۱۳۹۴ دی ۴, جمعه

دکمه لباس ..

1199
27/6/71
دکمه لباس ...

1
1

659
 چکیده خواب : ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح . دیشب نجف آباد بودم و صبح آمدم تیران . طبق برنامه با خانواده و ... و آمده ایم پل زمان خان و شاید پیرغار و دیچشمه برویم . صبح وقتی از خواب بیدار شدم متوجه شدم خوابهائی دیده ام ولی یادم نبود ، فقط این صحنه یادم است را دیدم که لباس او در بغل ران سمت چپش شکل خاصی داشت و روی آن توجه من به یک دکمه ( دکمه بزرگ ) جلب شد ( ) دکمه ای روی شکلی نیم دایره از پارچه که آن هم قسمتی از لباس بود .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
# عکس برای زیبائی این پست #



هیچ نظری موجود نیست: