۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

♀ توی خواب من

1347
7/12/71
توی خواب من

1
1

745
تمام خواب : ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه صبح . دیشب اینجا بودم و خواب جالبی دیدم ولی بلند نشدم بنویسم . خواب من خیلی جالب بود ولی یادم رفت ، بعد دوباره خواب دیدم که فقط یادم است جائی عده ای بودیم هم بود . نمیدانم در چه شرایطی بودیم . میدانم من سرم را نزدیک بردم و هر دو حالتی دوستانه و علاقه مندانه داشتیم . آهسته به من گفت شب منزل هستی ، من متوجه شدم میخواهد شب بیاید پهلویم و خوشحال شدم و تعجب هم کردم . بهر صورت صحنه ای در این حدود یادم است .  
توضیحات و یافته ها : صبح توی رختخواب یاد خواب معنی رؤیا 1/1/69 افتادم که نوشته ام میدانستم با آمدن آن گل یا ستاره دریائی یا من خواهم مُرد و افکار من از بین خواهد رفت . فکر کردم باید افکار من همان من بودن افکار باشد ، یعنی در خواب معنی رؤیا من  افکار خودم بوده ام ، اما با توجه به سؤال خواب و پاسخ داده شده باید من رؤیای دیده شده ، و رؤیای من افکار و تفکرات من باشد . در اصل رؤیا نوعی تفکر و خیال و گردش افکار است .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: