|
1175
|
2/6/71
|
بیاد آمده ها شماره پانزده : تعداد
سی عدد .
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام بیاد آمده ها :
شماره اول 29/4/71 : چون قرار
است پنج شنبه ... . الان کمی دراز کشیده بودم که متوجه شدم ادامه هر خواب چیزی
است از قبل پیش بینی شده و صحنه های خواب همینطوری پا در هوا برای ما تصویر
نمیشود . برای مثال یادم آمد در خواب کار کپسول عدسی چشم وقتی از کوچه وارد منزل
شدم میدانستم میخواهم این خانه را اجاره کنم و توی آن بنشینم ، و بعد از صحنه
هائی که پیش آمد هنگام پائین آمدن از سوراخ سقف توی سوراخ گیر کردم . در اصل این
گیر کردن توی سقف همان فکر اول من در آن خواب است که میدانستم میخواهم توی این
خانه بنشینم چون نشستن همان بی حرکت شدن است و گیر کردن من درون آن سوراخ سقف هم
همان نشستن من است . نتیجه میگیرم که خوابهای ما دارای مفهوم است و ادامه خواب
چیزی برنامه ریزی شده و مشخص شده است و صحنه های خواب بر اساس شانس یا همینطوری
در خواب به تصویر در نمیآید . شماره دوم 30/4/71
: یک ساعتی پیش داشتم خواب یک شنبه 28/4/71 را در رابطه با سؤال درد متناوب حدود
شکنج گیجگاهی فوقانی سمت راست سرم را مطالعه میکردم متوجه من بیقرارم آمده در
این خواب شدم . « من بیقرارم ، من چشم انتظارم » به نظرم رسید این جملات باید
حالتی از بیقراری و انتظار در سلول های دچار درد در محل مربوطه سرم باشد و فکر
کردم از آنجا که بیقراری چیزی نزدیک به التهاب است میتواند داروهای ضد التهاب در
چنین مواقعی مؤثر باشد . باید بعداً در چنین مواردی از قرص های ضد التهاب
استفاده کنم تا ببینم نتیجه میدهد یا خیر . بهر صورت اگر پاسخ مثبت باشد به مورد
جالبی از درست بودن پاسخ سؤالاتم در خواب رسیده ام اما فعلاً موضوع موکول میشود
به بعد . شماره سوم 31/4/71 : 1 - چون این
دوسه روز علت به نمایش در آمدن تصاویر ♂ و ♂ کارمند بانک
ملی را در خوابهایم دانسته ام به این نتیجه میرسم . پیدا شدن فکر ♂ در
خواب دامن زرد تاریخ ... یا تصویر شدن چهره او در خوابِ کار سلول های مخروطی ...
باید به دلیل عروسی و مسائل مطرح شده عروسی در آن دو خواب باشد زیرا من با او در
عروسی ... مساله داشتم و هر وقت افکاری در باره عروسی و مسائل عروسی پیش میآید
بی اختیار یاد ♂ میافتم و حتم دارم به همین بهانه
تصویر او در خوابهای من که مربوط به عروسی است ظاهر میشود . 2 - یکی از موارد
پیدا شدن مسائل عروسی در خواب فعالیت سلولهای شبکیه چشم های من است زیرا در این
مرحله پیامهای وارده از پیرامون ( مرد ) با ماده شیمیائی درون بدن ( زن ) جفت و
جور میشود ( در اصل ازدواج و عروسی صورت میگیرد ) . من حتم دارم مغز من این
فرایند شیمیائی در ناحیه شبکیه چشم را عروسی میداند و در خوابهای من این موضوع
بصورت عروسی تصویر میشود . شماره چهارم 31/4/71
: با توجه به یادداشت چند لحظه پیش این فکر به ذهنم رسید خاطرات ما پیامهای
شیمیائی سلول های مخروطی است که به مغز انتقال مییابد و پیامهای گرفته شده توسط
سلولهای استوانه ای هم در خاطره باقی نمیماند . این پیامها یعنی پیامهای فیزیکی
سلولهای استوانه ای ، و حتی پیامهای فیزیکی سلولهای مخروطی فقط برای فعال کردن
مغز و تفسیر لحظه ای مسائل بینائی بکار میرود . بصورت خلاصه : الف : پیامهای
شیمیائی سلولهای مخروطی شبکیه چشم نوعی عکسبرداری و ضبط خاطره است . ب : پیامهای
فیزیکی سلولهای استوانه ای و شاید مخروطی فعال کننده لحظه ای مغز و تفسیر مسائل
بینائی در همان لحظه است . شماره پنجم 31/4/71
:
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این بیاد آمده ها تکمیل خواهد شد
#
|
|||||||
۱۳۹۴ دی ۱۷, پنجشنبه
بیاد آمده ها شماره پانزده : تعداد سی عدد .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر