|
880
|
13/7/70
|
احساس غرور و افتخار یعنی چه
|
×
|
2
|
2
|
|
467
|
|
♣ تمام
خواب اول :
ساعت سه و چهل و هفت صبح . یادم است با ♀ بودم و یک جوی آب بصورت چهار گوش
دایره وار جریان داشت که میدانستم این جوی آب سربالائی هم دارد . میدانستم آب
توی آن گردش دارد و همین آب که میرود دوباره بر میگردد . میدانستم شکل جوی چهار
گوش است و دایره نیست . مثل اینکه کمی از آب آن خوردم متوجه شدم کثیف شده ،
نمیدانم به ♀ گفتم یا چگونه بود که
من ♀ را مسؤول میدانستم
ولی تصمیم داشتم خودم راه آب را باز کنم . یک جا وقتی به دنباله جوی نگاه کردم
توی سر بالائی جوی ، که میدانستم آب در این مسیر سر بالا است ، متوجه شدم روی آب
در حال جریان خرده های ریز و درشت هویج ریخته شده و کثیفی آب بخاطر این تکه های
هویج روی آب است . من قشنگ میدیدم همینطور که آب در سر بالائی میرود هویج ها روی
آب است و از بس زیاد است خرده هویج های روی آب تا نزدیک ما پس زده است . در
اینجا من تصمیم گرفتم بروم راه آب را باز کنم تا خرده هویج ها رد شود و آب تمیز
تر شود . در این حال دیدم ♀ دورتر از من توی سربالائی یک پایش را اینور جوی و یک پایش را آنور جوی
گذاشته و دارد با دو دست هویج های روی آب را فشار میآورد تا رد شود . میدانستم
اینجا یک مسیر خروجی است که این هویج ها با این کار ♀ خارج میشوند و آب تمیز میشود . ♀ رویش به طرف من بود و من داشتم
در امتداد جوئی که آب توی آن به طرف سر بالا میرفت نگاه میکردم . میدانستم
میخواستم من جوی را باز کنم ولی دیدم ♀ دارد این کار را میکند . جوی آب حالت یک مربع داشت که فکر
نمیکنم هر طول آن ده متر بیشتر بوده باشد .
در اینجا متوجه شدم خانواده ♂ منزل ♀ آمدند . اول ♂
را دیدم و بعد ♂ و ♀ و بچه ها را . مثل اینکه زنگ
زدند ولی یادم نیست چطوری . فقط یادم است من پائین تر از آنها بودم وآنها بالای
سربالائی بودند . من در اینجا متوجه شدم با ♀ تنهائی توی خانه هستم و باز
متوجه شدم زیر شلواری پایم است و فکر کردم اگر مرا به این صورت نمیدیدند بهتر
بود . فکر کردم بروم شلوار بپوشم ولی دیدم دیر است و آنها دیگر آمده اند . بهر
صورت اینجا ناراحت شدم که آنها مرا با ♀ تنها توی خانه میبینند ولی
میدانستم پدر و مادر ♀ میدانند ما تنها هستیم . آنها قبلاً آنجا بودند و میدانستم بعد رفته
اند . در اینجا متوجه شدم ♂
رفته بود و از طرفی دیگر توی خانه آمده بود و از محلی در سمت چپ من سر در آورد .
♠
توضیحات و یافته ها : این خواب صحنه های زیادی داشت
ولی یادم رفته . ¶ بنظرم میرسد این خواب
با سؤالی که کرده ام جور نیست چون من در این خواب ناراحت شده ام و جائی به نظرم
نمیرسد احساس غرور کرده باشم . ¶ وقتی هم بیدار شدم توی دست چپم احساس دردی داشتم که تا
انگشتم کشیده میشد . این درد توی انگشتم بیشتر بود . ¶ من همینطوری فکر کردم
این آب و این جوی وآن هویج های روی آب باید گردش خون باشد که در نقطه ای گیر
کرده و بدن من آنرا از گرفتگی خارج کرده . درد دست چپ و انگشتم هم باید همین درد
یعنی درد سکته و حالتی شبیه به سکته باشد . در اینجا فکر کردم : ¶ جوی آب در گردش همان گردش خون ، ¶ چهار گوش بودن آن چهار گوشه یا
تمام بدن من ، ¶ سربالائی بودن یعنی
رفتن خون به درون و داشتن گردش درونی . ¶ آن هویج های روی آب هم
همان چربی ها و املاح خون که باعث گرفتگی رگها و ترومبوز میشود . ضمناً یادم است
وقتی داشتم توی سر بالائی و جوی آب نگاه میکردم و خرده هویج ها روی آب بود یک
حالت حرکتی ضربانی خفیف در هویج ها دیدم ، یعنی هویج های روی آب یک حالت حرکتی
ضربانی داشت و من آنرا حس کردم . ¶ این حالت را هم به حرکت گردش خون نسبت میدهم . ¶ بهر صورت اکنون این
خوابم را به گردش خون نسبت میدهم ولی نمیدانم یعنی چه . در رابطه با جنبه های روانی
این خواب هم امروز مساله داشته ام که بعداً مینویسم . ضمناً چون دیشب گرم بود
بخاری را روشن نکردم . وقتی هم بیدار شدم احساس عرق داشتم که هنوز هم حس میکنم
عرق دارم .
تمام خواب دوم : ساعت شش و
بیست دقیقه صبح . نیم ساعتی است بیدار شده ام ... فقط از اینجا یادم است که توی
حیاط یک منزل بودم و متوجه شدم میخواهم بروم توالت . حتی متوجه شدم کمی مدفوع از
من خارج شد و توی شلوارم آمد . فوری رفتم توی توالت که به نظرم یک اطاق مانندی
در جنوب حیاط آن منزل بود . میخواستم در را ببندم دیدم یک در آهنی سمت راست به
دیوار است . میدانستم قبلاً این دَرِمان در اینجا بود ، ولی اکنون یک در پلیتی (
آهنی ) دیگر بود که لولا و چفت و بست نداشت . من آنرا بصورت یک پلیت جلو در
جابجا کردم تا در را ببندد . حتی این پلیت یک کمی بزرگ بود و من حالت نیم دایره
به آن دادم . بعد رفتم داخل توی دیوار شرقی آن اطاق که حالتی مطبخ مانند داشت .
یک طاقچه مانند بالا دیدم که میدانستم توی آن شیر آب است . مثل اینکه من کاری
کردم و یادم نیست دیگر چکار کردم . میدانم دنبال آفتابه و توالت میگشتم ولی
ندیدم و باز در فکر بودم خودم را تخلیه کنم . در اینجا یکباره صدائی شنیدم مثل
پکیدن لوله آب و متوجه شدم چون در بیرون جلو فشار آب را گرفته اند اینجا توی
طاقچه فشار آب باعث شده که از دور و ور شیر آب ، آب با سرعت به اطراف بپاشد .
یعنی آب با فشار تمام از این نقطه که شیر آب بود به بیرون میپاشید . اول دویدم
به طرف بیرون که ببینم چی شده ولی متوجه شدم آب دارد اینجا به بیرون و به توی طاقچه
که بالاتر از قد من بود میپاشد . من میخواستم با سرعت آن شیر آب را ببندم و جلو رفتن
آب را بگیرم که متوجه شدم توی طاقچه دور شیر آب کلوخ و چیز های دیگر است . با
سرعت و با دست مشغول کنار زدن کلوخ ها شدم تا دستم به شیر آب برسد و آنرا ببندم
. این خواب هم مانند خوابهای دیگر صحنه های فراوان داشت ولی یادم نیست . ♠
توضیحات و یافته ها : ساعت هفت و
پنجاه دقیقه صبح . اکنون توی اداره هستم و میخواهم در باره سؤال و خواب دیشب و
مسائل جنبی آن یادداشت بنویسم . اولاً دیروز عصر ♀
آمد منزل و در باره رفتنش به تهران و دیدن ... صحبت کرد . در این میان پسر صاحب
خانه زنگ زد و من میخواستم بروم در را باز کنم فکر کردم با زیر شلواری نروم و
شلوار بپوشم . ولی دیدم معطل میشوم و با همان زیر شلواری رفتم . وقتی دیشب در
خواب دیدم با زیر شلواری هستم ناراحت شدم از اینکه حالا ♂
مرا با زیر شلواری میبیند . زیر شلواری من همان زیر شلواری بود که دیروز پوشیده
بودم ( زیر شلواری خط دار ) . موضوع دیگر اینکه من دیشب
اول منزل دکتر♂ بودم و بعد
رفتم منزل ♀ . با دکتر ♂
بحثی در باره زندگی خودش و خریدن تلویزیون رنگی و رنگ زدن اطاقش پیش آمد و من در
رابطه با خانم و بچه هایش در آمریکا حرفی زدم که بعد پشیمان شدم از گفتن آن ...
. منهم ناراحت شدم از اینکه او را به این حقیقت واقف کردم اما یادم نیست در بحث
های خودمان حرفی از خون و مسائل پزشکی گفته باشیم . اما در باره خواب دیشب ¶ هر
چه فکر میکنم این خواب نمیتواند در رابطه با سؤال باشد چون تا کنون هر وقت سؤالی
در باره احساسی کرده ام آن احساس در خواب برایم پیش آمده و از نظر جسمی و روانی
دچار آن شده ام . مثل احساس گناه یا احساس های دیگر . ولی خواب دیشب اصلاً در
رابطه با سؤال نبود و اگر هم بوده من تا حالا چیزی سر در نیاورده ام . حتم دارم
مغز من مجهز به سؤال نشده و موضوع دیگری برنامه خواب دیشب من بوده . در یک خواب
دیگر من هویج رنده شده دیده ام و حتی مثل اینکه سؤالی را هم در رابطه با معنی
هویج کرده ام . باید به آن خوابها مراجعه کنم شاید بتوانم چیزی بفهمم . ضمناً
یادم است در خواب عاقبت گلبول قرمز در خون خانواده ♂ و
مخصوصاً ♀ را دیده ام . شاید دیدن خانواده ♂
دلیلی بر در رابطه بودن خواب دیشب با گردش خون باشد . اکنون بصورت خلاصه هرچه از
معانی خواب دیشب به نظرم میآید مینویسم . 1 - ¶ درخواب
اول ♀ خود من و من ♀ بوده ام .
2 - ¶ چهار
گوش بودن جوی آب نشانه تمام وجود من است که میتوان این معنی را به خوابهای دیگری
هم که چهار گوشه دیده ام تعمیم داد . مانند یکی از خوابهایم که در آن ♀ و ♂ و
منبر و شیر دادن بچه ای را توسط ♂ دیدم ، خواب 20/10/69 با سؤال چه
کسی همراه یوسف است . 3 - سر بالا رفتن آب دیشب ¶ نشانه گردش
درونی است یعنی این آب در درون گردش دارد . 4 - آنچه من
دیدم جوی آب بود ولی کلمه آب یادم نیست به ذهنم رسیده باشد .
یافته ها : . ¶ . من یا دیگران : : من ♀ و جوی آب این خواب بوده ام 4.10 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : هویج : : هورمون های جنسی
12.565 .
¶ . تفسیرها : 18/7/70 - . ¶ . در حاشیه / متفرقه : در یاداشت کوتاه بی تاریخی
که میتواند مربوط به همین سال نود وسه باشد نوشته ام : : هویج روی آب در خواب
... که ♀ از آب میگرفت به دلیل زرد بودن ، و همچنین با توجه به یافته جدید که موارد
زرد در خواب نشانه dna
بودن است ، میتواند خرده های ریز و درشت هویج های مطرح شده در خواب نمادی برای
اطلاعات گرفته شده از میتوکندری های خون باشد ≥
8/11/93 .
¶ . گفتمان خواب و بیداری : یک جوی آب بصورت چهار گوش دایره وار : :
رگهای خونی بدن ما 8/11/93 . ¶ .گفتمان خواب و بیداری : آب خورده
شده از جوی : : احساس های دریافت شده از جریان خون 8/11/93 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : خردهای ریز و درشت هویج : : dna های موجود در پلاسمای خون 8/11/93 .
¶ . گفتمان خواب و بیداری :
خرده هویج های گرفته شده از روی آب توسط ♀ : : خرده های ریز و درشت هویج های مطرح شده در
خواب نمادی برای اطلاعات گرفته شده از پلاسمای خون میباشد ≤ 7/9/94 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ در این خواب : : نماد تمام یا
بخشی از غشاء رگهای خون در تماس احساسی با پرده های مغز 7/9/94 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ اردیبهشت ۱, چهارشنبه
احساس غرور و افتخار یعنی چه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر