|
976
|
17/10/70
|
یک رابطه دوستی زن و مردی برقرار
کنم
|
×
|
1
|
1
|
|
537
|
|
♣ تمام خواب : ساعت چهار و سی و پنج
دقیقه صبح . ... ، آنچه از خواب دیشب یادم است یک جا این صحنه است که در فضائی سر
پوشیده و بزرگ بودیم و همکاران منهم بودند . چهره های ♂ (♂ ) و ♂ را کاملاً در ذهنم
است دیدم و بعد فکر میکنم ♂ را ، صحنه به این صورت بود که در این فضای سر
پوشیده و بزرگ و شاید گود پائین تر از زمین ( توی زمین ) کارهائی میکردیم . من
یک جا دیدم تصاویر یا چهره های پلاستیکی عروسکی بصورت تزئینی به دیوار در جاهای
بخصوص دیوارهای آن فضا نصب شده و متوجه شدم اینها برای تزئین نصب شده و داشتم
میدیدم و هر لحظه توجهم بیشتر میشد . بیشترین توجهی که من کردم اولاً این بود که
متوجه شدم آنها دو نمونه است یکی اینکه آنها دو تصویر خطوطی چهره سر است که
بصورت وارونه درون هم بصورت خطوط کشیده شده ( نقاشی شده ) مثلاً یکی از آنها که
بیشتر مورد توجه من قرار گرفت تصویر یا تابلوئی روی دیوار به همین صورت دو
تصویری بود که وقتی دقت کردم دیدم چهره پروین اعتصامی و احیاناً چهره دهخدا درون
هم بصورت وارونه کشیده یا نقاشی شده . البته با وجودیکه میدانستم این دو چهره و
تصویر بصورت وارونه درون هم ( نیمه ای از هر کدام درون نیمه ای از دیگری ) نقاشی
و کشیده شده ، باز وقتی نگاه میکردم و به یکی از آن تصویرها نگاه میکردم آنرا
کامل و درست میدیدم و بعد توجه به دیگری میکردم . مثلاً همین تصویر پروین
اعتصامی و دهخدا را وقتی دیدم ، اول میدانستم دو تصویر درون هم بصورت وارونه است
و روی این مساله فکر داشتم و توجه کرده بودم که چه کسی اینها را اینجا زده ، و
بعد توجه کردم آیا زیبا و قشنگ و متناسب است یا نه . بعد مثل اینکه جلوتر رفتم و
خواستم بدانم چهره چه کسانی است که متوجه شدم چهره پروین اعتصامی و احیاناً
دهخدا است ، بعد چهره پروین را بصورت خیلی واضح و روشن دیدم ، درون تصویر
اوخطوطی اضافی ندیدم ولی میدانستم و کاملاً قبول داشتم که تصویر و چهره احیاناً
دهخدا بصورت وارو ( سرازیر ) درون تصویر پروین اعتصامی نقاشی و کشیده شده . بعد
تصویر دوم روبرویم شکل گرفت که متوجه شدم بصورت وارو درون عکس پروین است و در
اینجا بیش از پنجاه در صد اطمینان دارم عکس و تصویر دهخدا بود ولی کاملاً مثل
پروین اطمینان ندارم که عکس او بوده باشد ولی با درصد بالائی میتوانم اطمینان
کنم تصویر دهخدا بود . بعد با دیدن این صحنه متوجه بودم که روی دیوارهای دیگر
این فضا هم چنین تابلوهائی نصب شده . من چون از این تابلو و زیبائی خاص آن لذت
بردم میدانستم که تابلوهای دیگر هم بهمین صورت است و باید زیبا و بجا باشد . بعد
منظره ای دیگر دیدم و متوجه شدم که در بعضی جاها بجای این تابلو تصویرهای
پلاستیکی مجسمه ای نصب شده . مثلاً تصاویر مجسمه ای پلاستیکی که دیده ام بچه ها
به چهره میزنند یا در فروشگاه ها دیده ام . یعنی نمونه ای از آنها که روی صورت
میزنند دیدم روی دیوار است . شکل و تصویر آن ، چیزی بین چهره یک کودک یا یک دلقک
سیرک بود ، ولی به چهره معمولی بیشتر نزدیک بود تا چهره یک دلقک . میدانستم این
نمونه از تابلوهای نصب شده به دیوار هم جالب است .
در بین این مسائل یک جا متوجه شدم روی دیوار یکی از همان تابلوهای
تصویری که دوتا سر توی هم بصورت وارونه بودند هست . نمیدانم گفتم یا فکر کردم
این اینجا نباشد بهتر است و نباید اینجا بوده باشد . باز این فکر را داشتم که چه
کسی اینرا اینجا زده و در این حال متوجه شدم آقای ♂ ( سید ♂ ) با دلخوری آن تصویر
را عوض کرد و بجایش یکی از همان تصاویر عروسکی ذکر شده را گذاشت و این کار را با
غیض کرد ، بطوریکه من متوجه شدم تابلو عروسکی روی دیوار نایستاد و کمی کج است .
و تازه متوجه شدم که تمام این کارها را ♂ کرده و نصب این تابلو ها روی
دیوارها کار ♂ است . بعد من روی این تابلو عروسکی هم فکر کردم که آیا
قشنگ است یا نه و بیشتر به نظرم رسید همان تابلوهای دوسر هنرمندانه تر است .
صحنه بعدی که یادم است ، داشتم
در این فضای طاقدار بزرگ در بین همکاران راه میرفتم و با یکی از آنها بحث داشتم
، نمیدانم ♂
بود یا ♂ و
یا کسی دیگر از همکاران . موضوع بحث هم یادم نیست ، فقط یادم است من حرفی میزدم
و میخواستم درست بودن آنرا ثابت کنم و یادم هم نیست نتیجه چی شد . بعد یادم است
( روبروی یا ) همان شخص و یا همکاری دیگر داشت با ♂ بحث میکرد و ♂ موضوعی را مطرح کرد
که آن شخص قبول نداشت . ♂ میخواست بقبولاند که گفته اش صحیح است و همینطور
که داشت به آن نگاه میکرد و کمی جلو میرفت خنده ای کرد که من خنده اش را طبیعی و
در خور ♂
ندیدم . متوجه شدم این خنده او دور از انتظار بود ولی یادم نیست چرا ♂ به این صورت خندید .
نوع خنده اش خنده تمسخر نبود ولی خنده اش خنده ای بین ترس ، تشر ، تمسخر ، بی
حوصله گی ، وقت نداشتن ، کمی بلند بیش از حد ، و خلاصه خنده ای خاص بود و با
همین خنده و توضیح بعدی با حالت تقریباً عصبی بود که آن شخص پذیرفت ♂ درست میگوید . منهم
با وجودیکه با آنها دور بودم ولی متوجه شدم که آن همکار حرف ♂ را پذیرفت ولی باز با
او داشت بحث میکرد .
صحنه بعدی اینطور یادم است که باز میدانستم با همکاران هستم و فضا و
مکان همان فضا و مکان بود . ولی یادم است جور دیگری بود به این صورت که مکان ما
شکل خاصی داشت . مکان ما یا اداره ما و یا محل کار ما بصورت سرازیری از شمال به
جنوب بود و این سرازیری بصورت پله های طویل دنباله هم بود . یادم است قسمت شمال
این مکان اطاق داشت ( قسمت بالائی پله ها ) ولی قسمت پائین اطاق نبود و اصولاً
طاقی نبود . من یک بار یادم است در میان پله های سمت شرق این مکان بودم ، البته
در جائی که اطاق نبود ولی پله ای در ذهنم نیست بوده باشد . من در بین همکاران
بودم و مسائلی بود که یادم نیست . شاید مسائل قبلی که نوشتم زیر طاق همینجا
اتفاق افتاده بود ولی درست نمیدانم . یک بار یادم است از همین مکان در زاویه
شمال غربی نگاه کردم ، با این نگاه اولاً متوجه شدم پله ها به ترتیب که از بالا
به پائین میرسد مستقیم است و بصورت هلالی و نیم دایره نیست . دوماً شمال این
مکان یعنی بالای پله ها اطاق و ساختمان است سوماً وسط این ساختمان به طرف پائین
بجای اطاق راهرو است ( راهرو طاقدار ) و فکر میکنم این راهرو در بین پله های
بدون طاق تا پائین بود ( مثل سینما ) البته کلمه سینما را الان مینویسم و در
خواب فقط میدانستم اداره و محل کار ما است . بعد یک صحنه یادم است در سمت غربی
این مکان بودم و داشتم به سمت شرق و همان مکان نگاه میکردم و باز فضا را به همان
صورت تشریح شده میدیدم منتها از زاویه غربی آن . بعد یادم است همین مکان بودم
ولی چیزی از پله و اطاق در ذهنم نیست . فقط اینرا میدانم که از دور در سمت شمال ♂ را دیدم که در حال
آمدن است ( رفت و آمد ) و باز از دور ♂ یا دیگران را دیده باشم . اینطور
یادم است که متوجه شدم یکی دو تای آنها ژیان دارند . تصاویری هم از ژیان و ماشین
آنها دیدم ( از دور ) و فکر کردم من ندارم و آنها با وجودیکه سابقه کمتری نسبت
به من دارند اقلاً توانسته اند وسیله ای برای خودشان جور کنند . میدانم صحنه های
دیگری هم بوده ولی یادم نیست . حتی شاید خوابهای دیگری هم دیده باشم ولی چیزی
یادم نیست . ساعت پنج و نیم صبح بلند شوم کمی بخوابم . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : ♂ 2.101 . ¶ . من یا دیگران : : من ♂ همکارپستی ام بوده
ام 4.10 .
¶ . تفسیرها : 22/10/70 - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سهشنبه
یک رابطه دوستی زن و مردی برقرار کنم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر