|
1543
|
21/8/72
|
راه و روش تصویر شدن صحنه های دیده
شده در خواب
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام یادداشت و یافته ها : ساعت نه و پنجاه دقیقه شب . دیروز ... تصمیم به رفتن
ندارم و مشغول نوشتن و پاکنویس هستم . در اینجا دو مساله به ذهنم رسیده بهتر
دیدم یاددشت کنم .
1 : مساله اول این است که فکر کردم بهتر
است نحوه بررسی و تفسیر تصاویر دیده شده در خوابهایم را بصورت یادداشتی بنویسم
هر چند خودم به این مساله آشنا هستم ولی برای مطالعات بعدی و بایگانی شدن بهتر
است نوشته شود ، ضمناً ما در خوابهایمان
تصاویری می بینیم و احساس هائی درک میکنیم و همانطور که نوشته ام این
تصاویر و احساسها میتوانند جای هم قرار گیرند و باید در هر مرحله از زاویه دید
آن تصویر یا احساس موضوع بررسی شود . برای مثال در خواب 9/11/71 با سؤال باد شکم
یعنی چه دیدم مردی با قدرت و صلابت لباسهای ♀ را
کَند و او را توی کَندِه هل داد که در اینجا مسائل آن خواب میتواند اینطور مورد
توجه قرار گیرد .
الف : آن مرد همان کنده و ♀
جسم هل داده شده توی کنده بوده . البته در اینجا کنده با همان معنی کندن و کنده
شدن ظاهر شده . ب : صحنه به این صورت بود که وقتی آن مرد لباسهای ♀ را
کند اورا توی کنده هل داد و این نشان دهنده کنده شدن پائین تنه ♀ بوده
، یعنی پائین تنه ♀ دراین مرحله کنده شده بوده . ج : در
این صحنه من که ناظر این جریان بودم همان ♀ ، و
پائین تنه کنده شده او ، و همان مرد ریشو و کنده توی زمین بوده ام . دال : در
آخر همین صحنه ♀ را توی کنده بطوری دیدم که نیمه بدن
او توی کنده بود . در اینجا ♀ میتواند یا در ته کنده
ایستاده باشد ، یا روی سکوئی در حد فاصل دهانه و ته کنده ، و یا روی وسیله ای در
ته کنده .
هه : در صحنه بعد من یک سکوئی در میانه کنده دیده ام .
این سکو همان من ، و من میانه کنده بوده ام . در اینجا ♀ با
شکل جدید ، سکو و آن مرد ، یا کنده با شکل میانه کنده ظاهر شده . و : منظور من
از نوشتن این یادداشت این است که در اینجا دیگر باید مساله از دید و نگاه ♀ یا
کنده دیده نشود بلکه از دید سکو و میانه کنده و به عبارتی از دید سکوئی در میانه
کنده دیده شود . یعنی هر اتفاقی در اینجا برای سکو و میانه کنده می افتد باید از
زاویه دید و نگاه آنها بررسی شود . ز : چون باز در اینجا هم ما یعنی شخص خواب
بیننده همان سکو و میانه کنده است باید اتفاقات افتاده شده برای سکو و میانه
کنده با دید و شناخت فرهنگ مغز ما باشد که باز مساله بر میگردد به روابط اجتماعی
و شناخت ما از پیرامون و اتفاقات افتاده شده برای ما . ح : منظور من این است که
وقتی من ( در خواب ) سکوئی میبینم باید از دید آن سکو اتفاقات افتاده شده برای
سکو را با ذهنیت و شناخت یک انسان تعریف کنم . برای بهتر درک شدن موضوع مثالی از
الان خودم در بیداری میزنم . ط : الان روز جمعه است و من پشت میز توی اطاق غربی
منزلم نشسته ام . ساعت ده و نیم صبح است و هوا ابری و بارانی است ، سمت چپ من
روی میز یک چراغ مطالعه روشن است و یک ساعت دیجیتال و یک جعبه دستمال کاغذی و یک
دفترچه یادداشت و دو کلاسور یادداشت با یک خط کش و کلیدهای میز و دولاب روی میزم
است ، ضمناً جعبه عینک و خودنویس هم روی میز است . کف اطاق قالی پهن است و بخاری
گازی روشن است و یک کتری روحی روی بخاری است . اطراف اطاق دو پتو پهن است و
بالشهائی روی آن است و ... با نوشتن این مسائل میخواهم اینرا بگویم که اگر ما در
خوابهایمان یک چنین صحنه ای ببینیم میتوانیم جای تمام آن اشیاء قرار گیریم و
همان شئ دیده شده باشیم اما اصل حرف من این است که در آن لحظه باید
اتفاقاتی را در نظر بگیریم که برای آن شئ بخصوص روی میدهد . مثلاً اگر در آن
لحظه از خواب ما آب توی کتری گذاشته شده روی بخاری باشیم و بخواهیم از زبان آب
حرف بزنیم و صحنه گرم شدن آب را تشریح کنیم میتوانیم با همین شکل خودش یعنی گرم
شدن حرف بزنیم و مثلاً بگوئیم ( از قول آب ) توی اطاقی بودم ( توی کتری ) و کم
کم داشت گرمم میشد ، یا اگر جای کلاسور
یادداشت روی میز باشیم و بخواهیم از برداشته شدن کلاسور و باز شدن و خوانده شدن
نوشته های درون آن حرفی بزنیم میتوانیم بگوئیم مشغول گشتن توی جیبم دنبال دستمال
یا کلید شدم ( توضیح اینکه دستمال و کلید هر دو در گروه جسم قرار دارند و میتوانند جانشین نوشته
های توی کلاسور شوند چون نوشته و خط هم در گروه جسم قرار دارند ) . ی : بهر صور
ت در هر صحنه از خواب باید ما خودمان را جای آن شئ یا شخص قرار دهیم و از زبان و
دید او حرف بزنیم . این حرف زدن و تعریف کردن باید طوری باشد که در رابطه با یک
انسان یعنی خود ما باشد و همین موضوع است که صحنه های جالب و بی معنی در خوابهای
ما بوجود میآورد . برای مثال اگر در خوابی من گرگ باشم و بخواهم از قول گرگ حرف
بزنم و اتفاقات پیش آمده برای خودم را تعریف کنم مسلماً باید دنبال داستانی
بگردم که میتواند هم ازدریچه چشم گرگ درست باشد و هم از دریچه چشم انسان .
بهترین صحنه برای تعریف شدن از دریچه چشم گرگ که بتواند با شناخت انسان هم جور
در بیاید بودن توی بیابان یا بودن در محیطی برفی و کوهستانی یا بودن در محیطی
برفی نزدیکی روستا در بیابان است که البته این صحنه برای خود من در خواب
21/10/70 با سؤال فرق بین پله و پل اتفاق افتاد . بهتر است به آن خواب مراجعه
شود . در اینجا دیدن بیابان یا زمین برفی و یخی یا دیدن منظره یک روستا از داخل
بیابان میانگینی از دیدگاه یک گرگ و یک انسان است و میتواند داستان درست باشد
ولی این داستان نمیتواند درست باشد که ما در یک صحنه از خواب گرگ باشیم و خودمان
را توی اطاق پشت میز ببینیم . نتیجه : نتیجه اینکه وقتی ما میدانیم در یک صحنه
از خواب شیئ یا شخص دیده شده هستیم باید شناخت آن شئ یا شخص را از پیرامون و
اتفاقات افتاده شده برای او در نظر بگیریم و آن اتفاقات افتاده شده برای او را
با دید و شناخت خودمان از مسائل تشریح و تفسیر کنیم . ک : مثال بعدی را میتوانم
باز از همان خواب کَندِه و ♀ بزنم . در صحنه بعدی دیده ام
♀ توی بغل من است و پائین تنه او لخت است . من کوشش داشتم
پائین تنه لخت خودم ( کَندِه ) را به پائین تنه او ( کنده ) بچسبانم که البته
میدانم من در اینجا همان کنده و ♀ همان ♀
بوده پس در حالی که من کنده هستم بغل گرفتن ♀ که
♀ بوده حرف صحیحی است چون این صحنه همان صحنه قبلی یعنی
توی کنده بودن پائین تنه ♀ بوده . در آنجا من پائین تنه
♀ را توی کنده دیدم و در اینجا من همان کنده بوده ام که ♀ را
در میان داشته ام ولی چون صحنه عوض شده و ♀
جانشین ♀ شده . البته میتوانسته در این صحنه ♀
خودش ظاهر شود و ♀ نباشد اما مغز من مسلماً منظوری
برای تصویر کردن ♀ جای ♀
داشته . شاید دلایل زیر باعث جانشین شدن ♀ برای ♀
باشد . ک 1 : چون لباسهای ♀
کنده شده باید ♀ لاغر نشان داده شود و به همین دلیل ♀ که
لاغرتر از ♀ است تصویر شده . ک 2 : چون ♀
کوتاهتر از ♀ است و ♀
لاغرتر و بلندتر مغز من برای مشخص تر بودن دو نیمه کنده شده و پوشیده شده ♀
بجای او ♀ را انتخاب کرده . ک 3 : شاید چون
چیزی از ♀ کم شده ( لباسهایش کنده شده ) دیگر
آن ♀ همان ♀ قبلی نبوده و باید با تصویری
دیگر ظاهر میشده که ♀ بهترین سوژه است زیرا دختر ♀
است و شرایط دیگر برای تصویر شدن بجای ♀ را هم دارد
. نمیدانم توانستم منظورم را برسانم یا نه ولی فکر میکنم تا اینجا بس باشد میروم
سراغ موضوع دوم .
2 - وقتی چند روز پیش ♂
همکار پستی ما به ... ( جای آقای ♂ ) منتقل شد به ذهنم خطور کرد متوجه
باشم ببینم کِی او در خوابهای من ظاهر میشود و حدس زدم باید با معنی فامیل خود
یعنی ♂ در خواب ظاهر شود ولی هرچه فکر کردم نتوانستم سوژه ای
پیدا کنم که او بتواند با معنی♂ ظاهر شود اما حدس زدم باید در رابطه
با بهتر شدن و بطرف خوبتر رفتن تصویر شود . این موضوع گذشت تا اینکه در تاریخ
19/8/72 خوابی دیدم و برای اولین بار تصویر مبهمی از ♂ در
ذهنم توی خواب نقش بست . بعد متوجه شدم او با همین معنی در خواب ظاهر شده و در
اصل او در آن خواب جانشین cpu یا پردازش
مرکزی کامپیوتر شده . یعنی سیستمی که یک مساله را مرتب می پروراند تا به نتیجه
برسد . همانطور که در آن خواب هم نوشته ام چون روزهای قبل از دیدن آن خواب توجهم
به پیش نویس های متعدد نوشته شده به دبیر خانه چهارمین کنگره پژوهشهای روانپزشکی
و روانشناسی جلب بوده همین باعث دیدن خوابی شده که ♂ و
کامپیوتر در یک ردیف قرار گیرند و ... در خواب من نمادی برای پردازش مرکزی
کامپیوتر شود . در حاشیه : این مساله سرِ دراز دارد و باید بجای خود مورد بحث
قرار گیرد . ساعت ده و پنجاه و نه دقیقه صبح جمعه 21/8/72 پلاک 12 .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه
راه و روش تصویر شدن صحنه های دیده شده در خواب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر