|
1571
|
26/9/72
|
تفسیر خواب ♂ ایزدی یعنی چه
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح .
امروز قرار بود با بچه ها بروم ... منزل نامزد ♀
ولی نرفتم و ماندم لباسهایم را بشویم . دیشب ضمن سؤالی خوابهائی دیدم و الان روی
آن خوابها نظراتی دارم ، میخواهم شروع به نوشتن کنم و هرجا لازم شد به آن خواب
مراجعه کنم ، میترسم شروع به خواندن آن خواب کنم و مسائل فکری فعلی ام یادم برود
، بهمین دلیل ممکن است نوشته های امروز من متناقض از آب در بیاید . 1 - یکی از
صحنه های خواب دیشب که مورد توجه من قرار گرفته صحنه کباب خوردن ♂
وآن مرد درشت هیکل بغل دستی او است . آن صحنه همانطور که نوشته ام به این صورت
بود ، آن مرد پنج انگشت دست راستش را توی پنج انگشت پای راستش فشار میداد و
مانند مسح کشیدن دستش را بالا میآورد و به این طریق گوشتهای کبابی لای انگشتان و
احیاناً روی پایش را توی مشت جمع میکرد و به دهان میگذاشت و میخورد . من این
حرکت او را صحیح و درست وکباب خوردن او میدانستم . یعنی میدانستم او دارد کباب
میخورد . یک بار هم فکر میکنم دیدم ♂ این کار را کرد . 2 - آنچه در این
صحنه مورد توجه من قرار گرفت مفصل های انگشتان پا بود که بعد از جمع شدن گوشت
های کبابی توسط دست آن شخص به این صورت دیدم : مفصل انگشتان طوری بود که من
احساس کردم و دیدم از روی مفصل به سمت بیرون و داخل پاگوشت های قرمز ( نپخته )
بصورت شیار شیار دراز است . من متوجه شدم چون اینجا بند انگشت بوده گوشتهایش
چسبیده و نشده ور بیاید ولی قسمتهای اول انگشت و بعد از مفصل گوشتهایش ورآمده
بود و بصورت کبابی خورده شده بود . 3 - من پای راست آن شخص را با زاویه دید خودم
از بالا به پائین دیدم ، یعنی مثل این بود که من خودم به پای سمت راست خودم نگاه
کنم ولی یادم نیست چیزی خورده باشم اما میدانم آن مرد و ♂
خوردند . این نگاه کردن من درست به این صورت بود که توجه اصلی ام به بندهای
انگشتان باشد و به ترتیب از سمت بیرون انگشتان به سمت درون یعنی پا و روی پای
انگشتان هم مورد توجهم بود . در این حال پنج انگشت را ندیدم ولی به ترتیب اگر
بخواهم دقیق بگویم توجه من به انگشت بعد از شست بود که به
ترتیب انگشت شست و
دیگر انگشتها را هم دیدم . به این ترتیب انگشت شست و انگشت
دوم و سوم به خوبی در نظرم است ولی انگشتهای بعدی را هر چند میدانستم و میدانم
بود ولی الان یادم نیست کاملاً پنج انگشت را دیده باشم ، میدانم پنج انگشت آنرا
بصورت طبیعی دیدم و بود . 4 - با توجه به دنباله خواب و دیدن پل و انداختن
پاسبان توی آب وگرفتن آن از آنطرف پل میخواهم شناختی از این خواب مطرح کنم به
این صورت . الف : ¶ بنظر
من این بند انگشتان با آن گوشتهای شیار شده بطرف بیرون و درون همان پل صحنه های
بعدی خواب من است . ب : پنج انگشت پا احساسهای ... ، ¶ در
صحنه اول گوشت چرخ کرده و کباب سیستم گروه مردانه احساسی ما بوده ( در
یادداشتهایم مکرراً نوشته ام ) و ¶ این احساس توسط گیرنده های
احساسی پیرامون ما ( دست ما ) جمع آوری و به درون انتقال یافته که همان خوردن
است . ز : با توجه به خواب کارسلولهای مدولا یا مغز میانی 19/10/69 و دیدن♀ و
میان پای او ، و اینکه ♂ در طرف پای ♀
بود و ¶ معنی
♂ که رود و نهر است ، و با توجه به نتایج گرفته شده یِ تا
کنون میتوانم بپذیرم ¶ ما یا من در خوابهایمان همان مغز
میانی هستیم و ¶ پاهای
ما از یک طرف گیرنده های احساسی سطح پوست و از طرفی قشر منتشر مغز است ( با توجه
به خواب چهارراه 27/4/68 و خواب کار
سلولهای مدولا یا مغز میانی و دیگر مسائلی که این چند روز نوشته ام ) ، و ¶ دستهای
ما سیستم های جمع آوری احساس از این دو مکان یعنی جمع آوری احساسهای گرفته شده
از پیرامون و جمع آوری احساسهای بایگانی شده در قشر منتشر . ح : ¶ موضوع
ردیف ( ز ) را میتوان اینطور تشریح کرد که من در خوابهایم سیستمی از مغزمیانی
هستم که پای راستم طرف بیرون بدن سطح پوست است و پای دیگرم طرف قشر منتشرمغز و
بایگانی مغزی . ¶ در
زمان بیداری با دست راستم از گیرنده های احساسی پیرامون ( درون پوست ) احساسهای
گروه مرد جمع آوری کرده میخورم ( به درون خود میریزم ) ¶ و
از طرفی در زمان خواب با دست چپ از سطوح پنج گانه قشر منتشر مغز اطلاعات جمع
آوری کرده به درون خود میریزم ( میخورم ) ، به این ترتیب و با این شناخت خیلی از
مسائل و مفاهیم خوابهایم روشن میشود . مثال یک : درخواب کار سلولهای مدولا یا
مغز میانی ، در میان پای ♀ بودن معنی دار میشود ¶ چون
من در آن خواب همان وسط پای ♀ بوده ام و♀ کل
سیستم سلسله اعصاب من از اولین نقطه پیرامونی تا آخرین نقطه پایانی ¶ و
باز در همین خواب ♂ هم معنی دار میشود زیرا نوشته ام ♂
سمت پاهای ♀ بود و این حرف صحیحی است . مثال دو
: ¶ در
خواب چهارراه 27/4/68 ♂ را خوابیده روی تخت دیده ام و
میدانستم باید ♂ را بیدار کنم چون میدانستم بعد از
نگهبانی من نوبت نگهبانی او است و این به این معنی است که من در آن لحظه ♂
خواب بوده ام یعنی پای چپ ♀ ، ♂ که
باید بیدار میشده پای راست ♂ بوده . ¶ توضیح
اینکه در اینجا معلوم میشود معنی خواب در خوابهای من چیست ، معنی آن میتواند این
باشد که من در آن لحظه شخص خواب آن خواب هستم و میتوانم در شرایطی بیدار آن خواب
باشم . مثال سه : یادم است در خوابی 9/12/70 با سؤال همانندی های قشر منتشر مغز
و کروموزوم شماره دو . انگشت کوچیکه دست راستم را در شرایط نامساعد و جور خاصی
دیدم . باید آن خواب را بخوانم و بفهمم مربوط به کدام احساس من است . 5 -
مثالهای زیادی میتوان زد ولی ممکن است با فکر کردن روی خوابهای گذشته بیراهه
بروم بهمین دلیل هر چه به مغزم خطور میکند را مینویسم . 6 - باید ستون جدیدی در
کلاسور شناخت باز کنم و معانی عمومی اعضای بدن را در آن بنویسم شاید هم بتوان
این شناخت های جدید را در ستون بالای نود درصد کلاسور شناخت یادداشت کرد .
بهرصورت . الف : از این پس برای قاطی نشدن افکارم ، مغز تصمیم گیرنده در بدنم را
با توجه به خواب کار سلولهای مدولا یا مغز میانی ، با اصطلاح مغز میانی بکار
میبرم و کوشش میکنم به حدود آن در سیستم اعصاب دست یابم و بفهمم مغز من در خواب
از کجا تا کجا را مغز میانی میداند ... ، 8 - بر اساس شناخت دیشب و حالت بند
انگشت پا و مطابقت کردن آن با پل میشود پذیرفت ¶ در
خوابهای ما پل سمبل سیستم هائی از وجود ما است که از آن نقطه پیامها به بیرون و
درون انتقال مییابد و این پل ها در انواع گیرنده های احساسی ما وجود دارد . 9 - ¶ گوشت
چرخ کرده در خوابهای من همانطور که قبلاً نوشته ام احساسهای گروه مرد وجود ما
است ، ¶ در
خواب دیشب هم با همین مفهوم نمایانده شده . 10 - ¶ الان
یادم به صحنه ای آمد که آن مرد وسیله ای را در مشت خود داشت که با آن وسیله گوشت
چرخ کرده توی کاسه ای ریخته میشد ، فکر میکنم این چرخ گوشت یا گوشت چرخ کنی همان
مغز میانی یا سیستمی جنبی از آن باشد که کارش قاطی کردن احساس های گرفته شده از
پیرامون است ، برای مثال آن شخص در خواب دیشب وقتی پنج انگشت دست راستش را به
درون پنج انگشت پای راستش فشار داد گوشت های کبابی جمع شده از میان این پنج
انگشت را درکف دستش جمع آوری کرد و فکر میکنم صحنه بعدی که از کف دستش گوشت چرخ
کرده توی کاسه ای ریخت همین گوشتهای جمع آوری شده کبابی از میان انگشتانش بود ¶ که
به این ترتیب کف دست ما میتواند در خوابهای ما با نماد چرخِ گوشت
خرد کنی ظاهر شود و سمبلی از سیستمی از مغز میانی باشد چون اطلاعات رسیده از
پیرامون را درهم میآمیزد و به یک نمونه در میآورد . ¶ همان
برداشت قبلی من از خوابهای دیگرم که میدانستم و فهمیده بودم اطلاعات رسیده از
پیرامون به درون ، همگی به یک شکل در میآیند . 11 - ¶ به
دلیل نزدیکی کف دست با انگشتان و با توجه به روی پای آن مرد در نزدیکی انگشتان
پای آن مرد ، و با توجه به پل و گذشتن من از روی آن و گذشتن آن پاسبان همراه آب
از زیر پل میتوانم با پنجاه درصد بگویم شاید این چرخ گوشت خردکنی و یکی کننده
احساسهای بیرونی و درونی همان پل خوابهای من میباشد . 12 - الان مساله ای یادم
آمد و آن معنی زیر و روی پل است . ¶ من تا کنون فهمیده ام روی هر
چیز در خواب به معنی درون آن چیز است و زیر هر چیز در تماس با آن چیز ، که در
این صورت روی پل بودن من همان توی پل بودن معنی میدهد و زیر پل بودن در تماس با
پل . ¶ حال
با توجه به این شناخت چون در سیستم بینائی من سلولهای مخروطی و استوانه ای را
همان پل بینائی میدانم ، و میدانم سلولهای بینائی دو گونه انتقال احساس دارند ،
یکی بصورت ایمپالس و یکی بصورت شیمیائی باید این نتایج که میخواهم بنویسم درست
باشد . الف : ¶ انتقال
شیمیائی احساسی سلولهای مخروطی به سلولهای بعدی که سلولهای دو قطبی است و در خواب
کار سلولهای مخروطی 2/6/68 بصورت مدفوع دیدم میتواند همان روی پل بودن باشدکه
میشود بودن در درون پل ، ¶ انتقال ایمپالسهای عصبی سلولهای
مخروطی که با توجه به همان خواب کار سلولهای مخروطی ، بودن من روی پله و تصمیم
به برگشتنم همان زیر پل بودن یا در تماس با پل بودن بوده ، ¶ البته
میدانم این ایمپالسها توسط غشاء سلول انتقال مییابد . ب : ¶ با
این ترتیب پله ای که در خواب کار سلولهای مخروطی دیدم و رویش رفتم و میخواستم
وارد عروسی شوم باید مغز میانی یا بافتی از مغز میانی باشد که در آن ایمپالسهای
رسیده از سلولهای مخروطی یا استوانه ای دوباره برگشت به این سلولها میشود ¶ و
یا این سکو همان پل یا همان سلولهای مخروطی است که کار انتقال اطلاعات را از زیر
و روی خود دارد یعنی مانند همان صحنه خواب دیشب و گذشتن من از روی پل و بعد
گذشتن آن پاسبان از زیر پل همراه با آب . 13 - ¶ این
آب در خواب دیشب باید همان ♂ خوابهای من باشد که در اینجا یعنی
در خواب دیشب میتواند ♂ بیدار یا اطلاعات گرفته شده از
پیرامون باشد . بدلیل اینکه ♂ از کهریزگون زن گرفته و ... تا
اینجا بدون خواندن خواب دیشب یادداشت نوشتم الان بهتر است آن خوابها را بخوانم و
اگر چیز جدیدی توجهم را جلب کرد بنویسم . ا - ¶ الان
متوجه شدم سؤال من ♂ بوده ، ♂ در
لغت به معنی کوچک و ♂ هم به معنی خدائی است ¶ در
نتیجه ♂ یعنی ... که کوچک است . ¶ با
این ترتیب بنظر من آن مرد درشت هیکل باید همان ... یا اطلاعات گروه مرد بوده
باشد ¶ وآن
گوشتهای چرخ کرده همان ... ریز شده یا اطلاعات گروه مردانه کوچک و ♂
شده . ¶ یعنی
ذره ذره گوشت های چرخ کرده ذره ذره
اطلاعات گروه مردانه جمع آوری شده از پیرامون ¶ وآن
کاسه پر از گوشت چرخ کرده همان ♂ یا ... بوده . ¶ در
اصل ♂ یعنی ... که ذره ذره جمع و بزرگ شده بصورت ... در آمده .
2 - ¶ الان
تمام خواب دیشب را خواندم ولی چیز خاصی غیر از آنچه نوشته ام به نظرم نرسید ،
قکر میکنم بهتر است نوشتن را بس کنم و اگر شد به لباسشوئی بپردازم . ساعت دوازده
و پنجاه و پنج دقیقه ظهر . تا الان خودم را آماده برای لباس شستن کردم . رفتم
نان بخرم توی راه متوجه بودن ♂ روی تخت چوبی در خواب چهارراه
27/4/68 شدم که آنرا در رابطه با قشر منتشر مغز میدانم و بعد یاد خواب معنی زن (
درخت گردو ) افتادم که در آن خواب هم ♀ را خوابیده
روی تختی چوبی در بیابان دیدم بطوری که توی بیابان پر از آن تختهای چوبی بود . ¶ بنظرم
رسید این دو صحنه یکی و هر دو مربوط به قشر منتشر مغز باشد . ¶ الان
به ذهنم رسید ممکن است ♀ روی تخت چوبی مربوط به مغز
میانی باشد به دلایل زیر . الف : در خواب دوم معنی زن یا درخت گردو روی پشت بام
بودم و شاخه ای از درخت که حالت دو شاخه بوده دستم بود . ¶ من
در تفسیری در این چند روز اثبات کرده ام در اینجا من مغز میانی بوده ام . ب : ¶ چون
خواب اول هم باید چیزی در رابطه با خواب دوم یعنی درخت گردو باشد ¶ پس
توی بیابان باید توی مغز میانی و تخت های چوبی و خوابیدن ♀
روی آن باید سیستم گروه زن غیرفعال مغز میانی باشد ¶ که
در این صورت نتیجه دیگری هم گرفته میشود و آن زن بودن یا سیستم زنانه بودن دستها
است . ¶ من
تا کنون دریافته بودم سیستم زنانه وجودی ما جسم ما و مسائل مادی ما ، و پاهای ما
سیستم مردانه وجودی ما است . ج : ¶ نتیجه دیگر اینکه هرجا زنی
خوابیده روی تخت دیدم مغز میانی و هرجا مردی خوابیده روی تخت دیدم قشر منتشر است
. دال : در این صورت در خوابی که توی مسافرخانه رفتم و تخت هائی چوبی دیدم و
بخاری و سینی روی بخاری دیدم ( فکر میکنم خواب معنی دانشگاه 2/1/70 باشد ) باید ... ، توجه یک : داشتم در فهرست
مطالب دنبال موضوع یاد شده در قسمت دال ردیف چهار میگشتم متوجه شدم خواب یاد شده
در این یادداشت که نوشته ام انگشت کوچک دست راستم را دیده ام در رابطه با سؤال
همانندی های قشر منتشر مغز و کروموزوم شماره دو در تاریخ 9/12/70 بوده . بعداً
این خواب خوانده شده با این مطالب مطابقت شود . توجه دو : الان در فهرست مطالب
دیدم خواب یاد شده قسمت دال خواب معنی دانشگاه است که در تاریخ 2/11/70 دیده شده
. دنباله یادداشت : 9/12/70 الان آن خواب را خواندم به دلیل پنج تختی که در
مسافرخانه دیدم فکر میکنم این خواب را به قشر منتشر نسبت داده ام ولی باید در
رابطه با مغز میانی باشد . ¶ البته در آن صورت هسته هائی در این
قسمت باید باشد که با ستونهای پنج گانه قشر منتشر رابطه مستقیم داشته باشد و
اطلاعات هر قسمت از سطوح پنج گانه به این پنج قسمت مغز میانی برسد ، ¶ دلیل
من تختهای چوبی و وجود ♂ و ♂
است چون ♂ را در این مدت در رابطه با مغز میانی دانسته ام . ¶ ضمناً
فکر میکنم پله های طی شده تا داخل مسافرخانه همان پله هائی باشد که در خواب درخت
گردو برای پائین آمدن طی شده . ¶ در آن خواب من در حال بیدار شدن و در
این خواب در حال خواب رفتن بوده ام . ¶ در آن خواب اطلاعات گروه زن
مغز میانی به گیرنده های احساسی پیرامون رسیده باعث بیداری شده و در این خواب
اطلاعات گروه زن پیرامون به مغز میانی رسیده و باعث خواب شده . ¶ با
این توجهات مغز میانی میتواند نوعی مسافرخانه باشد . بهتر است بروم لباس بشویم .
ساعت سه و ده دقیقه بعد از ظهر . ... ، در این بین یادم به خواب فرق دست و پا
افتاد که خانه دایزه ♂ بودم و دختری سرش را روی سینه من
گذاشت و بعد توی اطاق دایزه ♂ بودم و دیدم ♂ از
جلو دالان دارد به طرف اطاق میآید و توجهم به پاهایش جلب بود . ¶ این
خواب پاسخی به برداشت امروز من است که دانستم دست سیستم مادی مغز میانی و پا
سیستم روحی مغز میانی است . ¶ در خواب فرق دست و پا 18/12/71 دختری
سرش را روی سینه من گذاشت و در رابطه با مرد نبودن من هم حرفی زد و این درحالی
است که میدانم در آن لحظه از خواب حرف او حرف درستی است زیرا من در آن لحظه
دستهای خودم یا همان سیستم گروه زن وجودی ام بوده ام و بنا به فرهنگ خوابهایم یک
زن بوده ام ¶
اما بعد که توی اطاق دایزه ♂ بوده و ♂ را
دیده ام مرد بوده ام .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۱, سهشنبه
تفسیر خواب ♂ ایزدی یعنی چه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر