۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه

تفسیر خواب کار سلول های مغز میانی

1555
8/9/72
تفسیر خواب کار سلول های مغز میانی



×

تمام تفسیرو یافته ها : ساعت ده و یازده دقیقه شب . عجب دنیای عجیبی برای خودم بوجود آورده ام ، منکه دارم گیج میشوم . روز جمعه متوجه شدم تشکیلات مشبک پایه مغزی را میتوان به دو قسمت فوقانی و تحتانی تقسیم کرد ، من قسمت فوقانی آن را با تعریف گایتون مغز میانی دانستم و این مساله را در یادداشتی نوشتم . دیشب هم در یادداشت کوتاهی نوشته ام مزانسفال تشکیلات مشبک با نماد های دکتر ، ، ماشین حساب ، ، و شاید کهریزگون در خواب های من ظاهر میشود . برای مثال نوشته ام . 1 - در خواب چهارراه تاریخ 27/4/68  اول تصمیم داشتم را بیدار کنم و بعد وارد مطب دکتر شدم . 2 - در خواب معنی 7/9/68  صحبتی از مردن و دکتر شده . 3 - در خواب 15/9/68 با سؤال چهارراه چه سیستمی در وجود ما است را با ماشین حساب دیده ام . 4 - در خواب معنی دکتر چیست تاریخ 31/2/70 و ماشین حساب و کهریزگون دیده ام . و در شماره پنج نوشته ام شاید کهریزگون به معنی چاهی باشد که در آن سرنگونی است . این میتواند همان بخش مزانسفال تشکیلات مشبک باشد که اطلاعات مغزی از قشر منتشر به آن وارد میشود . بعد از این یادداشت ، امروز صبح توی اداره ساعت هفت و نیم یادداشت دیگری نوشتم و در آن اول مدعی شدم ، سلول های لوکوس سرولئوس تشکیلات مشبک باید خواب چهارراه 27/4/68  باشد و بعد نظر داده ام سیستم مردانه چشم های من است . البته به استناد خواب تله پاتی 20/2/70 و دیدن دو کودک در کوچه جای خانه و ... خلاصه اینکه متوجه شده ام سلول های لوکوس سرولئوس تشکیلات مشبک چه از نظر جسمی و چه از نظر سیستم روحی با چشمها و قشر منتشر مغز رابطه دارد . و واسطه ای در مسیر گرفتن اطلاعات از پیرامون و انتقال آن به قشر منتشر مغز و برعکس است . جالبی یادداشتهای من این است که الان داشتم توی فهرست مطالب دنبال خوابی میگشتم که در آن و ماشین حساب دیده ام . میخواستم تاریخ آنرا در یادداشت بیاد آمده ها ی ذکر شده ثبت کنم که رسیدم به خواب 19/10/69 با سؤال کار سلول های مغز میانی یا مدولا . فکر کردم بهترین موقع برای خواندن این خواب است که ببینم با نظرات این دوسه روز من چه نزدیکی هائی دارد . برای اینکه مغز میانی باید همان تشکیلات مشبک یا با نظر این دوسه روز من مزانسفال باشد . وقتی آن خواب را خواندم بی اندازه تعجب کردم و متوجه شدم حقایقی در مغز ما پنهان است که ما از آن بی خبریم و قبول کردم نظراتم صحیح است ، در آنجا چنین نوشته ام :
« ساعت دو و نیم شب . فقط این يادم است که در شرايطی افقي بودم و دور تر از من در سمت پاهايم ، ميدانم بود و دختر او در بغل من بود . نيز بطور افقي در بغل من و شايد سرش به طرف بود ، من داشتم با دست چپم  ناحیه پرینه و میان پای او را مالش ميدادم و نميدانم براي چي اين كار را ميكردم ، اما داشتم اين كار را ميكردم و او را هم ول نميكردم ، يك بار چهره و يك بار چهره را ديدم و داشتم با دست چپ ناحيه پرينه و ميان پاي را مالش ميدادم و نوازش ميكردم . اين حركت و رفتار مدت زماني طول كشيد و من متوجه ميشدم كه دارد حالت لذت يك انزال به من دست ميدهد و همينطور هم شد ، انزال و متعاقب آن بيدار شدم . یادم نیست روی زمین ( درخواب ) خوابیده باشم ولی بصورت افقی و روی تنه چپ بودم . اینطور حس میکنم که را دور تر از خودم و در امتداد عکس خودم ( پاهایم ) دیدم . اینطور به نظرم میآید که را هم در امتداد و جهت پدرش دیدم . شاید و پدرش در خواب یکی بوده باشند ، ولی من چهره آنها را جدا جدا وبا چهره خودشان ، یعنی را همان و را همان شناختم . وقتی ناحیه میان پای را مالش میدادم میدانستم بدن در بغل یا نزدیک من است . »
با شناختی که از مفاهیم رؤیاها دارم در این خواب 1 - من همان و بوده ام . 2 - در لغت به معنی رود ، نهر و ناقه پرشیر است . با شناختی هم که دارم پیامهای دریافتی مغز ما توسط چشم و مسیر آن تا مغز است . 3 - بر اساس مفاهیم رؤیا ، دختر یعنی دختری که است . به عبارت صحیح تر جسمی که رود و نهر است . با شناخت من سیستم زنانه . 4 -  با شناخت این دو سه روز و سؤال داده شده به مغز در آن تاریخ قبل از خواب باید من همان میان پای یعنی چیزی و نقطه ای در وسط پای او باشم . حال اگر یک سرِ پاهای چشمها و و یک سرِ دیگر قشر منتشر مغز باشد من همان مغز میانی یا همان تشکیلات مشبک پایه مغزی هستم . اگر بخواهم کاملتر بگویم من در این خواب همان سلول های ... هستم . جالب تر اینکه این سؤال و آن خواب بدنبال این فکر بوده که من حدس زده ام مغز میانی همان جعبه سیاه وجود من است . البته آن روز از این خواب چیزی نفهمیده ام ولی همانطور که در یادداشتهای این دو سه روز نوشته ام . بنظر من مزانسفال یا به عبارتی مغز میانی باید همان ... درون من و تصمیم گیرنده اصلی وجود من که همان جعبه سیاه است باشد . بگذریم ! . 5 - جالبتر اینکه شب بعد از دیدن آن خواب طی سؤالی معنی را سؤال کرده ام و در خواب دیده شده چهره ... تصویر شده . در آن زمان من چیزی درک نکردم ولی الان میتوانم بفهمم که با معنی بالاترین و برترین میتواند همان ... یعنی پیشوا و رهبر باشد ... . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل . 6 - این خواب و خوابهای همانند آن و برداشتهای این دوسه روز مفاهیم بیشمار و جدیدی در بر دارد که فعلاً آمادگی ضبط یک یک آنها را ندارم . ولی هر چه هست این نظر من صحیح است که خوابهای ما داستانی از زندگی و حیات سلولها ، بافتها و ارگانل های سلولی بدن ما است . ساعت ده و چهل و هشت دقیقه  شب . 7 - در خواب دوم آن شب حسابدار اداره مان را دیده ام که میتواند همان ماشین حساب مطرح شده باشد که باز میشود همان بخش مزانسفالی تشکیلات مشبک .

هیچ نظری موجود نیست: