|
1231
|
25/7/71
|
مطالبی درباره خواب دیشب
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام یادداشت : ساعت هفت و نیم صبح . 1 : الان داشتم خواب دیشب را
میخواندم شاید وقتی خواب دیده ام برادرم خوابیده و در خواب دارد هذیان میگوید ،
برادرم همان تفکرات زمان بیداری باشد . یعنی من اطلاعات بایگانی شده مغزی و
برادرم اطلاعات دریافتی زمان بیداری باشیم . هذیان گفتن او هم همان مساله دیشب
باشد که فهمیدم منتظری نماد قشر منتشر مغز میباشد . 2 : یادداشتی نوشته و به
مسائل زیر در رابطه با خواب دیشب توجه شود . الف : ... (♂ ، ♂ ،
و ♂ ) باید همان اطلاعات زمان بیداری من باشند که به مغز
وارد شده اند . ب : زمین باید در مواردی بیداری و پیرامون من و در مواردی فشر
منتشر مغز من باشد . ج : سنگهائی که در خواب پیدا کرده ام باید به ترتیب مفاهیم
فهمیده شده یادداشت دیشب باشد . دال : هر سنگ باید یکی از آن مفاهیم باشد . هه
سنگی که قشنگتر با بلورهای درشت تر و بیشتر نزدیک به عتیقه بود ( حتی آنرا صد در
صد عتیقه میدانستم ) باید همان موضوع دانستن نماد منتظری بجای قشر منتشر مغز
باشد . و : فکر میکنم شاخه نبات خواب دیشب که آخربار دیدم و دانستم آن شاخه نبات
است و عتیقه نیست همان شعار آخر یادداشت دیشبم باشد زیرا عتیقه نبوده و آنرا دور
انداخته ام . نتیجه : نتیجه اینکه خواب دیشب من کاملاً در رابطه با سؤال است .
|
|||||||
۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه
مطالبی درباره خواب دیشب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر