|
1554
|
8/9/72
|
جعفر و مزانسفال ( مغز میانی )
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : ساعت هفت و نیم صبح . الان
به اداره رسیدم . توی راه یادم به یادداشت بیاد آمده های دیشب افتاد . اینطور بنظرم
رسید که ¶ سلول
های لوکوس سرولئوس تشکیلات مشبک به دلایل زیر باید همان ♂ در
خواب چهارراه باشد . 1 : در کتاب گایتون نوشته شده این سلولها ارتباطی با نوعی
خواب rem دارند و این خواب خوابی است که هنگام
پیدائی آن حرکات سریع چشمها به وقوع می پیوندد . 2 : ¶ ♂ به
معنی رود ، نهر و ناقه پرشیر است و این میتواند جریان ارسال پیام از چشمها به
مغز و احیاناً به همین سلولهای ... باشد . 3 : ¶ من در خواب
چهارراه این سلولها را خانه دو نبش خواهرم دیدم و این یه دلیل زیر صحیح است .
الف : در خواب تله پاتی 20/2/70 جای خانه و توی کوچه♀در
تیران بودم و جای خانه ♂ دو کودک دیدم که نیمی از آنها توی
زمین بود ، چشمهایشان جور خاصی بود و حرکات سریع داشتند ، من میدانستم آنها
دارند برای عراق جاسوسی میکنند . ¶ چون این کودکان و چشمهایشان چشمهای
خودم بوده اند باید این مساله ارتباط بین سلولهای لوکوس سرولئوس و چشمها باشد .
4 : به دلیل شلوغی باجه فعلاً نمیتوانم حواسم را متمرکز کنم ولی ¶ باید روی
این مسائل فکر شود که♀ و ♂
یکی و هردو سلولهای لوکوس سرولئوس میباشند . 5 : ¶ دو نبش بودن
آنهم همان ارتباط دوگانه این سلولها با قشر منتشر و چشمها است . چون در خواب
20/2/70 که موضوع تله پاتی مطرح بوده میتوانند ¶ این سلولها
واسطه ای بین بیرون و قشر منتشر مغز باشند . 6 : ساعت دو و نیم بعد از ظهر . صبح
نتوانستم ادامه دهم ولی الان با خواندن مجدد این یادداشت و توجه بیشتر متوجه
مسائل جدیدی شدم و نظرم را بصورت زیر اصلاح میکنم . 7 : بدلیل اینکه در خواب
چهارراه ♂ را قبل از رسیدن به چهارراه دیده بودم ¶ فکر میکردم ♂
بافتی در درون مغز است ولی اکنون متوجه شدم ♂
باید چشمهای ما و اطلاعات گروه مرد گرفته شده از چشمها باشد که در نتیجه . الف :
¶ چشمها
و اطلاعات گروه مرد گرفته شده از چشمها همان رود ، نهر ، و ♂ (
ناقه پر شیر ) است . ب : ¶ در خواب چهارراه وقتی ♂ را
روبروی خانه سابقم توی پیاده رو دیدم همان ♂ یا
اطلاعات گروه مرد گرفته شده قبلی از پیرامون بوده ام . ج : ¶ در خواب تله
پاتی تاریخ 20/2/70 آن دو کودک را جای خانه ♂
دیده ام پس آنها ♂ و در اصل دو چشم من هستند . دال :
با این ترتیب این برداشت هم میتواند قابل قبول باشد که هنگام خواب rem پیامهائی توسط چشم های ما به محیط اطراف
پراکنده میشود و این همان تله پاتی است .
نتیجه کامل اینکه : 1 - ¶ پیامهای
گرفته شده توسط چشمها در زمان بیداری تا رسیدن به مغز همان رود ، نهر . و ناقه
پر شیر است . 2 - ¶
سلولهای ... خواهر من یا خانه دو نبش ♀
است . 3 - ¶ این
سلول ها از طریق بینائی پیامهای گرفته شده را به مغز و بر عکس از مغز به بینائی
میبرند . 4 - ¶
هنگام دیدن رؤیا ، این اطلاعات گروه مرد گرفته شده از پیرامون در زمانهای
گذشته است که در مغز جریان مییابد و باعث رؤیا میشود . 5 - ¶ مزانسفال و
سلولهای اختصاصی این مرکز همان دولت یا دکتر خوابهای من است . 6 - ¶ در مزانسفال
اطلاعات گرفته شده از پیرامون بصورت مرده در آمده در انبارهای مغزی بایگانی میشود
. ¶ و
بر عکس اطلاعات انبار شده یا همان مرده ها با رسیدن به مزانسفال زنده و فعال
میگردند . 7 -¶
اطلاعات مرده مغزی در زمان خواب پس از رسیدن به مزانسفال زنده و فعال میشوند
ولی ¶ همین
اطلاعات با کمک سلولهای ماده سیاه و هسته های سجافی در دوران خواب rem دوباره به مغز برگشت میشوند .8 - همانطور
که در یادداشت بیاد آمده های دیشب نوشته ام ¶ مزانسفال در
خوابهای دیگر بصورت ماشین حساب ، ♂ ، ♂ و
کهریزگون ظاهر شده . ساعت دو و نیم بعد از ظهر . فعلاً بس میکنم چون میخواهم
بروم کلاس کامپیوتر .
یافته ها :
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه
جعفر و مزانسفال ( مغز میانی )
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر