|
1198
|
25/6/71
|
سخموار
|
|
1
|
1
|
|
658
|
|
♣ چکیده خواب : ساعت هفت و ده دقیقه صبح . دیشب ساعت دو بعد از نصف شب
بیدار شدم ، چون بیداری ام افتاده بود ( بی خوابی ام ) . یادداشتی نوشتم و بعد
که خوابیدم ، خوابهائی دیدم اما یادم نیست فقط مواردی را که یادم است مینویسم 1
: یک جا خواب دیدم مثل اینکه متوجه شدم توی سخمواری ♂ ، ♀ و ♀
هستند و مثل اینکه مرا هم صدا زدند . من وارد سخموار شدم و مثل اینکه در آنجا ♂ و ♀ و ♀ را
دیدم . مثل اینکه ♀ ناراحت بود از اینکه من آنها را با
هم دیدم ، منهم کمی چیزیم شد . بعد توی سخموار مثل اینکه ♂
نبود و من توجهم به کسی بود که داشت حرف میزد . نگاه کردم دختری جوان را کنار
دیوار در ورودی سخموار دیدم که داشت چیزی میگفت . من متوجه شدم او ♀
دختر ♂ است ولی دیدم باید ♀
کوچکتر و بچه سالتر باشد در حالی که او بزرگتر است ، به همین جهت دقت کردم ببینم
بنفشه است یا نه و ضمناً بفهمم او چی میگوید . بهر صورت متوجه شدم او ♀
است که بزرگ شده و من او را مدتی ندیده ام . او کنار دیوار طوری ایستاده بود که
من او را جای کلید برق میدانم بود ولی از حرفهایش چیزی یادم نیست . ...
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این خواب تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۴ دی ۴, جمعه
سخموار
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر