۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

تفسیر خواب معنی یوسف

1468
1/5/72
تفسیر خواب معنی یوسف



×

تمام تفسیر و یافته ها : ساعت یک و پنجاه و سه دقیقه بعد از ظهر . دیروز اولین جلسه کلاس کامپیوتر کوهرنگ تشکیل شد . استاد کلاس آقای دکتر بود که همایونشهری است ، به گفته خودش سالها در آمریکا بوده . از کلاس خوشم آمد و میخواهم دنبال آنرا بگیرم . فکر میکنم برای من لازم است زیرا میخواهم نوشته هایم را به برنامه کامپیوتر تبدیل کنم و اگر پولدار شدم کامپیوتر بخرم . امروز صبح تا حالا داشتم مطالب مربوط به خوابها را میخواندم و در فهرست جدیدی که تهیه کرده ام مینوشتم ، رسیدم به خواب معنی 5/9/68 ، هر چند یادداشتهای فراوانی درباره این خواب دارم ولی امروز نکته جدیدی به ذهنم رسیده مینویسم . 1 - مجموعاً امروز اینطور برداشت کردم که در خواب فوق من همان بوده ام و شناخت های من هم در رابطه با معنی تا کنون درست بوده . 2 - در اصل من یا همان گم شده یا نبوده و یا هیچ بین دو جسم بوده ایم که در این خواب بصورت زخم ، نیشگون ، صحبت نیمه راه پله و حد واسط بین دو نیمه یک زن نمایش داده شده ام . 3 - با توجه به مسائل این خواب این نظر من اثبات میشود که گروه مرد و روح در خوابهای من همان حد فاصل بین دو جسم یا فضای خالی بین دو جسم و یا همان هیچ ها ونبودن های وجودمان است . 4 - نوشته ام از راه پله بالا رفتم و در نیمه راه پله زنی را خوابیده توی اطاق دیدم و سؤال کردم کسی هست ؟ گفته شد ما دو نفریم . این جمله نشان دهنده این است که حد فاصل بین دو نیمه یک زن و ربط دهنده دو نیمه یک جسم است . البته در صحنه بعدی این خواب این دو نیمه بصورت و ظاهر شده و من که همان هستم ربط دهنده بین آنها بوده ام . 5 - در صحنه بعد نوشته ام در اطاقی ( توی اطاقی ) و را دیدم . بنظر من در این صحنه یک نیمه از زن قبل و نیمه دیگر آن زن و من ربط دهنده بین آنها یا همان نیشگونی بوده ام که به لپ آن دو گرفته ام . در اینجا نیشگون جانشین من یا شده . این مسائل و این افکار این نظر مرا تقویت میکند که جسم حد واسط بین دو روح ، و روح حد واسط بین دو جسم است . اگر بخواهم با شناخت کلاس دیروز کامپیوتر نظر بدهم زن خط است و مرد نقطه ، نقطه یا فاصله خالی بین آن خط و خط دیگر . زن چراغ روشن است مرد چراغ خاموش ، زن هست است و مرد نیست . 7 - دو سه روز است یاد خواب دامن زرد 11/12/65 و موضوع چوب پرتاب شده بطرف خودم افتاده ام ، در آنجا میدانستم دو سر چوب پرتاب شده نوک تیز بوده و این توجه خودم به دو سر آن چوب را اینطور توجیه میکردم که آن چوب پرتاب شده جسم یا ماده و آن دو سر چوب باید روح باشد که در این صورت چیزی برعکس خواب معنی میشود ، زیرا در خواب معنی من روح بین دو جسم بوده ام در حالیکه در خواب دامن زرد جسم بین این دو روح بوده ام .  کلاً این دو موضوع مرا یاد خواب معنی 24/10/69  می اندازد که در آن چیزی مثل این شکل دیده ام  ( ) . من بعدها این شکل را خطوط و الفبای مغزم دانسته ام . توضیح اینکه خطوط در خوابهایم بصورت جسم یا زن و محل شکستگی خطوط بصورت روح یا مرد ظاهر میشود . 9 - سینه و پستان یعنی سینه و پستانی که بوده ، یعنی ای که به دو قسمت سینه و پستان تقسم شده و بعد بصورت و ظاهر شده ، البته در شرایط سینه و پستانی که در اینجا من حد واسط بین این دو یعنی مالش بوده ام . 10 - در این خواب موضوع نیمه زن و نیمه راه پله خیلی جالب است چون با شناخت آن و توسط آن بقیه صحنه ها مفهوم میشود ، برای مثال که دختر است و میتواند همان یا نیمه ای از وجود باشد ، یا که خواهر است و باز مثل میتواند نیمه ای از باشد ، البته تمام اینها بر میگردد به همان زخمی که میخواستم بدوزم چون هر طرف زخم باید یک نیمه زن و من یا زخم حد واسط بین دو طرف زخم بوده باشم . 11 - ندیدن و و شنیدن صدا همان من بودن صداست که با هر دو نفر و در تماس بوده ام . در اینجا حرف و صدای رد وبدل شده بین آنها ، نیشگون گرفتن لپ و ، مالش سینه و پستان ، همان و گم شده بوده که من بوده ام . 12 - باز تکرار میکنم این خواب  مخصوصاً آن قسمت نیمه راه پله و دیدن نیمه زن ، نشان دهنده درست بودن نظرات من در باره جسم و ماده بودن زن ، و روح بودن مرد است . در اصل روح همان نیست و نبودن و هیچ های وجود ما ، و در مقابل جسم همان بودن و هست همه چیزهای وجود ماست . 13 - روح حد واسط بین دوجسم و جسم حد واسط بین دو روح است . 14 - صدا ، حرف ، نیشگون ، مالش ، و زخم در گروه مرد . و در کنار آن زن ، پله ، ، ، ، لپ ، سینه ، پستان و کتف در گروه زن میباشد . 15 - الان یادم آمد یک بار تعریف کرد در خوابی دیده مردی لپ او را به آرامی نیشگون گرفته ،  اما در این خواب معنی یک جا من لپ و را نیشگون گرفته ام ، این میرساند در خواب در آن لحظه جسم خود و مرد مورد نظر روح او بوده  ، درخواب منهم من روح خود و یا لپ جسم من بوده که در نتیحه میشود تماس آرام و لذتبخش جسم و روح ، اما فرق خواب من با خواب این بوده که او به دلیل زن بودن در چهارچوب سیستم مادی و جسمی خود لذت برده و من به دلیل مرد بودن در چهارچوب روح و سیستم مردانه وجودی ام . ساعت سه و پنج دقیقه عصر جمعه فکر میکنم بس باشد .

هیچ نظری موجود نیست: