|
1306
|
17/10/71
|
بیاد آمده ها شماره بیست : تعداد
سی و دو عدد
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام بیاد آمده ها : متنوع است مطالعه شود
شماره اول 23/9/71 : امشب
برنامه کاوش از تلویزیون مرکز اصفهان بحثی در باره زن و مقام زن داشت . آنچه
مورد نظرمن از بحث این خانم ها است صحبت یکی از آنها بود که از زنده بگور کردن
زنها در زمان جاهلیت اعراب گفت . من یادم به خوابهای خودم افتاد که مرده ها یا
همان مردان میمیرند و به گور میشوند و در درون ما همراه این مردان پیله ای از
ماده و جسم یا همان زن به دور آنها تنیده میشود ( خواب دولت چیست و چه ساختاری
در وجود من است تاریخ 28/10/68 و دیگر خوابها ) . ¶ در
اینجا این فکر به ذهنم رسید که انسانهای نخستین کارهایشان بر اساس الگوهای درونی
خودشان بوده یعنی آنها آن شناختی برایشان الگو بوده که در درونشان نمونه هائی
ازآن وجود داشته . ¶ برای
مثال بعد ازمساله خدا شناسی که نوشته ام از فطرت آدمی و شناخت درونی ما سرچشمه
میگیرد ، زنده بگور کردن زنان هم همراه شوهران و مردان باید قانونی از درون و از
فطرت ما بوده باشد ، ¶ بنظر من انسان های نخستین براساس
قوانین و رفتارهای درونی خود چنین عادات و رسومی داشته اند . شماره دوم 24/9/71 : در تاریخ 9/8/68 با سؤال
چگونگی ورود اسپر ماتوزوئید به داخل سلول تخم ، ♂ را
درخواب با دو بیضه خیلی بزرگ دیده ام ، با تفسیرهائی بعداً فهمیده ام مغز من
بیضه های ♂ را بجای سؤال که اسپر ماتوزوئید بوده قرار داده . بعد در
تاریخ 23/5/71 سؤالی با عنوان فرق بیضه سمت چپ و بیضه سمت راست کرده ام و خوابی
دیده ام که تا کنون چیزی از آن متوجه نشده بودم ¶ ولی
دیشب متوجه شدم این خواب در رابطه با تکامل اسپر ماتوزوئید و رها شدن در مجاری و
کیسه منی است ، و با تفسیری که در یادداشت 23/9/71 نوشته ام ¶ اسپرماتو
زوئید جانشین بیضه این سؤال شده ¶ و درستی نظر من در رابطه با ربط
داشتن خوابهای ما با مسائل درونی و فعالیت های حیاتی بافتها و سلول ها به اثبات
رسیده . شماره سوم 24/9/71 : الان در فهرست
مطالب بصورت گذرا چشمم به خواب 21/1/71 با عنوان مغز سر ♂ و ♂
وآلت تناسلی ام افتاد ، یادم آمد در خواب کار سلولهای کیاسما 14/9/68 که یقه ♂ را
گرفتم ، باز تناسلی ام و ♂ را دیده ام ، ¶ فکر
کردم بین ♂ و تناسلی من رابطه ای هست و یادم به خواب 29/8/68 با
عنوان من روی ♂ و ♂
روی دیگری افتاد که در آن ♂ داشت لذت جنسی میبرد و محتلم میشد .
الان فکر کردم اگر ♂ در خوابهای من آلت تناسلی و دست چپم
بیضه سمت چپ من است ( یادداشت ...) ¶ باید در این خواب ♂ تناسلی
من و من روی ♂ وآن جوان در زیر او بیضه های سمت
راست و چپ باشیم و ... خیلی جالب است چون درآن خواب محتلم شدن و لذت بردن ♂
قابل قبول و درک میشود زیرا در آنجا هم باید ♂
آلت تناسلی بوده باشد ... عجیب است !! واقعاً عجیب است . ¶ عجیب
از این نظر که چه حقایقی در خوابهای ما نهفته است و ما بی اطلاع از آن بوده ایم
. شماره چهارم 23/9/71 : با توجه به مفاهیم
درک شده در این چند روز مخصوصاً امروز در رابطه با خوابهای ما و دستگاه تناسلی و
اینکه قبلاً فکر کرده بودم چرا در خواب 9/8/68
فقط دو بیضه ♂ نشان داده شده و آلت تناسلی تصویر
نشده ، ¶ الان
متوجه شدم در آن خواب آلت تناسلی همان ♂ است یعنی
کلمه ♂ آلت تناسلی است که به این ترتیب باید ¶ هرجا
در خوابهایم ... آقای ♂ را خواب دیدم در چهارچوب سیستم
دستگاه تناسلی دنبال معنی و مفهوم آن خواب بگردم . شماره
پنجم 25/9/71 : ¶ با توجه به یادداشت و خواب معنی ♂
17/3/70 شاید ♂ آلت تناسلی یا بیضه ها باشد . شماره ششم 25/9/71 : خیلی جالب است چون بدنبال
یادداشت های این دوسه روز الان دنبال خوابی میگشتم که من روی ♂ و ♂
روی دیگری افتاده بود 29/8/68 وحدس زده
بودم ¶ در
این خواب ♂ باید آلت تناسلی و من یکی از بیضه ها باشم . الان آن
خواب را پیدا کردم و با کمال تعجب دیدم قبل از خوابیدن یادداشتی در رابطه با
معنی ♂ و اینکه ♂ به معنی شکافنده و باز کننده است
نوشته ام و این خواب میتواند پاسخ آن فکر من باشد . یعنی دقیقاً مسائل خواب قبلی
در اینجا مطرح شده چون در آنجا هم ♂ را دیده ام و♂ هم
بوده . ضمناً در اینجا نوشته ام نیم رخ ♂ را دیدم که
در اصل این نیم رخ همان خود من هستم یعنی یکی از .... شماره
هفتم 26/9/71 : در خواب 23/12/68 نوشته ام داشتم وارد جائی میشدم که نه
خانه بود و نه کوچه و به عبارتی هر دو یعنی هم خانه بود و هم کوچه . با دیدن این
جمله یاد خواب معنی لذت افتادم که در آن در شمال خانه ای یک جا کوچه و یک جا این
کوچه را خانه میدانستم و با تفسیرهای بعد از آن ¶ اینطور
شناختم که آن مکان ستون اول قشر منتشر مغز از روی پوست سر و یا با دید و شناخت
رؤیا هایم همان طبقه ششم یکی از خوابهایم است . با این یاد آوری شاید در اینجا
هم منظور خواب سطح اول قشر منتشر مغز از روی پوست سر باشد . شماره هشتم 28/9/71 : در خواب 17/4/69 با سؤال
معنی ♀ چیست ♂ را در حال رانندگی کردن دیده ام که
گاهی جلو میرفته و گاهی همان مسیر را بر میگشته یا عقب عقب میرفته . در خواب
27/6/69 با سؤال معنی ♀ خواب جان دار و بی جان بودن آن چیز
را توی دهانه لوله توی گونی دیده ام و سپس در خواب بعد توقف و حرکت زمان را ، همچنین
بودن و نبودن آن مرد و یا حرکت و نا توان بودن به حرکت خودم را دیده ام ، نتیجه
ای که از این دو خواب و خواب کار کروموزوم شماره یک و دیدن ♀ و ♀
میخواهم بگیرم این است . ¶ حرکت به جلو در خوابهای ما زندگی و
گذشت زمان و حیات است و ¶ برگشتن و عقب عقب رفتن مرگ و مردن و
نبودن و توقف زمان . مثلاً در خواب چهار راه 27/4/68 ¶ رفتن به طرف چهارراه رفتن به
سمت حیات و زندگی است ، و بر گشتن و عقب عقب رفتن به سمت نبودن و نیست شدن و
مردن که همان رفتن به سمت بایگانی مغزی است . شماره
نهم 1/10/71 : در خواب 25/12/68 یون سدیم در خون . یک جا درب چوبی بزرگی
دیده ام که زنی جلو آن ایستاده بوده و در خواب کار سلولهای لکه زرد شبکیه
12/11/68 دری دیده ام و قفل درب را که مردی روی چهارپایه نشسته بود . ¶ از
نظر خواب شناسی این زن در کنار درب همان درب و آن مرد روی چهار پایه کنار درب همان
قفل در بوده . ¶ یعنی
زن جانشین درب چوبی و مرد جانشین قفل شده . شماره
دهم 1/10/71 : ستونی در کلاسور شناخت با موضوع شنیدن صدا در خواب باز شود
و مواردی مثل صدای چکیدن آب در خواب کِرم و دست مشت شده 26/5/68 . یا صدای ادرار
در خواب 25/12/68 یون سدیم در خون ، و یا شنیدن شعار در خواب چهار راه و امثال
آن یادداشت شود . شماره یازدهم 1/1/71 : در
خواب معنی رؤیا 1/1/69 یک جا ♀ و ♀ را
دیده ام و بعد پشت بامهائی که بالا و پائین بوده و اینکه خودم هم بالا و پائین
میرفته ام . بنظر من ¶ اولاً من همان ♀ و ♀ و
آن پشت بامهائی که بالا و پائین بوده و اینکه خودم هم بالا و پائین میرفته ام . ¶ بنظرم
من همان ♀ و ♀ ،
و آن پشت بامها خود من بوده ام . ¶ از نظر خواب شناسی باید بالا
و پائین های پشت بام ♀ و تخت بودن پشت بام ♀
باشد ¶ یعنی
پشت بام در گروه زن ( موج ) قرار گیرد . در ضمن با توجه به خواب کار کروموزوم
شماره یک از گروه a باید ¶ ♀ ماده
مغزی و ♀ پیام در حال رفت و برگشت به مغز باشد . شماره دوازدهم 1/10/71 : در خواب معنی رؤیا 1/1/69
نوشته ام در جائی بودم مثل ماهشهر و
خانه ما نزدیک فرودگاه . چون درخواب خانه اجاره ای در غرب ماهشهر 25/8/68 چنین مکانی دیده ام و این صحنه از خواب معنی
رؤیا را هم در رابطه با شروع فعالیت گیرنده های حسی پیرامون خود میدانم میتوانم
اینطور نظر بدهم که ¶ اولین حس بیدار شونده از خواب حس
ذائقه است و آنطور هم که قبلاً در یادداشتهایم نوشته ام ¶ آخرین
آن حس بینائی است ¶ اگر
کاملتر بخواهم بگویم سلولهای مخروطی شبکیه است که آخر از همه احساسها از خواب
بیدار و فعال میشود . شماره سیزدهم 2/10/71
: مدتها است روی خوابهایم فکر میکنم در این رابطه که چرا و با چه قرار و مداری
این تصاویر درخواب ظاهر میشود . ¶ فعلاً اینطور میفهمم که خوابهای ما دارای یک داستان
و یک پیام است . ¶ پیام
خوابهای ما پاسخی به سؤال ها و توجه های ما به مسائل گوناگون قبل از خواب یا
روزهای گذشته است ¶ ولی
داستان خواب شرحی از فعالیت های جسمی و روحی و داستانی از مرحله ای از فعالیت
های بدنی ما است ( درونی و پیرامونی ) . شماره
چهاردهم 2/10/71 : ¶ این چند روز متوجه شده ام
خوابهائی که ♂ در آن است در رابطه با دستگاه
تناسلی مخصوصاً بیضه ها است و از این طریق فهمیده ام ¶ یکی
از کارهای بیضه ها یاری دادن و نصرت دادن به آلت تناسلی است به همین جهت هم باید
از این پس هرجا ♂ را در خواب دیدم نظرم به سمت کار
بیضه ها و دستگاه تناسلی معطوف گردد ¶ هر چند میتواند چهره ♂ در
رابطه با سیستم های دیگر بدنی من ظاهر شود . شماره
پانزدهم 5/10/71 : در رابطه با خواب 4/10/71 با موضوع دختری توی بغل من ،
الان این مطالب یادم میآید . الف : وقتی ... . ب : بصورت شک ، ¶ این
خواب را همان خواب دولت چیست 28/10/68 یعنی کرت و مرز و ... و آن مسائل میدانم
منتها از دید سیستم مردانه و روح آن خواب ، ¶ یعنی
از دید آن مرد کنار خیابان که بعد بصورت سوسک در آمد . شماره
شانزدهم 7/10/71 : ستونی جدید درکلاسور شناخت باز شده خوابهائی را که در
رابطه با چشم و مسائل آن میدانم درآن بنویسم .
شماره هفدهم 9/10/71 : در خواب دیشب با سؤال معنی گریه و اشک یک جا بجای
اینکه بنویسم میخواهد مزاحم شود نوشته ام میخواهم مزاحم شود . اکنون با خواندن
این جمله یادم به موارد خیلی زیادی همانند این موضوع در خوابها افتادم که
درآنجاها هم بجای نشان دادن کاری در رابطه با دیگری آنرا در رابطه با خودم آورده
ام . مثلاً برای اینکه بگویم میخواست برود نوشته ام میخواستم برود یا بجای اینکه
بنویسم داشت میآمد نوشته ام داشتم میآمد و امثال این جملات . البته در این باره
قبلاً افکاری داشته ام ولی دلیل قانع کننده ای برای این کار اشتباه خودم هنوز
پیدا نکرده ام . بیشتر فکر میکنم این اشتباه به این دلیل پیش میآید که آن شخص
انجام دهنده آن کار در اصل خودم هستم و همین باعث میشود مغز من هنگام نوشتن کار
و رفتار دیگران را به خودم نسبت دهم و فکر کنم خودم کرده ام . بعداً بیشتر
مطالعه شود . شماره هجدهم 10/10/71 : در
خواب 4/3/69 با سؤال کار عدسی چشم خواب دیده ام سر ساعت پنج و نیم که قصد داشته
ام بیدار شوم از خواب بیدار شده ام و یک جا هم مادرم را دیده ام . ¶ الان
اینطور میتوانم نظر بدهم که یکی از کارهای عدسی چشم و سیستم مغزی در رابطه با آن
بیدار کردن انسان در زمانهای از قبل تعیین شده است .
شماره نوزدهم 10/10/71 : در یادداشت 14/3/69 با موضوع عدسی چشم ساعت
بیولوژیک بدن مطلبی نوشته ام که اکنون میتوانم آن مطلب را بصورتی تصحیح کنم . ¶ درآنجا
نوشته ام عدسی چشم احیا ناً کار ساعت بیولوژیک بدن را به عهده دارد ولی باید این
مطلب را اضافه کنم که این شناخت من در رابطه با خواب و بیداری صد در صد صحیح است
ولی در رابطه با کارهای مختلف بدن ¶ عدسی چشم نمیتواند ساعت
بیولوژیک تمام سیستم های بدن باشد . شماره بیستم 13/10/71
: ¶ چون
درخوابهای من سیستم مردانه وجودم بصورت سیاه نشان داده میشود ¶ باید
رنگ خاکستری در خواب سلول های دو قطبی 4/9/68 و رنگ طوسی در خواب کار سلولهای
مخروطی مقدمه ای برای مردن یا همان سیاه شدن رنگ باشد . توضیح : به یادداشت 19/3/69 تفسیر خواب سلول های دو قطبی شبکیه
مراجعه شود . شماره بیست و یکم 13/10/71 :
ستون جدیدی به ترتیب زیر در بیاد آمده
ها با نام تحقیق شود بوجود آید . در این ستون موضوع تحقیق بصورت یک خط نوشته شود
و ستون نتیجه خالی بماند . بعد نتیجه تحقیق را بصورت یادداشتی بلند یا بصورت
بیاد آمده ها بنویسم و در این ستون نتیجه ، تاریخ ، و آدرس یادداشت نوشته شود . شماره بیست و دوم 13/10/71 : در خیلی از خوابهایم
فکر کرده ام فلان اتفاق میافتد و افتاده و بعضی جاها هم فکر کرده ام موضوعی پیش
میآید ولی نیامده ، فکر میکنم بهتر است ستونی در این رابطه در کلاسور شناخت باز
کنم و این مساله را جمع آوری نمایم . شماره بیست و
سوم 14/10/71 : درخواب گرمک و موشهای توی آن 3/4/69 یک جا نوشته ام داشتم
خواب میدیدم از توی کوچه ای با یک نفر مرد دیگر که در خواب او را میشناختم ولی
اکنون یادم نیست چه کسی بود پیاده و آرام میرفتم ... ، منظور من از نوشتن این
جمله آن است که نشان دهم ¶ طبق اصول خواب شناسی آن مرد آشنای
همراه من باید برنامه ای برای من درآن خواب باشد که در پایان آن خواب به آن
میرسم . ¶ یعنی
من در پایان آن خواب آن مرد آشنا هستم مثل خواب کارکروموزوم شماره یک از گروه a 21/4/68 و بودن با ♂ که
در پایان همان ♂ بوده ام ، ¶ یا
خواب ورود به خانه یک پیره زن 1/4/69 که
در پایان ♂ یا آنسوی مرز بوده ام . شماره
بیست و چهارم 14/10/71 : الان خواب گرمک و موشهای توی آن 3/4/69 را
خواندم مسائل جدیدی به ذهنم رسید . 1 - ¶ گرمک
، بره ، و پیراهن باید در گروه زن و موج قرار گیرد . 2 - ¶ سیاه
، کثیف ، موش ، سر ، دُم ، و گوسفند باید در گروه مرد و جاذبه قرار گیرد . 3 - ¶ در
این صورت گرمک با رویه سیاه ، رشته های گرمک و موشها ، بره گوسفند ، بره با سر و
دمی کثیف و آلوده و پیراهن مردانه یا پیراهنی که به مردی داده شد باید در گروه
پیام ( جاذبه و موج ) قرار گیرد . 4 - ¶ الان به نظرم
رسید آب آرام در گروه زن و آب با جریانی تند در گروه مرد قرار میگیرد یعنی آرام
و راکد زن ، و تند در گروه مرد ( سریع ) . شماره
بیست و پنجم 14/10/71 : در خواب 17/4/69 با سؤال معنی ♀ یک
جا بجای خانه زمین کشاورزی دیده ام . ¶ چون میدانم خانه در گروه زن و
زمین کشاورزی در گروه مرد قرار میگیرد باید در این خواب مرد بجای زن یا به
عبارتی روح به جای جسم قرار گرفته باشد ¶ یعنی
جائی که قبلاً جسم بوده روح قرار گرفته ، باز بدلیل اینکه با برخورد ماشین به
دیوار منزل یا زمین کشاورزی ما سروته میکردیم و ¶ همچنین
بدلیل اینکه من در این خواب ♀ بوده ام ¶ باید
♀ حد واسط بین جسم و روح یا چیزی در تماس با این دو باشد
یعنی چیزی که هم جسم است و هم روح ولی به تنهائی هیچکدام از آنها نیست . شماره بیست و ششم 14/10/71 : با خواندن خواب معنی
♀ 17/4/69 این شناخت به ذهنم رسید که ¶ اسامی
یا جملات یا کلمات مرکب از دو کلمه با معنی های جداگانه ، باید در گروه پیام
قرار گیرد مثلاً در همین خواب معنی ♀ ، ¶ ♂
شوهر ♂ باید در گروه پیام ، ¶ یا
در خواب گرمک و موشهای توی آن بره گوسفند در گروه پیام قرار گیرد چون به تر تیب ¶ کلمات
شوهر و گوسفند در گروه مرد ، و ¶ ♀ و بره در گروه زن قرار دارند
. شماره بیست و هفتم 15/10/71 : در تاریخ
30/4/69 با سؤال معنی ♂ خوابی ترسناک دیده ام و مدتها بعد
از آن حدس زده ام آن خواب بدلیل خوردن عسل قبل از آن خواب بوده ، به همین جهت
تحقیق کرده ام آیا خوردن عسل میتواند در دیدن کابوس مؤثر باشد یا نه ولی به مرور
متوجه شده ام ¶ علت
دیدن آن خواب صرفاً خوردن عسل نبوده بلکه ظاهر عسل و کش آمدن آن هنگام خوردن و
تصاویر فکری و خیالی من از منظره عسل هنگام خوردن نماد های تصویری آن
خواب شده . شماره بیست و هشتم 15/10/71 :
الان داشتم خلاصه ای از خواب 1/5/69 را برای ثبت در فهرست مطالب مینوشتم . ¶ همان
اول فکر کردم ممکن است این خواب در رابطه با قشر منتشر مغز و بایگانی مغزی باشد
و بعد کاملاً ¶ برایم
یقین شد این خواب در رابطه با فعالیت مغزی و بایگانی مغزی است به دلایل زیر . 1 -
♂ نماد تخیلات و افکار من است . ¶ او
در خواب معنی فکر و خیال همراه کلمات ♂ و ♂ و
کلمه کتاب تصویر شده و در اینجا هم میتواند افکار و تخیلات من باشد . 2 - ¶ دانشگاه
و خانه قدیمی و گلی تا کنون در خوابهای من مربوط به مغز و بایگانی مغزی بوده . 3
- ¶ مصادره
خانه ، همانطور که در خواب اتفاق فردا آمده و در باره آن زیاد تفسیر نوشته ام
مربوط به قشر منتشر مغز و بایگانی مغزی است . 4 - ¶ افراد
معلول همان اطلاعات بایگانی شده مغزی است که قبلاً هم در باره آن مطلب نوشته ام
. 5 - ¶ دانشجو
هم نمادی از
خواب های من در رابطه با مغز و قشر منتشر مغز است . 6 - فعلاً از کلمه اراک و
تفنگ چیزی نمیدانم بعداً در اینباره بیشتر تحقیق شود . شماره
بیست و نهم 16/10/71 : در خواب 22/5/69 با سؤال معنی مادر ، خواب دیده ام
به مغازه ای مراجعه کرده رادیو خریده ام . بعد متوجه شده ام رادیو دارای سه موج
با یک کلید است یا به عبارتی هر چند این رادیو دارای سه موج بوده ولی سه موج آن
روی یک موج تنظیم شده بود . اکنون با خواندن این خواب ¶ اینطور
حدس میزنم که باید مادر به معنی مجموعه و تمام یک سیستم باشد . ¶ برای
مثال میتواند مادر تمام گیرنده های حسی پیرامون ما و ما یکی از آن احساسها باشیم
¶ یا
به اصطلاح این خواب ، مادر سه موج رادیو و ما یک موج آن باشیم . یعنی ¶ در
اصل مادر باید چیزی باشد که همه موارد مخصوص به خودش را در بر گیرد . شماره سی ام 16/10/71 : ستون جدیدی در کلاسور
شناخت باز کنم و احساسهای درک نشده ام را در خواب در آن ستون یادداشت کنم مثل
خواب معنی زن ♂ که فکر میکرده ام باید وقتی با چرخ
از دست انداز رد میشوم احساس تکان و دست انداز کنم ولی چنین احساسی نکرده ام . شماره سی و یکم 17/10/71 : نزدیک به یک ساعت پیش
یادداشت بیاد آمده ها بیست و بیست و نه 16/10/71 را پاکنویس کردم . خلاصه آن
یادداشت این است که ¶ نماد مادر در خواب جمع یک مجموعه سلول یا
بافت و یا حتی نماد جمع یک مجموعه اتم یا یون در خوابهای ما است . از آن
لحظه تا کنون فکر کرده ام ¶ پدر هم در خوابهای ما میتواند معنی
مشابهی داشته نماد گروه مرد ( جاذبه ) همان مجموعه ها باشد . با این افکار
الان یاد خواب همانند سازی در سلول افتادم و متوجه شدم در آن خواب اول توی سبقی
دو تا باغچه توی هم دیده ام ( ) و در
صحنه بعد در محل آن باغچه ها بوده ام و دیده ام پدرم با برادرم به سمت راست و چپ
لین ♂ رفته اند . ¶ بنظر من این صحنه از خواب
همانند سازی درستی نظر من را در باره
معنی مادر و پدر میرساند زیرا ¶ هر چند سبقی و باغچه در گروه مرد
قرار میگیرد و باید این دو باغچه همان پدر و برادرم در صحنه بعد باشند اما در
اصل باید باغچه بزرگ که محاط بر باغچه کوچک و در برگیرنده باغچه کوچک است پدرم و
آن باغچه کوچک که قسمتی از باغچه بزرگ است برادرم یا همان خود من باشد که به این
ترتیب نظر من در باره مادر اثبات میگردد . شماره سی
و دوم 17/10/71 : در تاریخ 14/10/71 موضوعی بصورت زیر نوشته ام . تحقیق
شود : ¶ خواب
29/4/69 خوانده شود شاید در رابطه با تشکیلات مشبک باشد .
|
|||||||
۱۳۹۴ آبان ۲۵, دوشنبه
بیاد آمده ها شماره بیست : تعداد سی و دو عدد
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر