|
977
|
18/10/70
|
در باره جسم و روح
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها :
امشب یادم آمد در خواب همانند سازی تاریخ 27/6/68 من اول لِین ♂ ایستاده بودم و به
لِین خودمان توجه داشتم و یادم به ♀ دختری که سر لین ما منزلشان بود افتاد . دیدم وسط سبقی
بصورت چهار گوش باغچه کاری شده و باز متوجه شدم سبقی جلو منزل سابق ما خیلی کوچک
شده و این مرا به فکر واداشته بود . بعد یادم است توی سبقی جلو منزل ♀ بودم و یادم است من
به سمت چپ آمدم و برادرم با پدرم هم به طرف خانه ♀
راه افتادند
و رفتند و بقیه قضایا . در رابطه با این خواب تفاسیری نوشته ام ولی آنچه امشب
یادم آمد و متوجه آن شدم این است . 1 - ¶ چون اول لین ♂ بوده ام و توجهم به
اول لین خودمان و ♀ جلب شده پس لین ♂ و لین ♀ یکی و همانند بوده .
2 - ¶ من توجهم به ♀ جلب شده هر چند او را در خواب ندیده ام و این میرساند که
من ♀
بوده ام . 3 - چون لین منازل دیده ام و یاد ♀ افتاده ام ♀ همان منازل است ، و
چون او بوده ام لینی که من اول آن ایستاده بودم باز همان لین منازل و همان ♀ و لین او بوده ام . 4
- ¶ چون من ♀ و باز من و ♀ منازل بوده ایم هر دو ماده و جسم
بوده ایم . یعنی ♀ و لین او و من و لین من ماده و جسم بوده ایم . 5 - ¶ من این خواب را قبلاً در رابطه با
dna هسته سلول
دانسته ام و یادداشت هم دارم این اطلاعات امشب من کاملتر از آن اطلاعات است . ¶ به نظر من لین ♀ و لین من که هر دو
ماده بوده ایم هر کدام یک ستون نوکلئوتید از یک مولکول dna هستیم . 6 - ¶ پس در این صورت محوطه باز بین دو
لین یعنی سبقی جلو منزل ما حد فاصل بین دونوکلئوتید میباشد که بدون ماده است و
فضائی خالی است . 7 - ¶ چون در این خواب دیده ام این سبقی
کوچک شده میتواند تفسیر من از معنی ♀ یعنی بزرگ و بزرگترین
درست باشد . 8 - ¶ با جمع و جور کردن این اطلاعات تا اینجا متوجه شده بودم و یادداشت دارم
که ماده وراثتی یا dna بصورت حجیم شدن و بزرگ شدن همانند سازی میکند . 9 - ¶ آنچه تا کنون متوجه نشده بودم
این بود که روح یا جان این ماده چگونه و در کجا قرار دارد و چگونه تقسیم میشود .
10 - ¶ قبلاً فکر میکردم من
سر لین ♂
همان خود من در دنباله خواب هستم که با پدر و برادرم بوده ام و در این حال خودم
را روح و جان میدانستم . اما امشب با دانستن این موضوع که بودن من سر لین و
توجهم به ♀ به معنی ♀ بودن و اینکه در این حالت من ♀ هستم ، دارم شناخت
جدیدی پیدا میکنم . 11- ¶ شناخت جدید من این است که در صحنه
اول من همان ♀ یعنی ماده وجسم بوده ام اما در صحنه دوم که پدر و برادرم
را دیده ام من روح و جان بوده ام . 12 - ¶ روح و جان بودن من در صحنه دوم با
این شناخت من از رؤیا مطابقت دارد که من دانسته ام گیاه و سبزه در خوابهای ما به
معنی روح و جان میباشد . 13 - ¶ البته این نظر من در صحنه دوم
تکمیل میشود چون نوشته ام از وسط سبقی به طرف منزل ♂ با پدر و برادرم رفته
ام و این میرساند که من با پدر و برادرم همان سبزه ها و باغچه کاری وسط سبقی
بوده ایم یعنی جان و روح آن سیستم . 14 - طبق اصول خواب شناسی من ، پدر و برادرم
در اینجا خود من بوده اند ولی پدر معنی دیگری هم دارد و آن
به معنی کسی است ( مردی است ) که مرا به وجود آورده و درست کرده . 15 - در آن
خواب نوشته ام ما سه نفر از یک نقطه وسط سبقی به طرف منزل ♂ راه افتاده ایم .
یادم است من وبرادرم به سمت چپ آمدیم و پدرم به سمت راست رفت . 16 - در جائی
دیگر نوشته ام که میدانسته ام منزل ♂ یعنی آن منزلی که ما به طرف آن راه افتادیم به
کوچه پشتی راه دارد . 17 - ¶ این قسمت از خواب این را میرساند
که یک نوکلئوتید داشته از وسط دو نیمه میشده و در این دونیمه شدن اطلاعات جانی و
روحی داشته دو قسمت میشده . 18 - ¶ موضوع مهم امشب من که به آن دست
یافتم در همینجا نهفته است چون تا کنون نمیدانستم اطلاعات روحی و جانی در ماده
وراثتی به چه صورت نهفته و ضبط شده . البته نوشته های زیادی دارم ولی هیچوقت به
نتیجه درستی نرسیده بودم . با این شناخت جدید از این خواب متوجه شدم اطلاعات
جانی و روحی ماده وراثتی یا dna در فواصل بین دو نوکلئوتید قرار دارد یعنی فضای خالی بین دو
نوکلئوتید دارای اطلاعات وراثتی از گروه روح و جان میباشد و ماده وراثتی یا
نوکلئو تیدهای dna همان ماده یا
جسم مولکول های dna است . 19 - ¶ نتیجه اینکه ماده وراثتی با حجیم
شدن و بزرگ شدن و اطلاعات ژنتیکی یا همان جان و روح با کوچک شدن و فشرده شدن
همانند سازی میکنند . ساعت دوازده و سی و پنج دقیقه ، اکنون پنج دقیقه ای
خوابیدم و توجهم به مطلب جدیدی جلب شد و آن این است که ¶ باید جان و روح فضای مرده و بی
روح بین دو ماده باشد . البته اینرا با نتیجه گیری از شماره 19 این یادداشت
میگویم ولی میتوان این نتیجه گیری را به تمام بدن و حتی اجسام دیگر هم تعمیم داد
. اگر توجه شود ¶ در خواب فرق بین زن و مرد هم
26/10/68 فرق بین زنده و مرده آمده که زنده همان زن یا ماده است و مرده مرد و
گروه مرد میباشد . ¶ البته اکنون که خوابیدم این موضوع را هم فهمیدم که ¶ چرا مغز ما روح و جان را در
خوابهای ما مرده تصویر میکند . متوجه شدم مرده به چیزی گفته میشود که دیگر وجود
ندارد و زنده نیست و تنها چیزی که در بدن ما وجود ندارد همان فاصله بین ماده است
و کوچکترین آن تا آنجا که شناخته شده ( من میدانم ) فاصله بین دو نوکلئوتید باید
باشد و اگر این مسیر را ادامه دهیم میتوان به فاصله بین سلولها و بافتها رسید و
جان و روح را همین فضاهای خالی بین مواد ساختمانی بدن دانست . این برداشت ، درست
با خواب شناسی و مفاهیم خواب های من جور در میآید و حرف درستی هم هست چون گروه
روح و جان در خوابهای من بصورت مرده ظاهر میشود و یک معنی مرده نبودن است . یعنی
چیزی که بوده ولی دیگر نیست . برای مثال در خوابهای من پیامهای وارد شده نوری به
چشم بصورت مرده ظاهر میشود که با این ترتیب حرف درستی هم هست و معنی اش این
خواهد بود که این پیامهای نوری در مقطعی بوده ولی اکنون دیگر نیست و بصورت مرده
در آمده حالا چگونه این کار عملی میشود نمیدانم فقط میدانم ¶ این فکر با یادداشت امشب من در من
قوت گرفته و میتوانم جسم و روح را در بدن خودمان اینطور تفسیر کنم که جسم همین
مواد آلی و معدنی سازنده بدن ما و روح فضاهای خالی بین این مواد است . این نظر
من است حالا بعد چه پیش آید و چه در نظر افتد نمیدانم . درآینده معلوم خواهد شد .
|
|||||||
۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سهشنبه
در باره جسم و روح
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر