۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

شیشه شراب

1470
5/5/72
شیشه شراب

1
1

801
تمام خواب : ساعت پنج و پنجاه و پنج دقیقه صبح . در جلو اطاق ( منزل )  توی کوچه بودم و اینطور یادم است کوچه شمالی جنوبی و اطاق پشت سر من سمت شرق بود . من گاهی توی اطاق ( منزل ) میرفتم و میآمدم بیرون ، ولی میدانم توی اطاق بودنم موقتی میبود . یک بار یادم است زن و مردی شاید ارمنی و مسن رفتند داخل اطاق ، یک بار یادم است خودم رفتم داخل اطاق و دیدم و توی اطاق هستند . کاری میکردند و میدانم صحنه ای شاد بود ، شاید کسی دیگر هم توی اطاق بود ولی یادم نیست چه کسی بود . در این موقع مساله ای توی اطاق میگذشت ولی ندیدم کسی کاری کند ، اگر هم بود شاید موضوع خوردن بود . نمیدانم همان موقع یا دفعه ای دیگر به من کباب داده شد بخورم ، البته درست یادم نیست ولی مثل اینکه به من کباب ( کباب پر ) داده شد بخورم . یادم است باز بیرون جلو اطاق ( منزل ) توی کوچه بودم و میدانستم کسانی توی اطاق هستند . یک بار دیگر هم یادم است رفتم توی اطاق زن و مردی را دیدم روبروی هم نشسته اند و کاری میکنند . بعد یادم است همان زن پیر و مسن که نمیدانم خارجی بود یا ارمنی یک ظرف شراب به من داد و تأکید او کم خوردن بود ، مثل اینکه گفت سه قلوپ بخورم . من میدانستم باید کم بخورم و ظرف را به او برگردانم . یادم است هر بار میخواستم بخورم به ظرف شیشه ای و شراب داخل آن نگاه میکردم . بنظرم رسید هنوز انگورهای شراب داخل آن است ، یعنی شراب ، و انگور شراب گرفته شده با هم توی ظرف شیشه ای بود . وقتی من میخواستم بخورم میدیدم شراب از لای انگور به فاصله زمانی مدت دار یعنی با گذشت زمان بیرون میآید . چهره پیرزنی که شراب به من داد بیشتر به پیرزنی میماند که در فیلم کنگره جهانی .... منزل دیدم و گفته شده زن  است . بهر صورت قیافه و مسن بودن او تقریباً به این زن نزدیک بود ولی در خواب چیزی از .... بودن آن زن نمیدانم . من در آن لحظه میدانستم به من گفته شده کم بخورم و در سه نوبت ولی من ، هم میخواستم رعایت کنم و هم میخواستم بیشتر بخورم . جالبی این صحنه این بود که من جدا شدن شراب از لای انگور در ظرف شیشه ای را هنگام خوردن آن میدیدم . رنگ شراب در خواب رنگ معمولی شراب در بیداری بود . بعد یادم است یک جا از من خواست حرفی به یا بزنم . البته مثل اینکه اول خواست به بزنم ، ولی بعد میدانم میخواستم پیغام او را به برسانم . من جلو همان منزل توی کوچه بودم و منتظر بودم را ببینم . در این حال یادم است فکر میکردم باید کسانی که از سمت راست من یعنی طرف شمال میآیند لباس مشکی پوشیده باشند ولی دیدم لباس سبز سیر پوشیده اند . البته من چون موضوعی را در رابطه با مردن میدانستم انتظار داشتم ببینم لباس سیاه پوشیده اند ولی میدیدم گاهی کسی که میآید لباس سبز سیر پوشیده . من منتظر ( ) بودم ولی اورا ندیدم اما گاهی کسی از سمت شمال میآمد و به سمت جنوب میرفت . بعضی آنها لباس سبز سیر قشنگی پوشیده بودند و بعضی ها هم نپوشیده بودند . یکی دوسه بار دیدم کسانی از سمت شمال یعنی از سمت راست من آمدند و به سمت جنوب توی کوچه رفتند و بقیه مسائل که یادم نیست . الان یادم آمد در این خواب یک جا را دیدم و میدانستم او هم شراب خورده . نمیدانم تعجب کردم یا نه ولی میدانستم قبلاً هم خورده و خیلی خوشحال بود شراب خورده .  
توضیحات و یافته ها : 1 - ساعت هشت صبح توی مینی بوس ... . میخواستم بیایم از پرسیدم خانوم زن کی بود . او گفت زن .  2 -   الان به ذهنم میرسد ( در خوابهای ما ) شراب و بوسه میتوانند جای هم قرار گیرند و لذت بوسه باید چیزی مانند لذت شراب باشد . 3 ساعت هفت و سی و هفت دقیقه صبح اداره ... . هر چه فکر میکنم  اینطور به نظرم میرسد در خواب دیشب یکجا نمیدانم آقای را دیدم یا حرفی از او بود . ضمناً الان از خواب دیشب این نکات به ذهنم میرسد . الف : دانه انگور ، ظرف شیشه ای ، ، من ، خانوم ، سیخ کباب ، آن زن مسن ، اطاق و یکی بوده و جانشین هم شده ایم در ضمن درگروه زن قرار میگیریم . ب : آن مرد مُسن همراه آن زن مُسن ، ، کباب ، من ، شراب ، و کوچه یکی بوده و میتوانیم جانشین هم شویم و در گروه مرد قرار گیریم ، ج : من در حال خوردن شراب آن مرد و زن مسن ، و ، شراب خورده ، کوچه و منزل ، کباب و سیخ کباب ، و امثال آن یکی بوده و در گروه زن و مرد قرار میگیرند . ...
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : : : سیخ کباب / شیشه شراب 2.110 . . همانند و یکی بودن : زن و مرد ارمنی : : خارجی 2.207 . . گفتمان خواب و بیداری : خوردن شراب : : احساس بوسه 12.2 . . گفتمان خواب و بیداری : ارامنه / ارمنی : : احساسهای جنسی 12.162 . . همانند و یکی بودن : گوشت کباب : : 2.110 . . گفتمان خواب و بیداری : شیشه شراب : : فضای دهان 12.396 . . گفتمان خواب و بیداری : زن و مرد ارمنی : : پیامهای رسیده از بیرون به درون 12.532 . . گفتمان خواب و بیداری :  : : پیامهای حرکتی حسی . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه شمالی جنوبی در سمت غرب : : ماهیچه های صورت و لبها 12.532 . . تفسیرها : 7/5/72 - 3/12/72 - 6/12/72 - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در رابطه با بوسیدن دوست دخترم در بیداری بوده که بی اندازه لذت بردم . . گفتمان خواب و بیداری : شراب خوردن من : : احساس لذتی که از بوسیدن دوست دخترم بردم . . گفتمان خواب و بیداری : شیشه شراب : : لب و دهان دوست دخترم . . گفتمان خواب و بیداری : دهانه شیشه شراب : : لب های دوست دخترم . . گفتمان خواب و بیداری : : : قشر منتشر مغز من . . معانی و مفاهیم : میدانستم شراب خورده و خیلی خوشحال بود : : با توجه به خواب 10/10/70 با سؤال میخواهم امشب خواب و را ببینم که فهمیده ام در آن خواب نمادی برای قشر منتشر مغز من بوده می پذیرم خوشحالی و شراب خوردن او همان خوشحالی مغز خود من به جهت در بغل گرفتن دوست دخترم و لذت بوسه از او بوده . . گفتمان خواب و بیداری : : : مغز میانی . 11/11/90  . . معانی و مفاهیم : میدانستم شراب خورده و خیلی خوشحال بود : : مغز میانی بوده . . علمی : درک احساس لذت بوسه در مغز میانی صورت میگیرد : Sc : از آنجا که در این خواب خوردن شراب و احساس لذت آن توسط من همان احساس لذت بوسه گرفته شده از دوست دخترم در بیداری بوده ، و از آنجا که در خوابهای من میتواند نمادی برای مغز میانی باشد در نتیجه خوشحالی از خوردن شراب در خواب دیده شده درک احساس لذت بوسه بیداری من در مغز میانی من بوده . 11/11/90 . . گفتمان خواب و بیداری : : : مخاط لبها ، با توجه به مفاهیم شناخته شده یِ امروز من از خواب 25/4/72 با عنوان دایزه نخودچی کشمش . 24/4/91   . . گفتمان خواب و بیداری :  : : پیامهای سمپاتیک آمده از بالای مغز به هسته قرمز ارسال شده به ماهیچه های صورت و لبها 18/7/91 . . نماد ها بافتها : انگور : : میتوکندری های فضای دهان و لبهای دوست دخترم . 16/10/91 . . گفتمان خواب و بیداری : دانه های انگور : : سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری .   . . گفتمان خواب و بیداری : شراب : : احساس لذت بوسه از لبهای دوست دخترم . . . گفتمان خواب و بیداری : انگور های درون شیشه : : میتوکندری های لبهای دوست دخترم 16/10/91 . . گفتمان خواب و بیداری : شیشه شراب : : لبها و فضای دهان خودم   19/12/91 . . گفتمان خواب و بیداری : شراب : : لذت احساس بوسه گرفته شده از گونه دوست دخترم    19/12/91 . .

هیچ نظری موجود نیست: