۱۳۹۴ آذر ۱۶, دوشنبه

بالاترین احساس امروز من چی بوده

1238
2/8/71
بالاترین احساس امروز من چی بوده
×
1
1  

680
تمام خواب : ساعت پنج و پنجاه دقیقه صبح . ... ، اول اینکه بنظرم میآید جائی یک ورق کاغذ سفید روبرویم بود و مثل اینکه داشتم بصورت عمودی خط کشی میکردم . نمیدانم آن کاغذ به دو یا سه ستون عمودی سفید در آمده بود . بعد یادم است مثل اینکه یکی از دو ستون عمودی را میخواستم سیاه کنم یا اینکه سیاه کرده بودم . پهنای ستونها تقریباً به اندازه یک خط کش بود و باز مثل اینکه ستون سمت چپی سیاه شده بود . البته سیاهی آن خیلی کم رنگ بود و شاید بتوان گفت با مداد سیاه شده بود . صحنه ای دیگر یادم است تقریباً از جلو در کوچه محمد علی ... داشتم به منظره خانه آنها نگاه میکردم و میدانستم قرار بوده محمد علی اطاقهای منزلش را خراب کند و دوباره بسازد . توجه کردم دیدم قسمت روبروی دالان را ( نیمه ساختمان ) خراب کرده و ساختمان های سمت چپ دید من را خراب نکرده . من داشتم فکر میکردم چرا نصفه خراب کرده و تماماً خراب نکرده چون میگفت میخواهد تمام آنرا خراب کند .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: