۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه

راه و روش تصویر شدن صحنه های دیده شده در خواب

1543
21/8/72
راه و روش تصویر شدن صحنه های دیده شده در خواب



×

 تمام یادداشت و یافته ها : ساعت نه و پنجاه دقیقه شب . دیروز ... تصمیم به رفتن ندارم و مشغول نوشتن و پاکنویس هستم . در اینجا دو مساله به ذهنم رسیده بهتر دیدم یاددشت کنم .
1 : مساله اول این است که فکر کردم بهتر است نحوه بررسی و تفسیر تصاویر دیده شده در خوابهایم را بصورت یادداشتی بنویسم هر چند خودم به این مساله آشنا هستم ولی برای مطالعات بعدی و بایگانی شدن بهتر است نوشته شود ، ضمناً ما در خوابهایمان  تصاویری می بینیم و احساس هائی درک میکنیم و همانطور که نوشته ام این تصاویر و احساسها میتوانند جای هم قرار گیرند و باید در هر مرحله از زاویه دید آن تصویر یا احساس موضوع بررسی شود . برای مثال در خواب 9/11/71 با سؤال باد شکم یعنی چه دیدم مردی با قدرت و صلابت لباسهای را کَند و او را توی کَندِه هل داد که در اینجا مسائل آن خواب میتواند اینطور مورد توجه قرار گیرد .
الف : آن مرد همان کنده و جسم هل داده شده توی کنده بوده . البته در اینجا کنده با همان معنی کندن و کنده شدن ظاهر شده . ب : صحنه به این صورت بود که وقتی آن مرد لباسهای را کند اورا توی کنده هل داد و این نشان دهنده کنده شدن پائین تنه بوده ، یعنی پائین تنه دراین مرحله کنده شده بوده . ج : در این صحنه من که ناظر این جریان بودم همان ♀ ، و پائین تنه کنده شده او ، و همان مرد ریشو و کنده توی زمین بوده ام . دال : در آخر همین صحنه را توی کنده بطوری دیدم که نیمه بدن او توی کنده بود . در اینجا میتواند یا در ته کنده ایستاده باشد ، یا روی سکوئی در حد فاصل دهانه و ته کنده ، و یا روی وسیله ای در ته کنده .
هه : در صحنه بعد من یک سکوئی در میانه کنده دیده ام . این سکو همان من ، و من میانه کنده بوده ام . در اینجا با شکل جدید ، سکو و آن مرد ، یا کنده با شکل میانه کنده ظاهر شده . و : منظور من از نوشتن این یادداشت این است که در اینجا دیگر باید مساله از دید و نگاه یا کنده دیده نشود بلکه از دید سکو و میانه کنده و به عبارتی از دید سکوئی در میانه کنده دیده شود . یعنی هر اتفاقی در اینجا برای سکو و میانه کنده می افتد باید از زاویه دید و نگاه آنها بررسی شود . ز : چون باز در اینجا هم ما یعنی شخص خواب بیننده همان سکو و میانه کنده است باید اتفاقات افتاده شده برای سکو و میانه کنده با دید و شناخت فرهنگ مغز ما باشد که باز مساله بر میگردد به روابط اجتماعی و شناخت ما از پیرامون و اتفاقات افتاده شده برای ما . ح : منظور من این است که وقتی من ( در خواب ) سکوئی میبینم باید از دید آن سکو اتفاقات افتاده شده برای سکو را با ذهنیت و شناخت یک انسان تعریف کنم . برای بهتر درک شدن موضوع مثالی از الان خودم در بیداری میزنم . ط : الان روز جمعه است و من پشت میز توی اطاق غربی منزلم نشسته ام . ساعت ده و نیم صبح است و هوا ابری و بارانی است ، سمت چپ من روی میز یک چراغ مطالعه روشن است و یک ساعت دیجیتال و یک جعبه دستمال کاغذی و یک دفترچه یادداشت و دو کلاسور یادداشت با یک خط کش و کلیدهای میز و دولاب روی میزم است ، ضمناً جعبه عینک و خودنویس هم روی میز است . کف اطاق قالی پهن است و بخاری گازی روشن است و یک کتری روحی روی بخاری است . اطراف اطاق دو پتو پهن است و بالشهائی روی آن است و ... با نوشتن این مسائل میخواهم اینرا بگویم که اگر ما در خوابهایمان یک چنین صحنه ای ببینیم میتوانیم جای تمام آن اشیاء قرار گیریم و همان شئ دیده شده باشیم اما اصل حرف من این است که در آن لحظه   باید اتفاقاتی را در نظر بگیریم که برای آن شئ بخصوص روی میدهد . مثلاً اگر در آن لحظه از خواب ما آب توی کتری گذاشته شده روی بخاری باشیم و بخواهیم از زبان آب حرف بزنیم و صحنه گرم شدن آب را تشریح کنیم میتوانیم با همین شکل خودش یعنی گرم شدن حرف بزنیم و مثلاً بگوئیم ( از قول آب ) توی اطاقی بودم ( توی کتری ) و کم کم داشت گرمم میشد ، یا اگر  جای کلاسور یادداشت روی میز باشیم و بخواهیم از برداشته شدن کلاسور و باز شدن و خوانده شدن نوشته های درون آن حرفی بزنیم میتوانیم بگوئیم مشغول گشتن توی جیبم دنبال دستمال یا کلید شدم ( توضیح اینکه دستمال و کلید هر دو در  گروه جسم قرار دارند و میتوانند جانشین نوشته های توی کلاسور شوند چون نوشته و خط هم در گروه جسم قرار دارند ) . ی : بهر صور ت در هر صحنه از خواب باید ما خودمان را جای آن شئ یا شخص قرار دهیم و از زبان و دید او حرف بزنیم . این حرف زدن و تعریف کردن باید طوری باشد که در رابطه با یک انسان یعنی خود ما باشد و همین موضوع است که صحنه های جالب و بی معنی در خوابهای ما بوجود میآورد . برای مثال اگر در خوابی من گرگ باشم و بخواهم از قول گرگ حرف بزنم و اتفاقات پیش آمده برای خودم را تعریف کنم مسلماً باید دنبال داستانی بگردم که میتواند هم ازدریچه چشم گرگ درست باشد و هم از دریچه چشم انسان . بهترین صحنه برای تعریف شدن از دریچه چشم گرگ که بتواند با شناخت انسان هم جور در بیاید بودن توی بیابان یا بودن در محیطی برفی و کوهستانی یا بودن در محیطی برفی نزدیکی روستا در بیابان است که البته این صحنه برای خود من در خواب 21/10/70 با سؤال فرق بین پله و پل اتفاق افتاد . بهتر است به آن خواب مراجعه شود . در اینجا دیدن بیابان یا زمین برفی و یخی یا دیدن منظره یک روستا از داخل بیابان میانگینی از دیدگاه یک گرگ و یک انسان است و میتواند داستان درست باشد ولی این داستان نمیتواند درست باشد که ما در یک صحنه از خواب گرگ باشیم و خودمان را توی اطاق پشت میز ببینیم . نتیجه : نتیجه اینکه وقتی ما میدانیم در یک صحنه از خواب شیئ یا شخص دیده شده هستیم باید شناخت آن شئ یا شخص را از پیرامون و اتفاقات افتاده شده برای او در نظر بگیریم و آن اتفاقات افتاده شده برای او را با دید و شناخت خودمان از مسائل تشریح و تفسیر کنیم . ک : مثال بعدی را میتوانم باز از همان خواب کَندِه و بزنم . در صحنه بعدی دیده ام توی بغل من است و پائین تنه او لخت است . من کوشش داشتم پائین تنه لخت خودم ( کَندِه ) را به پائین تنه او ( کنده ) بچسبانم که البته میدانم من در اینجا همان کنده و همان بوده پس در حالی که من کنده هستم بغل گرفتن که بوده حرف صحیحی است چون این صحنه همان صحنه قبلی یعنی توی کنده بودن پائین تنه بوده . در آنجا من پائین تنه را توی کنده دیدم و در اینجا من همان کنده بوده ام که را در میان داشته ام ولی چون صحنه عوض شده و جانشین شده . البته میتوانسته در این صحنه خودش ظاهر شود و نباشد اما مغز من مسلماً منظوری برای تصویر کردن جای داشته . شاید دلایل زیر باعث جانشین شدن برای باشد . ک 1 : چون لباسهای کنده شده باید لاغر نشان داده شود و به همین دلیل که لاغرتر از است تصویر شده . ک 2 : چون کوتاهتر از است و لاغرتر و بلندتر مغز من برای مشخص تر بودن دو نیمه کنده شده و پوشیده شده بجای او را انتخاب کرده . ک 3 : شاید چون چیزی از کم شده ( لباسهایش کنده شده ) دیگر آن همان قبلی نبوده و باید با تصویری دیگر ظاهر میشده که بهترین سوژه است زیرا دختر است و شرایط دیگر برای تصویر شدن بجای را هم دارد . نمیدانم توانستم منظورم را برسانم یا نه ولی فکر میکنم تا اینجا بس باشد میروم سراغ موضوع دوم .
2 - وقتی چند روز پیش همکار پستی ما به ... ( جای آقای ) منتقل شد به ذهنم خطور کرد متوجه باشم ببینم کِی او در خوابهای من ظاهر میشود و حدس زدم باید با معنی فامیل خود یعنی در خواب ظاهر شود ولی هرچه فکر کردم نتوانستم سوژه ای پیدا کنم که او بتواند با معنی ظاهر شود اما حدس زدم باید در رابطه با بهتر شدن و بطرف خوبتر رفتن تصویر شود . این موضوع گذشت تا اینکه در تاریخ 19/8/72 خوابی دیدم و برای اولین بار تصویر مبهمی از در ذهنم توی خواب نقش بست . بعد متوجه شدم او با همین معنی در خواب ظاهر شده و در اصل او در آن خواب جانشین cpu یا پردازش مرکزی کامپیوتر شده . یعنی سیستمی که یک مساله را مرتب می پروراند تا به نتیجه برسد . همانطور که در آن خواب هم نوشته ام چون روزهای قبل از دیدن آن خواب توجهم به پیش نویس های متعدد نوشته شده به دبیر خانه چهارمین کنگره پژوهشهای روانپزشکی و روانشناسی جلب بوده همین باعث دیدن خوابی شده که و کامپیوتر در یک ردیف قرار گیرند و ... در خواب من نمادی برای پردازش مرکزی کامپیوتر شود . در حاشیه : این مساله سرِ دراز دارد و باید بجای خود مورد بحث قرار گیرد . ساعت ده و پنجاه و نه دقیقه صبح جمعه 21/8/72 پلاک 12 . 

هیچ نظری موجود نیست: