۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

در باره جسم و روح

977
18/10/70
در باره جسم و روح



×

تمام تفسیر و یافته ها : امشب یادم آمد در خواب همانند سازی تاریخ 27/6/68 من اول لِین ایستاده بودم و به لِین خودمان توجه داشتم و یادم به دختری که سر لین ما منزلشان بود افتاد . دیدم وسط سبقی بصورت چهار گوش باغچه کاری شده و باز متوجه شدم سبقی جلو منزل سابق ما خیلی کوچک شده و این مرا به فکر واداشته بود . بعد یادم است توی سبقی جلو منزل بودم و یادم است من به سمت چپ آمدم و برادرم با پدرم هم به طرف خانه راه افتادند و رفتند و بقیه قضایا . در رابطه با این خواب تفاسیری نوشته ام ولی آنچه امشب یادم آمد و متوجه آن شدم این است . 1 - چون اول لین بوده ام و توجهم به اول لین خودمان و جلب شده پس لین و لین یکی و همانند بوده . 2 - من توجهم به جلب شده هر چند او را در خواب ندیده ام و این میرساند که من بوده ام . 3 - چون لین منازل دیده ام و یاد افتاده ام همان منازل است ، و چون او بوده ام لینی که من اول آن ایستاده بودم باز همان لین منازل و همان و لین او بوده ام . 4 - چون من و باز من و منازل بوده ایم هر دو ماده و جسم بوده ایم . یعنی و لین او و من و لین من ماده و جسم بوده ایم . 5 - من این خواب را قبلاً در رابطه با dna هسته سلول دانسته ام و یادداشت هم دارم این اطلاعات امشب من کاملتر از آن اطلاعات است . به نظر من لین و لین من که هر دو ماده بوده ایم هر کدام یک ستون نوکلئوتید از یک مولکول dna هستیم . 6 - پس در این صورت محوطه باز بین دو لین یعنی سبقی جلو منزل ما حد فاصل بین دونوکلئوتید میباشد که بدون ماده است و فضائی خالی است . 7 - چون در این خواب دیده ام این سبقی کوچک شده  میتواند تفسیر من از معنی یعنی بزرگ و بزرگترین درست باشد . 8 - با جمع و جور کردن این اطلاعات تا اینجا متوجه شده بودم و یادداشت دارم که ماده وراثتی یا dna بصورت حجیم شدن و بزرگ شدن همانند سازی میکند . 9 - آنچه تا کنون متوجه نشده بودم این بود که روح یا جان این ماده چگونه و در کجا قرار دارد و چگونه تقسیم میشود . 10 - قبلاً فکر میکردم من سر لین همان خود من در دنباله خواب هستم که با پدر و برادرم بوده ام و در این حال خودم را روح و جان میدانستم . اما امشب با دانستن این موضوع که بودن من سر لین و توجهم به به معنی بودن و اینکه در این حالت من هستم ، دارم شناخت جدیدی پیدا میکنم . 11- شناخت جدید من این است که در صحنه اول من همان یعنی ماده وجسم بوده ام اما در صحنه دوم که پدر و برادرم را دیده ام من روح و جان بوده ام . 12 - روح و جان بودن من در صحنه دوم با این شناخت من از رؤیا مطابقت دارد که من دانسته ام گیاه و سبزه در خوابهای ما به معنی روح و جان میباشد . 13 - البته این نظر من در صحنه دوم تکمیل میشود چون نوشته ام از وسط سبقی به طرف منزل با پدر و برادرم رفته ام و این میرساند که من با پدر و برادرم همان سبزه ها و باغچه کاری وسط سبقی بوده ایم یعنی جان و روح آن سیستم . 14 - طبق اصول خواب شناسی من ، پدر و برادرم در اینجا خود من بوده اند ولی پدر معنی دیگری هم دارد و آن به معنی کسی است ( مردی است ) که مرا به وجود آورده و درست کرده . 15 - در آن خواب نوشته ام ما سه نفر از یک نقطه وسط سبقی به طرف منزل راه افتاده ایم . یادم است من وبرادرم به سمت چپ آمدیم و پدرم به سمت راست رفت . 16 - در جائی دیگر نوشته ام که میدانسته ام منزل یعنی آن منزلی که ما به طرف آن راه افتادیم به کوچه پشتی راه دارد . 17 - این قسمت از خواب این را میرساند که یک نوکلئوتید داشته از وسط دو نیمه میشده و در این دونیمه شدن اطلاعات جانی و روحی داشته دو قسمت میشده . 18 - موضوع مهم امشب من که به آن دست یافتم در همینجا نهفته است چون تا کنون نمیدانستم اطلاعات روحی و جانی در ماده وراثتی به چه صورت نهفته و ضبط شده . البته نوشته های زیادی دارم ولی هیچوقت به نتیجه درستی نرسیده بودم . با این شناخت جدید از این خواب متوجه شدم اطلاعات جانی و روحی ماده وراثتی یا dna در فواصل بین دو نوکلئوتید قرار دارد یعنی فضای خالی بین دو نوکلئوتید دارای اطلاعات وراثتی از گروه روح و جان میباشد و ماده وراثتی یا نوکلئو تیدهای dna همان ماده یا جسم مولکول های dna است . 19 - نتیجه اینکه ماده وراثتی با حجیم شدن و بزرگ شدن و اطلاعات ژنتیکی یا همان جان و روح با کوچک شدن و فشرده شدن همانند سازی میکنند . ساعت دوازده و سی و پنج دقیقه ، اکنون پنج دقیقه ای خوابیدم و توجهم به مطلب جدیدی جلب شد و آن این است که باید جان و روح فضای مرده و بی روح بین دو ماده باشد . البته اینرا با نتیجه گیری از شماره 19 این یادداشت میگویم ولی میتوان این نتیجه گیری را به تمام بدن و حتی اجسام دیگر هم تعمیم داد . اگر توجه شود در خواب فرق بین زن و مرد هم 26/10/68 فرق بین زنده و مرده آمده که زنده همان زن یا ماده است و مرده مرد و گروه مرد میباشد . البته اکنون که خوابیدم این موضوع را هم فهمیدم که چرا مغز ما روح و جان را در خوابهای ما مرده تصویر میکند . متوجه شدم مرده به چیزی گفته میشود که دیگر وجود ندارد و زنده نیست و تنها چیزی که در بدن ما وجود ندارد همان فاصله بین ماده است و کوچکترین آن تا آنجا که شناخته شده ( من میدانم ) فاصله بین دو نوکلئوتید باید باشد و اگر این مسیر را ادامه دهیم میتوان به فاصله بین سلولها و بافتها رسید و جان و روح را همین فضاهای خالی بین مواد ساختمانی بدن دانست . این برداشت ، درست با خواب شناسی و مفاهیم خواب های من جور در میآید و حرف درستی هم هست چون گروه روح و جان در خوابهای من بصورت مرده ظاهر میشود و یک معنی مرده نبودن است . یعنی چیزی که بوده ولی دیگر نیست . برای مثال در خوابهای من پیامهای وارد شده نوری به چشم بصورت مرده ظاهر میشود که با این ترتیب حرف درستی هم هست و معنی اش این خواهد بود که این پیامهای نوری در مقطعی بوده ولی اکنون دیگر نیست و بصورت مرده در آمده حالا چگونه این کار عملی میشود نمیدانم فقط میدانم این فکر با یادداشت امشب من در من قوت گرفته و میتوانم جسم و روح را در بدن خودمان اینطور تفسیر کنم که جسم همین مواد آلی و معدنی سازنده بدن ما و روح فضاهای خالی بین این مواد است . این نظر من است حالا بعد چه پیش آید و چه در نظر افتد نمیدانم . درآینده معلوم خواهد شد .  

هیچ نظری موجود نیست: