|
1220
|
18/7/71
|
کار دستگاه تناسلی در بدن چیست
|
×
|
1
|
1
|
|
671
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و پانزده دقیقه صبح . ده دقیقه ای است بیدار شده
ام . خوابی دیده بودم که فقط این قسمت آن یادم است . خواب دیدم در قسمت جنوبی یک
محوطه قلعه مانند بودم ، رختخوابم روی زمین پهن بود و من توی آن خوابیده بودم . بالای
سرم ... و ... ایستاده بودند . ... روبرو طرف راست و نزدیکتر به من و ... روبرو
طرف چپ کمی دورتر . دور و نزدیکی آنها به این صورت بود که اگر دست دراز میکردم
دستم به ... میرسید ولی اگر دست دراز میکردم دستم به ... نمیرسید . آنها ایستاده
بودند و من خوابیده بودم . من یکی دوبار هوس داشتم در حضور ... ... را بگیرم توی
رختخواب بخوابانم و کمی به او ور بروم . البته منظور من بردن لذت جنسی نبود فقط
میخواستم او در بغلم باشد ولی وجود ... باعث میشد چنین کاری نکنم اما باز هوس
میکردم چنین کاری بکنم . یک جا فکر کردم هردو آنها را بخوابانم توی رختخوابم ولی
دیدم درست نیست و اصولاً خواباندن ... لذتی برایم نخواهد داشت . یک جا هم فکر
کردم اگر بجای ... ♀ بود طوری نبود او را پهلویم بخوابانم
و به او ور بروم ( در حظور ... یا مادر او ) ولی الان ... را نمیشود . البته در
اینجا اینطور فکر میکنم : مثل اینکه در این لحظه ... را ♀
فکر کردم و ... را مادر او که ♀ باشد . یعنی فکر کردم جلو ♀
طوری نیست ♀ را توی رختخوابم بخوابانم اما همین
یک لحظه چنین فکری کردم و در تمام خواب آنها را ... و ... میدانستم . بعد یک جا
دیدم مثل اینکه مادرم دارد میلرزد و این را با گذاشتن دست به او حس کردم و بعد
یادم است در آن محوطه قلعه مانند بودم . یک جا محوطه باز قلعه مانند بزرگ بودکه
در اطراف آن دیوارهای خیلی خیلی بلند بود . اینطور یادم است شب بود و نور مهتاب
به دیوارها میتابید . تمام دیوارها با نور مهتاب روشن بود و من تنها در فضای
حیاط البته قسمت جنوبی آن بودم . باز مینویسم یک محوطه بزرگ شبانه مهتابی با
دیوارهای خیلی خیلی بلند با سکوت و تنهائی . یعنی میدانستم بعد از این دیوارها
هم کسی یا خانه و مکانی نیست ( یعنی همان قلعه ) . ساعت شش و بیست و هفت دقیقه
صبح . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : نور مهتاب : : ♀ 2.69 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ آذر ۲۴, سهشنبه
کار دستگاه تناسلی در بدن چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر