|
1550
|
2/9/72
|
اسب و مرد فلسطینی
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام خواب ♀ : ساعت یازده شب . امروز ♀
برایم تعریف کرد برای ♀ خواستگار آمده و گفت مانده است جواب
بلی بدهد یا جواب خیر . چون گفته بود او داماد را ندیده من خواستم ترتیبی بدهد
دوباره آنها به منزلشان بیایند و در صورتی که مساله مهمی در میان نبود قبول کند
. بعد او در باره خوابهایش تعریف کرد . او گفت چند شب پیش خواب دیده یک مرد در
حالی که مثل فلسطینی ها پارچه ای به دور سر و گردنش پیچیده بود بایک اسب وارد
دالان منزل آنها شده و از ♀ خواسته با پا گذاشتن توی
رکاب سوار آن اسب شود . ♀ میگفت او ترسیده و نرفته
سوار شود ولی آن مرد با آن هیبت از او میخواسته سوار شود . من از او پرسیدم در
روز قبل از دیدن خواب چه افکاری داشته ، اوگفت در فکر این بوده که جواب
خواستگارها را چی بدهد و در آن باره فکر داشته . مورد دیگری نیز از خوابی دیگر
گفت که فعلاً در ذهنم نیست . ♦
توضیحات و یافته ها : وقتی ♀
خواب خودش را برایم تعریف کرد من از خواب او چیزی درک نکردم ، ولی ¶ متوجه شدم
اسب در این خواب او هم "همانند خواب قبلی او" نمادی از
تناسلی مردانه ، و خودش نمادی از تناسلی زنانه است . بعد هم فکر
کردم و متوجه شدم ¶ خواب
او بر اساس افکار او بوجود آمده و آن مرد و اسب هر دو یکی و نمادی از
تناسلی مرد بوده اند ، مخصوصاً به این موضوع توجه کردم که ¶ پیچیده
بودن پارچه به دور گردن آن شخص میتواند شکل ظاهری تناسلی مردانه را برساند ، اما
درآن لحظه از خواب ترس او از قبول این خواستگاری مطرح شده بوده که نرفته سوار آن
اسب شود . ¶ به
نظر من میتوان این خواب او را اینطور تفسیرکرد که آن مرد یا اسب همان خواستگار و
خودش ♀ بوده . یعنی تناسلی مرد خواستگار و تناسلی خودش نمادی
شده بجای ♀ . ¶ در کل این
خواب داستانی از زبان تناسلی خودش در برخورد با تناسلی مرد در لحظه ای از زندگی
اش بوده .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : اسب : : مرد 2.34 . ¶ . من یا دیگران : در این خواب اسب تناسلی مرد و دالان واژن زن
بوده 1/1/74 - 6.9 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دالان : : تناسلی زن 12.6 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : اسب : : تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : مرد : : تناسلی مرد 12.6 . ¶ . تفسیرها : 12/12/72 - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه
اسب و مرد فلسطینی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر