|
1618
|
27/11/72
|
بیاد آمده ها شماره بیست و هفت :
تعداد نوزده عدد .
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام بیاد آمده ها :
شماره اول 6/10/72 : الان
داشتم یادداشت 26/9/72 با موضوع تفسیری بر خواب معنی ♂ را
میخواندم . ¶ به
نظرم رسید در خواب دیو افسانه ای 21/11/69 من همان دیو ، و در اصل اطلاعات گروه
مرد موجود در مغز میانی بوده ام که با ارسال پیام به قشر منتشر مغز باعث میشده ام
اطلاعات جدیدی به مغز میانی وارد شود . در اصل در آن خواب 1 - ¶ آسمان
قشر منتشر مغز و من همان دیو افسانه ای یا اطلاعات گروه مرد مغز میانی بوده ام .
2 - بهتر است آن خواب خوانده شده با اطلاعات بدست آمده این چند روز مجدداً تفسیر
شود ¶ مخصوصاً
با این شناخت که باید آن زیر زمین مغز میانی باشد . شماره
دوم 9/10/72 : مدتی است به فکر افتاده ام ¶ تشکیلات
مشبک سیستمی از وجود ماست که در خواب با نماد های قدیمی و
تاریخی ، و کهنه و مانده ظاهر میشود مثل خوابی که وارد زیر زمین شدم و زندگی
گذشته برادرم را دیدم 6/8/70 ، یا خوابی که در آن دیو افسانه ای دیدم 21/11/69 .
امشب با توجه به خواب کهنه و مانده و قدیمی 27/4/70 که در آن دروازه دولت و مغازهای
مکانیکی و ♂ تصویر شده مطمئن شدم این نظرم صحیح است ، زیرا ¶ دروازه
دولت در خوابهای من بخشی از تشکیلات پایه مغزی است . شماره
سوم 19/10/72 : الان داشتم خواب یادداشت شده 18/10/72 را برای پاکنویس
آماده میکردم متوجه شدم در یک صحنه از خواب میدانستم روی کتم در شرایط نم و نا
خوابیده ام و فکر میکردم کتم به همین دلیل پوسیده است ، حتی دکمه آنرا زنگ زده
دیدم و بعد با توجهی که به آن کردم متوجه شدم کتم دارای گلهای ریز آبی است . ¶ بنظر
من این رنگ آبی همان نم ونای موجود در پارچه کت بوده که بصورت گلهای ریز آبی
تصویر شده . ¶ در
اصل آب موجود در کت بصورت گلهای ریز به رنگ آبی در آمده ، به این ترتیب ¶ رنگ
آبی در این خواب به معنی وجود آب در لابلای تارو پود پارچه کت خواهد بود . شماره چهارم 20/10/72 : در بعضی از خوابهایم من
آقای ♂ را دیده ام و ¶ در یادداشتهائی نوشته ام آقای
♂ بدلیل معنی و مفهوم کلمه ♂ در
خوابهای من ظاهر میشود و ¶ علت جانشین شدن او بجای من در خواب
این است که منهم مستأجرم . اما اصل قضیه این است که ¶ ♂ نمادی
برای اطلاعات بایگانی شده مغزی من است ¶ و
هر جا او در خوابهایم ظاهر شود نمادی برای پیامهای انتقال یافته از قشر
منتشر به تشکیلات مشبک و بالعکس است . شماره پنجم
20/10/72 : در خواب خارج و خارجی یعنی چه 28/12/69 ، یک جا ♂ را
توی کُنده درختی در حال خیاطی و آهنگری دیده ام ¶ بنظر
من ♂ به معنی کسی است که میآید و این آمدن او با صبر و حوصله
است . ¶ البته
این تفسیر از نظر من شناختی برای اطلاعات گروه مرد گرفته شده از پیرامون توسط
گیرنده های حسی پیرامون و نمونه آن خواب دامن زرد 11/12/65 است که ♂
پسر ♀ را دیدم . اما ¶ این
♂ یا ♂ های گرفته شده از پیرامون قبل از
رسیدن به قشر منتشر در نقطه ای معطل شده و با صبر و معطلی به قشر منتشر میروند .
¶ بنظر
من این نقطه جائی غیر از تشکیلات مشبک نمیتواند باشد ، به همین دلیل هم اینطور
حدس میزنم ♂ در خواب خارج و خارجی یعنی چه 28/12/69 اطلاعات گروه مرد گرفته شده از پیرامون است
که با صبر و معطلی به قشر منتشر میرسد . شماره ششم
21/10/72 : الان داشتم یادداشت تفسیری برخواب خارج و خارجی یعنی چه
20/10/72 را پاکنویس میکردم متوجه دو موضوع شدم . 1 – ¶ چند
وقت است به فکر افتاده ام ممکن است قشر مخچه محل بایگانی اطلاعات تصویری خوابهای
ما باشد . به این دلیل که در ذهنم است جائی خوانده ام قشر مخچه هم کاری مانند قشر
منتشر مغز دارد . الان با رسیدن به این موضوع که در خواب خارج و خارجی یعنی چه 28/12/69
با دیدن سه راهی کوچه یاد سه راهی کوچه باغ خواب معنی زلیخا 21/10/68 ¶ افتاده ام به
فکرم رسید ، امکان دارد نظر من صحیح باشد و اطلاعات بایگانی شده موضوع خواب در
قشر منتشر مغز بایگانی نشده در قشر منتشر مخچه بایگانی شود . 2 - موضوع دوم
فعلاً یادم نیست . شماره هفتم 26/10/72 :
چند شب پیش رفتم دیدن ♂ چون عمل جراحی دیسک کمر انجام داده
. بین صحبتهایش حرفی زد که چند بار یادم افتاده در رابطه با آن مطلبی بنویسم ولی
فراموشم شده . امروز دوباره آن مطلب یادم آمد و الان میخواهم آنرا بنویسم . بعد
از صحبت هائی که در رابطه با عمل انجام شده او به میان آمد حرفی هم از بهوش آمدن
بعد از عمل شد و گفته شد هر کس بعد از بهوش آمدن حرفهائی میزند که نشانه ای از
شخصیت او و افکار او است ، مثلاً یکی داد میزند یکی فهش میدهد یکی دعا میخواند و
بالاخره هر کس چیزی میگوید . ♂ گفت آنطور که میگویند من میگفته ام
این ور برو یا آنور برو و از حرفهای خود اینطور برداشت کرده بود که ¶ هرکس
بعد از بهوش آمدن حرفی را میزند که قبل از بیهوش شدن در ذهن داشته و در فکر آن
بوده . البته ♂ از روی تجربه شخصی این حرف را میزد
ولی من متوجه شدم او به نکته جالب و مهمی دست یافته . ¶ به
این ترتیب میتوان برای جلوگیری از حرفهای بی ربط بیمار بعد از بهوش آمدن ، قبل
از بیهوشی از آنها خواست افکار خوبی در ذهن بپرورانند ، یا حداقل میتوان شرایط
روحی قابل قبولی را برای آنها فراهم کرد ، مثل گوش دادن به موسیقی و امثال آن تا
بعد از بهوش آمدن پرت و پلا نگویند . شماره هشتم
30/10/72 : الان داشتم خواب دیشب با موضوع نزدیکی با ♀
30/10/72 را میخواندم . بدلیل افکاری که قبل از خواب داشتم همچنین بدلیل وجود
صحنه های متناقض خواب ، و با توجه به کلمه ♀
فکرکردم شاید "بگوم یا بیگم" به معنی زن باشد و ¶ خواب
دیشب من در رابطه با این فکر قبل از خواب من بوده که تناسلی را با داشتن فضاهای
غاری بصورت نیمه مرد و نیمه زن فرض کرده بودم . بعد وقتی به فرهنگ عمید مراجعه
کردم با کمال تعجب دیدم نظرم صحیح است و بیگم به معنی بانو و خانم است . توضیح : به یادداشت 29/10/73 مخصوصاً ردیف هشت و
قسمت ب ردیف چهاده مراجعه شود . ¶ به این ترتیب ضمن اینکه معلوم میشود
خواب دیده شده در رابطه با افکار قبل از خواب من بوده این نظر من نیز اثبات
میشود که ¶ تصاویر
دیده شده به دلایل فرهنگی در خوابهای ما ظاهر میشود . شماره
نهم 17/11/72 : اکنون خواب 18/2/69 با سؤال پیرترین سلول بدن را خواندم .
از نظر اصولی فکر میکنم در رابطه با سؤال باشد زیرا در آن خواب یاد مهندس ♂
مسؤول امور ساختمانی پست افتاده ¶ فکر میکنم مهندس ♂
بتواند سمبلی برای پیرترین سلول و یا سلولهای بدن باشد زیرا ¶ از
نظر اصول کسی پیرترین جزه از یک مجموعه است که تمام دوران عمر آن مجموعه و حتی
قبل از آن با آن مجموعه بوده باشد . ¶ و باز اگر مجموعه سلولهای
وجودی خودم را یک ساختمان بدن بدانم سلول یا سلولهائی پیرترین خواهند بود که در
بوجود آمدن آن مجموعه و نگه داری و تعمیرات آن تا امروز با من بوده و از بین
نرفته باشند و این از نظر منطقی و اصولی صحیح خواهد بود . ¶ البته
فعلاً نمیدانم این سلول یا مجموعه سلولی کدامیک از بافتهای بدن من است ولی
میتواند این مجموعه سلولی معمار و سازنده و نگه دارنده ساختمان وجودی من باشد که
در نتیجه آن خواب پاسخ مرا داده . ¶ باید تحقیق کنم ببینم معمار ،
سازنده ، و مسؤول تعمیر و نگهداری مجموعه سلولها و بافتهای وجودی من کدامیک از
این بافتها میباشد . شماره دهم 17/11/72 :
الان خواب 22/2/69 با سؤال کار سلولهای
اپی تلیال قرنیه را خواندم متوجه شدم در آخر این خواب یاد دو دختر آبادانی
افتاده ام که چند روز قبل از آن توی اداره دیده بودم ، ¶ و این
نظرم یادم آمد که برای تصویر شدن یک نماد در خواب احتیاج به دیدن مکرر آن نماد در
بیداری نیست و میتواند حتی با دیدن یک بار در خوابهای ما ظاهر شود مثل همان دو
دختر آبادانی که یک بار توی اداره آنها را دیدم و بعد در خواب من ظاهر شدند . ¶ البته
فکر میکنم این موضوع را قبلاً نوشته باشم که آن دو دختر آبادانی سمبل دوتا
چشمهای من یا حد اقل سمبل دو قرنیه چشمهای من بوده اند . شماره یازدهم 18/11/72 : الان داشتم یادداشت تفسیر خواب چهارراه
28/2/69 را میخواندم ¶ متوجه شدم هسته های سجافی باید
مجموعه سلولهائی باشد که با دستور و برنامه قسمت فوقانی تشکیلات مشبک کار میکند
و همانند آن قسمت از مغز است . دلیل من این است که در خواب چهار راه وقتی آن
نوجوانان را در حال شعار دادن توی کوچه دیدم میدانستم آنها را فرمانداری فرستاده
و آنطور که تا کنون شناخته ام ¶ فرمانداری همان دولت و دولت در
خوابهای من قسمت مغز میانی یا سربرال پدونکل ( ساقه مغزی ) است . شماره دوازدهم 18/11/72 : بعداً روی خواب 3/3/69
با موضوع آدرس انگلیسی و ♂ بیشتر مطالعه کنم ، چون حدس میزنم
بین این خواب و یاداشت شب قبل آن یعنی یادداشت ساعت نه و پنجاه دقیقه شب 2/3/69
رابطه ای وجود داشته باشد . شماره سیزدهم 18/11/72
: الان خواب مربای هویج 12/3/69 را خواندم و متوجه مسائل جدیدی شدم . 1 - مکان
این خواب جائی مثل منارجنبان توی یک مادی بود ، این موضوع مرا یاد خوابی انداخته
که هویج هائی را روی آب دیدم ، خواب 13/7/70 با سؤال احساس غرور و افتخار ، که
با حالت ضربان و نبض مانند در حرکت بود . نمیدانم آن خواب قبل از این خواب بوده
یا بعد از آن ¶ باید
بررسی کنم ببینم همانندی های این دو خواب چیست و چه ریطی با هم دارند . 2 - در
خواب اول معنی مربای هویج حرفی از دادن بیست و دو یا بیست و سه تومان به مغازه
دار و گرفتن نوشابه و کیک یا چائی و کیک شده ، این موضوع مرا یاد خواب معنی زن
30/4/70 انداخت که بیست و دو سه پله
دیده شده در خواب را در رابطه با اعصاب خود مختار سمپاتیک و پارا سمپاتیک دانسته
ام باید بررسی شود ¶ شاید
این بیست و دو یا بیست و سه تومان سمبل دیگری برای عقده های زنجیر سمپاتیک باشد
که در خواب معنی زن ( درخت گردو ) تصویر شده . شماره
چهاردهم 20/11/72 : الان خواب 1/5/69 با موضوع مصادره خانه را مطالعه
کردم . ¶ صدی
نود اعتقاد دارم این خواب در رابطه با قشر منتشر مغز و بایگانی شدن اطلاعات در
مغز است . ¶ دلایل
من یکی دانشگاه بودن آن محیط است و یکی هم مصادره خانه ها برای دانشجویان و
افراد معلول . باید بیشتر روی این خواب مطالعه کنم . ساعت هشت و چهل دقیقه شب .
بعد از مقداری استراحت وکار منزل ¶ اکنون یادم آمد در خواب معنی
خیال 8/12/69 ♂ را در ردیف کتاب و چیزی مانند آن
دیده ام ، ¶ باید
در اینجا ♂ با معنی کتاب آمده باشد و در اصل او تفکر و تخیلات من
باشد . ¶ یعنی
همان افکار بایگانی شده در قشر منتشر مغز . البته از کلمه اراک فعلاً چیزی
نمیدانم . ساعت نه و بیست دقیقه شب . الان به کتاب فرهنگ عمید مراجعه کردم دیدم ¶ ارائک
به معنی تخت ها و جمع اریکه است و این هم باز میتواند در رابطه با قشر منتشر مغز
باشد زیرا ¶ این
اطلاعات را در خواب اتفاق فردا 2/4/68
بصورت دانشمندان نشسته بر روی صندلی دیدم و در همان خواب هم حرفی از
مصادره خانه ها بود . شماره پانزدهم 21/11/72
: یک ساعتی پیش ♂ زنگ زد و گفت میخواهند بیایند بروند
نمایشگاه عرضه مستقیم کالا در ورزشگاه خیابان دانش ، قرار شد من توی اداره باشم
تا بیایند با هم برویم . من چون بیکار بودم شروع به خواندن یاداشتهایم کردم و
یادداشتهای بیاد آمده ها شماره یک و دو از شماره بیست و سه را خواندم متوجه شدم
مطلب جالبی را عنوان کرده ام ¶ و فکر کردم کلمه مشهد در خواب عاقبت
گلبول قرمز 3/6/68 و خواب اتفاقات در
حال مسافرت به مشهد 23/10/69 باید با معنی شهید شدن و کشته شدن و تکه تکه شدن
باشد . شماره شانزدهم 22/11/72 : الان داشتم
کلاسور شناخت را مطالعه میکردم ¶ دیدم در قسمت جانشینی تصاویر شماره
صد و بیست و سه ماشین وسط کوچه و سرازیری وسط کوچه را همانند دانسته ام . ¶ الان
هم متوجه شدم ماشین و سرازیری از دید خاصی واقعاً میتوانند شتاب دهنده و به سرعت
درآورنده شیئ یا جسمی باشند . شماره هفدهم 23/11/72
: الان گاراج امید توی مینی بوس نشسته ام میخواهم به ... بروم ، به ذهنم
رسید ممکن است کلمه زال در خواب معنی ♂ 17/9/72 به
معنی پدر رستم باشد که ¶ در این حال رستم میتواند به معنی پدر
خود من یعنی سازنده و بوجود آورنده سیستم گروه مرد وجود من باشد . ¶ در
حقیقت در آن خواب معنی جمله دکتری که زال است باید دکتری که پدر رستم است باشد .
بعداً بیشتر مطالعه شود . شماره هجدهم 24/11/72
: الان خواب 7/1/70 با موضوع مکان مذهبی و حالت استفراغ را خواندم یک جا صحنه ای
تعریف شده به این صورت که نوشته ام « بعد دیدم راه گلویم تنگ شده و حتی بعد از
آن سوراخ گلویم را نیز یک قطعه گوشت بند آورده ، یعنی راه گلویم با یک چیزی به
اندازه نوک انگشت بند آمده ولی باز آنرا گلویم میدانستم و میخواستم حالت استفراغ
به خودم بدهم » ¶ این
نحو تعریف کردن بنظر من نشان دهنده همان گلو و زبان کوچیکه بودن است . یعنی این
حالت همان بوجود آمدن حالت استفراغ و زبان کوچیکه است که به اندازه نوک یک انگشت
است . بعداً بیشتر مطالعه شود . شماره نوزدهم
25/11/72 : الان داشتم خواب 9/5/69 با موضوع زنده شدن مادرم را میخواندم
. در این خواب یکجا نوشته ام مثل اینکه مادرم پائین تر از من و ازجائی در آمده
بود ولی چشمهایش بسته بود و مثل اینکه من تصمیم داشتم او را بغل کرده و از آن
پائین بیاورم بالا . و در جائی دیگر نوشته ام یادم است مادرم زنده شده بود .
خواندن این خواب مرا یاد خواب فرق بین زن و مرد 26/10/68 انداخت چون در آن خواب
مادرم را کنار چاه آب دیدم و میدانستم زنده شده و دوباره خواهد مرد ضمناً ♂ را
هم کنار او دیدم . ¶ بنظرم
این دو خواب باید همانند هم باشند چون کنار چاه بودن و زنده شدن میتواند همان
معنی پائین تر از من بودن و بالا آوردن او از پائین باشد . بهر صورت این نزدیکی
بین این دو خواب هست باید بیشتر مطالعه شود .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه
بیاد آمده ها شماره بیست و هفت : تعداد نوزده عدد
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر