۱۳۹۴ بهمن ۳۰, جمعه

بیاد آمده ها شماره سیزده : تعداد بیست و پنج عدد

1111
7/3/71
بیاد آمده ها شماره سیزده : تعداد بیست و پنج عدد .



×

تمام بیاد آمده ها :  
شماره اول 24/2/71 : اکنون یاد خواب حس ششم 23/3/68 و بعد یاد خواب با سؤال حس ششم 11/5/68  افتادم . فکر میکنم ممکن است مغز ما در آن خوابها از حس های پنج گانه ما یک جمع بندی کرده و آنرا با عنوان حس ششم نمایش داده چون میانگین احساسهای آنروز من شادی و شاید میانگین احساسهای در آن روز ناراحتی بوده که آنطور خواب دیده ایم . منظور من این است شاید مغز ما هر عددی را جمع اعداد قبل از آن بداند . مثلاً شاید عدد شش را جمع یک بعلاوه پنج و پنج را یک بعلاوه چهار و چهار را یک بعلاوه سه و ... بداند . در اصل اینطور میخواهم بگویم وقتی من یا سؤال کرده ایم حس ششم چیست مغز ما احساس های ما را در رابطه با حسهای بینائی ، شنوائی ، لامسه ، ذائقه و بویائی جمع کرده و آنرا حس ششم قلمداد کرده ، در نتیجه حس ششم جمع ( میانگین ) پنج حس دیگر شده . شماره دوم 24/2/71 : با توجه به خواب دولت چیست و چه ساختاری در وجود من است 28/10/68  و تفسیری که از ادرار و دیدن ادرار در یادداشتهایم نوشته ام باید در خواب 23/2/71 با عنوان معلم تیرانی و من پشت سر . بعد از کشیده شدن لپ توسط و من به شوخی همان خود من بوده باشم . یعنی همانطور که در خواب 28/10/68  با سؤال دولت چیست وچه ساختاری در وجود من است بعد از دیدن ادرار ، دیگر ... نبوده و من آن ادرار روی زمین بوده ام در اینجا هم باید بعد از کشیدن لپ و دیدن من همان باشم و دیگر نباشم . بعداً بیشتر فکر شود . شماره سوم 27/2/71 : الان داشتم خواب و یادداشت دیشبم را میخواندم متوجه شدم نوشته ام درخوابی که سبیل داشت ، خواب 17/11/69 با سؤال کار غشاء یا پوسته سلولهای مخروطی همان حمام بوده . از طرفی من در خوابهای زیادی حمام دیده ام و دلم میخواست بدانم کدام قسمت مغزم حمام است . یادم است در خواب چهارراه 27/4/68 خانه دو نبش را سلول های لوکوس سرولئوس موجود در تشکیلات مشبک دانسته ام . اگر مفاهیم آن خواب و خواب یاد شده در یادداشت دیشب یکی باشد ، حمام در خوابهای من سلول های لوکوس سرولئوس در تشکیلات مشبک باشد ، که البته دانستن این موضوع برای من خیلی مهم است . اکنون موضوع دیگری به ذهنم میرسد . متوجه شدم از خواب چهارراه اینطور برداشت دارم که پیامهای وارده از مغز ، اول توسط سلول های غول پیکر دریافت و بعد از مراحلی توسط سلول های لوکوس سرولئوس به مغز برگشت میشود . چون خانه یا همان سلولهای لوکوس سرولئوس دو نبش بود باید نبش دوم آن سلول های غول پیکر باشد . یعنی مجموعه سلول های غول پیکر و سلول های لوکوس سرولئوس خانه دو نبش باشد . که با شناخت فعلی ام یک نبش آن وظیفه دریافت پیام از مغز و نبش دوم وظیفه باز گشت همان پیام به مغز باشد . اگر چنین باشد که واقعاً ... بقیه اش را فاکتور میگیرم . شماره چهارم 27/2/71  : الان دارم خواب سوم 24/2/71 با سؤال فرق بین حمام و قبرستان را پاکنویس میکنم . مطلب زیاد به ذهنم میرسد ولی از آن میگذرم . با وجود این بهتر است این مطلب را بنویسم که وقتی جای آن پیر زن بودم و جوراب آنچنانی پایم کردم ، من همان پیره زن اول بوده ام که بعد دختری جوان شد . در این صحنه هم بعد از نپوشیدن جوراب دوم را دیدم . به نظر من همان جوان شدن من یا آن پیرزن است . یعنی در صحنه قبل آن دختر جوان را جای آن پیرزن دیدم و در این صحنه چون خودم آن پیرزن بوده ام جوانی ام و جوان شدنم را بصورت تصویر دیده ام . یعنی میشود برای معنی جوان شدن و تازه شدن را نام برد . شماره پنجم 27/2/71  : با وجودیکه تصمیم داشتم فقط پاکنویس کنم و روی مطالب زیاد فکر نکنم اما مثل اینکه نمیشود . فعلاً این مطلب یادم است که در خواب 11/6/70 با سؤال معنی زن من پروانه دیدم و آن پروانه ها را خوردم و دوباره آنها را استفراغ کردم . شاید نوشته باشم ولی دو باره مینویسم که آن خواب بیشتر کار و فعالیت قسمت خارجی سلول های مخروطی شبکیه چشم است و آن پروانه ها مایع رودوپسین که به داخل و بیرون قسمت خارجی سلول های مخروطی در گردش است یعنی اگر من آن سلول باشم ، وارد شدن آن مایع به قسمت خارجی خوردن پروانه ها و استفراغ کردن بیرون دادن آن پروانه ها است . در اصل قسمت خارجی سلول مخروطی و احیاناً استوانه ای درخواب ، دهان سلول تصویر شده . شماره ششم 27/2/71 : موضوع دومی که یادم آمد و آنرا جداگانه مینویسم در رابطه با خواب 24/2/71 با سؤال فرق بین حمام و قبرستان است . اولاً خواب سوم آن شب چیزی همانند خواب 28/10/68 با سؤال دولت چیست و چه ساختاری در وجود من است ، یعنی مردن و زنده شدن اما آنچه اکنون به ذهنم رسید موضوع مرده و زنده در خوابهای من است . در خواب فرق بین زن و مرد تاریخ 26/10/68 دیده ام مادرم مرده و زنده شده ومیدانستم دوباره خواهد مرد ، از آن خواب نتیجه گرفته ام فرق بین زن و مرد فرق بین زنده و مرده است و با همین شناخت بیشتر خوابهایم را تفسیر کرده ام . البته میدانم مرده اطلاعات رسیده از پیرامون و زنده جسم و بدن ما است ولی هنوز ماهیت واقعی مرده را متوجه نشده ام ، در یادداشتهائی دانسته و نوشته ام مرده یعنی هیچ و نبودن ، خوابهایم هم همین را تصویر میکند ، ولی این هیچ بودن برایم هنوز مفهوم نشده . تا اینکه الان یاد خواب معنی فرق بین زن و مرد افتادم و این فکر دارد در من قوت میگیرد که این مرده یا مرد در خوابهایم باید همان ماده مرده شده باشد یعنی ماده ای که هیچ شده و در شرایط مرگ دیگر نیست . اما در خوابهائی مثل خواب 28/10/68 با سؤال دولت چیست و چه ساختاری در وجود من است یا خوابی که فعلاً دارم پاکنویس میکنم از مرده بصورت مردی که مرده بود و زنده شد یا از و خاک و شاید کوک پارچه یاد شده . یعنی میخواهم اینطور بگویم که مرده یا همان روح خوابهای ما ماده ای است که نیست شده و بعد دوباره هست میشود حالا این ماده مرده شده چگونه نیست و بعد چگونه هست میشود برایم نا مفهوم است ولی هر چه هست همان ماده و جسم است که نیست میشود یعنی باید روی این مرحله فکر کنم که چگونه هست و باز نیست میشود و دوباره این سیر ادامه مییابد . شماره هفتم 28/2/71 : اکنون داشتم ردیف یک یادداشت 26/2/71 را مطالعه میکردم . در آنجا ... و کارمندان ... را بیابان ، و خانم را خانه توی بیابان پذیرفته و تفسیر کرده ام . این موضوع الان تداعی شد و خانم آمد با مشعول صحبت شد . چون توی این اداره همین یک خانم کارمند و همکار داریم فکر کردم مغز من در آن خواب واقعاً کار عجیبی کرده چون اداره پست را بیابان و خانم را خانه ای در بیابان تصویر کردن از عجایب و در حد عالی ترین تصور است . الان این موضوع با دیدن خانم در جمع کارمندان مرد برایم قابل قبول و تصوری درست آمد . شماره هشتم 28/2/71 : اکنون یادداشت 26/2/71 ساعت چهار عصر را پاکنویس کردم در قسمت اول این یادداشت نوشته ام شخص روبروی ما به این دلیل خود من است که وقتی کاری به او میگویم بعد خودمان آن کار را انجام میدهیم . مثل خواب دامن زرد 11/12/65 که از خواستم دامنم را ببیند و بعد خودم دامنم را دیدم . یا در خواب 24/2/71 که از ... خواستم پائین تنه ام را ببیند و بعد خودم دیدم و نمونه های دیگری که معلوم میگردد درخواب تصاویر دیده شده روبروی ما خود ما هستیم . اما اکنون موضوع جالب جدیدی به ذهنم رسید و آن خواستن کاری از ما توسط شخص روبروی ما است . مثلاً در خواب دامن زرد یک جا از من خواسته توی اطاق بروم و یک جا مشهدی خواسته . حال باید تحقیق کنم اگر کسی روبروی ما از ما خواست کاری بکنیم چه معنی میدهد آیا ما آن کار را میکنیم یا نه . فعلاً یادم نمیآید در خواب هایم از من کاری خواسته شده و من کرده باشم . در حاشیه اینرا بگویم من از خواب دامن زرد برداشتم این است که مشهدی خودم بوده ام ، ولی میخواهم بدانم دادن دستوری به من برای کاری چگونه انجام میشود ، چون همانطور که نوشتم وقتی در خواب درخواستی از کسی میکنیم بعد خودمان آنرا انجام میدهیم . شماره نهم 29/2/71 : داشتم یادداشت عصر 27/2/71 بیاد آمده ها با موضوع هست و نیست شدن ماده را میخواندم در آنجا اینطور فکر کرده ام . نیست بودن یا روح در بدن همان ماده یعنی گروه زن است که در شرایطی روح میشود ولی برای این حرفم دلیلی نداشته ام . اکنون وقتی به آن مطلب رسیدم زیاد باورم نشد چون برایم نیست شدن هست و هست شدن نیست غیر قابل تصور آمد ، ولی یک مرتبه یاد نظریه های جدید پیدایش جهان افتادم و دیدم در دنیای جدید دانشمندان اعتقاد بر این دارند که جهان از هیچ بوجود آمده و دوباره به هیچ بر میگردد . بعد فکر کردم وقتی جهانی به این بزرگی و عظمت میتواند از هیچ بوجود آید چطور در وجود ما یک اتم نمیتواند از هیچ به هست و از هست نیست شود . در پرانتز : اینجا اگر انسانی مذهبی بودم باید میگفتم جل الخالق ولی چون مذهبی نیستم و اعتقادی ندارم میگویم جل الدنیا . شماره دهم 29/2/71 : دیروز عصر کف اطاق خوابیده بودم و روبرویم بالای دیوار مهتابی روشن بود متوجه شدم وقتی مستقیما به مهتابی نگاه نمیکنم نور مهتابی دارای نوسان تاریک و روشن است و نور آن با سرعت نوسان دارد ولی وقتی مستقیماً به مهتابی نگاه میکنم نور نوسان ندارد و تاریک و روشن نمیشود ( کم نور و پر نور شدن ) بعد به لامپ روشن نگاه کردم دیدم نور لامپ چنین نوسانی ندارد و بعد مسائل زیر توجهم را جلب کرد . 1 - اصولاً آخرین حدّ دید ما میتواند یک زاویه صد و هشتاد درجه باشد . 2 - درست اگر به نقطه نود درجه و اطراف آن نگاه کنیم نور مهتابی نوسان ندارد ولی حدود زاویه چهل و پنج درجه نور مهتابی بیشترین نوسان را دارد . 3 . علت آن فکر میکنم خارج شدن مهتابی از زاویه دید نقطه فوآ در شبکیه باشد . 4 - به همین دلیل شاید این مساله یکی از فرق های دید در چشم یعنی لکه زرد ( سلول های مخروطی ) از یک طرف و سلول های استوانه ای در شبکیه باشد . شماره یازدهم 29/2/71 : 1 - با توجه به دوگانگی های موجود در تصاویر خوابهایم مخصوصاً اطلاعاتی که در این دو سه روز بدست آورده ام شاید بتوان قبل از خواب دیدن دو گانگی های موجود در طبیعت و پیرامون خودمان را در گروه های مردانه و زنانه قرار دهیم . دو گانگی هائی مثل اهورمزدا و اهریمن ، نیکی و بدی ، زشت و زیبا ، زمین و هوا و ... 2 - اینطور که حدس میزنم باید دو گانگی ها حتماً دارای نوعی تضاد باشند و بدون تضاد منظور من به حساب نمیآیند . مثلاً میخواستم سنگ و خاک را در یادداشت بیاورم ولی دیدم در خوابهای من هر دو در گروه مرد قرار میگیرند . وقتی دقت کردم دیدم بین سنگ و خاک تضادی نیست و هر دو دارای یک جنس و یک ماهیت هستند و میتوانند هر کدام به دیگری در شرایطی بدل شوند . 3 - مقداری روی خواب کار کپسول عدسی چشم فکر کردم ولی نتوانستم تضادی بین سینه و شکم آن گربه پیدا کنم . البته سینه در گروه زن تصویر میشود ولی هنوز نمیدانم شکم در کدام گروه باید قرار گیرد . شماره دوازدهم 29/2/71 : اکنون داشتم کتاب فرهنگ عمید را میخواندم به معنی کلمه مدفوع رسیدم دیدم نوشته شده دفع شده ، رانده شده ، آنچه از بدن انسان خارج و دفع شود . پلیدی ، با این معانی یاد خواب کار سلول های مخروطی افتادم که روی زمین نشستم و مدفوع کردم ،   با این ترتیب آنچه در آن خواب من دیده ام مدفوع با شناخت نجاست نبوده بلکه به معنی دفع شدن و خارج شدن بوده که همان خارج شدن ماده ای شیمیائی از سلولهای مخروطی شبکیه است . به کتاب گایتون مراجعه شود . شماره سیزدهم 29/2/71 : الان مطالبی در رابطه با خواب فرق بین زن و مرد تاریخ 26/10/68  به ذهنم رسید . 1 - مادرم اول زنده بود و میدانستم مرده و دوباره زنده شده و دو باره خواهد مرد ، در اینجا مادرم همان خود من و بعد مردن او پدر و بعد زنده شدنش خود و بعد دوباره زنده شدنش دختر پسر باید باشد . 2 - این موضوع با واقعیت بیداری هم جور است چون مادرم دارای فرزندی مثل پدر شده و پدر دارای فرزندی مثل و بعد دوباره دارای فرزندی مثل پدرش میشود که در این میان مادرم و زنده و ... و فرزند مرده و نبوده اند . 3 - آنچه زنده بوده اند زنها و آنچه مرده بوده اند مردها ( در خواب با نبودن تصویر شده اند ) پس فرق بین زنده و مرده همان فرق بین زن و مرد است . 4 - شاید بتوان نتیجه گرفت چاه در خواب فرق بین زنده و مرده همان مرده و آن آب در آن خواب زن و زنده باشد و باز اینهم در واقعیت صحیح است چون آب مایه حیات و زندگی و چاه مکان سقوط و مرگ میباشد . شماره چهاردهم 29/2/71 : اکنون داشتم یادداشت ساعت هفت عصر روز 28/2/71 را پاکنویس میکردم متوجه شدم زخم باید در گروه مرد قرار گیرد و بعد یاد خواب معنی 5/9/68  افتادم که میخواستم زخم کتف یک گنجشک را بخیه بزنم . حال متوجه شدم آن زخم باید سیستمی در گروه مردانه باشد . معنی اش هم این میتواند باشد که آن زخم یکی کننده و بهم رساننده دو جسم و دو ماده است که در آن خواب بصورت زخم بین دو طرف کتف گنجشک ظاهر شده . البته چون کتف گنجشک همان بال و دست است باید منظور خواب جسم و ماده باشد چون دست در گروه زن و ماده قرار میگیرد . با این برداشت آن سوزن بخیه باید جانشین آن زخم شده و در گروه مرد قرار گیرد و باز و باید همان دوتا کتف آن گنجشک باشند . فکر میکنم اگر ترمز نکنم همینطور به جلو میروم فعلاً بماند تا بعد . شماره پانزدهم 30/2/71  : دو سه روز است متوجه جایگزین شدن هر صحنه در خواب بجای صحنه ای دیگر شده ام ، به این صورت که صحنه بعدی دارای همان مفهوم صحنه قبل میباشد ، مثل جایگزینی سوزن بخیه با زخم و همچنین و با دو کتف آن گنجشک . که به این ترتیب میتوان با بررسی مجدد خوابها گروه بندی هایم را تکمیل کنم . یعنی خوابی را بخوانم و ببینم تصویر جانشین کدام تصویر است و با این روش گروه بندی ، تصویر جدید را پیدا کنم . شماره شانزدهم 30/2/71 : 1 - بدنبال یادداشت بالا فکرم به خواب 21/4/68 کارکروموزوم شماره یک از گروه A جلب شد . یادم است در خواب دوم کلید توی دستم بود که در اینجا کلید در گروه زن قرار میگیرد . 2 - یک جا قفل و کلید را با هم دیده ام که همان خود من بوده ام با شورت که باید خودم یا کلید و بعد قفل همان شورت من بوده باشد . 3 - الان یادم افتاد شورت پایم بود ، یعنی خودم توی شورت بوده ام پس باید خودم همان کلید باشم که توی قفل هستم یعنی قفل همان شورت است اما شورت در گروه مرد و کلید در گروه زن است پس قفل باید در گروه مرد باشد . 4 - چون بعد از دیدن توی اطاق و را دیده ام باید و هر دو باشند اما در دنباله داستان میدانستم کلید را داشته پس همان کلید است ، که در نتیجه اینجا باید قفل باشد و در گروه مرد قرار گیرد اما نظر به اینکه یک زن است باید فکر کنم چرا یک زن در گروه مرد است و علت آن چیست اگر علتش را بفهمم به مفاهیم زیادی میرسم . شماره هفدهم 30/2/71 : اکنون توجه و فکر کردم چون و جای تصویر شده اند باید آن دو ، دوگانگی باشند یعنی به دو جزء  و تقسیم شده باشد . یعنی یک نفر دو نفر شده اما در صحنه قبل سینه و سر مورد توجه من بوده . چون در صحنه بعد جسم یا همان سینه بوده باید سر یا شورت پای من یا قفل درب باشد که این هر سه در گروه روح و مرد قرار میگیرند . اما از طرفی من این نیمه را با تصویر دیده ام که همان بیجان میشود و اگر با این معنی بپذیرم در قالب روح و مرد ظاهر شده . اما تصویری زنانه داشته . به نظر من این درستی نظریه چند روز پیش مرا میرساند که گروه مرد و روح را نوشتم چیزی است مادی که این ماده در شرایطی بی حرکت شده و میمیرد . در اصل میشود را بی جان یعنی همان مرده خوابهایم تصور کرد و او را در گروه مرد قرار داد . بهر صورت این مطالب احیاناً دلیلی دیگر برای جسم بودن روح میباشد ولی زود است من سر فصلی برای این موضوع باز کنم . شاید در جائی دیگر تصویری با چهره مرد ظاهر شود در صورتی که آن مرد به دلیل معنی اسمش در گروه زن و جسم قرار گیرد . این مقوله باشد برای بعد . شماره هجدهم 2/3/71 : ضرب المثلی هست میگویند معما چو حل گشت آسان شود . این ضرب المثل در بیشتر مواقع شامل شخص من هم میشود . برای مثال موضوعی برایم یک معما میشود و مدتها روی آن قکر میکنم ، ولی هرچه بیشتر فکر میکنم کمتر به جواب میرسم . زمانی هم میرسد که فکر میکنم اصلاً این معما حل شدنی نیست و با هیچ قانونی جور در نمیآید . اما وقتی به پاسخ همین معمای حل نشدنی میرسم تازه میفهمم چقدر پاسخ آن ساده و آسان بوده . من وقتی در خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68  و مسائل مربوط به دیدم برایم معما شده بود که کیست . نمیدانستم اسپر ماتو زوئید است یا تخمک و این فکر برایم مساله ای شده بود . من زمانی تخمک را میدانستم و زمانی اسپر ماتوزوئید را . تا دیروز صبح که یادداشتی در باره آن خواب نوشتم و اکنون داشتم آنرا میخواندم . خیلی ساده متوجه شدم بعد از لقاح تخمک و اسپرم جمع تخمک و اسپر ماتو زوئید است درحالیکه قبل از آن اسپر ماتوزوئید و تخمک هر کدام جداگانه بوده اند . یعنی دو ( دو گمشده ) بهم رسیده و تشکیل یک داده اند . بعداً بهتر نوشته شود . شماره نوزدهم 3/3/71 : یک ساعتی است مشغول خواندن خوابها و یادداشتهایم هستم . رسیدم به خواب 6/2/71 با موضوع سنگ سمباده و همکاران پستی . در این خواب یک جا نوشته ام سؤال میکردم برای چی دارد سنگ را میساید و در دنباله آن سؤال ، خودم پاسخ را فکر کرده و میدانسته ام . از نظر من این موضوع همانند خواست من از در خواب 11/12/65 با عنوان دامن زرد یا خواست من از ... در خواب 24/2/71 با سؤال فرق بین حمام و قبرستان ، برای دیدن دامن و آلت تناسلی ام میباشد که بعد خودم آن صحنه ها را دیده ام . البته قبلاً نوشته ام وقتی در خواب آشنایانی میبینم آن آشنایان خودمان هستیم و این خواب 6/2/71 با موضوع سنگ سمباده و همکاران پستی هم دلیل دیگری بر خودمان بودن هنر پیشه های خوابهایمان است . در آن دو خواب خواسته ام چیزی را ببینند و بعد خودم دیده ام . در این خواب خواسته ام پاسخ بدهند و بعد خودم فکر کرده و پاسخ را دانسته ام . شماره بیستم 4/3/71 : داشتم فرهنگ فارسی انگلیسی آریانپور را میخواندم توجهم به کلمه زمین جلب شد . باید روی این کلمه بیشتر فکر کنم فعلاً اینطور برداشت دارم که باید زمین در گروه مرد قرار گیرد چون تمام موضوعات مربوط به زمین در گروه مرد است . مثل درخت ، سبزه ، بیابان و خاک . ضمناً باید مکان واقعی زمین را هم  پیدا کنم زیرا هنوز برایم معنی آن نا مفهوم است . در این کتاب معنی کلمه زمین به این صورت آمده . خاک ، خشکی ، ارض ، کف ناحیه ، املاک . شماره بیست و یکم 4/3/71 : چند روز پیش متوجه شدم پاها درگروه مرد قرار دارد و علت آن برایم نا مفهوم ماند . اکنون چون حدس زده ام زمین در گروه مرد میباشد باید پاها در گروه مرد باشد زیرا پاهای ما تنها عضوی از بدن ما است که همیشه در تماس با زمین و روی زمین است . به این ترتیب در خواب معنی ... وقتی زمین زیر پایم گرد بود معنی اش گرد بودن سیستم مردانه وجود من در تماس با پیرامون است و چون در آن خواب من تناسلی بوده ام منظور خواب میتواند سیستم احساسی تناسلی در تماس با اطراف آلت تناسلی باشد . شماره بیست و دوم 4/3/71 : اکنون یادم به خواب کار کپسول عدسی چشم 27/7/68  افتاد . آخرآن خواب یادم است درون سوراخی در سقف گیر کردم که آن سوراخ در کف اطاق بالائی و سقف اطاق پائینی بود . البته معنی اش باید گیرکردن من بین بالا و پائین باشد ، سقف بالا بودن و کف پائین بودن ، در اصل معنی آن صحنه میتواند این باشد که بالا و پائین رفتن من متوقف شده و من دیگر نمیتوانم بالا و پائین بروم . شماره بیست و سوم 7/3/71 : امروز تصمیم داشتم بروم ... منزل ولی نمیروم و مشغول نوشتن و فکر کردن شده ام . موضوعی یادم است به این صورت درخواب چهارراه 27/4/68  کبوتر مرده و گربه پهلوی باید همان جسم و ماده باشند که بعد میخواسته اند یکی شوند یعنی کبوتر مرده بعد از خورده شدن توسط گربه همان گربه و بالعکس گربه همان کبوتر میشده . در اصل آن دو یکی شده و دوباره به قشر منتشر مغز بر گشته اند . شاید این یکی همان بوده . شماره بیست و چهارم 7/3/71 : قشر منتشر مغز به شش ستون سلولی تقسیم شده که قشر اول و ششم آن بصورت زیر فعال هستند . یکی از این دو ستون مخصوص انتقال پیام از قشر منتشر مغز به دیگر نقاط مغز است و در خواب ها این ستون بصورت کوچه ظاهر شده . ستون دیگر محل تجمع و حرکت پیامهای مادی وروحی است یعنی این ستون کار ترمینال را انجام میدهد و به چهار ستون دیگر قشر مغز اطلاعات انتقال میدهد ، بعد بایگانی میشود در حالی که همین ستون در مواردی خودش کار بایگانی انجام میدهد . یعنی آن ستون هم کار انتقال و هم نگهداری اطلاعات را انجام میدهد . این ستون در خواب فضای سرپوشیده راهرو مانند 1/9/71 بصورت اطاقی در شمال خانه ظاهر شد که گاهی اطاق و گاهی کوچه بود اما چهار ستون دیگر قشر منتشر مغز محل بایگانی دائم اطلاعات در قشر منتشر مغز است . مسلماً این چهار ستون هم ترتیباتی برای نگهداری اطلاعات دارند که فعلاً آنرا نمیشناسم . این شش ستون تکامل یافته زوج کروموزوم شماره دو هسته سلول یا شش ردیف اسیدهای آمینه موجود در آن است که کاری همانند شش سطح سلولی قشر منتشر مغز در بدن پر سلولی دارند . بعداً بصورت واضح تر نوشته شود . شماره بیست و پنجم 7/3/71 : مثل اینکه توجه کردن و فکر کردن به مسائل خوابها و رؤیاهایم نتیجه میدهد چون اکنون به مساله جالبی رسیدم . داشتم فکر میکردم یاد خواب 8/10/68 با سؤال کار آکروزوم در سلول اسپر ماتوزئید افتادم . در آن خواب از پشت توی بغل من بود و من او را از پشت توی بغل داشتم . بعد یادم به خواب 28/10/68 با سؤال دولت چیست و چه ساختاری در وجود من است افتاد که با فاصله ای از ... میرفتم . من آن صحنه را اینطور تفسیر کرده ام که جزئی از وجود ... هستم و در شرایط زمانی خاص از ... جدا میشوم و فکر کردم در این خواب چگونه بوده ام . به فکرم رسید در این خواب هم من بوده ام . ولی فرق من در این خواب و آن خواب این است که من در آن خواب جزئی از کل و در این خواب اصل و کل بوده ام ، و باز فکر کردم باید شرایط این خواب طوری باشد که در لحظه ای من را از خودم دور کرده باشم و به سرعت یادم آمد در این خواب چنین اتفاقی افتاده و چنین کاری کرده ام ، بعد با کمی فکر متوجه شدم این کار در صحنه ای دیگر از خواب توسط انجام شد و این بود که را کنار زد و گفت دیگر تکمیل شده . بعد در اینجا من متوجه شدم به شناخت جدیدی رسیده ام و آن رابطه داشتن صحنه ها و معانی آنها است . یعنی درست در جائی که من میباید را از خودم دور کنم دور کرده . 1 - کسی را از پشت در بغل داشتن نشانه جدا کردن آن در زمانی معین از خود است . 2 -  من وقتی ( دختر ) را در بغل داشتم همان و بوده ام . 3 - وقتی را کنار زد در اصل خود من بوده ام که را کنار زده ام . 4 - در این خواب وابستگی دلیل تصویر شدن آنها در خواب شده ( روابط زمان بیداری ) .

هیچ نظری موجود نیست: