی داشت ولی یادم رفته . بنظرم میرسد این خواب با سؤالی که کرده ام جور نیست چون من در این خواب ناراحت شده ام و جائی به نظرم نمیرسد احساس غرور کرده باشم . وقتی هم بیدار شدم توی دست چپم احساس دردی داشتم که تا انگشتم کشیده میشد . این درد توی انگشتم بیشتر بود . من همینطوری فکر کردم این آب و این جوی وآن هویج های روی آب باید گردش خون باشد که در نقطه ای گیر کرده و بدن من آنرا از گرفتگی خارج کرده . درد دست چپ و انگشتم هم باید همین درد یعنی درد سکته و حالتی شبیه به سکته باشد . در اینجا فکر کردم : جوی آب در گردش همان گردش خون ، چهار گوش بودن آن چهار گوشه یا تمام بدن من ، سربالائی بودن یعنی رفتن خون به درون و داشتن گردش درونی . آن هویج های روی آب هم همان چربی ها و املاح خون که باعث گرفتگی رگها و ترومبوز میشود . ضمناً یادم است وقتی داشتم توی سر بالائی و جوی آب نگاه میکردم و خرده هویج ها روی آب بود یک حالت حرکتی ضربانی خفیف در هویج ها دیدم ، یعنی هویج های روی آب یک حالت حرکتی ضربانی داشت و من آنرا حس کردم . این حالت را هم به حرکت گردش خون نسبت میدهم . بهر صورت اکنون این خوابم را به گردش خون نسبت میدهم ولی نمیدانم یعنی چه . در رابطه با جنبه های روانی این خواب هم امروز مساله داشته ام که بعداً مینویسم . ضمناً چون دیشب گرم بود بخاری را روشن نکردم . وقتی هم بیدار شدم احساس عرق داشتم که هنوز هم حس میکنم عرق دارم .  
تمام خواب دوم : ساعت شش و بیست دقیقه صبح . نیم ساعتی است بیدار شده ام ... فقط از اینجا یادم است که توی حیاط یک منزل بودم و متوجه شدم میخواهم بروم توالت . حتی متوجه شدم کمی مدفوع از من خارج شد و توی شلوارم آمد . فوری رفتم توی توالت که به نظرم یک اطاق مانندی در جنوب حیاط آن منزل بود . میخواستم در را ببندم دیدم یک در آهنی سمت راست به دیوار است . میدانستم قبلاً این دَرِمان در اینجا بود ، ولی اکنون یک در پلیتی ( آهنی ) دیگر بود که لولا و چفت و بست نداشت . من آنرا بصورت یک پلیت جلو در جابجا کردم تا در را ببندد . حتی این پلیت یک کمی بزرگ بود و من حالت نیم دایره به آن دادم . بعد رفتم داخل توی دیوار شرقی آن اطاق که حالتی مطبخ مانند داشت . یک طاقچه مانند بالا دیدم که میدانستم توی آن شیر آب است . مثل اینکه من کاری کردم و یادم نیست دیگر چکار کردم . میدانم دنبال آفتابه و توالت میگشتم ولی ندیدم و باز در فکر بودم خودم را تخلیه کنم . در اینجا یکباره صدائی شنیدم مثل پکیدن لوله آب و متوجه شدم چون در بیرون جلو فشار آب را گرفته اند اینجا توی طاقچه فشار آب باعث شده که از دور و ور شیر آب ، آب با سرعت به اطراف بپاشد . یعنی آب با فشار تمام از این نقطه که شیر آب بود به بیرون میپاشید . اول دویدم به طرف بیرون که ببینم چی شده ولی متوجه شدم آب دارد اینجا به بیرون و به توی طاقچه که بالاتر از قد من بود میپاشد . من میخواستم با سرعت آن شیر آب را ببندم و جلو رفتن آب را بگیرم که متوجه شدم توی طاقچه دور شیر آب کلوخ و چیز های دیگر است . با سرعت و با دست مشغول کنار زدن کلوخ ها شدم تا دستم به شیر آب برسد و آنرا ببندم . این خواب هم مانند خوابهای دیگر صحنه های فراوان داشت ولی یادم نیست .    
توضیحات و یافته ها : ساعت هفت و پنجاه دقیقه صبح . اکنون توی اداره هستم و میخواهم در باره سؤال و خواب دیشب و مسائل جنبی آن یادداشت بنویسم . اولاً دیروز عصر آمد منزل و در باره رفتنش به تهران و دیدن ... صحبت کرد . در این میان پسر صاحب خانه زنگ زد و من میخواستم بروم در را باز کنم فکر کردم با زیر شلواری نروم و شلوار بپوشم . ولی دیدم معطل میشوم و با همان زیر شلواری رفتم . وقتی دیشب در خواب دیدم با زیر شلواری هستم ناراحت شدم از اینکه حالا مرا با زیر شلواری میبیند . زیر شلواری من همان زیر شلواری بود که دیروز پوشیده بودم ( زیر شلواری خط دار ) . موضوع دیگر اینکه من دیشب اول منزل دکتر بودم و بعد رفتم منزل . با دکتر بحثی در باره زندگی خودش و خریدن تلویزیون رنگی و رنگ زدن اطاقش پیش آمد و من در رابطه با خانم و بچه هایش در آمریکا حرفی زدم که بعد پشیمان شدم از گفتن آن ... . منهم ناراحت شدم از اینکه او را به این حقیقت واقف کردم اما یادم نیست در بحث های خودمان حرفی از خون و مسائل پزشکی گفته باشیم . اما در باره خواب دیشب هر چه فکر میکنم این خواب نمیتواند در رابطه با سؤال باشد چون تا کنون هر وقت سؤالی در باره احساسی کرده ام آن احساس در خواب برایم پیش آمده و از نظر جسمی و روانی دچار آن شده ام . مثل احساس گناه یا احساس های دیگر . ولی خواب دیشب اصلاً در رابطه با سؤال نبود و اگر هم بوده من تا حالا چیزی سر در نیاورده ام . حتم دارم مغز من مجهز به سؤال نشده و موضوع دیگری برنامه خواب دیشب من بوده . در یک خواب دیگر من هویج رنده شده دیده ام و حتی مثل اینکه سؤالی را هم در رابطه با معنی هویج کرده ام . باید به آن خوابها مراجعه کنم شاید بتوانم چیزی بفهمم . ضمناً یادم است در خواب عاقبت گلبول قرمز در خون خانواده و مخصوصاً را دیده ام . شاید دیدن خانواده دلیلی بر در رابطه بودن خواب دیشب با گردش خون باشد . اکنون بصورت خلاصه هرچه از معانی خواب دیشب به نظرم میآید مینویسم . 1 - درخواب اول خود من و من بوده ام . 2 - چهار گوش بودن جوی آب نشانه تمام وجود من است که میتوان این معنی را به خوابهای دیگری هم که چهار گوشه دیده ام تعمیم داد . مانند یکی از خوابهایم که در آن و و منبر و شیر دادن بچه ای را توسط دیدم ، خواب 20/10/69 با سؤال چه کسی همراه یوسف است . 3 - سر بالا رفتن آب دیشب نشانه گردش درونی است یعنی این آب در درون گردش دارد . 4 - آنچه من دیدم جوی آب بود ولی کلمه آب یادم نیست به ذهنم رسیده باشد .   
یافته ها : . . من یا دیگران : : من و جوی آب این خواب بوده ام 4.10 . . گفتمان خواب و بیداری : هویج : : هورمون های جنسی 12.565 . . تفسیرها : 18/7/70 - . . در حاشیه / متفرقه : در یاداشت کوتاه بی تاریخی که میتواند مربوط به همین سال نود وسه باشد نوشته ام : : هویج روی آب در خواب ... که از آب میگرفت به دلیل زرد بودن ، و همچنین با توجه به یافته جدید که موارد زرد در خواب نشانه dna بودن است ، میتواند خرده های ریز و درشت هویج های مطرح شده در خواب نمادی برای اطلاعات گرفته شده از میتوکندری های خون باشد 8/11/93 . . گفتمان خواب و بیداری : یک جوی آب بصورت چهار گوش دایره وار : : رگهای خونی بدن ما 8/11/93 . .گفتمان خواب و بیداری : آب خورده شده از جوی : : احساس های دریافت شده از جریان خون 8/11/93 . . گفتمان خواب و بیداری : خردهای ریز و درشت هویج : : dna های موجود در پلاسمای خون 8/11/93 . . گفتمان خواب و بیداری : خرده هویج های گرفته شده از روی آب توسط : : خرده های ریز و درشت هویج های مطرح شده در خواب نمادی برای اطلاعات گرفته شده از پلاسمای خون میباشد   7/9/94 . . گفتمان خواب و بیداری : در این خواب : : نماد تمام یا بخشی از غشاء رگهای خون در تماس احساسی با پرده های مغز 7/9/94 . .

هیچ نظری موجود نیست: