۱۳۹۵ فروردین ۲۳, دوشنبه

معنی پروانه چیست

946
15/9/70
معنی پروانه چیست
×
1
1

517
تمام خواب : ساعت شش و چهل و هفت دقیقه صبح جمعه . اکنون از خواب بیدار شدم . اول یادم نبود خوابم چیست ولی کم کم یادم آمد . خوابم خوابی طولانی بود ولی خیلی کم از آن یادم است . مکان خواب من پل رود خانه تیران بود ولی نه با شکل و وضعیت فعلی بلکه خیلی بزرگتر و طولانی‌تر با آب فراوان . یک صحنه اینطور یادم است که در مکان و فضائی خیلی بزرگ بودیم که بدلیل بزرگی نمی‌توانم کلمه خانه را بکار ببرم . مکان این خواب بالای پل و در سمت شمال غربی آن بود . البته اینرا وقتی توی آن مکان بودم حس کردم ، بعد هم که بیرون بودم میدانستم من در جائی خیلی بالا در سمت شمال آن محل بودم و یادم است در یک لحظه داشتم محوطه را تماشا میکردم . دیدم از درب ورودی آن محل که در سمت غرب بود کسی تنها یا با شخص دیگری وارد شد . من آنجا را مکان و منزل دیگری میدانستم و از خودم و مال خودم نمیدانستم . آن شخص که از درب غربی وارد شد به سمت روبرویش در شرق آن مکان رفت . کسانی هم میدانم در سمت غرب بودند و شاید همانند من نشسته یا راه میرفتند . بنظرم هم کسی که وارد شد آشنا بود و هم کسی یا کسانی که او با آنها تعارف کرد و دست داد آشنا بودند . این افراد را کسانی مثل برادر زن ( ) میدانستم ولی الان چهره های خواب یادم نیست . آن شخص وارد شد و مستقیم رفت با آن شخصی که نوشتم در سمت شرق و شاید توی ایوان اطاق و بالا بود دست داد و احوالپرسی کرد . منهم که در سمت شمال و بالا ایستاده بودم ، دلم میخواست به دلیل آشنائی با او احوالپرسی کنم ولی فقط به آتها نگاه کردم . همانطور که نوشتم آنجا جائی بود که از ما نبود و فکر میکردم نباید تعارف کنیم تا آن شخص آمده بایستد ، آن فرد دیگر در سمت شرق هم چنین کاری کرد و بعد از احوالپرسی و تعارف و دست دادن برای ایستادن آن شخص وارد شده تعارف نکرد ، او از همان راهی که آمده بود برگشت و باز در مسیر رفتنش به بیرون همانطور که از بالا و خیلی دور داشتم به او نگاه میکردم دلم میخواست با او حرف بزنم اما میدانستم نباید او را آنجا نگه دارم چون آنجا مال من نیست ، اما مثل اینکه او را با صحبتی بلند مخاطب قرار دادم و او برگشت به طرف من و نگاه کرد ولی باز به دلیل همان افکاری که داشتم دیگر چیزی نگفتم و او مثل اینکه بیرون رفت . من از اول تا حالاکه شروع به نوشتن کرده ام دارم فکر میکنم آن فضا و مکان را چگونه تصویر کنم چون جور خاصی بود . نمیدانم کلمه قلعه را بکار ببرم یا نه چون فاصله زیاد بود . مثلاً وقتی من از آن بالا به آن شخص نگاه میکردم مثل این بود که از فاصله ای بیش از صد متر نگاه کنم ، این فاصله زیاد بین غرب و شرق آن مکان هم بود . ضمناً من و آن شخص سمت شرقی در مکان‌هائی خیلی بالا از زمین بودیم و میدانم این مکان محصور بود . به دلیل بزرگی مکان نمیتوانم کلمه خانه را بکار ببرم اما در اصل خانه و مکان زندگی بود . همانطور که نوشتم یادم است اینجا در شمال غربی پل رودخانه تیران بود که البته ابعاد خیلی زیاد تر بود و پل هم همانند پلی که الان در تیران است نبود بلکه جور دیگری بود . کلاً این را میدانم همان پل رودخانه تیران بود . صحنه‌یِ‌ بعدی یادم است من از این مکان بیرون آمده بودم و داشتم به حالت دو و شاد ، شاید توی سرازیری پل میدویدم . نمیدانم کجا میخواستم بروم و برنامه ام چی بود . البته در خواب میدانستم میخواهم چکار کنم اما اکنون نمیدانم . در این زمان صحنه هائی دیده ام که نمیدانم کدام زودتر است و کدام دیرتر اما اینطور میدانم که در قسمت شرق پل ، آسیاب قرار داشت ( برعکس زمان بیداری که در سمت غربی است ) ( جای منزل قدیمی استاد ) میدانستم آسیاب کار نمیکرده و قدیمی است ولی الان میدانستم دارد کار میکند و داشتم دنبال مکان خروجی آب آن میگشتم . جاهائی نزدیک پل و زیر پل را نگاه میکردم و فکر میکردم باید از اینجاها آب بیرون بیاید ولی جائی را ندیدم . البته در اینجا میدانم رودخانه پر آب بود و من در قسمتی از کف رودخانه که بالاتر بود و آب نبود جائی نزدیک زیر پل ایستاده بودم ( سمت شرق ) . داشتم دنبال مسیر آبی میگشتم که میدانستم دارد آسیاب را میگرداند ولی ندیدم و فکر کردم باید از آن طرف آسیاب ( سمت دیگر آن ) بیرون آید . در اینجا وقتی دنبال آب آسیاب میگشتم اینرا هم فکر میکردم که باید این آب گِل آلود باشد ولی آنرا ندیدم چون فکر میکردم باید از سوراخی در درون دیواره کنار رودخانه بیرون بیاید . بعد یادم است در سرازیری کوچه سمت شرقی بغل و جلو دیوار خانه سابق استاد ، و از روی زمین آب زلال و زیادی به سمت رودخانه میآید و توی رودخانه میرود . بعد یادم است مثل اینکه داشتم دوباره توی سربالائی ( پل رودخانه ) میدویدم و یادم است همان حالت شاد را داشتم ولی متوجه شدم با شورت هستم . نمیدانم چکار کردم و چه تصمیمی داشتم فقط با شورت بودنم را میدانم . صحنه بعدی یادم است از قسمت جنوبی رودخانه که میدانم پر آب بود داشتم به پل و منظره پل و روی پل نگاه میکردم در اینجاهم فاصله ها زیاد بود یعنی طول پل خیلی زیاد و فاصله منهم با پل زیاد بود . دیدم از بالای پل شخصی سوار بر دو چرخه یا موتورگازی میخواهد پائین پل بیاید . البته اینرا میدانستم که پائین پل آب است و روی پل دست انداز و نا هموار میباشد . او کمی که توی سرازیری پل آمد به دلیل سرازیری احتیاط میکرد ولی در قسمتهای اول پل جائی زیر موتورش به یک برآمدگی روی پل گیرکرد . مثل اینکه در اینجا او سوار موتور گازی بود چون همینطورکه سوار بود و دوتا پاهایش را از اطراف موتور روی زمین گذاشته بود با بدنش موتور را به جلو توی سرازیری هل میداد تا از آن مانع رد شود . در اینجا دیدم یک نفر دیگر هم روبروی آن شخص توی سرازیری و جلو موتور ایستاده و دارد کمک میکند که موتور او از این مانع بگذرد . یعنی به حالت پیاده در جلو موتور ، موتور را به طرف خودش توی سرازیری زور میکرد . یک مرتبه من دیدم موتور از مانع رد شد و چون سرازیری خیلی تند و زیاد بود آن شخص سوار بر موتور نتوانست موتور را کنترل کند و موتور به تنهائی بدون آن شخص در سراشیبی روی پل به پائین حرکت کرد ، و فکر میکنم با سرعت در پائین پل توی آب افتاد ( آب رودخانه ) . من موقع دیدن این منظره در جنوب پل و جای رودخانه بودم ولی ارتفاع من با پل یکی بود و پائین تر نبودم . دیگر فعلاً چیزی یادم نیست . 
توضیحات و یافته ها : 1 - این خواب کاملاً در رابطه با موضوع سؤال است . 2 - این خواب فعالیت نقطه فوآ در چشم را میرساند و لحظه ای را نمایش میدهد که بین سلولهای مخروطی و مایع زرد رنگ اطرافشان تبادلاتی انجام میشود . 3 - این تبادلات همان پروانه های خواب 11/6/70 با سؤال معنی زن چیست میباشد که باعث سؤال دیشب شد . 4 - فکر میکنم این صحنه موتور و آن شخص روی پل همان استفراغ غذا یعنی بیرون دادن پروانه های خوره شده در آن خواب باشد . 5 - خومانیم آیا باید بازهم در صحیح بودن فکری که ارائه میدهم شک کرد آیا هنوز هم نباید قبول کرد که خوابهای ما دارای پیام هستند و این پیام ها در رابطه با درون ما و فعالیت های درون ما است . 6 - منکه به خودم و باورهایم ایمان دارم هر چند بعضی مواقع باز هم شک میکنم ولی ... 7 - تا ... بلند شوم بروم ناشتائی بخورم . ساعت هفت و چهل و هفت دقیقه صبح جمعه .
افکار و رفتار های قبل از خواب : ساعت دقیقه چهلم بامداد . اکنون خواب 11/6/70 با سؤال معنی زن چیست را خواندم . در آن دیده ام غذائی خورده ام که تمام آن پروانه های ریز بوده . من حدس میزنم آن پروانه های ریز همان ماده زرد رنگ نقطه فوآ درشبکیه چشم من یعنی لکه زرد باشد که توسط سلول های مخروطی ، یعنی قسمت خارجی سلول که محتوی رودوپسین است جذب و بعد از فعل و انفعالات در درون سلول مخروطی بصورت پیام به مغز میرود . حال با این شناخت میخواهم بدانم معنی پروانه چیست . یعنی پروانه چه معنی میدهد .     
یافته ها : . . گفتمان خواب و بیداری : فضائی بزرگ در پشت پل رودخانه تیران : : تمام قشر منتشر مغز 12.539 . .  تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: