1764
|
19/5/73
|
موش و گربه
|
1
|
1
|
951
|
||
♣ تمام خواب : یک بار یادم است دیشب خوابی دیده و بیدار شده بودم .
تصمیم داشتم بلند شوم ولی خوابم برد و الان آن خواب یادم نیست . اما یادم است
خواب دیدم توی ساختمانی که اطاق های تو در تو داشت بودم . هوا تاریک بود و من
دید کمی داشتم . یکجا توی اطاقی بودم و کسانی دیگر هم بودند یک جا مثل اینکه ♀ را
هم دیدم . توی اطاقی یادم است یک دسته اسکناس نو توی دستم بود و میخواستم بشمارم
مثل اینکه زنی هم آنجا بود . من شروع به شمردن اسکناسها کردم ولی تمام نکردم ،
کمی از آنرا که شمردم دیگر نشمردم و مثل اینکه آنها را توی طاقچه ای گذاشتم ولی
فکر اینرا کردم کسی آنها را بر ندارد . بعد میخواستم از اطاق خارج شوم ، زنی توی
در خوابیده بود ، جلو در از تکان خوردن پاهای او میدانستم بیدار است ، من از روی
او گذشتم و اینطور یادم است وارد هال و بعد وارد اطاق بغل این اطاق شدم . در
اینجا چون تاریک و بینائی من کم بود یک مرتبه وقتی وارد اطاق شدم پایم را روی
چیزی گذاشتم که بعد متوجه شدم روی صورت بچه ای خوابیده روی زمین گذاشته ام ، بعد
یادم است از بالای سر او روی آن بچه خوابیده دولا شده بودم و کوشش میکردم در
تاریکی ببینم روی چی پا گذاشته ام . اول از این اتفاق ناراحت بودم ولی بعد دیدم
آن کودک مشغول نگاه کردن به من و ذوق کردن و دست و پا زدن است ، در اینجا رفتار ♂ ♀
برایم تداعی شد که با دیدن من دست و پا میزند و خوشحالی میکند ولی چهره کودک
دیده شده هر چند نزدیک به ♂ بود ولی پیام نبود و من در تاریکی
کم کم چهره خوشحال و ذوق زده فعال آن کودک را دیدم و از ناراحتی و هول پا گذاشتن
روی چهره او بیرون آمدم و مشغول نگاه کردن او شدم . در اینجا اینطور یادم است
چیزی دور اطاق شروع به دویدن کرد و من چیزی بر داشتم و به طرف آن پرتاب کردم .
یک بار هم دوباره چیزی پرتاب کردم که منظور من خوردن آن چیز پرتاب شده به آن
چیزی بود که دور اطاق میگشت ( میدوید ) . یک لحظه دیدم چیز پرتاب شده من توی دست
و پای آن چیز قرار گرفت و شروع به غلطیدن روی زمین دور هم کردند ، بعد متوجه شدم
آن چیز گردش کننده دور اطاق یک موش است ، در این حال دیدم هنوز آن دوچیز
نایستاده گربه ای از دم در اطاق روی آنها پرید و موش را به چنگال و دندان گرفت ،
تازه متوجه شدم آن چیز دونده یک موش بوده . من در صحنه ای آن موش را با شکل و
شمایل خودش دیدم که موش بود با گوشهای بزرگ که فکر میکنم سوراخی هم گوشهای او
داشت ، اینطور در ذهنم است آن موش شکل یکی از موشهای کارتونها بود ( کارتونهای
تلویزیون ) که گوشی دراز ( بزرگ ) و رنگی قهوه ای دارد . تقریباً وقتی موش را به
تنهائی در اسارت گربه دیدم بنظرم موش آمد که جائی بصورت شیرینی دیده ام . یعنی
درآن لحظه من آنرا چیزی خوردنی از نوع شیرینی دانستم ( در یک لحظه ) ولی میدیدم
او موشی با گوشهای بزرگ قهوه ای رنگ است که توسط آن گربه به سرعت گرفته شد و آن
گربه میخواهد آنرا بخورد . در اینجا چیز دیگری یادم نیست ولی خواب من صحنه های
بیشتری داشت و کارهای دیگری هم توی آن اطاقها انجام شد که یادم نیست . توضیح : 1
- وقتی وارد اطاق شدم و پایم را روی آن کودک گذاشتم صدائی شنیدم که تقریباً میشود
گفت صدای فشار آمده بر صورت آن کودک و صدای چلاندن او بود . 2 - اینطور یادم است
بعد دیدم آن کودک روی زمین خوابیده و من روی صورت او دولا هستم ، به دلیل تاریکی
اطاق کوشش داشتم به صورت او نزدیک شوم تا ببینم روی چی پا گذاشته ام که دیدم آن
کودک مشغول ذوق کردن و دست و پا زدن است و از دیدن من دارد خوشحالی میکند . 3 -
من تقریباً روی آن کودک خم بودم و داشتم اورانگاه میکردم . 4 - توی اطاق اول ،
زنی که توی اطاق جلو در خوابیده بود مثل اینکه یک پایش ( پای راست ) را از زانو
در حال دراز کش کمی خم کرده بود . ♠
/////////////////////////////////////////////
چکیدهی
یافتههای درست و اشتباه گذشته :
/
8/2/75
/
در این خواب من همان گربه دیده شده، و آن کودک، موش زیر چنگال من بوده 4.18 .
/
8/2/75
/
در این خواب یک جا نوشتهام پایم را روی صورت بچهای خوابیده روی زمین گذاشتم و یک
جا نوشتهام گربهای موش را به چنگال و دندان گرفت و یک جا هم موش را بهصورت
شیرینی دیدهام. بهنظرمن علت دیدن این صحنههای جور واجور این است که تمام این
صحنهها یکی و من همان گربه و موش دیده شده بودهام منتها از دید خودم و مسائل
مربوط به خودم، درنتیجه خود من آن گربه، و آن کودک موش زیر دستوپای من بوده، -
8.12 .
/
22/10/90
/
با توجه به معانی و مفاهیم خواب 27/3/76 با سؤال «منصور یعنی چه، معنی
منصور چیست» که در آن ناهید جانشین گربه شده، در این خواب ناهید خودِ من، و
من همان گربه (و موش) دیدهشده بودهام.
/
22/10/90
/
در این خواب موش دیده شده، ذرات بنیادی ی در حال گردش در پوست، و در گیرندههای
حسی مستقر در پوست و غشاء بوده.
/
22/10/90 / موش یا ذرات بنیادی ی این خواب، زیر مجموعهی گربه، و گربه مجموعه یِ
موشها یا ذرات بنیادی یک سلول یا بافت، و بدن پر سلولی بوده.
/
22/10/90
/
نوشتهام یک لحظه دیدم چیز پرتاب شده من توی دست و پای آن چیز قرار گرفت و شروع به
غلطیدن روی زمین دور هم کردند و بعد متوجه شدم آن چیز گردش کننده دور اتاق یک موش
است : آن چیز پرتاب شده من و آن دیگری که بعد بهصورت یک موش ظاهر شده احساسهای
قبلاً گرفته شده از پیرامون، و اکنون گرفته شده توسط پوست یا یک گیرنده حسی مستقر
در پوست بوده که با ماهیت ذرات بنیادی به بالای مغز ارسال میشده.
/
22/10/90
/
نوشتهام دیدم که موش بود با گوشهای بزرگ، و فکر میکنم گوشهای او سوراخی هم داشت.
اینطور در ذهنم است آن موش شکل یکی از موشهای کارتونهای تلویزیون بود که گوشی
دراز ( بزرگ ) و رنگی قهوهای دارد. حال با توجه به یافتههای بدست آمده ازخواب
1/9/74 با سؤال شهردار و شهرداری یعنی چه وخوابهای دیگر. میتوانم بپذیرم مورد
نظر خواب چیزی جز تناسلی نبوده چرا که درخوابهای من فضاهای غاری کناری پنیس بهصورت
گوش و چشم ، و رنگ قهوهای نمادی برای پوست و غشاء، ظاهر و مطرح میشود.
/
مطرح شدن گوشهای بزرگ میباید اشاره به دو فضای غاری کناری پنیس باشد.
/
22/10/90 / سوراخ گوش مطرح شده در خواب، سوراخ پیشابراه در نُک گلانس پنیس بوده
که ارسال کننده پیامهای حسی پنیس به پرده های مغز است.
/
22/10/90
/
بهصورت شیرینی دیدن موش نشاندهندهی گربه بودن من و چون ناهید همان گربه بوده نشاندهندهی
من بودن ناهید بوده.
/
22/10/90
/
نوشتهام یکلحظه دیدم چیز پرتابشده من توی دست و پای آن چیز قرار گرفت و شروع به
غلتیدن روی زمین دورِهم کردند. بعد هم متوجه شدم آن گردش کننده دور اتاق یک موش
است و در این حال دیدم هنوز آن دو چیز نایستادهاند گربهای از دَم در اتاق روی
آنها پرید و موش را به چنگال و دندان گرفت. در این صحنه از خواب، خود من ختنهگاه
پنیس بودهام که مرز مشترکی است بین پوست و فضاهای غاری پنیس.
/////////////////////////////////////////////
چکیدهی
تغییرات و یافتههای جدید :
/
6/8/98
/
امروز متوجه شدم ماشین لندروورِ نمایانده شده در خواب تاریخ 00 /00/ 00 با عنوان «مُنتقلشده
بودم به ماهشهر»، بامعنی ی ماشین زمینگیر، نمادی بوده برای فضای غاری میانی پنیس
با عملکردی بهمانند مارپیچ چرخگوشت.
/
9/8/98
/
با توجه به یافتههای این خواب که در آن اثباتشده دستگاه تناسلی ی مرد یک چرخگوشت
و فضای غاری میانی ی آن، یک مارپیچ چرخگوشت است. در خواب 19/5/73 با عنوان «موش و گربه»، فضای غاری
میانی پنیس هم بهصورت یک مارپیچ چرخگوشت نمایانده شده.
/ 9/8/98
/ با توجه به یافتهها و مفاهیم
خواب بالا که نوشتهام «موش یا ذرات بنیادی ی این خواب، زیرمجموعهی گربه، و
گربه مجموعهی موشها بوده. 22/10/90 .» و با توجه به اینکه ذرات بنیادی ی مطرحشده میباید همان الکترونها با
ماهیت نطفههای ذرات خدای هستی باشند، جمله یادشده به این معنی خواهد بود که (الکترونها
زیرمجموعهی مارپیچ چرخگوشت، و چرخگوشت مجموعهی الکترونها بوده و هستند). به
عبارتی میباید ماشین لندروور بامعنی ی ماشین زمینگیر، فضای غاری ی میانی ی پنیس
با ماهیت اصلی و کاری ی الکترونها باشد که نطفههای ذرات خدای هستیاند. |
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۸, شنبه
موش و گربه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر