۱۳۹۴ دی ۱۹, شنبه

اتوبوس و خیابان بن بست

1169
27/5/71
اتوبوس و خیابان بن بست

1
1  

648
چکیده خواب : ساعت شش و نیم صبح . الآن از خواب بیدار شدم . داشتم خواب میدیدم عده ای بودیم سوار یک اتوبوس توی یک شهر . فکر میکنم مسافر بودیم و شهر یکی از شهرهای خوزستان بود ( اهواز ) . ما مسافر بودیم و مثل اینکه برای گشتن آمده بودیم . یادم است توی یک خیابان بن بست اتوبوس ما ایستاده بود و ما منتظر بودیم و مثل اینکه برای گشتن آمده بودیم ( در مسیر شمال ) . البته نمیدانم برای چی ولی همگی توی اتوبوس نشسته و منتظر بودیم . روبروی ما آخر بُن بست به نظرم یک محل زیارتگاه یا مسجد آمد ، جمعیتی هم در این خیابان بن بست عریض مشغول رفت و آمد بودند . شاید آخر بن بست پله هائی هم بوده ولی یادم نیست ، ...
رضا ... ، آموزش کارهای پزشکی ، کریمی ( پزشکیار جبهه ) . توالت خرابه و مخروبه ، دختر ... ، عبدالله ... ، دخترحسین یا شهاب ، ...
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
# این خواب تکمیل خواهد شد #


هیچ نظری موجود نیست: