|
1548
|
30/8/72
|
کار گوش خارجی چیست
|
|
1
|
2
|
|
851
|
|
♣ تمام خواب : یادم است اول خواب دیدم داشتم در یک جاده بیابانی رانندگی
میکردم . اینطور به نظرم میرسد به سمت غرب میرفتم و رانندگی کامیونی را به عهده
داشتم . تقریباً در یک نقطه از جاده که کمی سرازیری و کمی هم به سمت راست دارای
پیچ بود ( جاده غرب ... حدوداً سرازیری چاجا ) ، این نقطه از جاده بدلیل بریدگی
تپه یا زمین اینطرف آنطرف آن بلندتر و جاده از میان آن رد میشد . دیدم یک نفر
دارد روی جاده بطرف من و کامیون میآید . در یک لحظه دیدم با اسلحه ای بصورت
رگبار بطرف من تیر اندازی کرد و تصمیم به کشتن من داشت . من اینطور میدانم که هم
تیر به من خورد و هم نخورد . یعنی متوجه بودم رگبار تیراندازی او به کامیون و
جلو کامیون اصابت کرد و مانده ام گلوله ها به من خورد یا نخورد . البته میدانم
یکی به دلیل خوردن تیر به من و یکی به دلیل اینکه میخواستم از در سمت راست ماشین
فرار کنم ( یادم است هیکلم از در سمت راست کامیون به سمت بیرون خم شد ) همانطور
که توی کامیون بودم مثل جسدی هیکلم از توی کامیون به بیرون خم شد . اما مثل
اینکه وجود تپه سمت راست باعث شد هیکلم از ماشین بیرون نیفتد . بعد یادم است بی
حرکت به همان حالت ماندم ولی در فکر بودم که مرده ام یا زنده هستم . در اینجا
شخص تیراندازی کننده را روبرویم میدیدم و متوجه شدم او فکر کرد من مرده ام به
همین دلیل راه خودش را گرفت و رفت ( برگشت ) . بعد از این صحنه مسائلی پیش آمد و
کارهائی کردم ولی یادم نیست . ♠
تمام خواب بعد : بعد از
بیدار شدن و دوباره خواب رفتن یادم است در جائی مثل خانه پدری ام بودم ( خانه لب
خط ) ولی منظره و خانه جور دیگری بود . اینجا یک خانه نوساز اما گِلی دیدم که
میدانستم خانه خودم است و تازه ساخته و تمام شده . خانه مال خودم بود و میدانستم
خواهرم نیز برای ساخت آن همکاری کرده . یک جا یادم است در یک فضای پارکینگ مانند
بودم که تقریباً جای خونه چی فعلی بود . متوجه بودم بجای در ، یک پرده بزرگ جلو
آن در سمت جنوب گرفته شده . البته برای اینکه فضای جلو آن محوطه پارکینگ مانند
باز نباشد این پرده گرفته شده بود . در این حالت که نگاه من از توی پارکینگ یا
خونه چی به سمت جنوب و آن پرده گرفته شده بود . میدانستم سمت چپم ساختمان خانه
من است که تازه تمام شده و کاهگلی است . بعد یادم است در محوطه ی ایوان مانند
خانه بودم که این محوطه ایوان مانند هم سطح زمین و بدون ارتفاع بود . در اینجا نمیدانم
از طرف کوچه یا خانه استاد ♂ کسی یا کسانی به سمت من آمدند که من
با آنها درگیر شدم و جهت دفاع از خودم مثل اینکه آنها را کشتم . البته یک جا هم یادم
است گردن یا شانه یک نفر را با دست گرفته بودم و با مشت بر سر او میزدم ...
خلاصه این صحنه درست یادم نیست . حتی نمیدانم آنها انسان بودند یا چیز دیگری ولی
یادم است داشتم از خودم دفاع میکردم و برای اینکه به من ضربه نزند داشتم چنین
کاری میکردم . وقتی بیدار شدم مسائل و داستان خواب یادم بود ولی الان یادم نیست
. ♠
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه
کار گوش خارجی چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر