۱۳۹۴ دی ۱۷, پنجشنبه

بقایِ روح ، بقایِ ماده

1170
28/5/71
بقایِ روح ، بقایِ ماده



×

تمام یادداشت : ساعت نه و پنجاه و پنج دقیقه صبح . یادم است در کودکی با  برادرم به مغازه ای اُرُسی دوزی میرفتم . یک روز بعد از ظهر جلو دکان ، من یک طرف کوچه و برادرم طرف دیگر کوچه ایستاده بودیم و خورشید در آسمان بالای سرمان بود . ما هر کدام نسبت به خودمان فکر میکردیم خورشید بالای سرما است و وقتی بالای سر دیگری نگاه میکردیم میدیدیم خورشیدی بالای سر او نیست ، در صورتی که او ادعا میکرد خورشید بالای سرش است . یادم است در آن شرایط وقتی برادرم میگفت خورشید بالای سرش است تعجب میکردم و فکر میکردم او یا دروغ میگوید و یا میخواهد سربسر من بگذارد چون من هرچه به آسمان نگاه میکردم میدیدم خورشید بالای سر من است و بالای سر او نیست . بالاخره او برای اینکه به من ثابت کند خورشید بالای سرش است از من خواست در جای او بایستم و خودم ببینم . منهم برای اینکه او ببیند دروغ میگوید از او خواستم جای من بایستد . اما وقتی جایمان را عوض کردیم با کمال تعجب دیدیم هنوز خورشید بالای سر خودمان است و بالای سر دیگری نیست و باز سردر گم بودیم . من این خاطره را به این دلیل بیان کردم که میخواهم در باره یک جنگ و جدال علمی فلسفی بحث کنم و بگویم انسان امروز با تمام تمدن و علم و دانش خود هنوز مانند کودکان چهار پنج ساله آن زمان یعنی کودکی من و برادرم فکر میکند .
هزاران سال است بین انسانها چه مردم عامی و چه دانشمند و روشنفکر بحث ماده و روح در جریان است و پیروان هر کدام خورشید را بالای سر خود میبینند و از درکِ بودن خورشید بالای سر دیگری عاجزند . آخرین نظرات مادیون در اوج تمدن کنونی که شاید مورد قبول الهیون هم نباشد بقای ماده است . آنها با هزاران دلیل و برهان میخواهند چیزی را ثابت کنند که اولین اصل الهیون در شناخت روح بوده و آن بقایِ روح است . مادیون با این شناخت اصولاً منکر وجود روح شده چه رسد به اینکه عقیده داشته باشند روح وجود داشته و دارای بقا است . از آن طرف الهیون هم طبق روال تاریخی خود بقا را فقط مختص روح آنهم روح بزرگ یعنی خداوند میدانند .
در اینجا من نمیخواهم وارد بحث در اینباره شوم فقط میخواهم اینرا بشناسانم که هم مادیون و هم الهیون همان کودکان چهار پنج ساله هستند که هر کدام در گوشه ای ایستاده و خورشید را بالای سر خود میبینند . آنها هیچکدام قدم رنجه نکرده تا در مکان و جای آن دیگری قرار گیرند و واقعیت را بشناسند . اگر کسی هم جراّتی به خود داده و عمل کرده از هر طرف تکفیر شده و بر سرش آن آمده که ... بگذریم . از آنجا که من یکی از آن دو کودک هستم با شناختی که پیدا کرده ام میخواهم بگویم خورشید بالای پیروان هر دو گروه است و اگر مادیون و الهیون هر دو چشم خود را باز کنند خورشید را بالای سر دیگری هم میبینند . و این هنگامی میسر است که این دو جای خود را عوض کنند و از دریچه چشم آن دیگری نگاه کنند . جایگاه من در شرایط فعلی بین این دو مکان است و اعتقاد دارم روح همانند ماده و ماده همانند روح ابدی و هر دو دارای بقا و جمعاً یک خورشید هستند . ساعت ده و چهل و پنج دقیقه صبح چهار شنبه .

هیچ نظری موجود نیست: