۱۳۹۴ شهریور ۲۸, شنبه

موش و گربه

1764
19/5/73
موش و گربه

1
1

951
تمام خواب : یک بار یادم است دیشب خوابی دیده و بیدار شده بودم . تصمیم داشتم بلند شوم ولی خوابم برد و الان آن خواب یادم نیست . اما یادم است خواب دیدم توی ساختمانی که اطاق های تو در تو داشت بودم . هوا تاریک بود و من دید کمی داشتم . یکجا توی اطاقی بودم و کسانی دیگر هم بودند یک جا مثل اینکه را هم دیدم . توی اطاقی یادم است یک دسته اسکناس نو توی دستم بود و میخواستم بشمارم مثل اینکه زنی هم آنجا بود . من شروع به شمردن اسکناسها کردم ولی تمام نکردم ، کمی از آنرا که شمردم دیگر نشمردم و مثل اینکه آنها را توی طاقچه ای گذاشتم ولی فکر اینرا کردم کسی آنها را بر ندارد . بعد میخواستم از اطاق خارج شوم ، زنی توی در خوابیده بود ، جلو در از تکان خوردن پاهای او میدانستم بیدار است ، من از روی او گذشتم و اینطور یادم است وارد هال و بعد وارد اطاق بغل این اطاق شدم . در اینجا چون تاریک و بینائی من کم بود یک مرتبه وقتی وارد اطاق شدم پایم را روی چیزی گذاشتم که بعد متوجه شدم روی صورت بچه ای خوابیده روی زمین گذاشته ام ، بعد یادم است از بالای سر او روی آن بچه خوابیده دولا شده بودم و کوشش میکردم در تاریکی ببینم روی چی پا گذاشته ام . اول از این اتفاق ناراحت بودم ولی بعد دیدم آن کودک مشغول نگاه کردن به من و ذوق کردن و دست و پا زدن است ، در اینجا رفتار برایم تداعی شد که با دیدن من دست و پا میزند و خوشحالی میکند ولی چهره کودک دیده شده هر چند نزدیک به بود ولی پیام نبود و من در تاریکی کم کم چهره خوشحال و ذوق زده فعال آن کودک را دیدم و از ناراحتی و هول پا گذاشتن روی چهره او بیرون آمدم و مشغول نگاه کردن او شدم . در اینجا اینطور یادم است چیزی دور اطاق شروع به دویدن کرد و من چیزی بر داشتم و به طرف آن پرتاب کردم . یک بار هم دوباره چیزی پرتاب کردم که منظور من خوردن آن چیز پرتاب شده به آن چیزی بود که دور اطاق میگشت ( میدوید ) . یک لحظه دیدم چیز پرتاب شده من توی دست و پای آن چیز قرار گرفت و شروع به غلطیدن روی زمین دور هم کردند ، بعد متوجه شدم آن چیز گردش کننده دور اطاق یک موش است ، در این حال دیدم هنوز آن دوچیز نایستاده گربه ای از دم در اطاق روی آنها پرید و موش را به چنگال و دندان گرفت ، تازه متوجه شدم آن چیز دونده یک موش بوده . من در صحنه ای آن موش را با شکل و شمایل خودش دیدم که موش بود با گوشهای بزرگ که فکر میکنم سوراخی هم گوشهای او داشت ، اینطور در ذهنم است آن موش شکل یکی از موشهای کارتونها بود ( کارتونهای تلویزیون ) که گوشی دراز ( بزرگ ) و رنگی قهوه ای دارد . تقریباً وقتی موش را به تنهائی در اسارت گربه دیدم بنظرم موش آمد که جائی بصورت شیرینی دیده ام . یعنی درآن لحظه من آنرا چیزی خوردنی از نوع شیرینی دانستم ( در یک لحظه ) ولی میدیدم او موشی با گوشهای بزرگ قهوه ای رنگ است که توسط آن گربه به سرعت گرفته شد و آن گربه میخواهد آنرا بخورد . در اینجا چیز دیگری یادم نیست ولی خواب من صحنه های بیشتری داشت و کارهای دیگری هم توی آن اطاقها انجام شد که یادم نیست . توضیح : 1 - وقتی وارد اطاق شدم و پایم را روی آن کودک گذاشتم صدائی شنیدم که تقریباً میشود گفت صدای فشار آمده بر صورت آن کودک و صدای چلاندن او بود . 2 - اینطور یادم است بعد دیدم آن کودک روی زمین خوابیده و من روی صورت او دولا هستم ، به دلیل تاریکی اطاق کوشش داشتم به صورت او نزدیک شوم تا ببینم روی چی پا گذاشته ام که دیدم آن کودک مشغول ذوق کردن و دست و پا زدن است و از دیدن من دارد خوشحالی میکند . 3 - من تقریباً روی آن کودک خم بودم و داشتم اورانگاه میکردم . 4 - توی اطاق اول ، زنی که توی اطاق جلو در خوابیده بود مثل اینکه یک پایش ( پای راست ) را از زانو در حال دراز کش کمی خم کرده بود .
/////////////////////////////////////////////
چکیده‌ی یافته‌های درست و اشتباه گذشته :
/ 8/2/75 / در این خواب من همان گربه دیده شده، و آن کودک، موش زیر چنگال من بوده 4.18 .
/ 8/2/75 / در این خواب یک جا نوشته‌ام پایم را روی صورت بچه‌ای خوابیده روی زمین گذاشتم و یک جا نوشته‌ام گربه‌ای موش را به چنگال و دندان گرفت و یک جا هم موش را به‌صورت شیرینی دیده‌ام. به‌نظرمن علت دیدن این صحنه‌های جور واجور این است که تمام این صحنه‌ها یکی و من همان گربه و موش دیده شده بوده‌ام منت‌ها از دید خودم و مسائل مربوط به خودم، درنتیجه خود من آن گربه، و آن کودک موش زیر دست‌وپای من بوده، - 8.12 .
/ 22/10/90 / با توجه به معانی و مفاهیم خواب 27/3/76 با سؤال «منصور یعنی چه، معنی منصور چیست» که در آن ناهید جانشین گربه شده، در این خواب ناهید خودِ من، و من همان گربه (و موش) دیده‌شده بوده‌ام.
/ 22/10/90 / در این خواب موش دیده شده، ذرات بنیادی ی در حال گردش در پوست، و در گیرنده‌های حسی مستقر در پوست و غشاء بوده.
/ 22/10/90 / موش یا ذرات بنیادی ی این خواب، زیر مجموعه‌ی گربه، و گربه مجموعه یِ موشها یا ذرات بنیادی یک سلول یا بافت، و بدن پر سلولی بوده.
/ 22/10/90 / نوشته‌ام یک لحظه دیدم چیز پرتاب شده من توی دست و پای آن چیز قرار گرفت و شروع به غلطیدن روی زمین دور هم کردند و بعد متوجه شدم آن چیز گردش کننده دور اتاق یک موش است : آن چیز پرتاب شده من و آن دیگری که بعد به‌صورت یک موش ظاهر شده احساسه‌ای قبلاً گرفته شده از پیرامون، و اکنون گرفته شده توسط پوست یا یک گیرنده حسی مستقر در پوست بوده که با ماهیت ذرات بنیادی به بالای مغز ارسال می‌شده.
/ 22/10/90 / نوشته‌ام دیدم که موش بود با گوش‌های بزرگ، و فکر میکنم گوش‌های او سوراخی هم داشت. این‌طور در ذهنم است آن موش شکل یکی از موش‌های کارتون‌های تلویزیون بود که گوشی دراز ( بزرگ ) و رنگی قهوه‌ای دارد. حال با توجه به یافته‌های بدست آمده ازخواب 1/9/74 با سؤال شهردار و شهرداری یعنی چه وخواب‌های دیگر. می‌توانم بپذیرم مورد نظر خواب چیزی جز تناسلی نبوده چرا که درخواب‌های من فضاهای غاری کناری پنیس به‌صورت گوش و چشم ، و رنگ قهوه‌ای نمادی برای پوست و غشاء، ظاهر و مطرح می‌شود.
/ مطرح شدن گوش‌های بزرگ می‌باید اشاره به دو فضای غاری کناری پنیس باشد.
/ 22/10/90 / سوراخ گوش مطرح شده در خواب، سوراخ پیشاب‌راه در نُک گلانس پنیس بوده که ارسال کننده پیام‌های حسی پنیس به پرده های مغز است.
/ 22/10/90 / به‌صورت شیرینی دیدن موش نشان‌دهنده‌ی گربه بودن من و چون ناهید همان گربه بوده نشان‌دهنده‌ی من بودن ناهید بوده.
/ 22/10/90 / نوشته‌ام یک‌لحظه دیدم چیز پرتاب‌شده من توی دست و پای آن چیز قرار گرفت و شروع به غلتیدن روی زمین دورِهم کردند. بعد هم متوجه شدم آن گردش کننده دور اتاق یک موش است و در این حال دیدم هنوز آن دو چیز نایستاده‌اند گربه‌ای از دَم در اتاق روی آنها پرید و موش را به چنگال و دندان گرفت. در این صحنه از خواب، خود من ختنه‌گاه پنیس بوده‌ام که مرز مشترکی است بین پوست و فضاهای غاری پنیس.
/////////////////////////////////////////////
چکیده‌ی تغییرات و یافته‌های جدید :
/ 6/8/98 / امروز متوجه شدم ماشین لندروورِ نمایانده شده در خواب تاریخ 00 /00/ 00 با عنوان «مُنتقل‌شده بودم به ماهشهر»، بامعنی ی ماشین زمین‌گیر، نمادی بوده برای فضای غاری میانی پنیس با عملکردی به‌مانند مارپیچ چرخ‌گوشت.
/ 9/8/98 / با توجه به یافته‌های این خواب که در آن اثبات‌شده دستگاه تناسلی ی مرد یک چرخ‌گوشت و فضای غاری میانی ی آن، یک مارپیچ چرخ‌گوشت است. در خواب 19/5/73 با عنوان «موش و گربه»، فضای غاری میانی پنیس هم به‌صورت یک مارپیچ چرخ‌گوشت نمایانده شده.
/ 9/8/98 / با توجه به یافته‌ها و مفاهیم خواب بالا که نوشته‌ام  «موش یا ذرات بنیادی ی این خواب، زیرمجموعه‌ی گربه، و گربه مجموعه‌ی موش‌ها بوده. 22/10/90 .» و با توجه به اینکه ذرات بنیادی ی مطرح‌شده می‌باید همان الکترون‌ها با ماهیت نطفه‌های ذرات خدای هستی باشند، جمله یادشده به این معنی خواهد بود که (الکترون‌ها زیرمجموعه‌ی مارپیچ چرخ‌گوشت، و چرخ‌گوشت مجموعه‌ی الکترون‌ها بوده و هستند). به عبارتی می‌باید ماشین لندروور بامعنی ی ماشین زمین‌گیر، فضای غاری ی میانی ی پنیس با ماهیت اصلی و کاری ی الکترون‌ها باشد که نطفه‌های ذرات خدای هستی‌اند.

هیچ نظری موجود نیست: