|
1112
|
7/3/71
|
کار گویچه های قرمز خون در ریه
چیست
|
×
|
1
|
1
|
|
616
|
|
♣ تمام خواب : ساعت یک و پانزده
دقیقه نیمه شب . اکنون بیدارشدم ، داشتم خوابی روشن و زیبا میدیدم . برایم همه
چیز طبیعی بود ولی اکنون که بیدارم نمیتوانم مسائل موجود در خواب را درست روی
کاغذ بیاورم . در جائی طاقدار به دهانه چاهی توی زمین نزدیک شدم و درست بالای
دهانه چاه بصورت زیر قرار گرفتم . از یک طرف پشتم را به دیوار چاه که ادامه اش
نیز دیواری بالاتر بود تکیه دادم و پاهایم را بصورت افقی در دهانه چاه به سمت
جلو دراز کرده بودم ، بطوریکه روبروی من آنطرف دهانه چاه شاید به لبه دهانه چاه
و شاید به دیوار مقابل تکیه داشت . من ترسی خفیف داشتم از اینکه توی چاه بیفتم
ولی برنامه ام بیرون آوردن چیز هائی از ته چاه بود . یعنی بالای دهانه چاه
اینطور قرار گرفته بودم و قرار بود چیز یا چیز هائی از درون چاه بالا بکشم و
بیرون بیاورم . در مقابل و اطراف من کسانی بودند که با من همکاری میکردند و برای
اینکه من از جایم تکان نخورم آنها کارهائی انجام میدادند . یا اینکه از آنها
میخواستم انجام دهند . ولی سراسر خواب ترس سقوط توی چاه را داشتم . اول که
میخواستم بالای دهانه چاه به آن صورت قرار گیرم ، یادم است خیلی آرام از بالا به
سمت دهانه چاه آمدم و مواظب بودم توی چاه سقوط نکنم . یک جا مثل اینکه یک بار
کارم را انجام داده بودم و بار دیگر باز میخواستم آن کار را بکنم . و این بار مثل
اینکه منتظر بودم کسانی روبرویم چیزی به من بدهند تا من درون چاه بفرستم و باز
از توی چاه بالا بیاورم . یک جا یادم است چیزی در دستم یا روبرویم بود که سوراخ
گردی داشت . یادم است به من چیزی مثل یک بادبادک داده بودند و داشتم به دهانه آن
چیز گرد وصل میکردم . یعنی میخواستم دهانه آن چیز بادبادک مانند را به دهانه آن
چیز گرد طوری ببندم که شاید هوای آن بیرون بیاید . میخواستم این دو وسیله به هم
وصل شده را توی چاه و کف چاه بفرستم و با کمک آن چیزی بالا بیاورم . باز یادم
است به همان صورت بالای دهانه چاه نشسته بودم و میترسیدم لیز بخورم و توی چاه
سقوط کنم . برای آوردن وسایل مورد احتیاج من که میخواستم توی چاه بفرستم آن
افراد معطل میکردند و توجهی به موقعیت من نداشته منهم ضمن اینکه راضی بودم از
رفتار و همکاری آنها ولی توجه داشتم که آنها متوجه موقعیت خطیر من نیستند .
بیشتر آن کسان زن و دختر بودند و آنها را میشناختم ولی اکنون یادم نیست چه کسانی
بودند . من از گوشه شمال غربی چاه به دهانه چاه نزدیک شدم و پائین رفتم . بعد
یادم است افراد را در سمت جنوب و جنوب شرقی میدیدم در حالی که من پاهایم را
شمالی جنوبی بالای دهانه چاه دراز کرده نشسته بودم . ♠
توضیح : دیشب قبل از خواب بیست دقیقه ای مطالبی در باره گلبول
قرمز خون در کتاب بافت شناسی پایه خواندم . و بیشتر توجهم را به تصاویر کتاب
مخصوصاً تصویر ریه موش و گویچه های قرمز خون در زیر پوست حبابچه های ریه و شکل
گلبول های قرمز کردم . میدانم خوابم در باره گلبول قرمز در موقعیت مکانی ریه
هاست . دوباره میخوابم . ساعت یک سی و پنج دقیقه نیمه شب . ...
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : بادبادک : : چاه 2.79 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : چاه / بادبادک : : حبابچه
های ریه 12.89 .
¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و در رابطه با گلبول های قرمزخون و حبابچه های ریه است
.
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : چاه توی زمین : : حبابچه های ریه . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دهانه چاه : : دهانه ریه و حبابچه های ریه
، محل تبادل اکسیژن و گاز کربنیک بین درون و بیرون ریه . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ بهمن ۳۰, جمعه
کار گویچه های قرمز خون در ریه چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر