۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه

کار گوش خارجی چیست

1548
30/8/72
کار گوش خارجی چیست

1
2

851
تمام خواب : یادم است اول خواب دیدم داشتم در یک جاده بیابانی رانندگی میکردم . اینطور به نظرم میرسد به سمت غرب میرفتم و رانندگی کامیونی را به عهده داشتم . تقریباً در یک نقطه از جاده که کمی سرازیری و کمی هم به سمت راست دارای پیچ بود ( جاده غرب ... حدوداً سرازیری چاجا ) ، این نقطه از جاده بدلیل بریدگی تپه یا زمین اینطرف آنطرف آن بلندتر و جاده از میان آن رد میشد . دیدم یک نفر دارد روی جاده بطرف من و کامیون میآید . در یک لحظه دیدم با اسلحه ای بصورت رگبار بطرف من تیر اندازی کرد و تصمیم به کشتن من داشت . من اینطور میدانم که هم تیر به من خورد و هم نخورد . یعنی متوجه بودم رگبار تیراندازی او به کامیون و جلو کامیون اصابت کرد و مانده ام گلوله ها به من خورد یا نخورد . البته میدانم یکی به دلیل خوردن تیر به من و یکی به دلیل اینکه میخواستم از در سمت راست ماشین فرار کنم ( یادم است هیکلم از در سمت راست کامیون به سمت بیرون خم شد ) همانطور که توی کامیون بودم مثل جسدی هیکلم از توی کامیون به بیرون خم شد . اما مثل اینکه وجود تپه سمت راست باعث شد هیکلم از ماشین بیرون نیفتد . بعد یادم است بی حرکت به همان حالت ماندم ولی در فکر بودم که مرده ام یا زنده هستم . در اینجا شخص تیراندازی کننده را روبرویم میدیدم و متوجه شدم او فکر کرد من مرده ام به همین دلیل راه خودش را گرفت و رفت ( برگشت ) . بعد از این صحنه مسائلی پیش آمد و کارهائی کردم ولی یادم نیست .
تمام خواب بعد : بعد از بیدار شدن و دوباره خواب رفتن یادم است در جائی مثل خانه پدری ام بودم ( خانه لب خط ) ولی منظره و خانه جور دیگری بود . اینجا یک خانه نوساز اما گِلی دیدم که میدانستم خانه خودم است و تازه ساخته و تمام شده . خانه مال خودم بود و میدانستم خواهرم نیز برای ساخت آن همکاری کرده . یک جا یادم است در یک فضای پارکینگ مانند بودم که تقریباً جای خونه چی فعلی بود . متوجه بودم بجای در ، یک پرده بزرگ جلو آن در سمت جنوب گرفته شده . البته برای اینکه فضای جلو آن محوطه پارکینگ مانند باز نباشد این پرده گرفته شده بود . در این حالت که نگاه من از توی پارکینگ یا خونه چی به سمت جنوب و آن پرده گرفته شده بود . میدانستم سمت چپم ساختمان خانه من است که تازه تمام شده و کاهگلی است . بعد یادم است در محوطه ی ایوان مانند خانه بودم که این محوطه ایوان مانند هم سطح زمین و بدون ارتفاع بود . در اینجا نمیدانم از طرف کوچه یا خانه استاد کسی یا کسانی به سمت من آمدند که من با آنها درگیر شدم و جهت دفاع از خودم مثل اینکه آنها را کشتم . البته یک جا هم یادم است گردن یا شانه یک نفر را با دست گرفته بودم و با مشت بر سر او میزدم ... خلاصه این صحنه درست یادم نیست . حتی نمیدانم آنها انسان بودند یا چیز دیگری ولی یادم است داشتم از خودم دفاع میکردم و برای اینکه به من ضربه نزند داشتم چنین کاری میکردم . وقتی بیدار شدم مسائل و داستان خواب یادم بود ولی الان یادم نیست .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: