۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

تفکرات و تخیلات امروز من چی بوده

1230
24/7/71
تفکرات و تخیلات امروز من چی بوده
×
1
2  

675
چکیده خواب : متوجه شدم برادرم دارد توی خواب هذیان میگوید ،فقط چیزی از سال هفتاد از حرفهای او یادم است ، رختخواب برادرم ، محمد شوهر ... ، لنگان لنگان آمدن او ، فقط میدانم دستها و سر زانویم را روی زمین گذاشته پشتم را هوا کرده بودم ، به این صورت نزدیک و بغل رختخواب محمد بودم در حالی که میدانستم محمد روبروی من توی رختخواب گرفت خوابید ، در اینجا در شرایطی بودم که پشتم به برادرم بود ( رختخواب برادرم ) ، ( ، و ... ) ، جاده اصفهان ، حدود سه راهی درچه ... روی زمین تکه سنگ درشتی که بلورهای درشتی داشت دیدم و فکر کردم آن سنگ قیمتی و عتیقه است ،  سنگ های عتیقه . بلورهای درشت ، بلورهای ریز ، شکل شاخه نبات میدانستم ، ...
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
# این خواب تکمیل خواهند شد #


هیچ نظری موجود نیست: